صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
4
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
جوادآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 26 آبان 1385
مجموع ارسالها: 318
اعتبار کسب شده: 1150
محل سکونت: سکون معنا ندارد
سن: 19
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 01 تير 1386، ساعت 15:00
 1 سال پيش
#361
 
با تو به هر غم سنگ صبورم



بي تو شکسته تاج غرورم



با تو يه چشمه چشمه روشن



بي تو يه جاده م که سوت و کورم

_________________
من منم،هيچ‌کس به جاي من نيست و من به جاي هيچ‌کس نيستم،پس آن‌گونه زندگي مي‌کنم که مي‌انديشم.
هميشه راهي براي نفوذ است و هيچ سيستمي به طور مطلق امن نيست. بلکه بايستي آن راه نفوذ را کشف کرد .هنر هک هم در همين نکته متبلور ميشود
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2872
اعتبار کسب شده: 6959
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 20:15
 1 سال پيش
#362
 
امروز
بار ديگر کتاب داستان زندگيم
را برگ زدم
بيست و چهارمين برگ آن
را مي خوانم
بعضي برگها را زود وسريع خواندم
بعضي را
کند و آهسته
هر برگ زندگيم
چهار رنگ دارد
سبــز و زرد و نارنجي و سفيد
يک چارمي
از اين برگ هم گذشت ...

_________________


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط سياسفيد در تاريخ شنبه 02 تير 1386، ساعت 20:43 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2354
اعتبار کسب شده: 3487
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 20:24
 1 سال پيش
#363
 
هر
کي
اينجا
مينويسه
بايد
زياد
اينتر
بزنه
و
رنگ
رنگي
کنه؟
Mr. Green Mr. Green Mr. Green

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2872
اعتبار کسب شده: 6959
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 8:14
 1 سال پيش
#364
 
پرنده مردني است

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست کشيده ي شب مي کشم
چراغ هاي رابطه تاريکند
چراغهاي رابطه تاريکند
کسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد کرد
کسي مرا به ميهماني گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني ست...

منبــع : http://www.qoqnoos.com/body/poem/new-poem/forough-farokhzad/poem.htm

_________________
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اشکبوسآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 01 مهر 1385
مجموع ارسالها: 157
اعتبار کسب شده: 356
محل سکونت: حيات کوچک پاييز در زندان...
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 15 تير 1386، ساعت 12:54
 1 سال پيش
#365
 
نفس بر آمد و کام از تو بر نمي آيد
چرا به بخت من امشب سحر نمي آيد...

_________________
و با شتاب آبدزدک از خواب برکه بوسه ميدزديد.
تو داشت او ميشد
که دست من از قصه ها تو را دزديد...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2278
اعتبار کسب شده: 4505
جنسيت: زن
ارسال جمعه 15 تير 1386، ساعت 14:29
 1 سال پيش
#366
 
مثل آب زلال پاک بودم
ساده بودم
تو نبودي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
eastgirlآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 25 دي 1385
مجموع ارسالها: 582
اعتبار کسب شده: 619
محل سکونت: همانجايي که ماهي ها زندگي مي کنند!
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 21 تير 1386، ساعت 11:13
 1 سال پيش
#367
 
زندگي دفتري از خاطر ه است. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان ميگذرد ما همه همسفريم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
eastgirlآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 25 دي 1385
مجموع ارسالها: 582
اعتبار کسب شده: 619
محل سکونت: همانجايي که ماهي ها زندگي مي کنند!
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 21 تير 1386، ساعت 11:16
 1 سال پيش
#368
 
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره .آري با تو هستم .. با تويي که ،از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
eastgirlآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 25 دي 1385
مجموع ارسالها: 582
اعتبار کسب شده: 619
محل سکونت: همانجايي که ماهي ها زندگي مي کنند!
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 21 تير 1386، ساعت 11:20
 1 سال پيش
#369
 
زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عاشق تنهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 ارديبهشت 1386
مجموع ارسالها: 249
اعتبار کسب شده: 309
محل سکونت: سرزمين تاريکي
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 21 تير 1386، ساعت 21:09
 1 سال پيش
#370
 
گفتمش : دل مي خري ؟
برسيد چند؟
گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاک افتاده بود
جاي بايش روي دل جا مانده بود

_________________
هست طومار دل من به درازاي ابد
بنوشته ز سرش تا سوي پايان "تو مرو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
TITAN
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

مجموع ارسالها: 983
اعتبار کسب شده: 2475
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 22 تير 1386، ساعت 1:46
 1 سال پيش
#371
 
ديدم پري رخي به ره و گذار مست
چشمش به خواب مي شده اندر خمار مست

گفتم که اي صنم همه مستان عشق تو
در گوش ها نشسته و در انتظار مست

چندين هزار عاشق سر گشته در ره است
ما نيز در ميان چندين هزار مست

دلبر جواب داد که بي سيم و بي زري
مفلس کجا رسد به بر غم گسار مست؟؟

گفتم که..................



---------------------------
انتخاب رنگ قرمز تصادفي نمي باشد

_________________
NO PAIN, NO GAIN
در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
يادگار من است اين درخت که خستگي تبرت را مي گيرد عميق تر بزن سطحي نمي خواستمت....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1131
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 22 تير 1386، ساعت 19:07
 1 سال پيش
#372
 
TITAN نوشته بود:
ديدم پري رخي به ره و گذار مست
در گوشه ها نشسته و در انتظار مست

ما نيز در ميانه ي چندين هزار مست

مفلس کجا رسد به برِ غمگسار مست؟؟

گفتم که..................


ايناييش که اصلاحاتش واضح بود، اصلاح کردم.
بيت اول هم وزنش مشکل داره، خودت درستش کن ديگه؛ مگه من خاتميم؟

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1131
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 22 تير 1386، ساعت 19:13
 1 سال پيش
#373
 
eastgirl نوشته بود:
زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است

همه رو توي يک سطر ننويس!

در ضمن؛
تلخ است که لبريز حقايق شده است.
زرد است که با درد موافق شده است.

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي.
پاييز بهاري ست که عاشق شده است!


أيضاً از همين شاعر:
يک دو سه چهار... را شمردم تک تک
آهسته به دنبال تو رفتم با شکّ

وقتي که بزرگتر شدم فهميدم:
تمرين جدايي است قايم باشک!


و نيز:
انشام دوباره بيست، باباي گلم!
موضوع: کسي که نيست، - باباي گلم -

ديشب زن همسايه به من گفت: يتيم.
معناي يتيم چيست؟ باباي گلم؟!


ميلاد عرفان‌پور

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عاشق تنهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 ارديبهشت 1386
مجموع ارسالها: 249
اعتبار کسب شده: 309
محل سکونت: سرزمين تاريکي
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 23 تير 1386، ساعت 9:39
 1 سال پيش
#374
 
ليلي زير درخت انار نشست . درخت انار عاشق شد ، گل داد ، سرخ سرخ .
گل ها انار شد ، داغ داغ . هر اناري هزار تا دانه داشت . دانه ها عاشق بودند ، دانه ها توي انار جا نمي شدند . انار کوچک بود . دانه ها ترکيدند . انار ترک برداشت . خون انار روي دست ليلي چکيد .
ليلي انار ترک خورده را از شاخه چيد . مجنون به ليلي اش رسيد .
خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود .
کافي ست انار دلت ترک بخورد ...

_________________
هست طومار دل من به درازاي ابد
بنوشته ز سرش تا سوي پايان "تو مرو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
honeyآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 982
اعتبار کسب شده: 3468
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 25 تير 1386، ساعت 2:15
 1 سال پيش
#375
 
گاهي سختي هاي زندگي لذت بخش تر از هر چيزيه ......
هميشه بخاطر همه چيز ازت تشکر کردم Razz
اطمينان خاطري که تو بمن ميدي هميشه گرمم ميکنه ..وجودم رو مملو از تو ميکنه Angel
خداي من ...من هميشه وجودت رو حس ميکنم . با تمام وجودم ...
Angel
امروز هم ميخوام خالصانه و عاشقانه ازت تشکر کنم Angel

_________________
چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط honey در تاريخ شنبه 13 مرداد 1386، ساعت 17:21 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است لاف عشق!
1
پاسخها: 10 بیننده: 443 نویسنده: aram

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: