صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
2
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
yektaآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 19 مرداد 1386
مجموع ارسالها: 135
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: جايي نزديک خزر
سن: 21
جنسيت: زن
ارسال جمعه 30 شهريور 1386، ساعت 18:03
 1 سال و 3 ماه پيش
#16
 
بستگي به نگاه و اعتقاد ادما داره مثالا يکي که به عظمت قدرت خدا داره هر چيزي رو به خدا نسبت نميده
ما ميگيم قرآن معجزست چون ميبينيم و روشن شده برامون
عقل هم ميتونه کمکمون کنه Think درسته؟
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اميرحسينآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 06 مهر 1384
مجموع ارسالها: 1617
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ايران
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 30 شهريور 1386، ساعت 18:13
 1 سال و 3 ماه پيش
#17
 
وحيد نوشته بود:
yekta نوشته بود:
به نظر من اساس ماوراءطبيعه ايمانه و معجزه ها بر پايه ي ايمان قوي اتفاق مي افته ولي خرافه ها اساسشون بي ايماني و نداشتن اعتقاد واقعيه

خب حالا چه جور مي شه اين دو تا رو از همديگه تشخيص داد؟ Think

سر فرصت، در اين باره خواهم نوشت؛ اما علي الحساب، آيات ۷۴ به بعد سوره‌ي يونس نگاهي بياندازيد. قرآن بحثي عقلي در اين باره (معجزه‌ي موسي، و جادوي جادوگران) انجام داده است که ما نيز مي‌توانيم در مورد آن بحث کنيم.
اين هم پاسخي از استاد جعفر سبحاني:
تفاوت معجزه با ديگر امور خارق العاده
تفاوت معجزه با ديگر امور خارق العاده در امور زير خلاصه مى‏شود:
الف - آموزش ناپذيرى: آورنده معجزه بدون سابقه هر نوع آموزش دست به اعجاز مى‏زند، در حاليکه انجام يافتن امور خارق العاده ديگر، نتيجه يک رشته آموزشها و تمرينهاست.موسى بن عمران عليه السلام پس از سپرى کردن دوران جوانى راهى مصر شد. در نيمه راه به نبوت و رسالت مبعوث گرديد و خطاب آمد که اى موسى عصا را بيفکن. چون افکند ناگهان به صورت اژدها درآمد، به گونه‏اى که خود موسى وحشت کرد. نيز به موسى خطاب شد که دست‏خود را از بغل بيرون آر چون برآورد، نورى از آن درخشش نمود که چشم را خيره مى‏ساخت.
ولى درباره ساحران عصر سليمان يآدور مى‏شود: (يعلمون الناس السحر... فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه) (بقرة / 102):شياطين سحر را به مردم مى‏آموختند... و مردم نيز از آن دو ملک، مطالبى مى‏آموختند که به واسطه آن ميان زن و شوهر جدايى مى‏انداختند.
ب - معارضه ناپذيرى: معجزه، از آنجا که از قدرت نا متناهى الهى سر چشمه مى‏گيرد، معارضه ناپذير است، در حاليکه جادو و سحر و نظاير آن از قبيل کار مرتاضان چون از قدرت محدود بشر سرچشمه مى‏گيرد قابل معارضه و اتيان بمثل است.ج - عدم محدوديت: معجزات محدود به يک نوع يا دو نوع نبوده، و به قدرى مختلف و متنوع است که نمى‏توان در ميان آنها قدر مشترکى يافت. مثلا انداختن عصا و تبديل شدن آن به اژدها کجا، و دست از گريبان بيرون آوردن و درخشش آن کجا؟!نيز اين دو معجزه کجا و جارى شدن چشمه‏هاى آب توسط زدن عصا به سنگ کجا؟! همچنين اين سه معجزه کجا و زدن عصا به دريا و شکافتن آب دريا کجا؟!
درباره حضرت عيسى نيز مى‏خوانيم از گل، پرنده‏اى مى‏ساخت، سپس در آن مى‏دميد و به اذن خدا حيات مى‏يافت. افزون بر اين عمل، با کشيدن دست بر روى نابينايان و بيماران مبتلا به پيسى، آنها را شفا مى‏بخشيد.همچنين مردگان را زنده مى‏کرد و از اندوخته‏هاى داخل خانه‏ها خبر مى‏داد.
د - اصولا آورندگان معجزه يا کرامت با کسان ديگرى چون ساحران که دست به کارهاى خارق العاده مى‏زنند، هم از نظر هدف، و هم از حيث روحيات متمايزند. گروه نخست اهداف والايى را تعقيب مى‏کنند، در حاليکه گروه دوم اهداف دنيوى دارند; و طبعا روحيات آنها نيز با هم متفاوت است.

منبع: منشور عقايد اماميه صفحه 105 استاد جعفر سبحانى
بحث مشابهي نيز در مورد معنويت جعلي و دروغين، و معنويت اصيل وجود دارد که مقاله‌ي «معنويت در برابر معنويت» آن را بررسي کرده است.
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
yektaآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 19 مرداد 1386
مجموع ارسالها: 135
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: جايي نزديک خزر
سن: 21
جنسيت: زن
ارسال جمعه 30 شهريور 1386، ساعت 18:14
 1 سال و 3 ماه پيش
#18
 
زن ببرنماي قم

مدتي ÷يش يک عکس تبليغاتي از چهره‌ي زني با صورت ببر که توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يک موسسه تبليغاتي در کرمانشاه در يکي از مطبوعات محلي چاپ مي‌شود. بعد از مدتي اين عکس در قم کپي و تکثير شده و شايعه‌اي پديد مي‌آيد که زني به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير کرده‌اند. قدرت تهييج و تحريک اين شايعه چنان است که به زودي مردم به سمت پاسگاه شيخ‌آباد در منطقه نيروگاه قم هجوم مي‌برند و از عوامل انتظامي مي‌خواهند تا زني که ادعا مي‌شود به خاطر پاره کردن قرآن کريم و ريختن آن در زباله‌داني و تبديل شدنش به صورت ببري که نيمي از صورتش به شکل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه مي‌شود که قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام کنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديک شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع مي‌کنند و از آنجايي که يک جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارک بوده مردم گمان مي‌کنند که احتمالاً با همين جرثقيل مي‌خواهند زن را اعدام کنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله مي‌افزايد وشايعه را باورپذيرتر مي‌کند. اين قضيه به تدريج به صورت يک شورش همگاني درمي‌آيد و با شکستن شيشه بانک‌ها منطقه به آشوب کشيده مي‌شود و تعداد زيادي نيز دستگير مي‌شوند.
چند روز بعد حقيقت ماجرا به اطلاع مي‌رسد. لبخند تمسخري و ديگر هيچ.

دستخط امام زمان

مدتي پيش تصوير اسکن شده‌اي از نامه‌اي منسوب به امام زمان در تهران و مسجد جمکران توزيع شد و در نشريه‌ي خورشيد نيز به چاپ رسيد و به تعداد زياد در محافل مذهبي تکثير و در سايت‌هاي اينترنتي نيز منتشرشد که در آن اشاره شده اين دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پيدا کرده است. خادم مسجد نوشته:
« در تاريخ 12 محرم 1404 هجري قمري صندوق موقوفه مسجد را که نذورات و کمک هاي مردمي در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل عليه السلام و عاشورا و مناسبت‌هاي ديگر ديني مي شود، باز کردم و مشاهده نمودم به همراه پول‌هاي درون صندوق نامه‌اي در آن انداخته شده که روي آن دو عدد شکلات تقريبا بزرگ قرار دارد در حالي که همه مي‌دانيم اين شکلات ها هر قدر کوچک باشند ممکن نيست از روزنه باريک صندوق به درون آن وارد شده باشند».
اين که چرا امام زمان ناگزير شده‌اند وجود خود را با انداختن دو شکلات در صندوق مسجدي اثبات کنند مشخص نيست. اما مشخص‌تر اين است که به مصداق هر چه دروغ بزرگ‌تر باورش آسان‌تر: «هر چه دروغ عوامانه‌تر، عوام‌پذيرتر خواهد بود»!


اين ادعاها رو ميشد با عقل رد کرد Think

ادعاهاي فوق العاده، مدارک فوق العاده نيز ميخواهند.

کارل ساگان
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
bijoolآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 40
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 2:13
 11 ماه و 15 روز پيش
#19
 
نقل قول:
سر فرصت، در اين باره خواهم نوشت؛ اما علي الحساب، آيات ۷۴ به بعد سوره‌ي يونس نگاهي بياندازيد. قرآن بحثي عقلي در اين باره (معجزه‌ي موسي، و جادوي جادوگران) انجام داده است که ما نيز مي‌توانيم در مورد آن بحث کنيم


