| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4967 اعتبار کسب شده: 9911 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 25 مرداد 1382، ساعت 18:21 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#1
|
| |
کار نيست! پول نيست. خونه گرونه. اجاره ها بالاست. گوشت گرونه. تخم مرغ 100 سال پيش يک قرون بوده الان 50 تومنه! هوا آلوده است. آمريکا ميخواد حمله کنه! زلزله کي مياد!؟ چه آفتاب بدي( در روزهاي آفتابي) آه چقدر بارون مياد! سيل همه جا رو برداشت ( در روزهاي باراني) دلم گرفت از اين هواي مخوف( در روزهاي ابري!) چقدر خيابونا دست انداز داره ( طرف توي مترو ياد دست اندازهاي خيابونه!)
چقدر جديدا پشه زياد شده! چقدر آقازاده ها مي خورن آقازاده ها باباي آقاها هستن ( اونايي که خيلي به خودشون فشار ميارن که يک نظريه کاملاعلمي سياسي ترشح کنن!) روزنامه ها نوشته بودن که خريد خدمت براي افراد بالاي 45 سال آزاده...چقدر تبعيض آخه! ديروز رفتم پنير بخرم بقال ميگه : پنيرمون تموم شد.
ببين چه زندگي اي براي ما ساختن! ديشب تلويزيون کوههاي آتشفشان رو نشون ميداد. اونوقت اينا ( منظور دولتمردان بزرگوار نيست !) ورداشتن اين قله دماوند رو چسبوندن بيخ گوش تهران که مردم از دست اين آتشفشان آسايش نداشته باشن. ديشب برقهاي ما رفت. برقهاي ما رو ميگيرن ميبرن خودشون ميخورن. ديدي جديدا چقدر موش زياد شده؟ ديشب ساعت 9 آشغالا رو بردم دم در رفته گر به من گفت ماهيانه بده! چقدر اين لامپاي کم مصرف نورشون کم شده جديدا... اينا اصلا نميخوان مردم چشمشون جاي ديگر رو ببينه! قند و شيکر بازم گرون شد. قيمت بنزين رو ميخوان بکنن ليتري 3000 تومن ( خالي بندي هاي تابلو!) زمان شاه راه ميافتاديم بعد از 10 دقيقه سر کار بوديم! حالا بايد 4 ساعت توي ترافيک وايسيم! اون وگتا تهران اينگدر بزرج نبود چه !! ما چه بچه بوديم توي اين تهرون اينگدر بازي مي چرديم! کل اين شهر اندازه حياط خونه گضنفر اينا بوت!
ديشب توي اينترنت يکي منو هک کرد! اونوقت دولت همش پول ماليات مي خواد بگيره! هر روز توي اينترنت يکي ما رو هک ميکنه بعدش اين مخابرات هم با اين توقعش هر روز قبض پول تلفن ميفرسته!... باباجون من پول مي دم هک نشم وقتي که هک ميشم واسه چي بايد اينقدر پول بدم مخابرات !؟
... دينگ دينگ ... ايستگاه پاياني مي باشد. لطفا مترو را ترک کنيد.. دينگ دينگ. |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3595 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 26 مرداد 1382، ساعت 8:10 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
اسم مترو رو آوردي، داغ دلم تازه شد. اااااااه! اين قطار شهري شيراز هم که را نيافتاد! اين چه وضعيه؟! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |