| نویسنده |
پیغام |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1199 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 22 اسفند 1384، ساعت 23:38 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#1
|
| |
" یک روز به یاد ماندنی
به خاطر یک لحظه با ارزش، به یاد ماند
به خاطر یک لحظه، یک عمر با ارزش گردید
پس از آن لحظه
زندگی با ارزش تر شد
چرا که باورها تغییر کرد"
روزی که من هرگز اون رو فراموش نخواهم کرد…
حکایت اون روز خیلی فراتر از این حرفها روی من و زندگی من تاثیر گذاشته. اون قدری که بینشی نو به من داده و من رو تو زندگی با دیدگاههای تازه و جدیدی روبرو کرده. با مسائلی که تنها میتونم بگم "متاسفم که اینقدر دیر رسیدم، دیر به یاد آوردم و تنها راه من اینه که، از خدا بخوام توانی به من بده تا جبران کنم…"
اینکه اون روز کدوم یکی از روزهای خدا بود، یا چی شد و چی گذشت، مهم نیست. به نظر من این مهم بود که من رو به کلی به فکر وا داشت.
... همه ما آدما، تو زندگی هامون به یه سری مسائل معتقدیم. به اونها یا ایمان داریم، یا فکر می کنیم ایمان داریم، یا به ما قبولوندن که ایمان داریم، یا ...
اما چیزی که هست اینکه: شاید هرگز تو عمرمون به خودمون اجازه، جسارت یا حتی زحمت این رو ندیم که روی اونها فکر کنیم و خودمون در موردشون به نتیجه برسیم. خودمون به اونها ایمان بیاریم، یا اینکه بفهمیم چرا فلان چیز درسته، خوبه یا بده در حالی که اون یکی چیز نه. گاهی اوقات حتی تصور هم می کنیم که چون اونای دیگه(مثلا بزرگترها) به این نتیجه رسیدن پس حتما درست می گن. نیازی به دوباره تجربه کردن ما نیست. اما به نظر من این یه اشتباه محض. نمی خوام از اصل مطلب فاصله بگیرم پس کاری به مسائل اعتقادی یا هر چیزی در این رابطه ندارم. هر چند میتونه داغ ترین بحث ممکن باشه و تاثیرات شگرفی روی هر کدوم از ما بذاره. ولی واسه من یه چیز مهم بود این که بگم:"من توی اون روز به خیلی چیزا رسیدم و دوباره رسیدم و حتی درباره اونها به فکر افتادم. "
و این به فکر افتادن تاثیرات شگرفی بر من، و افکار من داشته تا جایی که باعث شده به نتایجی برسم و کارهایی کنم. یه کار خیلی جالب.
میدونین من تو اون روز تصمیم گرفتم زندگیم رو تغییر بدم (به نصیحت یکی از دوستان بزرگوار) به هر شکلی شده. اول می خواستم واسه این کار، دوباره گذشته رو به یاد بیارم. به یاد بیارم چی بودم و چه جوری ویران شدم. اینکه دوباره برگردم به حالت قبل. حالت قبلی که تو اون هر چیزی داشتم: خدا، ایمان، مهر...
ولی هر چی بیشتر فکر کردم دیدم نباید "یه ویرانه رو باز سازی کرد" باید "پایه های اونو خراب کرد و دوباره از نو ساخت."
اما این نوسازی از نظر من، باید به معنای کلمه اتفاق می افتاد. به معنای کلمه. تصمیم گرفتم UML زندگیم رو دوباره رسم کنم. از نو. این شد که به این فکر افتادم:
"یه سالنامه بردارم و سعی کنم واسه هر چیزی که تو زندگی دائم با اون در ارتباطم، هر چیزی که تکلیف من رو با خودم، خدای خودم و دنیای خودم معین میکنه، هر چیزی که پایه های اعتقادی من رو محکم تر می کنه و در کل هر چیزی که از من به عنوان یه انسان می سازه و من رو به سوی کمال مطلق خودم (یعنی همون اصلی ترین فلسفه آفرینش) سوق میده، یه معنای جامع و کامل پیدا کنم و ثبت کنم. سعی کنم هر چیزی رو اونجوری که درست تره معنی کنم، نه اونجوری که خودم فکر می کنم یا محیط اطرافم به من تحمیل می کنه. و سعی کرده و می کنم این کار رو حتما تا انتها انجام بدم. هر چند ممکن هرگز به انتهای اون نرسم (چون احساس می کنم که اینکار نیاز به زمان زیادی داره تا بتونی همه معانی رو اونجور که باید، انسانوار بیابی!)، اما با این حال اینکار رو انجام میدم. با کمک خیلی ها . من جمله شما دوست عزیز! "
راستش علت اینکه این رو اینجا و توی تالار ثبت کردم این بود که همگی با هم فکر کنیم، راجع به خدای خودمون، زندگی خودمون و مهمتر از همه خودمون. و اینکه از شما هم برای تکمیل این باورها کمک بگیرم.
مزیت اینکار بیشتر از این حرفهاست. اگر قبول کنیم و مومن باشیم، برای همه ما لازمه. هر چی باشه ما قشری از جامعه هستیم که از ما بعنوان قشر فهمیده این جامعه یاد می شه و بدون شک به ما ایمان هم دارن و مهمتر از همه اینکه ما "آینده سازان این مملکت هستیم." حداقل در این باره یه کم احساس مسئولیت کنیم (اگر خدای نا کرده درباره خودمون و نفسمون چنین احساسی رو نداریم!) و باور کنیم بیشتر از هر چیز هر انسانی، هر انسان مسئولی باید پیش از هر چیز معتقدترین باشه.
