| نویسنده |
پیغام |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 31 فروردين 1385، ساعت 2:08 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
به نام خدا
در سال هاي اخير در مورد اصلاحات زياد شنيديم. آقاي خاتمي و گروه همراهشون هم هدف اصلي خودشون رو اصلاحات و بر پاسازي يک مردم سالاري (دموکراسي ) ديني قرار داده بودند. بعد از پايان دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي اصلاحات ديگر چندان مفهوم مطرحي در جامعه نيست البته همچنان در گفتمان ها و نشريات و يا در تشکل هاي دانشجويي دنبال مي شود.
اما اصلاحات چيست؟؟ در ايران از کي آغاز شده ؟ اگر خوب در تاريخ معاصر نگاه کنيم مي توانيم ريشه هاي اصلاحات به شيوه مدرن در ايران را تا زمان ناصر الدين شاه و برخي وزراي کاردان و اصلاح طلب دوره قاجاريه پيش ببريم. اما هدف از ايجاد اين موضوع اين بود که دوستان گرامي در مورد اصلاحات ، دموکراسي ، مردم سالاري ديني ، آزادي انديشه و بيان و در کل خود آزادي و ... به گفتگويي منطقي به خصوص با در دست داشتن تجربه سال هاي اخير بپردازيم. شايد امروز بهتر از سال هاي پيش بتوانيم اين مورد را بررسي کنيم چون امروز ما با نگاه تحليلي پسيني به ماجرا نگاه مي کنيم. يعني تجربه ها و کاميابي ها و ناکامي هاي عملي آن را ديده ايم.
توضيح اينکه در مرود بررسي هر پديده اي با دو ديدگاه پيشيني و پسيني مي توان به آن پرداخت. ديدگاه پيشيني تحليل آن بر مبناي تئوري و استدلال نظري آوردن در نحليل آن است و تحليل پسيني ، تحليل موضوع مورد بحث بر اساس نتيجه ها و کار کرد هاي واقعي آن است.
نمي دانم چرا اين دانشجوهاي ما هم يک شبه جو مي گيردشون و يک مدت از رهبران اصلاحات هم مي خوان بگذرند. يک مدت هم خوابشون ميبره و کارهاي صنفي خودشون رو هم ديگران بايد براشون انجام بدن.
من اين جو رو نمي پسندم دانشجو بايد هميشه پرسشگر و چاره انديش و باشه و در کشور هايي مثل ايران به خاطر ويژگي هاي تاريخي بهتره که به گونه عاقلانه اي تفکر و رفتار سياسي داشته باشه . نظر شما ها چيه؟
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 31 فروردين 1385، ساعت 2:12 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#2
|
| |
نوشته زير رو توي يک وبلاگ با نام "جوجه اردک زشت" پيدا کردم . نوشته جالب و آموزنده اي هست .
منبع : http://www.uglyduckling.debsh.com/archives/2006/04/post_5.html
اون اسلحه است احمق
بازيهای داغ معمولاً بازيهايي هستند که در آنها برنده با اختلاف بسيار کم و بشکلی ميليمتری حريف خود را بزانو درمی آورد. بازيهای داغ بازيهای دقيقة نود هستند. فينال چند سال پيش جام اروپا و گلهای دوقلوی منچستر به بايرن مونيخ در آخرين ثانيه ها را يادتان هست؟ بازيهای داغ چنين بازيهايي هستند، پيش بينی ناپذير و غافلگيرکننده بمعنای واقعی. بازيهای داغ ويژگی دومی هم دارند: سطح تنش در اين نوع بازيها بسيار بالاست و اين حرارت بالا گاهی به وقت اضافه و گاه حتی به بعد از بازی و به خرد کردن شيشه ها و معدوم کردن صندلی اتوبوسها، به عربده کشی و حتی به درگيريهای تمام عيار خيابانی ميان برنده ها و بازنده ها می انجامد.
بازيهای سرد هم که واضح است چطور بازيهايي هستند: ايرانمالديوی، پيش بينی پذير و البته بی التهاب.
در سال گذشته آلمانيها و عراقيها هردو بپای صندوقهای رای رفتند. حزب برنده در انتخابات آلمان با اختلافی بسيار کم و بشکلی حقيقتاً ميليمتری حريف خود را پشت سر گذاشت. در عراق اما فاصلة حزب برنده با رقبايش بسيار فاحش بود. از نقطه نظر دماشناسی بايد اذعان کرد که بازی در آلمان بازی کاملاً داغی بود و نتيجه تا آخرين ثانيه ها نامعلوم و پيش بينی ناپذير. اين در حاليست که در عراق همه از قبل چهرة برنده را می شناختند و نتيجة بازی از قبل معلوم بود. پارادوکس اما زمانی آغاز می شود که شما با دقت به بعد از بازی داغ آلمانها و بازی سرد عراقيها نگاه می کنيد.
در آلمان احزاب برنده و بازنده بفاصلة چند روز پس از انتخابات با هم نشستند و صحبت کردند و حزب برنده نهايتاً جام قدرت را تحويل گرفت، تمام التهابات خوابيد و قضيه تمام شد و رفت. در عراق امروز پس از حدود چهار ماه هنوز هيچکس نمی داند که جام قدرت کجاست! هنوز که هنوز است دولت مشخصی در عراق وجود ندارد و بازی در وقت اضافه ای که انگار ابدی است در خيابانها بشکلی فجيع و خونين ادامه دارد. روزی نيست که شما اکانت ياهوی خود را باز کنيد و آمار دورقمی کشته شدگان بغداد صدر بخش اخبار ياهو را به خود اختصاص نداده باشد . . . . خوب چرا؟ مگر نه اينست که دعوا مخصوص بازيهای ميليمتری است؟ آيا آلمانها خونشان از عراقيها قرمزتر است؟ . . .
يادم هست که شب سال نوی ميلادی گزارش جذابی پخش شد از شبکة تلويزيونی بی بی سی (BBC World) دربارة کلمبيا. کلمبيا کشوری است در امريکای جنوبی با کلکسيونی از مشکلات ريز و درشت و از همه مهمتر درگير يک جنگ داخلی خانمانسوز. گزارش بی بی سی مثل اکثر گزارشهايش از کشورهای پيرامونی مستندی کاملاً حرفه ای بود و ديدنی. دوربين برق دندانهای مرگ را در کشتزارهای کلمبيا بتصوير کشيده بود. همة طرفهای درگير در مناقشه از قاچاقچيان اسلحه و مواد مخدر گرفته تا کشاورزان و قايقرانان و مردم بومی جنگلها و حتی دولتمردان کلمبيا بنوبت در کادر قرار گرفتند و حرفهايشان را زدند. دست آخر و بعنوان آخرين سکانس، اتاقی خالی و رنگ و رو رفته را می ديديد که گزارشگر بی بی سی در آن روبروی يک روشنفکر کلمبيايي نشسته بود و نظر او را می پرسيد. روشنفکر مورد نظر در انتهای تحليل خود از شرايط کلمبيا با انگشت عينکش را بالا زد و گفت: "بله آقا . . . البته من اميدوارم اختلافاتی که امروز سرتاسر کلمبيا را فرا گرفته يک روزی بطور کامل کنار گذاشته شوند و مردم کلمبيا بتوانند طعم شيرين صلح و دموکراسی واقعی را بچشند." گزارشگر بی بی سی در اينجا برگشت بسمت دوربين و با صدايي آهسته، انگار که دارد درگوشی صحبت می کند، بعنوان عبارت پايانی برنامه خطاب به بينندگان گفت: "می دونيد چيه؟ . . . مشکل جهان سوم اينه که فکر می کنه برای رسيدن به صلح و دموکراسی بايد اختلافات رو کنار گذاشت . . . اين کاملاً اشتباهه، اختلاف هميشه هست، . . . اون چيزی که بايد کنار گذاشت اختلافات نيست، اسلحه است!"
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 31 فروردين 1385، ساعت 13:28 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#3
|
| |
| wp.ark نوشته بود: |
..."اختلاف هميشه هست، . . . اون چيزی که بايد کنار گذاشت اختلافات نيست، اسلحه است!"
|
جمله قشنگيه. بنده هم اعتقاد دارم نمي شه همه مردم رو وادار کرد يه جور فکر کنن و سليقه هاشون رو با هم يک جور کرد. پس هميشه چه بخوايم و چه نخوايم اختلاف وجود داره. بايد ياد بگيريم چه جوري با اين اختلافات کنار بيايم. منظور از کنار اومدن با اختلافات اين نيست که روي نظر و اعتقاد خودمون سرپوش بذاريم و فراموشش کنيم. منظور اينه که به افکار، عقايد و سليقه هاي ديگران احترام بذاريم. در جاهايي هم که به وحدت نياز هست، بايد از دل اين اختلافات يه نظر واحد رو بيرون بکشيم و همه به اون نظر واحد رو لازم الاجرا بدونيم. حتي اگه با نظر ما مخالف باشه. اين حرفها گفتنش راحته؛ اما در عمل بايد انسان خيلي با ظرفيت باشه تا بتونه بهش عمل کنه.
شعارها و تفکرات زيبا و ناب خاتمي رو که براي اولين بار مطرح مي شد و بر جو سياسي اثر ماندگار مي گذاشت هنوز يادمه:
"آزادي يعني آزادي مخالف."
"زنده باد مخالف من!" |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4954 اعتبار کسب شده: 9266 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 31 فروردين 1385، ساعت 13:36 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#4
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
"زنده باد مخالف من!" |
|
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 31 فروردين 1385، ساعت 13:53 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| احسان نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
"زنده باد مخالف من!" |
 |
خاتمي در عمل اثبات کرد به شعارهاش وفاداره و اعتقاداتش رو زير پا نمي گذاره. بگذريم از اين که بعضي از کساني که دور و بر اون جمع شدن، اين جور نبودن و در نهايت هم موجب شکست نسبي جبهه اصلاحات شدن. حرفهاي اون فقط يه مشت شعار نبود. تفکرات والاي خاتمي پشت اونها قرار داشت. خيلي هاي ديگه هم سعي کردن اداي اون رو در بيارن. به عنوان نمونه در همين انتخابات اخير رياست جمهوري دور هفتم، تقريباً همه کم و بيش اداي شعارهاي خاتمي رو در مياوردن. اما اون تفکر ناب و اعتقاد پشتش نبود. تعداد خاتمي ها و امثال خاتمي ها در تاريخ ايران و جهان زياد نيست. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 01 ارديبهشت 1385، ساعت 2:19 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| احسان نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
"زنده باد مخالف من!" |
 |
خاتمي در عمل اثبات کرد به شعارهاش وفاداره و اعتقاداتش رو زير پا نمي گذاره. بگذريم از اين که بعضي از کساني که دور و بر اون جمع شدن، اين جور نبودن و در نهايت هم موجب شکست نسبي جبهه اصلاحات شدن. حرفهاي اون فقط يه مشت شعار نبود. تفکرات والاي خاتمي پشت اونها قرار داشت. خيلي هاي ديگه هم سعي کردن اداي اون رو در بيارن. به عنوان نمونه در همين انتخابات اخير رياست جمهوري دور هفتم، تقريباً همه کم و بيش اداي شعارهاي خاتمي رو در مياوردن. اما اون تفکر ناب و اعتقاد پشتش نبود. تعداد خاتمي ها و امثال خاتمي ها در تاريخ ايران و جهان زياد نيست. |
دوستان گرامي از اين که ديدگاه هاتون رو نوشتيد ممنونم. اما خواهش مي کنم هدف اصلي موضوع رو که همان بحث منطقي و بدور از پيش فرض ذهني هست رو فراموش نکنيم. به خصوص بايد بر واکاوي پسيني اصلاحات در کنار واکاوي اوليه اون دقت کنيم.
اين درست است که بعضي از آن خواسته هايي که خاتمي گفت : عملي نشد يا به نظر بعضي فقط شعار بود و يا به قول بعضي نيازمندي جامعه نبود و ... .
اما بايد دقت کنيم که اين طور نيست که دوران خاتمي اين اشکال ها را داشته و دوران حاضر ندارد. البته اگر بعد از دوران احمدي نژاد هم تحليل پسيني از آنچه گذشت انجام دهيم آنگاه متعادل تر صحبت و نتيجه گيري خواهيم کرد.
علت اينکه زياد بر بررسي پسيني تاکيد دارم رو شايد بتونم با يک مثال بيان کنم. مثلا شعار هاي رياست جمهوري محترممون آقاي احمدي نژاد رو در زمان انتخابات و هم اکنون در نظر بگيريد: اصل و محور اون تاکيد بر عدالت و رسيدگي به طبقه محروم جامعه است. خوب در نگاه تئوري و تحليل پيشين تقريبا بديهي است که اين ها اهداف خوبي هستند. اين موضوع درستي است. اما يک سوال ؟ مگر اين بار اول است که اينگونه شعار ها بيان شده اند؟ مگر شعار همه بعد از پيروزي انقلاب به شدت همين نبود و حتي هزار بار از امروز هم مصمم تر بر اجراي اين هدف نبوديم؟ مگر رهبر انقلاب بر اين مورد پافشاري نمي کرد؟ حداقل هشت سال بعد از انقلاب مگر هدف اصلي مملکت همين ايده ها و شعار ها نبود؟ اما چه شد که نشد؟ اگر آنروز نشد چه تضميني هست که امروز بشود؟ بديهي است که اگر رفع اشکالات گذشته با بررسي هاي آنها به صورت پسيني انجام نشود امروز هم نتيجه کار مطلوب ما نخواهد شد. اين هدف امروزي را سي سال پيش هم هزاران بار بلند تر فرياد مي زديم و مي خواستيم. امروز هم هرچه بگوييم و فرياد بزنيم اگر اشتباه هاي اين سي سال را ناديده بگيريم باز همان خواهد شد که شد.
اگر آقاي احمدي نژاد هم بخواهد هرچه بشتر شعار ها و اهداف اعلام شده اش تحقق يابند ناچار از بررسي علل ممکن نشدن شعار عدالت طلبي بعد از انقلاب تا امروز است. اينکه شايد مشکلي ذاتي در آين گونه رويه بوده است که باعث اين مشکلات شده است.
در مورد خاتمي و ايده هاي او هم همين موضوع برقرار است. ممکن است از ديد محققانه اوليه آنچه او مي گفت و اهدافش عالي و عاقلانه به نظر مي رسيد. اما امروز ما علاوه بر خود آن اهداف و ايده ها يک تاريخ هم براي آنها داريم . که بررسي اين تاريخ اصلاحات با عث يافتن اشکال هاي آن و بهبود آن خواهد شد.
بنابراين دوستان بايد توجه کنند که اگر چه اهداف رييس جمهور مورد طرفداريشان از ديدگاه تئوري و عقلي و اخلاقي و اجتماعي خوب است و شديدا طرفدار او هستند. اما هر نظريه و ايده اي نشد هم دارد و اين نشد را هم فقط به گردن تاريخ و ماجراهايش و يا شانس و اقبال و اينکه گذاشتند يا نگذاشتند و ... نمي توان انداخت . ممکن است علت ناکامي در ذات آن نظريه يا ايده يا هدف و استراژي تهيه شده براي وصول به آن نهفته باشد.
البته بررسي و تعمق عقلايي و اخلاقي و اوليه و استدلالي قبل از تجربه هم نيمي از بررسي نهايي است و در اين جا ما به هيچ وجه آن را ناديده نمي گيريم. اما نيم ديگر را هم نبايد ناديده گرفت. باز هم متشکرم.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 01 ارديبهشت 1385، ساعت 2:48 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#7
|
| |
| نقل قول: |
| ..."اختلاف هميشه هست، . . . اون چيزی که بايد کنار گذاشت اختلافات نيست، اسلحه است!" |
!!! ??
As an evil guy (=hunter and shooter) I disagree!!  Keep your guns, get rid of criminals.
I give you a logical problem to solve:
Fact 1: ALL male citizens of Switzerland have guns or acess to FREE GUNS (full-automatic SIG550 rifles) given to them by Swiss government. (Every healthy male Swiss citizen is considered part of the army, and yes they can simply bring their guns home)
Fact 2: There are more than 1 million gun owners in Canada (including myself) owning over 7 million guns in total. (Canada's population is about 30 million).
Fact 3: Both Canada and Swtizerland are among the safest countries in the world. nobody is killing each other.
WHY?
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 195 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 01 ارديبهشت 1385، ساعت 3:53 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#8
|
| |
| Omid نوشته بود: |
| نقل قول: |
| ..."اختلاف هميشه هست، . . . اون چيزی که بايد کنار گذاشت اختلافات نيست، اسلحه است!" |
|
بديهي است که منظور از بيان اسلحه در اينجا به عنوان مشکل اصلي کشورهايي مثل عراق اين نيست که داشتن اسلحه باعث آن شده است . منظور اين بوده که آدم ها نبايد اختلاف هاي عقيده ايشون رو با زور اسلحه همرا کنند و همديگر رو بر نتابند.
بنابر اين هيچ نيازي به آوردن يک "مسئله منطقي" براي بيان اين موضوع نبود چون از نوشته بديهي است که منظور چيست و هيچ انسان عاقلي تفنگ (يک شي بيجان) را مسئول نهايي کاري نمي داند. بلکه دارنده جاندار آنرا آن هم در صورت استفاده احمقانه از آن و فرهنگ و مردم جامعه اي را که اينچنين همديگر را بر نمي تابند مورد نظر هستند.
حتي منظور در اينجا فقط استفاده صرف از تفنگ نيست. بلکه دامنه اين مشکل بسيار وسيع تر از اين حرف ها است مشکل هر جايي پيش مي آيد که انسان ها اختلاف هاي عقيده و انديشه همديگر را بر نمي تابند و به هر روشي در برابر آن وارد عمل مي شوند. مثلا يک دانشمند روشنفکر را ممنوع التدريس مي کنند ، يا همديگر را تکفير مي کنند ، يا همه انديشه ها را هم صدا مي خواهند.
جاهايي که مردمشان قدرت تحمل شان در مورد انديشه هاي يکديگر خيلي کم است با اين مشکل دست به گريبان هستند. تحمل (tolerance) و احترام در بر خورد با عقيده و انديشه افراد لازمه و پيش نياز يک فرهنگ پويا و پيشرفته است.
اين سخن شهيد دکتر بهشتي را ببينيد و تفاوت چشمگير ميان نظر انديشمندان بنيان گزار انقلاب مانند بهشتي و مطهري و شريعتي و سروش و ... را با نظريه پردازان امروزي حکومت ايران مشاهده کنيد.
آزادي کامل در انديشه ، منطق در بيان انديشه ، قانون در عمل
عرصه انديشه انعطاف پذيري خيلي زيادي دارد ، که متاسفانه عده معدودي امروز هم در جامعه ما نمي خواهند اين را بفهمند. عرصه بيان انديشه کمتر تولرانس پذير است يعني هر کسي انديشه هايش را به هر روشي نمي تواند بيان کند ، چون آنوقت اوضاع بغرنج مي شود. بلکه قيد منطقي بودن را بر آنها مي گذاريم.
در عرصه عمل تولرانس پذيري باز هم کمتر است و اين به خاطر ويژگي هاي تداخلي دنياي فيزيکي بيرون ما است.
انسان ها بايد تا جايي که مي توانند اختلاف هاي هم در عرصه انديشه و عقيده را تحمل کنند نمي گويم که عرصه انديشه هيچ محدوديتي ندارد چرا براي آن هم محدوديت هايي بايد باشد اما بسيار رقيق تر از آنچه که امروز در ايران وجود دارد.
مردم يک کشور بايد در عرصه عمل با هم اتحاد و همبستگي داشته باشند اما اين اتحاد به اين معني نيس که همه هم فکر و هم عقيده شوند که اگر چنين شود آن انحطاط است.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3007 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 01 ارديبهشت 1385، ساعت 19:42 |
|
 |
2 سال و 2 ماه پيش |
|
#9
|
| |
OK, with this new interpretation I agree with you comments more or less
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
|
|