| نویسنده |
پیغام |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1322 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 18 ارديبهشت 1385، ساعت 13:10 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#1
|
| |
(چیش پش) شاعر نازک دل و پر احساس سده چهارم هجری می باشد. در حقیقت از زندگی او اطلاع چندانی به دست نیامده است. همین قدر میدانیم که در جوانی عاشق دختری گردید که هاجر سلطان نام داشت. لکن معشوق بی وفا در جواب خواستگاری و ابراز علاقه وی با تمسخر اظهار نمود که : اسم تو مرا یاد فاضلاب می اندازد!
این واقعه در روحیه حساس شاعر خوش قریحه ما تاثیر ژرفی گذاشت و منجر به سرایش ابیات ذیل گردید:
هاجر تو به من بد کردی گل عشقمو پر پر کردی
سر انجام هاجر سلطان را به مردی باقر نام شوهر دادند. پس از این واقعه چیش پش منظومه بلند و عاشقانه (هاجر و باقر) را سرود که پس از وی بارها مورد تقلید قرار گرفت و موفق ترین آنها (خسرو و شیرین) نظامی گنجوی می باشد.ذکر اين نکته نيز لازم به نظر مي رسد که از داستان خسرو و شيرين نيز گرته برداري شده که بارزترين ايشان "منظومه سوزناک خسرو و فرهاد مي باشد " اثر حاج احمد قزويني است که در حوصله اين تفسير نمي گنجد.
منظومه مزبور در نهایت فخامت و استواری است و از سوز دل شاعر حکایت می کند.
در ذیل به ابیات نخست این منظومه اشاره ای کرده و در حد وسعمان به شرح آن خواهیم پرداخت.
باروون میاد جرجر پشت خونه هاجر
هاجر عروسی داره مرغ و خروسی داره
همانطور که مشاهده می شود شعر فوق در وزن مزخرفات مزخرفات مزخرف که وزنی ضربی و ریتمیک می باشد سروده شده و این به جهت القای مفهوم شادمانی مراسم عروسی است.
باران در مصراع نخست استعاره از اشك مي باشد، به اين معنا كه عاشق نگون بخت در مصيبت شوهر كردن هاجر سلطان چون ابر بهاري مي گريسته است. نكته بسيار ظريف ديگري كه در اين مصرع به چشم مي خورد آن است كه شاعر از آمدن باران سخن مي گويد نه از باريدن آن كه خود نوعي تشخيص(جان بخشيدن به اشياء) مي باشد. در مصرع دوم شاعر به پشت خونه هاجر اشاره ميكند. حال اين سوال پيش ميآيد كه چرا پشت خونه هاجر و نه جلوي آن؟ اين رابطه روايات مختلفي وجود دارد كه صحيح ترين آنها را طغرل سلغدي در (جامع الكذبيات) خويش نقل كرده.
بر طبق اين روايت عروسي هاجر سلطان به گوش چيش پش برسيد وي بر آشفته و بيقرار بدانجا شد و همانجا سخت مي گريست. سيگاري جهت تسكين خاطر روشن نمود! لكن كودكاني كه در اطراف خانه مشغول بازي بودند او را ديوانه پنداشته و همانطور كه يكصدا مي خواندند:
نگاه داره در خونتون سيگار داره
با سنگ او را مورد حمله قرار دادند. پس عاشق بد بخت ناچار از جلوي خانه گريخته و در پشت آن پناه گزيد. در بيت بعد به مراسم عروسي هاجر اشاره شده است. مرغ و خروس در اين بيت استعاره از زن و مرد مي باشد. يعني به طور كلي مهمانان را زيادي از زن و مرد در اين مراسم حضور داشتند.
در هر حال به جهت حفظ اختصار، از شرح و بررسي بيشتر اين منظومه خودداري مي كنيم. البته بايد متذكر شويم كه چيش پش علاوه بر اين منظومه آثار ديگري نيز دارد، از جمله ترجيع بند باقريه با برگردان:
از آن وقتي كه دل دادي به باقر تماما برده اي ما را ز خاطر
كه در آن خطاب به هاجر سلطان از جور باقر گلايه ميكند. |
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
ماشالو  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 12 مرداد 1384 مجموع ارسالها: 148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شهر! جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 30 ارديبهشت 1385، ساعت 11:21 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#2
|
| |
خيلي باحالي دويي |
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 30 ارديبهشت 1385، ساعت 16:02 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#3
|
| |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4988 اعتبار کسب شده: 10191 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 13 شهريور 1385، ساعت 5:35 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#4
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |