صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1594
اعتبار کسب شده: 1644
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 20 فروردين 1385، ساعت 16:14
 2 سال و 1 ماه پيش
#16
 
هيچ چيزي مثل پيغام باعث نميشه وبلاگ نويس ضد حال بخوره اگه پيغام نداشته باشه فکر ميکنه يا کسي نوشته هاش را نميونه يا کسي براش مهم نيست چي نوشته . اگه هم پيغام داشته باشه اون وقت قانون هر ديدي يه بازديد داره پيش مياد شما هم بايد بريد وبلاگ اونا و پيغام بگذاريد وگرنه آخرين باره که بهتون سر ميزنند . و چه وقتي ميخواد اينکه شما هم وبلاگ اونا را بخونيد و جواب بديد .
نتيجه : " وبلاگ چيز خوبيه اما پيغام چيز بديه "
راه حل : " پيغام را ببنديد اون وقت پيغام نداشتن شما نشانه اينه که خودتون نميخواستيد کسي براتون پيغام بگذاره "

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4090
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 30 ارديبهشت 1385، ساعت 19:56
 1 سال و 12 ماه پيش
#17
 
ببخشيد که پس از مدتها سکوت اينجا را شکستم. راستش نميدانم چطور و از کجا بگويم. و شايد اصلا فرقي نکند؛ پس بگذاريد اينبار از همان آخر شروع کنم تا هم نوشتنش براي من ساده تر باشد و هم خواندنش براي شما: پايان! Sad
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4090
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 22 مهر 1385، ساعت 6:48
 1 سال و 7 ماه پيش
#18
 
توصيف يک مشاهده واقعي:
متلک پراني در سطح بين المللي!

ديروز عصر وقتي داشتم برميگشتم خونه، در پياده روي شلوغ و باريک روبروي "تيم-هورتون" يه زن که روبنده زده بود و فقط چشماش معلوم بود نظرم رو به خودش جلب کرد! و من رو با اين پرسش جدي مواجه کرد که چطور در چنين جامعه اي با اينهمه تنوع نژادي، اعتقادي، زباني و لباسي! مردم همديگه رو تحمل ميکنند و هيچ وقت دعواشون نميشه که يهو صداي يه زن نسبتا پير که دم مغازه اش وايساده بود من رو به خودم آورد! گفت: "من ميتونم پاهات رو ببينم"! بله! درست شنيده بودم. زن فروشنده به زن روبنده پوش متلک پروند! و منظورش از پا، پاشنه پا بود وگرنه همه چيز ديگه اون زن نقاب دار و بي آزار در محاصره پارچه بود!
کاملا واضح بود که قصد زن فروشنده تذکر دادن نبود و فقط ميخواست توهين کنه! من همون طور که داشتم دور ميشدم جريان رو از اول مرور و براي خودم تجزيه و تحليل کردم و به اين نتيجه رسيدم که اين دو نفر هر دوشون مقصرند. زن فروشنده مرض داشت و اون زني که پاش ديده شد هم پوشش نامتناسب و اصلا نامناسبي داشت! (تقريبا مطمئنم که چنين پوششي در پياده روي ملاصدرا هم با واکنشهاي منفي مواجه ميشه.)
اما نکته خيلي جالب تر اين بود که يه مرد که لباسش به پاکستاني ها ميخورد و احتمالا شوهر فرد متلوک (يعني مورد متلک واقع شده) بود به فروشنده گير داد Shocked Shocked من هم چند قدم دورتر ايستادم و نگاشون کردم. البته در اون شلوغي نميشد صداشون رو بشنوم. اما از حرکات مرد معلوم بود که داشت از موضع قدرت حرف ميزد و اعتراض ميکرد! خيلي برام جالب بود که ميديدم يه خارجي به ظاهر بدبخت در مقابل يه کانادايي اينجوري وايساده بود و اعتراض ميکرد و حتما ميدونست که قانون ازش حمايت ميکنه Shocked


اين خاطره رو با کمي دخل و تصرف از فايل خاطرات شخصيم به درخواست يکي از دوستان عزيزم(همون بنده صالح خدا) انتخاب کردم و نوشتم. اميدوارم راضي شده باشه.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
snoopyآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 246
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: تهران
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 22 مهر 1385، ساعت 11:54
 1 سال و 7 ماه پيش
#19
 
سلام استاد
من یه زمانی عاشق اموزش ریاضیات شما بودم اما دشمنان کور دل اجازه ادامه ی آن را ندادند

امیدوارم وبلاگت همیشه زنده بمونه

_________________
\
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
علي باباآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1059
اعتبار کسب شده: 2010
محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!!
سن: 28
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 22 مهر 1385، ساعت 12:27
 1 سال و 7 ماه پيش
#20
 
ام حاجي جان حواست به پوشش خودت باشه که کسي متلک بارت نکنه ...
چون براي تالار خيلي زشته ..
افت داره !!! Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4090
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 26 مهر 1385، ساعت 6:31
 1 سال و 7 ماه پيش
#21
 
snoopy نوشته بود:
سلام استاد
من یه زمانی عاشق اموزش ریاضیات شما بودم اما دشمنان کور دل اجازه ادامه ی آن را ندادند

امیدوارم وبلاگت همیشه زنده بمونه


بله. هنوز يادمه. شما از دانشجوهاي خوب و ساعي کلاس بودي.
حيف که ادمين سايت رفيقمون از آب در اومد و مجبور شديم تعطيلش کنيم!
اما اينبار با در يه قالب جديد و همه پسند اومدم که همون مباحث رو ادامه و گسترش بدم
البته هنوز هم افرادي از طريق ايميل يا پيغام خصوصي به طور مستقيم يا غير مستقيم جسته و گريخته اعتراضاتي ميکنند اما من اين بار گوشم به اين حرفها بدهکار نيست.

--------------

فردا ميخوام درباره نا آرامي هاي اخير تالار صحبت کنم. اما قبلش براي اينکه ذهنتون آماده بشه يه مساله مهمتر رو مطرح ميکنم. در زبان فارسي، به جانداري که جير جير ميکنه ميگيم جيرجيرک. يعني از صدا، اسم رو نتيجه ميگيريم و از اسم، صدا رو. اما حالا سوال اينه که چرا به الاغ نميگيم "عرعرک"؟ و به کلاغ، "قارقارک"؟ و به سگ، "عوعوک"؟ و به زنبور "ويزويزک"؟ و ...

--------------

علي بابا نوشته بود:
ام حاجي جان حواست به پوشش خودت باشه که کسي متلک بارت نکنه ...
چون براي تالار خيلي زشته ..
افت داره !!! Mr. Green


متشکرم. ميني حواسش به اين مساله بود. تمام لباسهاي من با مشورت و نظر موافق ايشون خريداري شده Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Miniآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 1000
اعتبار کسب شده: 1649
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 26 مهر 1385، ساعت 9:50
 1 سال و 7 ماه پيش
#22
 
علي بابا نوشته بود:
ام حاجي جان حواست به پوشش خودت باشه که کسي متلک بارت نکنه ...
چون براي تالار خيلي زشته ..
افت داره !!! Mr. Green


If you only knew how FREK'N cold it gets in this god damn country, you would wear one of those warm "down" coats yourself.
You guys in Iran see few centimeters of snow and panick... here we deal with piles and piles of snow and ice and still function as a normal day.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4090
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 04 آبان 1385، ساعت 23:25
 1 سال و 6 ماه پيش
#23
 
سه نقطه

دخيل آرزوهايم را به چشمان خمارش بستم...
اما ديري نپاييد که بازش کردم...
چون او هم... شوهر داشت! Anxious



اگه اميد استعداد شاعرانگي ام را کور نکرده بود...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3189
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 04 آبان 1385، ساعت 23:31
 1 سال و 6 ماه پيش
#24
 
mhaji نوشته بود:
سه نقطه

دخيل آرزوهايم را به چشمان خمارش بستم...
اما ديري نپاييد که بازش کردم...
چون او هم... شوهر داشت! Anxious
اگه اميد استعداد شاعرانگي ام را کور نکرده بود...

Mr. Green
من که هميشه ميگم
برای رسيدن
گاهی رفتن يک قدم عقب تر از پاييست که در گل مانده Wink
تا پاهات و از گل در بياری, يکی ديگه رفته و رسيده
don't worry there is always a right time right place and right person

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 2980
اعتبار کسب شده: 2345
محل سکونت: Florida
سن: 35
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 04 آبان 1385، ساعت 23:32
 1 سال و 6 ماه پيش
#25
 
mhaji نوشته بود:
سه نقطه

دخيل آرزوهايم را به چشمان خمارش بستم...
اما ديري نپاييد که بازش کردم...
چون او هم... شوهر داشت! Anxious



اگه اميد استعداد شاعرانگي ام را کور نکرده بود...


!!! Confused You should be VERY thankful that I did that for you! I want to be a cool man -as you are- not a loser -as you could have been if you had continued with @#$-peoety. Razz

_________________
يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4090
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 04 آبان 1385، ساعت 23:45
 1 سال و 6 ماه پيش
#26
 
خب من هم ميخواستم تشکر کنم و بگم اگه شما استعداد شاعرانگيم رو کور نکرده بودي اون شعر رو الکي ادامه ميدادم و الکي عاشق ميشدم و الکي عاشق ميموندم و شبها الکي گريه ميکردم و الکي زير بارون راه ميرفتم (بدون چتر) و و الکي بهش فکر ميکردم و الکي بهش نميرسيدم و آخرش هم الکي الکي از عشقش ميمردم Angel

ولي حالا خوشحالم که الکي زنده ام و الکي ميخندم Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1207
اعتبار کسب شده: 2377
محل سکونت: 
سن: 24
جنسيت: زن
ارسال جمعه 05 آبان 1385، ساعت 0:22
 1 سال و 6 ماه پيش
#27
 
mhaji نوشته بود:
خب من هم ميخواستم تشکر کنم و بگم اگه شما استعداد شاعرانگيم رو کور نکرده بودي اون شعر رو الکي ادامه ميدادم و الکي عاشق ميشدم و الکي عاشق ميموندم و شبها الکي گريه ميکردم و الکي زير بارون راه ميرفتم (بدون چتر) و و الکي بهش فکر ميکردم و الکي بهش نميرسيدم و آخرش هم الکي الکي از عشقش ميمردم Angel

ولي حالا خوشحالم که الکي زنده ام و الکي ميخندم Mr. Green


پس خنده هاتو ! يعني بخش بزرگي ازشو مديون اميد هستي که به اون حال اسفناک و بي سرانجام! دچار نشدي! Smile
Wink همين الکي الکي بهتره! سخت نگير!
تا باشه از اين چشم در آوردناي استعداد! Razz

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3189
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 05 آبان 1385، ساعت 0:32
 1 سال و 6 ماه پيش
#28
 
Mini نوشته بود:
علي بابا نوشته بود:
ام حاجي جان حواست به پوشش خودت باشه که کسي متلک بارت نکنه ...
چون براي تالار خيلي زشته ..
افت داره !!! Mr. Green


If you only knew how FREK'N cold it gets in this god damn country, you would wear one of those warm "down" coats yourself.
You guys in Iran see few centimeters of snow and panick... here we deal with piles and piles of snow and ice and still function as a normal day.


mini جون ايران هم دقيقاً همينطوره همه no matter what وظايف خودشون رو انجام ميدن Liar
فقط 5 سانت که برف روی زمين ميشينه, مدرسه ها تعطيل ميشه, کاسب ها سر کار نميرن
اگرم برن زود بر ميگردن, اگه حوصله داشته باشی و يک سری به پارک جمشيديه يا دامنه ی کوه ها بزنی,
ميبينی که مردم دارن سورتمه بازی ميکنن, يا خلا صه از هيچ tupe ماشين و کيسه ی پلاستيکی نميگذرند
و همگی در حال سر سره بازی هستند Razz, صف آش رشته و عدسی و سوپ جو هم که نگو و نپرس فکر کنم تنها کسانی هستندکه اون روز سخت کار ميکنن Mr. Green

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4090
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 0:05
 1 سال و 6 ماه پيش
#29
 
اولين شعرم به زبون اصلي که لحظاتي پيش خودش اومد...
تقديم به سه کاربر خوب و دوستداشتني تالار!!




Based on a true story

I used to be a lover
All the time, all the land, hover and hover
So I had to take a shower
Everyday, everywhere even in tower
One day at last...Embarassed
I asked you if I could be... But you said never
And as I was a democratic lover
I got lost for ever Sad
Now, after so many years with fever
I am asking myself who you were so killer
And I answer: nothing else matters, the game is over
You were the betta version of a beloved lover...


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط mhaji در تاريخ پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 3:46 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1207
اعتبار کسب شده: 2377
محل سکونت: 
سن: 24
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 2:21
 1 سال و 6 ماه پيش
#30
 
mhaji نوشته بود:
اولين شعرم به زبون اصلي که لحظاتي پيش خودش اومد...
تقديم به سه کاربر خوب و دوستداشتني تالار!!




Based on a true story

I used to be a lover
All the time, all the land, hover and hover
So I had to take a shower
Everyday, everywhere even in tower
One day at last...Embarassed
I asked you if I could be... But you said never
And as I was a democratic lover
I got lost for ever Sad
Now, after so many years with fever
I am asking myself who you were so killer
And I answer: nothing else matters, the game is over
You were the betta version of a beloved lover...


your poem is nice ! mehdi jaan!
this thoughtful picture is offered for you:

Image

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: زيباترين وبلاگها
1
پاسخها: 31 بیننده: 2013 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است وبلاگ آقاي محمد علي ابطحي
1
پاسخها: 12 بیننده: 722 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است وبلاگ در پيت من!
2
پاسخها: 45 بیننده: 2283 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است وبلاگ شيعي بزبان انگليسي
1
پاسخها: 4 بیننده: 256 نویسنده: SAeiD.A

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نم