خوشحال می شم اگر با این ایده از طرف شما، استقبال بشه و همگی با هم بزرگترین "دائره المعارف زندگی" رو توی دنیا تهیه کنیم.
هر چند من اسم اون سالنامه رو گذاشتم:"درک من"
قبل از هر چیز باید نظرات شما رو بدونم اینکه چقدر استقبال می کنید و بعد هم اولین موضوع رو واسه بحث توی تالار قرار میدم. به امید اینکه داغ ترین بحث دنیا بین ما شکل بگیره و به مهم ترین نتایج برسیم. نتایجی که راه مون رو تو زندگی معین می کنه و "ما" برای ما به بهترین نحو (همونجوری که خودمون میخواهیم) معنی می شه. اگه این اتفاق بیفته دیگه باید گفت:
"تو در این راه رسیدن به خودت تنها نیستی!"
خدا کنه بشه ملجئی رو فراهم کرد که قبل از هر چیز به خودمون برسیم.
یک دنیا سپاسگزارم.
یادمون نره:"ما تجلی اندیشه خداوندیم!" |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 2:20 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#2
|
| |
This is a very interesting post! So you had a life-changing expeience one day? You should tell us more about what exactly made you decide a new course for your life. I think everyone would like to know what happend in that "day"
Also, talking about our underestang of life is very interesting but a very BIG TOPIC too! When you have such a broad topic, it is hard to get to a common view poin.
anyway, this is just my opinion.
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 3:03 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#3
|
| |
برای من پيش اومده که يک برحه ای از زندگيم "نه يک روز" فکرم جور ديگه ای مشغول بشه و زندگی
رو جور ديگه ای ببينم خدا رو جور ديگه ای معنا کنم جور ديگه ای باور داشته باشم آدمها برام
معنای ديگه ای پيدا کنن و حوادث و جريانات دور و برم يا شايدم نگاه متفاوتی به گذشته ويا
نميدونم چی
باعث بشه که يک ديد اجمالی متفاوت تری نسبت به قبل پيدا کنم که اتفاقا يک متنی هم
چند وقت پيش در اين مورد نوشتم شايد يک روزی حوصلم بياد و توی تالار بگذارمش ولی راستش
يک روزه و صحبت اين همه تغيير کمی فهمش برام مشکل شايد به قول اميد لازم که يک کمی بيشتر توضيح بديد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1199 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 15:51 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#4
|
| |
دوستان فرموده بودن :"یک روز و صحبت این همه تغییر فهمش مشکله و باید بیشتر توضیح بدم."
باید بگم:
"من خوابم خیلی خیلی سبکه!"خوابی که مدتها بود منتظر یه تلنگر بودم. تلنگری از غیر یا غیب که اون روز، من به این تلنگر رسیدم. تلنگری از غیر که فرقی با غیب برای من نداشت! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 6466 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 16:32 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
... برای من پيش اومده که يک برحه ای از زندگيم "نه يک روز" فکرم جور ديگه ای مشغول بشه و زندگی
رو جور ديگه ای ببينم ... |
|
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 21:04 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#6
|
| |
چرا هيس باشم?
دوزاريم نيفتاد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 22:33 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 23:13 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#8
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 23:21 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#9
|
| |
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1199 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 25 اسفند 1384، ساعت 3:06 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#10
|
| |
از همه اين حرفا که بگذريم اصل مطلب رو بايد بهش پرداخت:
اولين موضوع مورد بحث اينه:"خدا"
تعريفي که شما از خدا داريد تو زندگي چيه؟ |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 26 اسفند 1384، ساعت 1:54 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#11
|
| |
سؤالتون خيلی کلی و مهم
واقعا نيميشه توی يک جمله ازش گفت
من دو صفحه ای از تغيير ديدگاهم نسبت به زندگی و ارتباطم با خدا نوشتم سعی ميکنم امشب
از توی نوشته هام پيداش کنم براتون ميزارشم اينجا که بخونيد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1199 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
جمعه 26 اسفند 1384، ساعت 22:54 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#12
|
| |
فاش مي گويم:
"خدا عشق است
و عشق خدا"
اما عشق
چه بازيگوش شيطاني است! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط Yaghma در تاريخ يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 9:50 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1199 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 28 اسفند 1384، ساعت 1:30 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#13
|
| |
خدا عشق است
عشق خداست
و اينگونه ابديت معنا پيدا مي کند... |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 29 اسفند 1384، ساعت 16:59 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#14
|
| |
|
به نظر بنده بسته به موقعيت ممکنه ما بتونيم از خدا تعريف خاصي ارائه بديم. همون طور که صفات بسيار زيادي براي خدا ذکر شده. در هر موقعيت ممکنه تعريف ما از خدا در يکي از صفاتش تجلي بيشتري پيدا کنه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1199 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 01 فروردين 1385، ساعت 12:22 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#15
|
| |
قدر مسلم هر کس توي يه شرايط فرهنگي، اجتماعي و حتي شخصيتي و عاطفي قرار داره و بسته به اون در مورد هر مسئله اي يه اعتقاد، باور يا تعريف داره. و اين ارتباط تنگاتنگي با طرز ديد هر شخصي داره. در واقع علت اصلي که باعث شد اين مطلب رو تو تالار قرار بدم همين بود:"با طرز فکرهاي متفاوت و ديدگاه ها و تعريف هاي مختلف اشنا بشيم" واسه من اين مهم بود.
در هر حال خوشحال ميشم نظر خودتون رو حتي بسته به موقعيتي که دارين برام بنويسين! |
|
_________________ ........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
|
|
|
|
|
 |
|
|