صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
4
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3190
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 7:47
 1 سال و 6 ماه پيش
#46
 
mhaji نوشته بود:

..................
......
از طرف mhaji
براي: همه
ارسال شده: همين حالا
عنوان: من غلط کردم با اين تاپيک ساختنم!
Brick wall Brick wall Brick wall


الهی خواهر برات بميره مهدی جان Crying or Very sad
چرا زودتر نگفته بودی
برات شربت گلاب و عرق نعنا درست کنم آرامش پيدا کنی Sad

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3190
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 7:49
 1 سال و 6 ماه پيش
#47
 
عبود نوشته بود:
mhaji نوشته بود:
اگه ميخواستم نوشته هاي چاپلوسانه و متناقض رو هم حذف کنم، مطمئن باش ...


بايد نصف پستهاي Omid و همه پستهاي sedayedel رو حذف مي‌كردي! Twisted Evil Twisted Evil Twisted Evil


من نميدونستم تفاهم و دوستی من و اميد موجبات عصبانيت بعضيها رو فراهم کرده Dancing Dancing Dancing
شرمنده Razz
حالا ببينيدا, دو نفر هم که توی اين forum با هم دعوا ندارن, و با آرامش دارن کارشون و ميکنن مردم نميزارن Wink

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4078
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 23 آبان 1385، ساعت 19:47
 1 سال و 6 ماه پيش
#48
 
مانيسا نوشته بود:
بچه ها اگه پيغام خصوصي هست پس چرا عمومي مي کنيد


براي اينکه مساله رو بهتر توضيح بدم از يک مثال استفاده ميکنم:

فرض کنيد توي خيابون داريد قدم ميزنيد و يه گدا جلوي راهتون سبز ميشه و فرض کنيد اولين باره که داريد ميبيندش. دو حالت بيشتر نداره. يا از کنارش رد ميشيد و به راهتون ادامه ميديد يا فرض ميکنيم که آدم مهربون و خوش قلبي هستيد و وظيفه خودتون ميدونيد که بهش کمک کنيد.
روز بعد دوباره همون گدا رو همونجا ميبينيد. اين بار هم ممکنه بهش کنيد ولي مثل بار اول احساس ترحم و دلسوزي نميکنيد. اين تجربه روز سوم و چهار و ... خلاصه هر روز و هر روز براتون تکرار ميشه و کم کم در تمام خيابونها و تمام ساعت هاي روز اون گدا رو جلوي چشمتون ميبينيد. مسلمه که ظاهر قشنگي نداره و ديگه نه تنها دلسوزي نميکنيد بلکه احساس ميکنيد که روزهاتون با ديدن اون گدا به طور مداوم خراب شده و طبيعيه که ازش بدتون بياد. اما باز هم فرض ميکنيم شما آدم خوبي هستيد و تحمل ميکنيد و از کنارش رد ميشيد (نه از روش). خلاصه وضعيت چند ماه به همين روال ميگذره. کم کم گدا به خودش اجازه ميده که بياد زنگ خونه شما رو هم بزنه و عملا وارد حريم خصوصي شما و بخشي از زندگيتون بشه و در مقياس وسيع تري گدايي و از انسان دوستي شما سو استفاده کنه. ولي باز هم فرض ميکنيم شما آدم خوبي هستيد و اعتراضي نميکنيد. اين تجربه هم چند بار تکرار ميشه تا اينکه يک روز گدا مياد در خونه شما و چيزي ازتون ميخواد که "نداريد" (نه اينکه "داريد و نخوايد بهش بديد"). و چون آدم محترمي هستيد، محترمانه در جوابش ميگيد ندارم. اما گدا در مياد به شما توهين و فحاشي ميکنه. در اينجا من نميدونم شما چيکار ميکنيد اما من قاط ميزنم و هوار ميکشم. ميام بيرون از خونه ام و از همسايه هام کمک ميخوام.
دوست خوبم "امين شريفي" در خاطراتش نکته خيلي مهمي رو از دکتر توحيدي نقل ميکنه که با بحث ما کاملا مرتبطه:

نقل قول:
سر کلاس مهندسي نرم افزار صحبت از نيازمنديهاي سيستم و قرارداد بود که دکتر مثالي زدند که اگر در منزلتان هميشه به روي همسايه تان باز باشد، کم کم براي همسايه اين فکر تداعي مي شود که در منزل شما شريک يا حتي صاحب آن است.


زيبايي اين تالار به عنوان يه مدل کوچيک از يه جامعه واقعي اينه که ميتونيم خيلي از چيزها رو بدون اينکه بهاي زيادي براش بپردازيم تجربه کنيم. من از اين به بعد به کسي که - به هر دليلي - بخواد از ترحم بقيه "به طور مداوم سو استفاده کنه" نه تنها کمک نميکنم و از کنارش بي خيال رد نميشم، بلکه لهش ميکنم و ميرم!

با احترام
م. ح.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
zohre khanoomآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385
مجموع ارسالها: 876
اعتبار کسب شده: 99
محل سکونت: karaj
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 23 آبان 1385، ساعت 20:10
 1 سال و 6 ماه پيش
#49
 
من اصلا دلم نميخواد کسي به من ترحم کنه خودمم دلم براي خودم نميسوزه چون فعلا که به بهونه’مريضي از زير کار در ميرم و هرکاري بخوام ميکنم
من اصلا قصد ندارم کسي بهم ترحم کنه ولي اينجا من هر چي ميگم همه ربطش ميدن به اين ام.اس لعنتي بابا شما داريد اونو تحويل ميگيريد نه منو خسته شدم که هي به اون بها ميديد
ام.حاجي خودم شنبه پيش دکترم بودم گفت نه هنوز نيومده ممنون که ميخواي به من لگد بزني بزن چون خيلي وقته کسي منو نميزنه خوشحال ميشم Wink

_________________
ميوه نخور نشسته وايسا بخور
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4948
اعتبار کسب شده: 9885
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 21 آذر 1385، ساعت 21:20
 1 سال و 5 ماه پيش
#50
 
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*

عنوان:
نقل قول:
الهي بميري

متن پيام:
نقل قول:
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير

Shocked
___
* خودتون کاملش کنيد!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3190
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 21 آذر 1385، ساعت 21:34
 1 سال و 5 ماه پيش
#51
 
احسان نوشته بود:
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*

عنوان:
نقل قول:
الهي بميري

متن پيام:
نقل قول:
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير

Shocked
___
* خودتون کاملش کنيد!


آخی
خيلی دلم ميخواد بدونم کدوم بی شعوری اين پيغام رو برات فرستاده
بهش بگو من اينقدر هستم تا به سلامتی حلوای تو رو نو ش جان کنم Dancing Razz
پيغامش مهم نيست چون فقط خواسته يک جورايی حماقتش رو بيرون بريزه
ولی نشون ميده که بايد يک کم جدی تر عمل کنيد و بی شعور ها رو سريع پاک سازی کنيد

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2080
اعتبار کسب شده: 5672
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 21 آذر 1385، ساعت 23:51
 1 سال و 5 ماه پيش
#52
 
احسان نوشته بود:
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*

عنوان:
نقل قول:
الهي بميري

متن پيام:
نقل قول:
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير

Shocked
___
* خودتون کاملش کنيد!


احسان جان کاملا مشخصه که اين پيغام رو کي فرستاده
تو به بزرگي خودت ببخشش
سالهاي سال زنده باشي همراه با تالار و دوستانه با محبتت Smile Pray

_________________
ديگه از کوچه عشق من ، راه برگشتي نداري Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Miniآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 1000
اعتبار کسب شده: 1649
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 22 آذر 1385، ساعت 9:45
 1 سال و 5 ماه پيش
#53
 
Kindness is a little too much for people like that.
When someone doesn't recognize his/her boundries, others should indicate it for them and show them where those boundries are.
Forgiveness is one of the first options, but how many times someone can forgive the same wrongful action?
This person who does not learn from his/her mistakes defenitly has some serious problems and forgiveness would not help him/her to stop those wrong deeds.

Ehsan joon you are administering a wonderful forum and most of us appreciate it. You deserve a big prize, not stupid messages like this.
Keep going, "bon courage"

Image
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سکوتآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385
مجموع ارسالها: 270
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: زياد دور نيست
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 22 آذر 1385، ساعت 13:25
 1 سال و 5 ماه پيش
#54
 
احسان نوشته بود:
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*

عنوان:
نقل قول:
الهي بميري

متن پيام:
نقل قول:
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير

Shocked
___
* خودتون کاملش کنيد!

احسان جان اين حرف رو زهره زده بود بعد از اون زهره مرد
حالا سکوته که به دنيا اومده و تو بايد بزرگش کني عشق ورزيدن و محبت کردن رو بهش ياد بدي
سکوت هم از شوخي ابلهانه’ زهره خانوم بدش اومده و برات آرزوي طول عمر داره حالا ديگه زهره نيست
اون آدم عجول که بهت اين حرفو زده بود
بي خيالش شو Pray

_________________
با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3375
اعتبار کسب شده: 4078
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 19 دي 1385، ساعت 19:03
 1 سال و 4 ماه پيش
#55
 
از طرف: سکوت
براي: mhaji
ارسال شده: سه‌شنبه Jan 09, 2007 5:58 pm

عنوان: الهي آرزو به دل بميري

متن پيغام:
"ارزشي نداري که بهت سلام کنم آدمه احمقي مثل تو ارزشه تف کدن هم نداره من عمرا تفم رو حروم تو نميکنم ولي نفرينم مطمئنم که مي گيره چون دل يه مريض رو شکستن گناه بزرگيه آدم احمق آرزوي دکترا به دلت ميمونه و انشا’ الله که تو کنج غربت خواهي مرد بد بخت Evil or Very Mad"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حيف!آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 613
اعتبار کسب شده: 868
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 19 دي 1385، ساعت 19:49
 1 سال و 4 ماه پيش
#56
 
Laughing ااه.... زهره خانوم اينا چيه نوشتي Laughing Laughing اگه مي خواي عصبانيتتو نشون بدي يه چيزي بنويس که حداقل يکم ناراحت کننده باشه ....آخه اينا که کر کر خندست Laughing Laughing Laughing Laughing

اين نکته ها رو داشته باش بدردت ميخورن ..احيانا برا موارد بعدي.....

اگه اسم ارزشو مياري ديگه تفو بکار نبر چون ارزش نوشتتو آوردي پايين يا ارزش اونو بردي بالا......
راحتتر بگم تفو بکار نبر .....هيچ باري نداره بجز Laughing Laughing Laughing Laughing Drool
اگه ميخواي بگي تو بي ارزشي .....مستقيم نگو تو....يه چيزي بکار ببر که مختص يه دايره وسيع از موجودات باشه ......وقتي ميگي تفمو حروم نمي کنم ...بعد چرا نفرينو بعدش آوردي ؟...اين که يعني ......
اگه مي خواي بگي تو احمقي ...بعدش سريع نپر بگو من مريضم...
اگه گفتي موجود احمقي هستي بعد نگو دل منو شکوندي.....اين جوري يعني من از تو احمق ترم که ار موجود احمق مثل تو دلم گرفته Laughing
عزيزم اگه ميگي تو احمقي ...انتظار نداشته باش بعدش براش مهم باشه که چي گناه بزرگيه...
اگه مي گي دل منو شکوندي نگو آرزو به دل بموني ...اين يعني من آرزو به دل موندم!...
اگه ميگي دل منو شکوندي ...نگو انشاا.... تو کنج عزلت بميري بدبخت...اين يعني دل من شکوندي و من....پس تو هم کاش .....
و......خلاصه دفعه بعد که خواستي همچين pm اي بزني....حداقل يه خبر بده يه متن آبرو دارتر پيدا کنيم......
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
majidjon13
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2067
اعتبار کسب شده: 2986
محل سکونت: پرشيا
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 19 دي 1385، ساعت 19:53
 1 سال و 4 ماه پيش
#57
 
mhaji نوشته بود:
از طرف: سکوت
براي: mhaji
ارسال شده: سه‌شنبه Jan 09, 2007 5:58 pm

عنوان: الهي آرزو به دل بميري

متن پيغام:
"ارزشي نداري که بهت سلام کنم آدمه احمقي مثل تو ارزشه تف کدن هم نداره من عمرا تفم رو حروم تو نميکنم ولي نفرينم مطمئنم که مي گيره چون دل يه مريض رو شکستن گناه بزرگيه آدم احمق آرزوي دکترا به دلت ميمونه و انشا’ الله که تو کنج غربت خواهي مرد بد بخت Evil or Very Mad"


دروود

واخ واخ واخ...نچ..نچ..نچ....يه دختر خوب از اين جور حرفهاي بد نميزنه که....

مهدي جان....فکر کنم باز يکي از اون تيکه هاي اتشينت انداختي.....که پيغام رو داده

اما به صورت کلي هم که بخواييم حساب کنيم....حرفها و حتي تيکه هايي که توي تالار

انداخته ميشه.....چنين جوابي نداره .

فکر کنم يک بار با اون تيکه هات..پودمانم رو به اتش زدي...اما يادم نماد کجا بود Mr. Green

Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1207
اعتبار کسب شده: 2377
محل سکونت: 
سن: 24
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 20 دي 1385، ساعت 1:37
 1 سال و 4 ماه پيش
#58
 
واقعا تاسف چيز کميه براي يک انسان بي شخصيت! Shame on you Not talking
چيز قابل بياني نميشه گفت!
ولي شما حيف جان مي توني يه تاپيک باز کني با عنوان آموزش خروس جنگي !
اونجا مي توني به افراد غير شخيص تالار ياد بدي چطور با بقيه رفتار کنن! و همين طور با جامعه آقايون علي الخصوص! Not talking
صحبتاي شما دست کمي با حرفاي سکوت نداشت! فقط اون يه بيمار روانيه و شما بدون هيچ برچسبي داري راس راس راه ميري و باز به بقيه با لحن بد صحبت مي کني!
براي خودت ميگم! از يک دختر بعيده اين حرکات! آدم خيلي سوالات براش پيش مياد که برخي انسانها مراحل حياتشون رو کجا و به چه طريقي سپري کردن که هنوز ياد نگرفتن....چطور.....و کجا ....به کي چي بگن!
طنز نويسي هم سبک هايي داره ميتوني بيشتر مطالعه کني حداقل توو قالب علمي تري بنويسي!
اون از صحبتت با وحيد و اينم از مربيگريت در حق سکوت! Not talking
ديگه شما چرا...؟!! Shame on you

Brick wall

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2324
اعتبار کسب شده: 4473
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 20 دي 1385، ساعت 1:50
 1 سال و 4 ماه پيش
#59
 
گرچه رفتارش درست نبوده ، ولی رو کردن یه پیغام خصوصی (هر چند توهین آمیز و ناراحت کننده) کار قشنگی نیست.
فک کنم اگه برای من این پیغامو نوشته بود ، با حامد و sunson میخوندیمش و قه قه میخندیدیم و بعدش هم به عنوان یادگار از یه آدم ..... نگهش میداشتم. Mr. Green

_________________
همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
manisaآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385
مجموع ارسالها: 325
اعتبار کسب شده: 889
محل سکونت: tehran
سن: 30
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 20 دي 1385، ساعت 2:20
 1 سال و 4 ماه پيش
#60
 
من متاسفم خيلي زياد
ميداني زهره جان بهترين کار تو عصبانيت اينکه هيچي نگي دخترم اين کا رو تمرين کن و به خودت بگو ديگه تو عصبانيت تصميم نمي گيرم Smile چيز بنويسم و يا حرفي بزنم بعد اگه کسي با تو مخالف بود دليلي نداره که بهش توهين کني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ناگفته‌هايي از زندگي خصوصي شهريار از زبان دخترش
1
پاسخها: 12 بیننده: 373 نویسنده: asghar
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است دولت و مجلس بر عليه يک قرارداد خصوصي(ال-90)
1
پاسخها: 0 بیننده: 184 نویسنده: سندباد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مشاهده پيغامهاي ارسالي پس از آخرين ديدار شما
1
پاسخها: 1 بیننده: 301 نویسنده: عبود
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است نمايش پيغامهاي جديد
1
پاسخها: 6 بیننده: 302 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار ب