صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4062
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 28 اسفند 1384، ساعت 19:20
 2 سال و 2 ماه پيش
#1
 
در اين قسمت از ديوونه خونه ميخوام وبلاگ بنويسم. اولين متن مربوط هست به دوست خوبم احسان که ديروز فوق ليسانس گرفت. اما واقعا احسان که بود و چطوري با من آشنا شد و اينهمه پيشرفت کرد؟ جواب همه اين سوالات رو اينجا نمينويسم. اما مطمئنم شما خيلي دوست داريد بدونيد احساني که اين روزها اين قدر آدم سرشناس و موفقي شده چه راهي رو رفته (و چه کاري رو کرده) که شما نرفتيد (و نکرديد)! روز اول که احسان اومده بود دانشگاه من اصلا نميديدمش، نميشناختمش. هيچي نبود، حتي فوق ديپلم هم نداشت. فقط موهاش خوب بود. يه روز توي اتاق پي سي اومد بهم گفت: "آقا اجازه آقا اجازه سَ سَ سلام. ما يه پنجره باز کرديم حالا نميدونيم چطوري ببنديمش" من هم محکم زدم تو گوشش و او تشکر کرد و رفت. اين اولين برخوردمون بود. چند وقت بعد باز جلوي راهم سبز شد. ميخواستم از روش رد شم برم اما چون موهاش خوب بود وايسادم. سرشو انداخت پايين دستشو دراز کرد و يک چک صدهزار تومني بهم داد. گفتم اين چيه؟ جواب داد: "آقا ميخوام باهاتون دوست بشم" و من چون پول خوبي داد بهش اجازه دادم يک روز - فقط يک روز - توي هفته پشت سرم راه بره. اينجوري بود که دوست شديم...
(ادامه دارد)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4948
اعتبار کسب شده: 9885
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 28 اسفند 1384، ساعت 19:27
 2 سال و 2 ماه پيش
#2
 
Mr. Green Applause


دارم برات! Shame on you

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4062
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 28 اسفند 1384، ساعت 19:48
 2 سال و 2 ماه پيش
#3
 
احسان نوشته بود:
Mr. Green Applause


دارم برات! Shame on you


پس بدين وسيله به اطلاع دوستان ميرساند که: ادامه ندارد! Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4948
اعتبار کسب شده: 9885
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 28 اسفند 1384، ساعت 20:07
 2 سال و 2 ماه پيش
#4
 
mhaji نوشته بود:
احسان نوشته بود:
Mr. Green Applause


دارم برات! Shame on you


پس بدين وسيله به اطلاع دوستان ميرساند که: ادامه ندارد! Angel


کم آوردي؟ Whistle

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1275
اعتبار کسب شده: 500
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 9:21
 2 سال و 1 ماه پيش
#5
 
میشه بعدشو من بگم؟!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1275
اعتبار کسب شده: 500
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 9:59
 2 سال و 1 ماه پيش
#6
 
اشنایی من با mhaji اینطور شروع شد:
البته ما قبلش کمی اشنا بودیم مثلا در حد یه سلام علیک تو بخش، قضیه از اینجا شروع شد که یه شب قرار شد بریم چهارشنبه سوری با چند تا از بچه ها که mhaji نیز با اون ها بود اول رفتیم توی شهر یه گشت کوچیکی زدیم و رفتیم یه جا ترقه بازی خلاصه از ماشین پیاده شدیم و رفتیم جلو که ناگهان یه موتوری کم عقل یه ترقه زد جلوی پای یکی از بچه ها که من تو عمرم همچین ترقه بزرگی ندیده بودم دود همه جا رو گرفته بود بعد که یکم دود ها رفتن دیدم مولانا داره میدوه و داد میزنه و بعد از چند لحظه از دیده ما خارج شد ما همه جا رو دنبالش گشتیم تا سر پلس راه گرفتیمش یعنی پلیس گرفته بودش ! ما بهش گفتیم چی شده! گفت میترسم دارم میمیرم ما هم خندیدیم و رفتیم سوار ماشن شدیم و رفتیم برای ترقه بازی از رو اتیش میپریدیم و خلاصه خستمون شد خواستیم بریم یه جای دیگه سوار ماشین شدیم و رفتیم و رسیدیم سرخیابون دیدیم که ای وای mhaji رو یادمون رفته!!برگشتیم دیدیم که وای چند تا ماشین از روش رد شده و (مثل اینکه پلیسه میگفت بعد از رفتن شما همینجور شروع به دویدن کرده بوده و چند تا کامیون و یک دوچرخه و دوتا موتور و یه رهگذر از روش رد شده بودن و هیچی ازش نمونده بردیمش نمازی و بستری شد و خوب شد بعد رفتیم بیرون گفت : گشنمه ما هم بردیمش ساندیویچی که با بچه ها غذا بخوریم و خلاصه ماهم بردیمش ساندیویچی اکبر سگ پز(اگه بشناسیدش مغازشسر خیابون اردیبهشت از طرف ملاصدراست که غذای معمولیش هم دلدرد اوره ) خلاصه دیدیم که mhaji داره میمیره خیلی حالش بده بردیمش بیمارستان دکتر گفت : سرطان پوست داره ما هم همون شب بردیمش امام رضا و به طور معجزه اسایی شفا پیدا کرد ولی متاسفانه تا اخر عمر عقلشو از دست داد! Sad d'oh!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1275
اعتبار کسب شده: 500
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 10:21
 2 سال و 1 ماه پيش
#7
 
باور ندارید نوشتشو که اون بالاست بخونید به مولا اینها یه موقع ازبدی نیست دیگه شما هم درکش کنید! Crying or Very sad
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4062
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 10:21
 2 سال و 1 ماه پيش
#8
 
armoazn نوشته بود:
میشه بعدشو من بگم؟!


اينجا وبلاگ منه يا تو؟ به نظرم تو بهتره بري نفست رو نگه داري. خدا رو چه ديدي شايد خفه شدي Pray
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1275
اعتبار کسب شده: 500
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 10:23
 2 سال و 1 ماه پيش
#9
 
mhaji نوشته بود:
armoazn نوشته بود:
میشه بعدشو من بگم؟!


اينجا وبلاگ منه يا تو؟ به نظرم تو بهتره بري نفست رو نگه داري. خدا رو چه ديدي شايد خفه شدي Pray

عیب نداره من تو رو درک میکنم!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4948
اعتبار کسب شده: 9885
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 15:18
 2 سال و 1 ماه پيش
#10
 
armoazn نوشته بود:
اشنایی من با mhaji اینطور شروع شد:
البته ما قبلش کمی اشنا بودیم مثلا در حد یه سلام علیک تو بخش، قضیه از اینجا شروع شد که یه شب قرار شد بریم چهارشنبه سوری با چند تا از بچه ها که mhaji نیز با اون ها بود اول رفتیم توی شهر یه گشت کوچیکی زدیم و رفتیم یه جا ترقه بازی خلاصه از ماشین پیاده شدیم و رفتیم جلو که ناگهان یه موتوری کم عقل یه ترقه زد جلوی پای یکی از بچه ها که من تو عمرم همچین ترقه بزرگی ندیده بودم دود همه جا رو گرفته بود بعد که یکم دود ها رفتن دیدم مولانا داره میدوه و داد میزنه و بعد از چند لحظه از دیده ما خارج شد ما همه جا رو دنبالش گشتیم تا سر پلس راه گرفتیمش یعنی پلیس گرفته بودش ! ما بهش گفتیم چی شده! گفت میترسم دارم میمیرم ما هم خندیدیم و رفتیم سوار ماشن شدیم و رفتیم برای ترقه بازی از رو اتیش میپریدیم و خلاصه خستمون شد خواستیم بریم یه جای دیگه سوار ماشین شدیم و رفتیم و رسیدیم سرخیابون دیدیم که ای وای mhaji رو یادمون رفته!!برگشتیم دیدیم که وای چند تا ماشین از روش رد شده و (مثل اینکه پلیسه میگفت بعد از رفتن شما همینجور شروع به دویدن کرده بوده و چند تا کامیون و یک دوچرخه و دوتا موتور و یه رهگذر از روش رد شده بودن و هیچی ازش نمونده بردیمش نمازی و بستری شد و خوب شد بعد رفتیم بیرون گفت : گشنمه ما هم بردیمش ساندیویچی که با بچه ها غذا بخوریم و خلاصه ماهم بردیمش ساندیویچی اکبر سگ پز(اگه بشناسیدش مغازشسر خیابون اردیبهشت از طرف ملاصدراست که غذای معمولیش هم دلدرد اوره ) خلاصه دیدیم که mhaji داره میمیره خیلی حالش بده بردیمش بیمارستان دکتر گفت : سرطان پوست داره ما هم همون شب بردیمش امام رضا و به طور معجزه اسایی شفا پیدا کرد ولی متاسفانه تا اخر عمر عقلشو از دست داد! Sad d'oh!


آفرين! حال کردم! Applause

_________
چاه نکن بهر کسي! Wink

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4062
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 01 فروردين 1385، ساعت 20:51
 2 سال و 1 ماه پيش
#11
 
واقعا عجب آدمايي هستيد! ميدونم وبلاگ نداشتيد، اما آخه وبلاگ هم دست بقيه نديديد؟! اينجا "وبلاگ من" بود يا "وبلاگ شما"؟! اگه يه وقت از شما خواستم چيزي بگيد، مينويسم "نظر بديد". در ضمن ميخواستم جريان آشنايي خودم و احسان رو تکذيب کنم. ولي حالا که armoazn اومد جريان آشنايي خودم و خودش رو لو داد، من هم به تلافي جريان آشنايي خودم و همه شما رو لو ميدم! Shame on you Dancing البته نميدونم چيزايي که او نوشته تا چه حد درسته چون من از همون موقعش يادمه که بچه ها منو روي سرشون گذاشته بودند و يک جمعيت خيلي زياد ازم استقبال ميکرد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1275
اعتبار کسب شده: 500
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 02 فروردين 1385، ساعت 9:46
 2 سال و 1 ماه پيش
#12
 
یکی جلوی mhaji روبگیره!!! یعنی اصلا براتون مهم نیست؟! Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4062
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 17 فروردين 1385، ساعت 15:44
 2 سال و 1 ماه پيش
#13
 
در اين قسمت چند تا فيلم هنري رو که در اخيرا در سينماهاي تهران و شهرستان ها ديدم براتون معرفي کنم که اميدوارم خوشتون بياد:
- شانزه ليزه سر دزک
- ابرها براي که ميبارند؟
- ساعت بيست و پنج و شصت و يک دقيقه
- روز هشتم
- جوخه هاي آب معدني
- پرواز دايناسورها
- تا انتهاي انار
- در کوير هر روز برف ميبارد
- هبوط خرداري
- بهار پلاستيکي
...
از اينکه الان نميتونم فيلمهاي بيشتري معرفي کنم عذر خواهي ميکنم چون کيبوردي که الان دارم باهاش کار ميکنم واقعا بده Sad اما در غياب من شما هم اگه فيلم جالبي ديديد ميتونيد همينجا به بقيه معرفي کنيد.
(نظر بديد)
(منتظرم)
(نامردي اگه وبلاگم رو بخوني و نظر ندي)
(تا حالا صفر نفر نظر دادند)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1750
اعتبار کسب شده: 5298
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 17 فروردين 1385، ساعت 16:00
 2 سال و 1 ماه پيش
#14
 
mhaji نوشته بود:
در اين قسمت چند تا فيلم هنري رو که در اخيرا در سينماهاي تهران و شهرستان ها ديدم براتون معرفي کنم که اميدوارم خوشتون بياد:
- شانزه ليزه سر دزک
- ابرها براي که ميبارند؟
- ساعت بيست و پنج و شصت و يک دقيقه
- روز هشتم
- جوخه هاي آب معدني
- پرواز دايناسورها
- تا انتهاي انار
- در کوير هر روز برف ميبارد
- هبوط خرداري
- بهار پلاستيکي
...
از اينکه الان نميتونم فيلمهاي بيشتري معرفي کنم عذر خواهي ميکنم چون کيبوردي که الان دارم باهاش کار ميکنم واقعا بده Sad اما در غياب من شما هم اگه فيلم جالبي ديديد ميتونيد همينجا به بقيه معرفي کنيد.
(نظر بديد)
(منتظرم)
(نامردي اگه وبلاگم رو بخوني و نظر ندي)
(تا حالا صفر نفر نظر دادند)


من اين فيلم رو ديدم.وبلاگت خيلي قشنگه.فقط اگه توش برنامه تئاتر شهر ياچند تا فيلتر شکن معرفي کني بهتر ميشه.راستي مطلب آموزشي نداريد؟

_________________
به من نزديک نشيد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3190
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 18 فروردين 1385، ساعت 20:15
 2 سال و 1 ماه پيش
#15
 
وب سايت شما خيلی توپ
سريال شب دهم بود "حيدر" خيلی قشنگ بود فقط آخرش حالمون و کرد تو شيشه يک چوب پنبه هم گذاشت درش
اين روز هشتم دقيقا دو روز و يک شب قبل از اون رو نشون ميده قشنگ
نقل قول:
نظر بديد)
(منتظرم)
(نامردي اگه وبلاگم رو بخوني و نظر ندي)
(تا حالا صفر نفر نظر دادند)
ولی از همه انتظار نداشته باش نظر بدن بعضيها خسيسن اصلا فقط نظر ميگيرن ولی نظر نميدن
بعضيهام اصلا نظر ندارن برای زندگی خودشونم نظر خواصی ندارن
ادامه بده
ما هستيم
پشتيبانتيم

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: زيباترين وبلاگها
1
پاسخها: 31 بیننده: 2016 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است وبلاگ آقاي محمد علي ابطحي
1
پاسخها: 12 بیننده: 723 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است وبلاگ در پيت من!
2
پاسخها: 45 بیننده: 2285 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است وبلاگ شيعي بزبان انگليسي
1
پاسخها: 4 بیننده: 256 نویسنده: SAeiD.A

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: