"شيراز"، "بهار"، "نارنج" و "عطر بهار نارنج" واژه هايي هستن که با هم خيلي سنخيت دارن. اونهايي که شيرازي هستن يا شيراز اومدن مي دونن اين موقع از سال توي شيراز تقريباً هر جا بري، عطر بهار نارنج سرمستت مي کنه. من که خودم هر روز وقتي از خونه مي خوام بيرون بيام، مدتها زير درختهاي نارنج تو حياطمون از روي زمين بهار نارنج جمع مي کنم و تو جيبم مي ريزم. آخرش هم که مي بينم ديرم شده و مجبورم برم، دلم نمياد از بهار نارنج دل بکنم. به نظر من بهار نارنج و عطر بهار نارنج از زيباترين چيزهايي هست که خدا خلقت کرده؛ ولي متأسفانه خيلي اوقات ما اين قدر مشغول دنيا مي شيم که حتي زيبايي هاي دنيا رو هم نمي بينيم! زندگي خيلي زيباتر از اوني هست که ما فکرش رو مي کنيم. فقط کافيه چشمهامون رو باز کنيم و ببينيم!
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
چيزي رو که غريب آشنا در مورد بهار شيراز ( يعني همين روزها )اشاره کرده کاملا واقعيت داره . شعر ها و داستان ها و متون ادبي زيادي در ادبيات جهان در ستايش بهار وجود داره اما در عصر صنعت و آهن و پولاد و بتن مصداق واقعي و خارجي کمتر براي اونها پيدا ميشه پيدا کرد. به خصوص اگه بخواهيم دنبال اون در ميان شهر هاي بزرگ بگرديم.
بوي دل انگيز بهار نارنج در شيراز در همه جاي شهر حضور داره ، همه جا که مي گم يعني واقعا همه جا نه فقط توي پارک ها يا باغ ها ، علت اش هم اينه که هر جاي شيراز که بري کم يا زياد درخت هاي نارنج وجود دارند.
اگه اين روز ها از بلوار ارم بگذريد بهار رو با تمام وجود درک خواهيد کرد. بلوار ارم به خاطر نارنج هاي دو طرف بلوار که تقريبا سرتاسر اون رو گرفته اند همچنين با وجود باغ ارم با گل هاي زيبا و تازه و تر و رنگارنگ اون در اين روز ها خيلي زيبا و خوشبو هست .
اين روز ها نسيم هاي شيراز همه خوشبو هستند . بايد قدر اين روز ها رو بدونيم.
_________________
بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
توي اتاقم پشت کامپيوتر نشستم؛ مامان در هال رو باز مي کنه که بره توي حياط؛ بوي بهار نارنج خونه رو مي گيره....
عمر بهار نارنج کوتاهه؛ مثل زندگي اين دنيا. اگه قدرش رو ندونيم، خيلي زود از دستمون مي ره و فقط حسرتش به دلمون مي مونه.
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید