| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 10:14 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#16
|
| |
از شيرين عبادي تا شيعيان بلژيک
نقد رويکرد سياسيون ايران به منافع ملي
علي ايماني ـ پاريس
همانگونه كه انتظار ميرفت، نامه آقاي احمدينژاد به جورج بوش، واكنشهايي در داخل و خارج از كشور داشت و بررسي اين واكنشها به ويژه در داخل، شايد به ما كمك كند تا نقش خود را در سرنوشت كشور بهتر بشناسيم.
در داخل، واكنشهاي زيادي نسبت به اين نامه ديده شد كه رسانهها در انتقال آن به افكار عمومي، وظيفه خود را انجام دادند. در بررسي اين واكنشها، دو جناح، قلمها و ميکروفونها را براي تنوير افكار عمومي به دست گرفتند. گروهي اين نامه را الهام الهي پنداشته و خواستار تدريس آن در مدارس شدند و دستهاي ديگر، با انتقادهاي تند خود، به رئيسجمهور هشدار دادند كه پا را فراتر از حيطه تعيين شده خود نهند و خود را در مقام رسول گرامي اسلام (ص) و يا بنيانگذار جمهوري اسلامي نگذارد. در اين ميان، بسياري از مردم و انديشمندان از هر دو جناح مطرح كشورمان، با اميد اثربخشي اين نامه در رفع دسيسههاي دشمن، از اين عمل استقبال كردند. در هر صورت، گذر زمان به ما نشان خواهد داد كه به رغم تلاش دشمنان اين مرز و بوم، اين نامه چه تأثير احتمالي بر روند مسائل ايران و بحران غرب با ما خواهد داشت.
در هفتههاي گذشته، كساني كه در غرب زندگي ميكنند، شاهد بودند كه تمام رسانههاي اين ديار در يك حركت حساب شده، بيشترين تلاش خود را براي معرفي احمدينژاد به عنوان علتالعلل بحران كنوني با ايران و خطر بالقوه آتي براي جهان به كار بردند. كساني كه در فرانسه زندگي ميكنند، شاهد تصاويري از احمدينژاد بر روي بيلبردهاي بزرگ جاده اي در طول تمام شاهراهها بودند كه با نصب عكس بزرگ كه شبيه به عكسي از هيتلر بود، ميخواستند، او را عامل جنگ آتي جهان و بحرانهاي آينده نشان دهند.
همگان شاهد بودند كه رسانههاي غربي، در پي بالا رفتن قيمت نفت و در پي آن، افزايش قيمت بنزين مصرفي شهروندان غربي، در پي القاي اين بودند كه عامل اصلي اين افزايش، شخص احمدينژاد است كه با لجاجت در مقابل خواست بينالمللي مقاومت ميكند و در پي ساخت بمب اتم است. كساني كه با رسانههاي غربي سر و كار دارند، به خوبي ميدانند كه اينگونه كارها، نوعي بسترسازي و آماده كردن افكار عمومي براي اقدامات بعدي غرب است. در واقع، رسانههاي غربي اين ادعا را دارند كه با پيشبينيهاي خود، هميشه يك فاز از رخدادها جلوترند و در پي انتظار مردم و با توجه به اصل علت و معلول، هميشه موفق به يافتن علت اصلي ميشوند و در زمينه مسائل اخير، علت اصلي را يافتهاند و آن هم اين موجود غيرمتعارف؛ يعني احمدينژاد است. رسانهها با مصاحبه با كارشناسان زبده غربي و تحليلهاي عريض و طويل، سعي در اثبات اين ادعا داشتند. اين روزها كمتر كسي در غرب يافت ميشود كه در اين مدت با نام احمدينژاد، آشنا نباشد.
شايد نوشتن نامه به جورج بوش، به خاطر اين هجمه رسانهاي بوده باشد كه مسئولان كشور، اقدام به اين كار با توجه با تاريخ كنشهاي جند ساله اخير ما با غربيها، به ويژه با آمريكا کرده باشند؛ چيزي كه در پي اين نامه به خوبي در رسانههاي غربي پيداست، تغيير پرداخت به موضوع ايران است. در پي اين نامه كه رسانهها مجبور به انتشار بخشهايي از آن شدند، اينان را در مقابل پرسشي ناگفته از طرف افكار عمومي قرار داد و آن اين كه شما ميگفتيد، اين هيتلر مدرن است، ولي نامه وي با فرض شما نمي خورد. صداهايي از گوشه كنار به طور خفيف بلند شد، با آن كه همه ميگفتند، اين فرد خطرناكي است و در پي اثبات آن بودند، اين نامه، مانعي در اين راه شد.
