| نویسنده |
پیغام |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2080 اعتبار کسب شده: 5672 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 12:59 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#31
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 20:47 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#32
|
| |
| Bayas Gool نوشته بود: |
ولي عشق و براي عشق سرودن چيز خوبيه ، در اين يه مورد حرف اميد رو گوش نکن
|
Are you trying to steal my friend from me?! And make him fall in love again like a girl? Mahdi jan, please don't listen to all these seductive things that these beautiful girls are telling you!  Let me tell you what's the best music in the word...
The best music in the score of life is the sound of a your rifle echoing back from miles away over a frozen lake in the vast forests of Northern Canada ...
and the best feeling in the world is the smell of the gunpowder (=baaroot) when you open the bolt (=galan-gadan) to extract the empty case. It's 18 degrees below zero but you are burning from excitement... your heart is beating like crazy... You take a deep breath and keep reminding yourself that you have to calm down... you push the bolt forward to put a new round (=feshang) in the chamber but your hands are shaking... You try again and manage to close the bolt...
You know that you have already hit the target.... all you do now is to calm down and wait for your prey to die in peace. Those few minutes that you wait are the most reverened moments ever: You realize how precious "your life" really is as it takes so many "other lives" to sustain it. You close your eyes, let this settle deeply in your soul and then open your eyes to a whole new world...
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3189 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 26 آبان 1385، ساعت 1:21 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#33
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2980 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 26 آبان 1385، ساعت 19:37 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#34
|
| |
|
|
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4088 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 10:09 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#35
|
| |
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2080 اعتبار کسب شده: 5672 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 11:11 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#36
|
| |
خوب مهد ي جان
اگه قول مي دي كه به همين صورت ادامه بدي من از نگراني نديدن فيلم هاي اين دوره بيرون بيام و دلم رو به وب لاگ تو خوش كنم |
_________________ ديگه از کوچه عشق من ، راه برگشتي نداري 
|
|
|
|
|
 |
اميرحسين  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 06 مهر 1384 مجموع ارسالها: 1616 اعتبار کسب شده: 6929 محل سکونت: ايران جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 16:26 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#37
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
در اين قسمت از ديوونه خونه ميخوام وبلاگ بنويسم. اولين متن مربوط هست به دوست خوبم احسان که ديروز فوق ليسانس گرفت. اما واقعا احسان که بود و چطوري با من آشنا شد و اينهمه پيشرفت کرد؟ جواب همه اين سوالات رو اينجا نمينويسم. اما مطمئنم شما خيلي دوست داريد بدونيد احساني که اين روزها اين قدر آدم سرشناس و موفقي شده چه راهي رو رفته (و چه کاري رو کرده) که شما نرفتيد (و نکرديد)! روز اول که احسان اومده بود دانشگاه من اصلا نميديدمش، نميشناختمش. هيچي نبود، حتي فوق ديپلم هم نداشت. فقط موهاش خوب بود. يه روز توي اتاق پي سي اومد بهم گفت: "آقا اجازه آقا اجازه سَ سَ سلام. ما يه پنجره باز کرديم حالا نميدونيم چطوري ببنديمش" من هم محکم زدم تو گوشش و او تشکر کرد و رفت. اين اولين برخوردمون بود. چند وقت بعد باز جلوي راهم سبز شد. ميخواستم از روش رد شم برم اما چون موهاش خوب بود وايسادم. سرشو انداخت پايين دستشو دراز کرد و يک چک صدهزار تومني بهم داد. گفتم اين چيه؟ جواب داد: "آقا ميخوام باهاتون دوست بشم" و من چون پول خوبي داد بهش اجازه دادم يک روز - فقط يک روز - توي هفته پشت سرم راه بره. اينجوري بود که دوست شديم...
(ادامه دارد) |
شباهت جالبی به ملاقات من و احسان هم داره. البته من از اون بالا ول کردمش اومد پایین ولی من هم از روش رد نشدم.
آخ بمیرم واست احسان |
|
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4088 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 بهمن 1385، ساعت 16:24 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#38
|
| |
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1275 اعتبار کسب شده: 500 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 09 بهمن 1385، ساعت 14:31 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#39
|
| |
خب ما روزي که رفتيم اين وبلاگ هم در حال بسته شدن بود ولي ظاهرا باز شده و ميتونيم باز هم به تجزيه و تحليل هاي ادبي خودمون ادامه بدهيم |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 09 بهمن 1385، ساعت 18:51 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#40
|
| |
خوب شد فهميدم ادامه’ اين فيلم ها رو از خودتون در اوردين. مي خواستم برم کلي کلاس بذارم و براي بر و بچمون تعريف کنم . اون موقع ميشدم سوژه’ کر کر و خنده هااااااااا |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1275 اعتبار کسب شده: 500 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 17 بهمن 1385، ساعت 18:26 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#41
|
| |
ادامه قسمت دوم:
نام فيلم:ايستگاه بهشت
کارگردان: نادر مقدس
داستان فيلم:قصه زني را به تصوير ميکشد که ناخلف است و بعد از مدتي سر يک حادثه سرش به سنگ ميخورد و به راه راست ميايد و ازدواج ميکند(البته اين تصور من قبل از فيلم بود که يکي از اشنايان نزديک قبل از فيلم با تلفن اسم فيلم و کارگردان را برد و من برايش تعريف کردم ) ولي خب داستان فيلم هم نزديکه بهش ولي فقط بايد جاي چند تا شخصيت رو عوض کنيد.
داستان کذايي و نکبت فيلم: فرد کوري(شهاب حسيني) کورکورانه عاشق پزشک معالج خود ميشود و .......و در اخر فيلم شهاب حسيني ميشه زن يکي ديگه همين |
|
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4088 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 08 آبان 1386، ساعت 7:44 |
|
 |
6 ماه و 19 روز پيش |
|
#42
|
| |
فولکلوريات من!
قسمت اول -
(1)
نپرسيدي چرا گل خار داره
چرا عاشق دل تبدار داره
در اين دنيا که هر کس نيشکي زد
چرا کوه و کمر هم مار داره
(2)
عزيزم نازنينم همزبونم
تو رو تا هر جو گفتي ميرسونم
به بالينم بيو غم دارم امشو
تو رو کم دارم و کم دارم امشو
(3)
دلم نازک به سان بچه ها بي
غم عالم براي من دو تا بي
ز وقتي اومدي چيزي نخوردم
دو زلفونت توي ظرف غذا بي
يادمه يه بار منتقدي قلم به انتقاد و تمسخر سهراب و صداي پاي آبش آلاييده! بود با اين استدلال که تونسته بود چند خط در همون وزن اما بي معني تر بنويسه. من با اين استدلال البته موافق نيستم. نه منتقدم و نه ادبي. با بابا طاهر هم پدرکشتگي ندارم! فقط خواستم چند خطي در سبک خودش بنويسم شايد چون تا حالا اين سبک رو مورد هجمه قرار نداده بودم. ضمنا اگه از علاقه مندان ادبيات فولکلوريک هستيد، دوباره خواني اين دو داستان کوتاه آرموازن هم خالي از لطف نيست: مرد مومن و شوهر. |
|
|
|
|
|
|
 |
ali3  زبون بسته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 آذر 1386 مجموع ارسالها: 1 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 13 آذر 1386، ساعت 1:57 |
|
 |
5 ماه و 14 روز پيش |
|
#43
|
| |
|
|
|
|
 |
rozesiah86  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 30 مهر 1386 مجموع ارسالها: 28 اعتبار کسب شده: 180 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 13 آذر 1386، ساعت 11:48 |
|
 |
5 ماه و 14 روز پيش |
|
#44
|
| |
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 14 آذر 1386، ساعت 20:26 |
|
 |
5 ماه و 13 روز پيش |
|
#45
|
| |
وبلاگ منم ببينيد منتها اينو گفته باشم اومدي خونديش 2 ساعت منو نصيحت نکننيا .بعدشم من چون حال ندارم مطلب بلند نمي نويسم حالا بيا:
deltangotanha.blogfa.com
|
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
|
|