صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
wp.arkآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382
مجموع ارسالها: 431
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آن طرف تر از عشق
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 25 اسفند 1382، ساعت 16:47
 4 سال و 8 ماه پيش
#16
 


سالها دل طلب جام جم از ما مي کرد
خودمانيم دلـم خواهش بيجـا مي کرد


_________________

بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark

 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 28 فروردين 1385، ساعت 10:08
 2 سال و 7 ماه پيش
#17
 
سهراب سپهري - چاپ 1384:

هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟

________
از آفلاينهاي سر گردان

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3421
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 08 ارديبهشت 1385، ساعت 12:59
 2 سال و 7 ماه پيش
#18
 
يا رب، آن دلبر شيرين كه سپردي به منش
از بس كه ننر بود، سپردم به ننش!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2877
اعتبار کسب شده: 3970
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 08 ارديبهشت 1385، ساعت 14:15
 2 سال و 7 ماه پيش
#19
 
mhaji نوشته بود:
يا رب، آن دلبر شيرين كه سپردي به منش
از بس كه ننر بود، سپردم به ننش!


Applause Applause Applause
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
m_kآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 مهر 1384
مجموع ارسالها: 113
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 09 ارديبهشت 1385، ساعت 0:05
 2 سال و 7 ماه پيش
#20
 
کوچه

" بي تو تاريک شبي باز از آن کوچه گذشتم"
آي کبريت , ته جيب به دنبال تو گشتم
جيب سوراخ بد و از تو اثر هيچ نديدم
جز صداي سگ همسايه صدايي نشنيدم
نه چراغي و نه نوري
نه کسي , کورسويي , از ره دوري


ناگهان پاي چپم خورد به انبوه زباله
اوفتادم توي چاله
زخم و زيلي شدم از قوطي و از شيشه شکسته
راه ها بسته من افتاده و خسته
باز برخاستم و در کف آن کوچه نشستم


ايستادن نتوانم
راه را هيچ ندانم
چون که تاريکي مطلق همه جا سايه فکنده
کاش نوري ز يکي پنجره بر کوچه بتابد
يا که يک عابر کبريت به دستي ز ره آيد
يا کسي در بگشايد

در تلاشم که به پا خيزم و يک راه بجويم
ناگهان يک سگ ديگر رسد از راه و کند حمله به سويم
آخ ... اين پاچه شلوار من از پاي درآمد
کفشم افتاد به سويي
به کجا؟ هيچ ندانم
بس که اين کوچه بود تار
ديدنش را نتوانم ...


حال با پاچه شلوار دريده
به سوي خانه روانم
راه رفتن نتوانم
راه را هيچ ندانم ...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
m_kآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 مهر 1384
مجموع ارسالها: 113
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 09 ارديبهشت 1385، ساعت 0:29
 2 سال و 7 ماه پيش
#21
 
صداي سنگ پا
اهل حمام من
پوستم مهتابي است
پدرم دلاک است
سر طاسي دارد
لنگ مي اندازد
پدرم شامپويي مصرف کرد
کله اش هي کف کرد
و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است!
حرفه ام دلاکي است
هدف من پاکي است
مي نشيند لب سکو آرام
يک نفر با احساس
و تصور کرده خوش پر و پاست!
کودکي را ديدم
مي دود در پي صابون و لگن
اي نهان در پس در
خشک آوردم , خشک!
مشتري هاي عزيز
لگن خاصره هاتان سالم
رخت ها را نکنيد
آب مان بند آمد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 29 دي 1386، ساعت 19:35
 10 ماه و 19 روز پيش
#22
 
mhaji نوشته بود:
يا رب، آن دلبر شيرين که سپردي به منش
از بس که ننر بود، سپردم به ننش!


يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش . . . ميسپارم به تو از چشم حسود چمنش
حافظ

___
الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها . . . که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها! d'oh!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3421
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 29 دي 1386، ساعت 21:09
 10 ماه و 19 روز پيش
#23
 
احسان نوشته بود:
mhaji نوشته بود:
يا رب، آن دلبر شيرين که سپردي به منش
از بس که ننر بود، سپردم به ننش!


يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش . . . ميسپارم به تو از چشم حسود چمنش
حافظ


چرا قرمز ميکني؟! Smile
روايت هست که حافظ اين بيت رو در سوگ از دست دادن پسرش گفته. ميگن حافظ پسري داشته که در کودکي يا نوجواني در اثر چشم خوردن! بيمار ميشه، و در اثر بيماري، ميميره! البته من اين روايت رو نخوندم که منبعش رو بنويسم، بلکه از دوستي شنيدم که يد طولايي در ادبيات و سر رشته اي در حافظ شناسي داشت. و حرف ايشون براي من سنده: نوگل خندان اشاره داره به پسر حافظ.
پس اون آدم خوش ذوقي هم که شعر حافظ رو در وصف پس فرستادن همسرش تغيير داده، نوگل خندان رو عامدانه با دلبر شيرين جايگزين کرده!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تجاوز ايران به خاک عراق!
1
پاسخها: 27 بیننده: 1054 نویسنده: majidjon13
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است کتاب هاي الکترونيک فارسي
2
پاسخها: 52 بیننده: 4412 نویسنده: ice.plus
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مشاعره [نسخه قديمي]
1
پاسخها: 1073 بیننده: 11127 نویسنده: اکتيو
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خدا حافظ گله محترم
1
پاسخها: 10 بیننده: 391 نویسنده: بچه برقي 78

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: