| نویسنده |
پیغام |
Zeus  سال صفري!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 04 اسفند 1384 مجموع ارسالها: 25 اعتبار کسب شده: 101 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 15 اسفند 1384، ساعت 23:02 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#1
|
| |
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1798 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 16 اسفند 1384، ساعت 9:38 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
واقعا مردم ايران مديون دکتر مصدق هستند.
درود بر روان پاکش! |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4967 اعتبار کسب شده: 9911 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 16 اسفند 1384، ساعت 13:06 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
موقعي که نفت ملي شد، دقيقا مثل الان ميخواستن پرونده ايران رو بفرستن شوراي امنيت!
__________
شرط ميبندم عکس آخر فتوشاپيه! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 197 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 16 اسفند 1384، ساعت 14:09 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
رهبرم علي و پيشوايم مصدق است. مرد بزرگ مردي که هفتاد سال در راه آزادي ناليد.(دکتر علي شريعتي)
ما بايد ياد و خاطره اين مرد بزرگ رو زنده نگهداريم. در مورد روزهاي ملي شدن صنعت نفت و مبارزه هاي ملت ايران در آن روز ها بيشتر ماها چيز زيادي نمي دونيم يا اگه چيز هايي شنيديم به صورت نصفه و نيمه از ميان دعوا هاي سياسي جناح ها سياسي جامعه در زمان انتخابات بوده که اين مانع شناخت واقعي ما ميشه.
| احسان نوشته بود: |
| موقعي که نفت ملي شد، دقيقا مثل الان ميخواستن پرونده ايران رو بفرستن شوراي امنيت! |
اين موضوع درست نيست و دقيقا اين همان محلي است که اوضاع فعلي نسبت به گذشته فرق مي کنه.
دو سه سال پيش يک کتاب از حسن صدر در مورد وقايع ملي شدن صنعت نفت خوندم که خاطرات خودش رو در اين زمينه نوشته بود.
اون موقع تازه جنگ جهاني دوم تموم شده بود و سازمان ملل هم تازه تاسيس شده بود و شوراي امنيت هم خيلي فعال و پر کار بود اما از آنجا که ماجراي ملي شدن صنعت نفت ايران يک دعوا ميان دو کشور نبود بلکه دعواي مطرح شده بين ايران و يک کمپاني نفتي انگليسي بود بنابراين اين موضوع به شوراي امنيت ربطي نداشت و در عوض به صورت يک روند حقوقي در ديوان دادرسي بين المللي لاهه مورد بررسي قرار گرفت. به اين صورت که دعوا در دادگاه مطرح شده و مصدق و يارانش در دو مرحله در ديوان لاهه از حق ايران دفاع کردند و سرانجام پيروزي به نفع ما بود.
دعواي اصلي اين بود که شرکت انگليسي طبق معاهده هايي که در زمان قاجار امضا شده بود خواستار آن بود که تا سال پايان قرار داد (فکر کنم سال 1990) حق استخراج نفت ايران براي اين کمپاني محفوظ است اما در کنار اين موضوع دعواي ديگر هم مطرح بود از آنجا که دولت ملي ايران مانع ادمه استخراج نفت توسط شرکت انگليسي از زمان اعلام ملي شدن صنعت نفت توسط مصدق شده بودند ، شرکت مذکو در دعواي اول در ديوان لاهه خواستار آن شده بود که تازمان مشخص نشدن نتيجه دعوا ايران بايد اجازه دهد که اين شرکت به فعاليت هاي خود ادامه دهد. که با دفاع فوق العاده مصدق و حقوق دانان ايراني که مطرح ترين آنها همين حسن صدر است نتيجه دعوا به نفع ايران شد يعني تا زمان مشخص نشدن نتيجه شرکت انگليسي از هر گونه فعاليت ممنوع شد.
اما در دعواي دوم که اصل ماجرا مطرح شد باز هم دفاعيه حقوقي ايران را همين آقاي دکتر حسن صدر نوشت و در اندک زماني که باقي بود توسط اساتيد دانشگاه ( از جمله دکتر بديع الزمان فروزانفر، پروفسور محمود حسابي و ...) به دو زبان انگليسي و فرانسه ترجمه شد و همزمان با ترجمه تايپيست هاي بانک ملي و ... به تايپ متن دفاعيه که طولاني بود پرداختند.
بعد از آماده شدن دفاعيه دکتر مصدق به همراه چند نفر ديگر بايد همراه با آن به شهر لاهه در هلند مي رفتند تا آن را در دادگاه مطرح کنند جالب اينجاست که چون هواپيمايي که در آن روز به مقصد اروپا پرواز کند نبود با يک هواپيما که بعد از 10000 ساعت پرواز براي پياده سازي موتور و تعميرات لازم به هلند مي رفت ، مسافرت کردند .
تا اونجايي که يادم مياد دکتر صدر نوشته بود که دادگاه لاهه 6 نفر قاضي بودند که بايد راي خود را پس از دفاع طرفين اعلام مي کردند و از هر کدام از طرفين دعوا يک حقوقدان بايد در راي نهايي شرکت مي کرد اما از آنجا که رئيس ديوان لاهه در آن زمان يک انگليسي بود از انگليس ديگر فردي اضافه نشد و فقط نماينده ايران اضافه شد سرانجام دادگاه به نفع ملي شدن صنعت نفت ايران راي داد. جالب اينجاست که حتي قاضي انگليسي هم به نفع ايران راي داد.
اما اينها رو اينجا نوشتم تا يک مقايسه بين شرايط ماجراي انرژي هسته اي با ملي شدن صنعت نفت بکنم و آن اين است که در مورد ملي شدن صنعت نفت ماجرا به صورت حقوقي بود و اين کار را راحت تر مي کرد اما امروز در مورد مسئله هسته اي آمريکايي ها با عبرت گيري از قبل مسئله را کاملا سياسي کرده اند چون ميدانند در مجامع حقوقي نمي توانند کاري از پيش ببرند.
به همين دليل کار را کاملا سياسي کرده اند و با تسلطي که بر رسانه هاي جهان دارند و با شانتاژ هاي شديد خبري جو را به نفع خود کرده اند.
در مقايسه با نهضت ملي شدن صنعت نفت ما تاکنون دعواي اول را باخته ايم يعني آژانس انرژي اتمي حتي حق ادامه فعاليت ها تا قبل از مشخص شدن نتيجه کلي را هم از ما گرفته است. اما اميدوارم با ايستادگي سرانجام حق خود را به دست آوريم . بايد کاري کنيم که آيندگان ما هم مثل ما که به گذشنگان خود افتخار مي کنيم به ما افتخار کنند نه اينکه مايه ذلت و خواري آيندگان خودمان باشيم
اين وظيفه سنگين امروز ماست فراموش نکنيم. |
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4967 اعتبار کسب شده: 9911 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 17 اسفند 1384، ساعت 14:33 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#5
|
| |
امروز پارلمان ايران پيشنهاد ملي كردن صنعت نفت را در كشور تصويب كرد. اين پيشنهاد توسط عده معدودي از مرتجعين و ثروتمندان و همچنين گروهي ملاهاي متعصب كه در راس آنها ابوالقاسم كاشاني قرار گرفته ، پشتيباني مي شود. اصلا معلوم نشد فكر ملي كردن صنعت نفت چطوري به خاطرها آمد. فقط چند نفر منفي باف كه عده اي از جوانان ساده لوح از آنها پيروي مي كردند، فرياد مي كردند، نفت ايران براي ايراني ، ولي هيچ كس نگفت كه ايراني چطور ممكن است نفت خود را اداره كند. فقط كساني از قبيل رزم آرا كه مي دانستند اداره كردن نفت به دست ايراني عملي نيست ، با پيشنهاد ملي كردن نفت مخالفت مي كردند....
راديو لندن - بعد از ملي شدن نفت ايران
اين حرفها به نظرم خيلي آشناست! بر و بچز ميگفتن ما عرضه داشتن انرژي هسته اي رو نداريم! من فقط پرسيدم يعني ما از پاکستان هم کمتريم؟ |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 197 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 18 اسفند 1384، ساعت 2:18 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| احسان نوشته بود: |
| اين حرفها به نظرم خيلي آشناست! بر و بچز ميگفتن ما عرضه داشتن انرژي هسته اي رو نداريم! من فقط پرسيدم يعني ما از پاکستان هم کمتريم؟ |
مي دونستيد که ايران جزء اولين کشور هايي بود که شروع به تحقيقات در زمينه انرژي هسته اي کرد. و اين سابقه طولاني رو هم مديون پروفسور محمود حسابي فيزيکدان برجسته ايراني هست. مرحوم پروفسور حسابي که همراه با پروفسور عبد السلام پاکستاني هر دو از شاگردان دانشمند و فيزيکدان مشهور آلبرت آينشتاين بودند. هر دو هم به کشور خودشون بازگشتند اينکه امروز پاکستان يک قدرت هسته اي به حساب مياد به خاطر کارهايي که پروفسور عبدالسلام و شاگردانش انجام دادند ( البته اين به اين معني نيست که خود پروفسور عبدالسلام با ساختن بمب اتم موافق بوده اند در واقع نمي دونم اين طور بوده يا نه) .
پروفسور حسابي هم در ايران کارهاي بسيار بزرگ و براي هميشه به ياد ماندني انجام دادند. از جمله کار هاي ارزشمند ايشان تاسيس مرکز تحقيقات انرژي اتمي و همچنين مرکز تحقيقات ليزر ايران در حدود سال هاي 1330 ه.ش (1950) است جالب اينجاست که در آن زمان ايران هفتمين کشوري در جهان بود که بر روي ليزرها آزمايش هايي انجام مي داد و تعدادي هم ساخته بودند.
البته خدمات ارزشمند پروفسور حسابي به اين ها ختم نمي شود. ايشان جز بنيان گزاران دانشکده فني دانشگاه تهران هستند همچنين در بنيان گزاري موسسه ژئو فيزيک دانشگاه تهران ، موسسه تحقيقات و استاندارد ايران ، فرهنگستان زبان فارسي همکار ي کردند ، تاسيس اولين مرکز مخابرات در ايران برقراري اولين ارتباط با ماهواره از خاک ايران ، ساخت اولين ايستگاه راديو ، ساخت اولين گيرنده راديو و دهها کار ارزشمند ديگر در کارنامه درخشان اين استاد فرزانه ديده مي شود.
واقعا جالبه اکثر مراکز علمي وصنعتي نويني را که قدمتش در ايران عجيب به نظر مي رسد اگر بررسي کنيم آخرش دکتر حسابي را به عنوان يکي از دست اندرکاران امر خواهيم يافت مثلا همين موسسه استاندارد ايران که جز اولين موسسه هاي استاندارد دنيا به حساب مي آيد .
پروفسور حسابي همه عمر پربار خود را به جاي اينکه مثل همکاران (و در مواردي همکلاسي هاي آمريکاييش) صرف ساختن بمب اتم کنه ، صرف تعليم و تربيت چهار نسل دانشجوي ايراني کرد که بعد ها پيکره فيزيک و مهندسي ايران را تشکيل دادند.
واقعا جاي تاسف دارد که با اين قدمت طولاني تازه ما سه سال است که به فناوري صلح آميز چرخه سوخت هسته اي دست يافته ايم (البته با وجود اين همين الان هم در اين زمينه دهمين کشور جهان هستيمو کار دانشمندان ما واقعا قابل تقدير است) اما به هر حال الان که با تلاش دانشمندان عزيز کشور عزيزمون موفق شديم اين دانش و تکنولوژي رو بدست بياريم بايد با جديت و کوشش از آن دفاع کنيم بايد مثل ملي شدن صنعت نفت از حقمون دفاع کنيم بايد بدونيم که حق گرفتنيه و با همدلي و استواري همه با هم حقمون رو بگيريم.
انرژي هسته اي حق همه انسان ها است و هيچ کس حق ندارد ملتي را از توليد آن براي خود باز دارد.
يک چيزي رو هم نبايد فراموش کنيم و اون اينه که نبايد فقط دلمون رو به انرژي هسته اي خوش کنيم و همچنين اينکه انرژي هسته اي براي ما همه چيز نمي شه ما بايد سعي کنيم در همه زمينه ها با سرعت هر چه بيشتر پيشرفت کنيم . اين براي اينکه بنيان يک تمدن بزرگ آينده رو بگزاريم ضروريه و ما در اين مورد هر کسي در رشته خودش شديدا مسووليم.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |