| نویسنده |
پیغام |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 7:47 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#46
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 7:49 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#47
|
| |
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4078 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 23 آبان 1385، ساعت 19:47 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#48
|
| |
| مانيسا نوشته بود: |
| بچه ها اگه پيغام خصوصي هست پس چرا عمومي مي کنيد |
براي اينکه مساله رو بهتر توضيح بدم از يک مثال استفاده ميکنم:
فرض کنيد توي خيابون داريد قدم ميزنيد و يه گدا جلوي راهتون سبز ميشه و فرض کنيد اولين باره که داريد ميبيندش. دو حالت بيشتر نداره. يا از کنارش رد ميشيد و به راهتون ادامه ميديد يا فرض ميکنيم که آدم مهربون و خوش قلبي هستيد و وظيفه خودتون ميدونيد که بهش کمک کنيد.
روز بعد دوباره همون گدا رو همونجا ميبينيد. اين بار هم ممکنه بهش کنيد ولي مثل بار اول احساس ترحم و دلسوزي نميکنيد. اين تجربه روز سوم و چهار و ... خلاصه هر روز و هر روز براتون تکرار ميشه و کم کم در تمام خيابونها و تمام ساعت هاي روز اون گدا رو جلوي چشمتون ميبينيد. مسلمه که ظاهر قشنگي نداره و ديگه نه تنها دلسوزي نميکنيد بلکه احساس ميکنيد که روزهاتون با ديدن اون گدا به طور مداوم خراب شده و طبيعيه که ازش بدتون بياد. اما باز هم فرض ميکنيم شما آدم خوبي هستيد و تحمل ميکنيد و از کنارش رد ميشيد (نه از روش). خلاصه وضعيت چند ماه به همين روال ميگذره. کم کم گدا به خودش اجازه ميده که بياد زنگ خونه شما رو هم بزنه و عملا وارد حريم خصوصي شما و بخشي از زندگيتون بشه و در مقياس وسيع تري گدايي و از انسان دوستي شما سو استفاده کنه. ولي باز هم فرض ميکنيم شما آدم خوبي هستيد و اعتراضي نميکنيد. اين تجربه هم چند بار تکرار ميشه تا اينکه يک روز گدا مياد در خونه شما و چيزي ازتون ميخواد که "نداريد" (نه اينکه "داريد و نخوايد بهش بديد"). و چون آدم محترمي هستيد، محترمانه در جوابش ميگيد ندارم. اما گدا در مياد به شما توهين و فحاشي ميکنه. در اينجا من نميدونم شما چيکار ميکنيد اما من قاط ميزنم و هوار ميکشم. ميام بيرون از خونه ام و از همسايه هام کمک ميخوام.
دوست خوبم "امين شريفي" در خاطراتش نکته خيلي مهمي رو از دکتر توحيدي نقل ميکنه که با بحث ما کاملا مرتبطه:
| نقل قول: |
| سر کلاس مهندسي نرم افزار صحبت از نيازمنديهاي سيستم و قرارداد بود که دکتر مثالي زدند که اگر در منزلتان هميشه به روي همسايه تان باز باشد، کم کم براي همسايه اين فکر تداعي مي شود که در منزل شما شريک يا حتي صاحب آن است. |
زيبايي اين تالار به عنوان يه مدل کوچيک از يه جامعه واقعي اينه که ميتونيم خيلي از چيزها رو بدون اينکه بهاي زيادي براش بپردازيم تجربه کنيم. من از اين به بعد به کسي که - به هر دليلي - بخواد از ترحم بقيه "به طور مداوم سو استفاده کنه" نه تنها کمک نميکنم و از کنارش بي خيال رد نميشم، بلکه لهش ميکنم و ميرم!
با احترام
م. ح. |
|
|
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 99 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 آبان 1385، ساعت 20:10 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#49
|
| |
من اصلا دلم نميخواد کسي به من ترحم کنه خودمم دلم براي خودم نميسوزه چون فعلا که به بهونه’مريضي از زير کار در ميرم و هرکاري بخوام ميکنم
من اصلا قصد ندارم کسي بهم ترحم کنه ولي اينجا من هر چي ميگم همه ربطش ميدن به اين ام.اس لعنتي بابا شما داريد اونو تحويل ميگيريد نه منو خسته شدم که هي به اون بها ميديد
ام.حاجي خودم شنبه پيش دکترم بودم گفت نه هنوز نيومده ممنون که ميخواي به من لگد بزني بزن چون خيلي وقته کسي منو نميزنه خوشحال ميشم |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 21 آذر 1385، ساعت 21:20 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#50
|
| |
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*
عنوان:
متن پيام:
| نقل قول: |
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير
|
___
* خودتون کاملش کنيد! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 21 آذر 1385، ساعت 21:34 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#51
|
| |
| احسان نوشته بود: |
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*
عنوان:
متن پيام:
| نقل قول: |
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير
|
___
* خودتون کاملش کنيد! |
آخی
خيلی دلم ميخواد بدونم کدوم بی شعوری اين پيغام رو برات فرستاده
بهش بگو من اينقدر هستم تا به سلامتی حلوای تو رو نو ش جان کنم
پيغامش مهم نيست چون فقط خواسته يک جورايی حماقتش رو بيرون بريزه
ولی نشون ميده که بايد يک کم جدی تر عمل کنيد و بی شعور ها رو سريع پاک سازی کنيد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2080 اعتبار کسب شده: 5672 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 21 آذر 1385، ساعت 23:51 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#52
|
| |
|
|
|
|
 |
Mini  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 1000 اعتبار کسب شده: 1649 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 22 آذر 1385، ساعت 9:45 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#53
|
| |
Kindness is a little too much for people like that.
When someone doesn't recognize his/her boundries, others should indicate it for them and show them where those boundries are.
Forgiveness is one of the first options, but how many times someone can forgive the same wrongful action?
This person who does not learn from his/her mistakes defenitly has some serious problems and forgiveness would not help him/her to stop those wrong deeds.
Ehsan joon you are administering a wonderful forum and most of us appreciate it. You deserve a big prize, not stupid messages like this.
Keep going, "bon courage"
 |
|
|
|
|
|
|
 |
سکوت  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385 مجموع ارسالها: 270 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: زياد دور نيست جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 22 آذر 1385، ساعت 13:25 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#54
|
| |
| احسان نوشته بود: |
اين موضوع از اون تاپيکاي زير خاکي هست که حقش خاک خوردن نيست و اين پي امي که مينويسم از اون پي ام هاي محبت آميزي که ...*
عنوان:
متن پيام:
| نقل قول: |
مرده شور تو و تالار روببره برو بمير
|
___
* خودتون کاملش کنيد! |
احسان جان اين حرف رو زهره زده بود بعد از اون زهره مرد
حالا سکوته که به دنيا اومده و تو بايد بزرگش کني عشق ورزيدن و محبت کردن رو بهش ياد بدي
سکوت هم از شوخي ابلهانه’ زهره خانوم بدش اومده و برات آرزوي طول عمر داره حالا ديگه زهره نيست
اون آدم عجول که بهت اين حرفو زده بود
بي خيالش شو |
|
_________________ با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4078 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 19 دي 1385، ساعت 19:03 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#55
|
| |
از طرف: سکوت
براي: mhaji
ارسال شده: سهشنبه Jan 09, 2007 5:58 pm
عنوان: الهي آرزو به دل بميري
متن پيغام:
"ارزشي نداري که بهت سلام کنم آدمه احمقي مثل تو ارزشه تف کدن هم نداره من عمرا تفم رو حروم تو نميکنم ولي نفرينم مطمئنم که مي گيره چون دل يه مريض رو شکستن گناه بزرگيه آدم احمق آرزوي دکترا به دلت ميمونه و انشا’ الله که تو کنج غربت خواهي مرد بد بخت " |
|
|
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 613 اعتبار کسب شده: 868 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 19 دي 1385، ساعت 19:49 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#56
|
| |
|
|
|
|
 |
majidjon13 آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2067 اعتبار کسب شده: 2986 محل سکونت: پرشيا جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 19 دي 1385، ساعت 19:53 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#57
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
از طرف: سکوت
براي: mhaji
ارسال شده: سهشنبه Jan 09, 2007 5:58 pm
عنوان: الهي آرزو به دل بميري
متن پيغام:
"ارزشي نداري که بهت سلام کنم آدمه احمقي مثل تو ارزشه تف کدن هم نداره من عمرا تفم رو حروم تو نميکنم ولي نفرينم مطمئنم که مي گيره چون دل يه مريض رو شکستن گناه بزرگيه آدم احمق آرزوي دکترا به دلت ميمونه و انشا’ الله که تو کنج غربت خواهي مرد بد بخت " |
دروود
واخ واخ واخ...نچ..نچ..نچ....يه دختر خوب از اين جور حرفهاي بد نميزنه که....
مهدي جان....فکر کنم باز يکي از اون تيکه هاي اتشينت انداختي.....که پيغام رو داده
اما به صورت کلي هم که بخواييم حساب کنيم....حرفها و حتي تيکه هايي که توي تالار
انداخته ميشه.....چنين جوابي نداره .
فکر کنم يک بار با اون تيکه هات..پودمانم رو به اتش زدي...اما يادم نماد کجا بود
|
|
|
|
|
|
|
 |
pantea  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 2377 محل سکونت: سن: 24 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 20 دي 1385، ساعت 1:37 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#58
|
| |
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2324 اعتبار کسب شده: 4473 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 20 دي 1385، ساعت 1:50 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#59
|
| |
گرچه رفتارش درست نبوده ، ولی رو کردن یه پیغام خصوصی (هر چند توهین آمیز و ناراحت کننده) کار قشنگی نیست.
فک کنم اگه برای من این پیغامو نوشته بود ، با حامد و sunson میخوندیمش و قه قه میخندیدیم و بعدش هم به عنوان یادگار از یه آدم ..... نگهش میداشتم. |
|
_________________ همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما...
|
|
|
|
|
 |
manisa  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385 مجموع ارسالها: 325 اعتبار کسب شده: 889 محل سکونت: tehran سن: 30 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 20 دي 1385، ساعت 2:20 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#60
|
| |
من متاسفم خيلي زياد
ميداني زهره جان بهترين کار تو عصبانيت اينکه هيچي نگي دخترم اين کا رو تمرين کن و به خودت بگو ديگه تو عصبانيت تصميم نمي گيرم چيز بنويسم و يا حرفي بزنم بعد اگه کسي با تو مخالف بود دليلي نداره که بهش توهين کني |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|