پس از درج اين نامه، برخي رسانهها مجبور شدند، بخشهايي از آن را درج و با تحليلهاي خود، اثرات احتمالي آن را محدود كنند، به همين دليل و با توجه به شناخت اندكي كه از فرهنگ مسيحي و صلحطلبانه بيشتر مردم عادي غرب داشتيم با دوستان در پي يافتن اصل نامه به زبان فرانسه شديم. در روزهاي اول تنها بخشي از اين نامه، به زبان فارسي و انگليسي در دست بود و فقط رونامه «لوموند» فرانسوي، آن را به زبان انگليسي در اختيار مخاطبان خود قرار داد و اين، نشان ميداد كه فرانسويها زياد مايل به پخش همه اين نامه نيستند. با دوستان تصميم گرفتيم، اين نامه را به زبان فرانسه ترجمه كرده و در سايتي براي دسترسي فرانسهزبانان قرار دهيم. به اين ترتيب، پس از گذر از مقدمات و تصحيح و تطبيق با اصل فارسي آن، به يكي از مسئولان براي ياري گرفتن در اين راه، مراجعه كردم و به منظور پخش هرچه بيشتر متن اين نامه از دوستان ياري خواستم، ولي با كمال تعجب، جواب اين بود كه چون اين نامه به احمدينژاد مربوط ميشود، امكان ياري ضعيف است. شنيدن اين سخن براي راقم، چنان سنگين آمد كه مدتي فكر من را مشغول اين نوع برخورد كرد، چرا كه اين واكنش يك مسئول نظام جمهوري اسلامي بود. گذري به برخوردهاي مشابه كردم و افسوس بر حال خودمان خوردم كه هنوز ما به حدي از رشد سياسي نرسيدهايم كه فرقي بين مسائل حزبي با منافع و مصالح كشور فرق بگذاريم.
شب كه به منزل آمدم، ترجمه فرانسوي آماده را ديدم كه شيعيان غير ايراني مقيم بلژيك آن را با يك كار بسيار زيبا در صحنه اينترنت گذاشتهاند كه براي مشاهده آن ميتوان به لينك زير مراجعه كرد.
http://www.al-imane.com/index.php?ind=news&op=news_show_single&ide=24 با ديدن اين برخورد باز تأسفم افزون شد. چطور ميشود كه دوستداران ايران و فرهنگ تشيع به خاطر نگراني از كشوري كه دوست دارند، با امكانات خيلي كم، از وقت خود گذشته و چنين كاري را به اين خوبي به نمايش گذاشتند و ما كه بر سر اين سفره نشسته ايم، اينچنين گرفتاريم؟
با مرور مسائل چند هفته اخير در مورد مسائل ايران و اظهارات متفاوت، نكاتي ديدم كه جا دارد، دلسوزان ما در مورد آن تأمل كنند.
خانم شيرين عبادي در سفر اروپايي خود براي معرفي كتاب اخيرش، در چند كشور مصاحبه داشت و خبرنگاران، علاوه بر موضوعات كتاب و كارهاي ايشان، از وي در مورد انرژي هستهاي و يا امكان حمله نظامي آمريكا و اسرائيل سؤال کردند. با توجه به اين كه ايشان موفق به كسب جايزه نوبل شدهاند، در ميان رسانههاي غربي، جايگاه خاصي دارند. به رغم اين كه ايشان ميتوانست در راستاي خواست خبرنگاران جواب دلخواه آنان را بدهد، هر بار در اين زمينه بر حق استفاده از انرژي اتمي در مصارف صلحآميز كشورمان تأييد و ضمن محكوم كردن حمله نظامي، آمادگي خود را براي دفاع از كشور اعلام مي كردند.
جناب آقاي ابطحي كه به عنوان سخنگوي نيمهرسمي طيفي از فعالان سياسي كشورمان در سايت خود قلم ميزنند، با گلايه از خانم عبادي، نتيجه گيري کردند: اگر ايشان انتخابات را تحريم نميكردند، اين گونه كشور در معرض خطر حمله نظامي قرار نميگرفت. روشن است که قضاوت بين اين دو برخورد، كار دشواري نيست.
چه خوب ميشد كه فعالان سياسي ما از هر جناح و فكري، همان گونه كه بيشتر كارهاي سياسي خود را از كشورهاي پيشرفته غربي كپي ميكنند. در زمينه دفاع از مصالح و منافع ملي هم از آنان سرمشق گرفته و دعواهاي گروهي را در اين مورد فراموش و كشور را در گذر از مرحله حساس و بحراني ياري كنند.
به ياد دارم كه در دوران نخستوزيري «ادوارد بلادور» در سال 1992 دو تبعه ايراني در فرودگاه «اورلي» پاريس، به اتهام دست داشتن در قتل برادر سرکرده گروه تروريستي مجاهدين در سوئيس دستگير شدند و دولت سوئيس، تقاضاي رسمي استرداد اين دو را از فرانسه داد و رسانهها هم اين مطلب را درج كردند، ولي برخلاف انتظار، اين دو روانه ايران شدند و زماني كه از آقاي بلادور در اين باره پرسيده شد، ايشان گفتند كه مصالح كشور حكم ميكرد ما اين گونه عمل كنيم و پس از اين اعلام نخست وزير، به خاطر ندارم، رسانه يا گروه سياسي بر اين عمل دولت وقت، خرده گرفته و آن را كه خلاف قرارداد رسمي استرداد مجرمان بين دو دولت اروپايي بود، پيراهن عثمان كنند.
در مرام عرفا، كساني موفق ميشوند به مقامي برسند كه از «من» گذشته باشند. ما ميبينيم كه غربيها زماني كه منافع و مصالح كشورشان حكم ميكند، از «من» حزب و گروه ميگذرند، آيا روزي خواهد رسيد كه ما هم در رابطه با منافع و مصالح كشورمان، شاهد حركاتي از اين دست از سوي نخبگان خود باشيم؟
بازتاب |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 11:16 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#17
|
| |
| احسان نوشته بود: |
| شايد نوشتن نامه به جورج بوش، به خاطر اين هجمه رسانهاي بوده باشد كه مسئولان كشور، اقدام به اين كار با توجه با تاريخ كنشهاي جند ساله اخير ما با غربيها، به ويژه با آمريكا کرده باشند؛ چيزي كه در پي اين نامه به خوبي در رسانههاي غربي پيداست، تغيير پرداخت به موضوع ايران است. در پي اين نامه كه رسانهها مجبور به انتشار بخشهايي از آن شدند، اينان را در مقابل پرسشي ناگفته از طرف افكار عمومي قرار داد و آن اين كه شما ميگفتيد، اين هيتلر مدرن است، ولي نامه وي با فرض شما نمي خورد. صداهايي از گوشه كنار به طور خفيف بلند شد، با آن كه همه ميگفتند، اين فرد خطرناكي است و در پي اثبات آن بودند، اين نامه، مانعي در اين راه شد. |
به نظر من مسأله اينه که اگه احمدي نژاد حرفهايي براي گفتن داشت و مي خواست مسائل و سؤالاتي رو مطرح کنه، اين کار رو به روشهاي خيلي زيادي مي تونست انجام بده. چه دليلي داشت به بوش نامه بنويسه؟ مثلاً مي تونست همين نامه رو خطاب به دبيرکل سازمان ملل بنويسه و همين مسائل رو مطرح کنه.
| احسان نوشته بود: |
| به منظور پخش هرچه بيشتر متن اين نامه از دوستان ياري خواستم، ولي با كمال تعجب، جواب اين بود كه چون اين نامه به احمدينژاد مربوط ميشود، امكان ياري ضعيف است. |
متأسفانه در جو سياسي ايران ديدگاههاي تنگ نظرانه تقريباً کم و بيش در همه گرايشها و جناحهاي موجود وجود داره و مختص جناح خاصي نيست. تا زماني که اين ديگاهها اصلاح نشن، جو سياسي موجود در جامعه اصلاح نمي شه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 11:33 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#18
|
| |
حتي ميتونست به پاپ نامه بنويسه! يا حتي به آقاي خامنه اي و حتي به رئيس دانشگاه شيراز!!! عزيز من! داستان سر اينه که آقاي احمدي نژاد تابوي گفتگو با آمريکا رو شکونده! و گرنه نامه به رئيس سازمان ملل نوشتن که کار منحصر به فردي نبود!
___
اگر خاتمي اين کار رو کرده بود ... |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
پاسارگاد  زبون بسته!
تاريخ عضويت: جمعه 01 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 12 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 18:23 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#19
|
| |
این متن طنز آمیز را از طریق E-mail دریافت کردم و نمیدونم نویسنده اش کیست !! :
" متن كامل پاسخ بوش به احمدي نژاد
متن كامل نامه بوش به احمدى نژاد را اندكي پيش روزنامه ايچنا- چاپ شانگهاي- مخابره كرد. در اين نامه آمده است:
«آقاي محمود احمدي نژاد
رييس جمهور جمهوري اسلامي ايران؛
نامه ارسالي شما از طريق سفارت سوييس، حافظ منافع ايالات متحده امريكا در ايران، دريافت شد. بسيار خوشحال هستم كه سرانجام باب تعامل و گفتگو بين دو كشور بزرگ و اثرگذار جهان يعني جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا با اين نامه باز شده است. همچنين درايت شمار را در تنظيم آن متن مصلحانه ميستايم كه به جاي پرداختن به مسايل بي اهميتي نظير نفت به دغدغههاي بزرگتر بشري پرداخته بوديد. اين نشان ميدهد كه ما و شما در يك چيز با هم اتفاق نظر داريم و آن همان است كه شما ايراني ها به آن "كار را به كاردان بسپار" ميگوييد. به عبارت بهتر شما قبول داريد كه دخالت در كارهاي كم اهميت مربوط به زمين بر عهده ما باشد و تعيين تكليف در مورد امور آسماني به عهده شما. كاملا موافقم به شرط آنكه به كاهش بهاي نفت كمك كند!
آقاي رييس جمهور
گمان ميكنم – فارغ از اوضاع و افكار عمومي حاكم بر تهران و واشينگتن- من و شما در بسياري از مسايل مثل هم فكر ميكنيم.
مثلا شما از اين نگران هستيد كه ما عراق را 50 سال به عقب برگردانيم و ما هم از اين نگران هستيم كه شما ايران را 50 سال به عقب برگردانيد! شما نگران اين هستيد كه ما صدها ميليارد دلار از خرانه چند كشور بيگانه برداريم و صرف هزينههاي خودمان غيرضروري كنيم و ما هم نگران اين هستيم كه شما صدها ميليارد دلار از خزانه كشور خودتان برداريد و صرف هزينههاي نامربوطِ ديگران كنيد!
يا مثلا شما از من ميپرسيد: " چرا چنين مخالفت گسترده اى با برگزارى همه پرسى انجام مى شود؟ " و من هم از شما ميپرسم " چرا چنين مخالفت گسترده اى با برگزارى همه پرسى انجام مى شود؟ " منتها شما از رييس جمهور امريكا در مورد همهپرسي در "فلسطين" ميپرسيد و من از رييس جهمور ايران در مورد همهپرسي در "ايران"!
در حقيقت حتي من فكر ميكنم كه ما حتي در مورد مساله اسراييل هم يكسان عمل ميكنيم: من طوري در مورد اسراييل و هويت تاريخيِ آن صحبت ميكنم كه در نهايت به سود منافع امريكا باشد و شما هم طوري در مورد اسراييل و هويت تاريخي آن حرف مي زنيد كه در نهايت به سود منافع امريكا باشد!
آقاي رييس جمهور احمدي نژاد
قطعا ميدانيد كه من نه آموزگارم و نه مانند شما سواد آكادميك و دانشجو دارم. اما تا آنجا كه آقاي سازگارا به من گفتهاند شما در رشته مهندسي عمران كه يك رشته فني است تحصيل كردهايد و در دانشكدهاي فني از دانشگاه علم و صنعت نيز تدريس كردهايد. بنابراين من نميفهمم كه چطور دانشجويان مهندسي، در كلاسهاي فني با شما كه معلمشان بودهايد در مواردي نظير سياستهاي امريكا، صلح جهاني، آمورههاي مسيح(ع) و ليبراليسم بحث مي كردهاند و شما نيز تاريخ جنگهاي جهاني و هولوكاست را به آنها آموزش ميدادهايد!
آيا مفهوم "رشتههاي مهندسي" در ايران به معناي همان چيزي است كه در ساير جاهاي دنيا به آن "علوم انساني" ميگويند ؟ يا واقعا شما به كسي كه قرار است سد و جاده و ساختمان بسازد در مورد تاريخ و فلسفه و دين و سياست آموزش ميدهيد؟! اگر اينگونه است پس بيجهت نيست كه چند برابر تلفات كلِ ارتشهاي خاورميانه و آسيا، هر سال تلفات جادهاي داريد و با هر زلزلهي متوسطي، دهها هزار نفر در ايران كشته ميشوند!
آقاي احمدينژاد عزيز
البته نميخواهم با اين نامه در امور داخلي كشور شما دخالت كنم و اصولا گزينه نظامي را ترجيح ميدهم ولي به آن دسته از مردم و يا دانشجويان كه به نوشته شما دايما "نقشه 60 سال پيش جهان را نگاه ميكنند و دنبال اسراييل ميگردند و نميتوانند آنرا پيدا كنند" توصيه مي كنم تعداد كشورهاي جهان در آن تاريخ را از روي نقشهها و كرههاي قديمي بشمارند و با تعداد كشورهاي جهان در حال حاضر مقايسه كنند، تا آرام بگيرند و بگذارند ما هم آرام باشيم.
گذشته از اينها من گمان ميكنم بهتر است اگر برايتان مقدور نيست تا به دانشجويان رشتههاي مهندسيتان درسهاي فني بياموزيد، دست كم تعدادي نقشه و كره جغراقيايي جديد براي آنها تهيه كنيد تا اينقدر مجبور نباشند اسراييل را بر روي نقشهها و كرههاي 60 سال پيش پيدا كنند! (ايالات متحده امريكا حاضر است تحريمهاي ايران را در خصوص فروش تعداد معدودي نقشه و كره جديد توسط شركتهاي امريكايي به موسسات ايراني را لغو كند به شرط آنكه ايران هم كليه فعاليتهاي غنيسازي خود را فورا به حالت تعليق درآورد!)
آقاي محمود احمدينژاد
شما در نامهي طولانيتان يك سطر را به مسايلي كه بايد براي ايرانيها خيلي مهم باشد مثل " كودتاى ۱۳۳۲ و به تبع آن سرنگونى رژيم مشروع وقت، مخالفت با انقلاب اسلامى، تبديل سفارت به مقر حمايت از فعاليت هاى مخالفان جمهورى اسلامي، حمايت از صدام در جنگى كه عليه ايران به راه انداخت، مورد اصابت قرار دادن هواپيماى مسافربرى ايرانى و مسدود كردن دارايى هاى ملت ايران" اختصاص دادهايد و در مقابل 12 صفحه در مورد مسايلي كه براي شهروندان امريكايي مهم است مثل وضعيت روحي سربازان امريكايي در عراق، هرينههاي سرسام آور جنگ عراق و دفاع از اسراييل براي مالياتدهندگان امريكايي، يازده سپتامبر و عوامل آن، كودتاها در امريكاي لاتين، بيخانمانهاي ايالات متحده و دستورات عيسي مسيح(ع) نوشتهايد.
اين نشانه حسن نيت شماست و من از طرف ملت و دولت امريكا از شما سپاسگزارم كه حتي در اين شرايط بحراني و در اين مجال و موقعيت تكرار ناشدني نيز، آنقدر مهربان و از خودگذشتهايد كه به جاي كشور و ملت خودتان به فكر ايالات متحده و ساكنان آن هستيد. مطمئن باشيد هيچ رييسجمهور در طول تاريخ مانند شما عمل نخواهد كرد!
همكار عزيز
متاسفانه بيش از اين وقتي براي پاسخ به نامه شما ندارم وبايد براي گروهي از نيروي دريايي كه در قالب سه ناو هواپيمابر عازم خليجِ هميشه فارس ايران هستند، عازم يكي از بنادر شوم. به هرحال صميمانهترين تشكرات خود و همكارانم به ويژه خانم رايس را از اينكه با درك موقعيت ما، نامهتان را طوري تنظيم كرديد كه كوچكترين خللي در تلاشهاي ما در خصوص اجماع جهاني بر عليه ايران وارد نساخت، تقديم دارم.
با سپاس و احترام
جورج بوش كوچك
رئيس جمهور ايالات متحده امريكا
پي نوشت: راستي دوست عزيز
چون نه در امريكا و در هيچ كجاي جهان، هيچ سفارتخانه و حتي شخصي حافظ منافع ايران نيست؛ مجبورم اين نامه را با يك كبوتر ارزان قيمت چيني بفرستم يا اينكه وقتي خودم آمدم ايران آنرا بهت تحويل بدهم. اميدوارم راه اول كمتر طول بكشذ!
جورج» " |
|
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 1347 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 18:38 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#20
|
| |
به راستي که آنان که چنين نامه اي را تنظيم ميکنند چه ...
واقعا متاسفم . |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2872 اعتبار کسب شده: 6959 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 21:18 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#21
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
جنتي: نامه احمدي نژاد، «الهام» از طرف خدا بود؛ عجیب و غریب بود.
|
و اما کروبي .....
آفتاب: مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي با انتشار نامه اي سرگشاده به آيت الله احمد جنتي دبير شوراي نگهبان و خطيب جمعه تهران به اظهارات اخير وي در نمازجمعه تهران پرداخت و سخنان وي را كه تاكيد كرده بود : " نامه رييس جمهور از الهامات خداوند بود " و "اين نامه بايد در مدارس تدريس شود " مورد توجه قرار داده و انتقاداتي را به ايشان وارد ساخته است. آيت الله جنتي همچنين از صدا و سيما خواست مكررا آنرا بخواند.
پيش از اين نيز روزنامه جمهوري اسلامي به مدير مسئولي حجت الاسلام مسيح مهاجري نيز از آيت الله جنتي انتقاد كرده و ضمن اشاره به اظهارات احمد جنتي متذكر شده توصيه دوستداران آيت الله جنتي به ايشان اينست كه ضمن اندازه نگهداشتن و رعايت حدود در تعريف و تمجيدها , از انتقاد بجا و منصفانه نيز خودداري نكنند تا سخنانشان تاثير لازم را داشته باشد
با اين حال آقاي كروبي در نامه خود به دبير شوراي نگهبان تاكيد كرده است:خطبههاي نماز جمعه تهران چه بخواهيم و چه نخواهيم يكي از تريبونهاي نيمهرسمي نظام جمهوري اسلامي است و من براي نشان دادن اينكه آنچه در برخي خطبهها و خطابهها ارائه ميشود، الزاماً بيانگر مواضع نظام و دوستداران آن نيست، ناگزيرم نامههايي صريح و سرگشاده بنويسم. از جمله اين خطابهها يكي هم آخرين خطبهي شما درباره نامه آقاي دكتر محمود احمدينژاد به آقاي جورج بوش است.
متن كامل نامه آقاي كروبي به آيت الله جنتي (كليك كنيد) |
|
_________________
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 ارديبهشت 1385، ساعت 22:50 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#22
|
| |
| siasefid نوشته بود: |
| ... پيش از اين نيز روزنامه جمهوري اسلامي به مدير مسئولي حجت الاسلام مسيح مهاجري نيز از آيت الله جنتي انتقاد كرده و ضمن اشاره به اظهارات احمد جنتي متذكر شده توصيه دوستداران آيت الله جنتي به ايشان اينست كه ضمن اندازه نگهداشتن و رعايت حدود در تعريف و تمجيدها , از انتقاد بجا و منصفانه نيز خودداري نكنند تا سخنانشان تاثير لازم را داشته باشد ... |
بر زمينت ميزند نادان دوست!
هر چند آقاي کروبي رو قبول ندارم و بر اين باورم که کلماتشون بيشتر سياسيه تا از براي رضاي خدا، اما اين آقاي جنتي واقعا گندشو درآورده! آقا نامه خوبي بود، و شايد باعث شد اجماع بر عليه ايران تشکيل نشه، اما ... به نظر من دوستي آقاي جنتي، بيشتر دوستي خاله خرسه هست! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 27 ارديبهشت 1385، ساعت 1:45 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#23
|
| |
| احسان نوشته بود: |
| حتي ميتونست به پاپ نامه بنويسه! يا حتي به آقاي خامنه اي و حتي به رئيس دانشگاه شيراز!!! عزيز من! داستان سر اينه که آقاي احمدي نژاد تابوي گفتگو با آمريکا رو شکونده! و گرنه نامه به رئيس سازمان ملل نوشتن که کار منحصر به فردي نبود! |
از زماني که رابطه ديپلماتيک ايران و آمريکا رسماً قطع شده، ايران بارها علت اين قطع رابطه رو خود دولت آمريکا ذکر کرده و تصريح کرده اگه آمريکا رفتار و برخوردش رو با ايران تغيير بده، امکان از سر گيري روابط وجود داره. ظاهراً اين اتفاق هنوز نيفتاده و در نتيجه همچنان رابطه اي وجود نداره. تا به حال چندين بار آمريکا به صورت رسمي يا غير رسمي پيشنهاد مذاکره مستقيم رو ارائه داده که هر بار ايران اون رو رد کرده. بگذريم از اين که بر سر اين موضوع بحث هست که آيا بهتر نبود در يکي از مقاطع مناسب به پيشنهاد مذاکره آمريکا جواب مثبت داده مي شد يا نه. در هر صورت پافشاري ايران بر مقاومت در برابر آمريکا و خودداري از مذاکره با اين کشور برگ برنده ايران و مايه عزت و افتخار ايران در بين بسياري از ملتها و دولتهاي جهان بود.
مذاکره مستقيم بين ايران و آمريکا بر سر موضوع عراق و نامه مستقيم احمدي نژاد به بوش دو موردي بود که اين تابوي مذاکره رو که به درست يا غلط به وجود آمده بود به يکباره تا حد زيادي شکست بدون اين که دستاورد خاصي داشته باشه. تنها دستاورد اين تابو شکني اين بود که ايران برگ برنده اش رو در مقاومت در برابر آمريکا از دست داد. اگه واقعاً نظام به اين نتيجه رسيده بود که زمان مذاکره با آمريکا رسيده، بهتر بود مذاکره رو در موقعيتهايي که سالهاي اخير وجود داشت از موضع اقتدار و عزت انجام مي داد و اين تابو شکني در موقعيت بهتري با گرفتن امتياز از طرف مقابل هر گونه مذاکره اي در وضعيت فعلي که ابران شديدن درگير مسأله انرژي هسته اي و شوراي امنيت هست به درست يا غلط از روي اجبار و به خاطر فشارهاي بين المللي ارزيابي مي شه و از موضع اقتدار و عزت نخواهد بود.
يه بازي حکم 4 نفره رو در نظر بگيرين که حريف برگهاي دولو و سه لو روي زمين انداخته و همبازي شما هم با يه برگ چهارلو دست رو به نفع شما سر کرده. حالا تو همچين موقعيتي شما بياين با يه تک حکم دست بُرده خودتون رو بِبُرين! به نظر من الان يه همچين اتفاقي افتاده و آقاي احمدي نژاد تک حکم رو کرده! اين کار هيچ دستاوردي جز از دست دادن تک حکم نداره! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 27 ارديبهشت 1385، ساعت 11:55 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#24
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| احسان نوشته بود: |
| حتي ميتونست به پاپ نامه بنويسه! يا حتي به آقاي خامنه اي و حتي به رئيس دانشگاه شيراز!!! عزيز من! داستان سر اينه که آقاي احمدي نژاد تابوي گفتگو با آمريکا رو شکونده! و گرنه نامه به رئيس سازمان ملل نوشتن که کار منحصر به فردي نبود! |
از زماني که رابطه ديپلماتيک ايران و آمريکا رسماً قطع شده، ايران بارها علت اين قطع رابطه رو خود دولت آمريکا ذکر کرده و تصريح کرده اگه آمريکا رفتار و برخوردش رو با ايران تغيير بده، امکان از سر گيري روابط وجود داره. ظاهراً اين اتفاق هنوز نيفتاده و در نتيجه همچنان رابطه اي وجود نداره. تا به حال چندين بار آمريکا به صورت رسمي يا غير رسمي پيشنهاد مذاکره مستقيم رو ارائه داده که هر بار ايران اون رو رد کرده. بگذريم از اين که بر سر اين موضوع بحث هست که آيا بهتر نبود در يکي از مقاطع مناسب به پيشنهاد مذاکره آمريکا جواب مثبت داده مي شد يا نه. در هر صورت پافشاري ايران بر مقاومت در برابر آمريکا و خودداري از مذاکره با اين کشور برگ برنده ايران و مايه عزت و افتخار ايران در بين بسياري از ملتها و دولتهاي جهان بود.
مذاکره مستقيم بين ايران و آمريکا بر سر موضوع عراق و نامه مستقيم احمدي نژاد به بوش دو موردي بود که اين تابوي مذاکره رو که به درست يا غلط به وجود آمده بود به يکباره تا حد زيادي شکست بدون اين که دستاورد خاصي داشته باشه. تنها دستاورد اين تابو شکني اين بود که ايران برگ برنده اش رو در مقاومت در برابر آمريکا از دست داد. اگه واقعاً نظام به اين نتيجه رسيده بود که زمان مذاکره با آمريکا رسيده، بهتر بود مذاکره رو در موقعيتهايي که سالهاي اخير وجود داشت از موضع اقتدار و عزت انجام مي داد و اين تابو شکني در موقعيت بهتري با گرفتن امتياز از طرف مقابل هر گونه مذاکره اي در وضعيت فعلي که ابران شديدن درگير مسأله انرژي هسته اي و شوراي امنيت هست به درست يا غلط از روي اجبار و به خاطر فشارهاي بين المللي ارزيابي مي شه و از موضع اقتدار و عزت نخواهد بود.
يه بازي حکم 4 نفره رو در نظر بگيرين که حريف برگهاي دولو و سه لو روي زمين انداخته و همبازي شما هم با يه برگ چهارلو دست رو به نفع شما سر کرده. حالا تو همچين موقعيتي شما بياين با يه تک حکم دست بُرده خودتون رو بِبُرين! به نظر من الان يه همچين اتفاقي افتاده و آقاي احمدي نژاد تک حکم رو کرده! اين کار هيچ دستاوردي جز از دست دادن تک حکم نداره!  |
حتي اگر آقاي خاتمي اين کار رو کرده بود؟؟؟... |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 29 ارديبهشت 1385، ساعت 10:41 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#25
|
| |
هشدار آیت الله صانعی درباره مقایسه افراد با امام
خبرگزاري انتخاب : دبيركل و تني چند از اعضاي حزب جوانان ايران اسلامي در شهر قم با آيت الله صانعي از مراجع عظام تقليد ديدار و گفتگو كردند.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از آفتاب، در اين ديدار معظم له با بيان اينكه دغدغه اصلي حزب جوانان بايد در مسير انسانيت و اسلاميت باشد ، اظهار داشتند : از اينكه مي شنويم دغدغه حزب جوانان ايران اسلامي در جهت اسلام ، قرآن و انسانيت است بسيار خوشحالم و اين فضاي موجود در ميان جوان ها به بركت حركت امام (ره) است.
آيت الله صانعي در ادامه با اشاره به تلاش برخي جريانها كه درصدد از بين بردن تاثير گذاري امام در جامعه هستند ، افزودند : برخي تلاش مي كنند الگو بودن امام را زير سئوال ببرند و اين امري جديد نيست. آنها زماني الگوهاي غلطي را به نام امام ترويج كردند ولي متوجه شدند كه اينگونه الگوهاي غلط را نمي توان به امام نسبت داد و حال به اين فكر افتاده اند تا با ظرافت خاصي الگو بودن امام را زير سئوال ببرند.
ايشان ادامه دادند : برخي درصدد مقايسه امام با ديگران هستند اما اگر ما بخواهيم تقوا و زهد امام را با كسي مقايسه كنيم با شيخ انصاري مقايسه مي كنيم ، در فلسفه با ملاصدرا و در فقه و آزادي با ميرزاي قمي و ... و اگر جايي ديديم اين مقايسه نابجاست بايد اعتراض كنيم و سوال كنيم كه علت اين مقايسه چيست و چرا اين ظلم در حق امام صورت مي گيرد.
آيت الله صانعي همچنين با اشاره به حقوق بشر اسلامي و جهاني گفت : راه تبليغ اسلام حقوق بشر است ، البته نه حقوق بشر شناسنامه اي بلكه حقوق بشري كه اسلام و دنياي امروز بدان معترف است.
وي در پايان خطاب به اعضاي حزب جوانان ايران اسلامي تاكيد فرمودند: شما در مطالعات ، نامه ها ، بيانيه ها ، مواضع و كنگره هاي خود حقوق بشر را مطرح و آنرا تبليغ كنيد. و توصيه من به شما دو چيز است اول دفاع از امام و دوم دفاع از حقوق بشر.
پيش از بيانات حضرت آيت اله العظمي صانعي ، مهدي عليخاني دبيركل حزب جوانان ايران اسلامي ضمن ارائه گزارش فعاليت هاي اين حزب از اين ديدار بعنوان خاطره اي شيرين براي اعضاي اين حزب نام برد و به بيان ديدگاه ها و دغدغه هاي اين حزب پيرامون مسائل جاري كشور پرداخت.
عليخاني موانع پيش روي تحزب و روند حذف احزاب و اعضاي آنان ، نگاه منفي نسبت به جوانان ، برداشت هاي خرافي از دين و انتساب برخي رخدادها به خداوند و دين در دفاع از برخي عملكردها را از جمله نگراني هاي اعضاي اين حزب عنوان كرد.
منبع: انتخاب |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
Mini  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 1000 اعتبار کسب شده: 1182 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 14 خرداد 1385، ساعت 5:38 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#26
|
| |
|
|
|
|
 |
Mini  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 1000 اعتبار کسب شده: 1182 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 14 خرداد 1385، ساعت 5:45 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#27
|
| |
|
hala az shookhi gozashte, alan yeki do mahi mishe ke az in name gozashte va hich chizi oon joori avaz nashode. ama aya in barname va in shekastane yakhe beyne ravabete do keshvar tavasote yek shakhsiate siaise tond roye irani baes nemishe ke ghezavat va noghte nazarhaye mardomaye digeye donya nesbat be ravabete iran va amrica avaz tar beshe va gahi oghatam tooye ghezavatashoon ye gooshe cheshmiam be hagho hoghooghe iran dashte bashan? |
|
|
|
|
|
|
 |
رويا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 07 بهمن 1382 مجموع ارسالها: 311 اعتبار کسب شده: 215 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 11 شهريور 1385، ساعت 17:24 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#28
|
| |
|
|
|
|
 |
| وکيل بعد از اين |
|
|
حرف اول و اخر من اينه : رابطه با امريکا نه مثل زنا حرامه و نه مثل نماز واجبه . بايد ببينيم باد از کدوم طرف مياد. |
|
_________________ ما مثل هم زندگي نميکنيم . ما مثل هم فکر نميکنيم.
پس سعي نکنيم همديگر را درک کنيم. فقط احترام بزاريم.
|
|
 |
|
|