خوب ما ميتونيم تا 100 سال ديگه بشينيم و بحث کنيم که نوح کشتي ساخت موسي نيل رو شکاف داد و عيسي کوري رو شفا داد..
رسيدن به جواب اين سئوالات به هيچ وجه مهم نيست چرا که نفعي نصيب هيچ ملتي نخواهد شد که ثابت شود معجزات از طرف خدا بوده يا نه!!؟؟
مگر 1400 باور به کلام قران و اسلام چه دستاوردي براي ما داشته که 1400 سال ديگه بر سر صحت وجودش بحث کنيم
مهم اين است که در عملکرد يکي رو انتخاب کنيم دين يا علم؟؟؟ فيزيک يا متا فيزيک؟؟؟؟
دين اصولا ماهيتي علم ستيز دارد چرا که دين در سايه منطق جلوه نميکند و تنها دليلش خرافي بودن مسئله تدين است اصولا علم وجود دين و افکار ديني را بر نمي تابد و دين نيز هم چنين دين علمي کلمه ايست سياسي براي پيش برد اهداف سياسي از طريق دين ...
اينکه عالمين ديني براي هر مسئله علمي جوابي ديني ميدهند و يا اصرار دارند ثابت کنند که فلان مطلب را قران از 1400 سال پيش اعلام کرده تنها براي اين است که قافيه را به علم نبازند.
در ضمن دوست عزيزي که از معجزات صحبت ميکنند به من بگن که تا کنون بشر چه دستاوردي از معجزه موسي بدست آورده اگر ايشان به من اين مطلب را بگويند من هم دستاورد علم نوين و در حاشيه رفتن کليسا در اروپا را عنوان ميکنم
 
2
0
2
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6249
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 2:39
 11 ماه و 15 روز پيش
#20
 
bijool نوشته بود:
دين اصولا ماهيتي علم ستيز دارد چرا که دين در سايه منطق جلوه نميکند و تنها دليلش خرافي بودن مسئله تدين است اصولا علم وجود دين و افکار ديني را بر نمي تابد و دين نيز هم چنين دين علمي کلمه ايست سياسي براي پيش برد اهداف سياسي از طريق دين ...
اينکه عالمين ديني براي هر مسئله علمي جوابي ديني ميدهند و يا اصرار دارند ثابت کنند که فلان مطلب را قران از 1400 سال پيش اعلام کرده تنها براي اين است که قافيه را به علم نبازند.

بر طبق اطلاعات ناقص بنده، هر چند دين و علم دو قطب متضاد با هم نيستن، اما دين هيچ گونه تعهدي نسبت به توجيه کليه امور با عقل بشري نداره. منشأ دين علم مطلق و کامل خداونديه؛ در صورتي که علم بشري بسيار ناقص و در حال پيشرفته.* چه بسا در دوره کوتاهي علم بشري در مورد يک مسأله کوچيک بارها دگرگون مي شه و نظرات مختلف و متضاد ارائه مي ده. پس کاملاً واضحه ديني که ادعاي اتصال به منبع علم بي انتهاي خداوندي رو داره قرار نيست توجيه گر دريافتهاي عقل ناقص بشري و علوم پر فزار و نشيب دنيوي باشه.
قرآن بارها و بارها مردم و مؤمنين رو به تفکر و علم فرا خونده و مواردي هم که به تعبد و پيروي محض امر کرده، مواردي هستن که انسان بايد به جاي علم ناقص خودش، به علم نامحدود الهي پيوند بخوره.

______________
* صرف نظر از اين که اين موضوع واقعاً درسته يا غلط و ما اون رو قبول داريم يا نه، ادعاي کامل بودن ادعايي هست که دين مطرح مي کنه. ناقص و در حال پيشرفت بودن علم بشري هم که ديگه نيازي به اثبات نداره.

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
bijoolآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 40
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 3:11
 11 ماه و 15 روز پيش
#21
 
نقل قول:
بر طبق اطلاعات ناقص بنده، هر چند دين و علم دو قطب متضاد با هم نيستن، اما دين هيچ گونه تعهدي نسبت به توجيه کليه امور با عقل بشري نداره. منشأ دين علم مطلق و کامل خداونديه؛ در صورتي که علم بشري بسيار ناقص و در حال پيشرفته.* چه بسا در دوره کوتاهي علم بشري در مورد يک مسأله کوچيک بارها دگرگون مي شه و نظرات مختلف و متضاد ارائه مي ده. پس کاملاً واضحه ديني که ادعاي اتصال به منبع علم بي انتهاي خداوندي رو داره قرار نيست توجيه گر دريافتهاي عقل ناقص بشري و علوم پر فزار و نشيب دنيوي باشه.
قرآن بارها و بارها مردم و مؤمنين رو به تفکر و علم فرا خونده و مواردي هم که به تعبد و پيروي محض امر کرده، مواردي هستن که انسان بايد به جاي علم ناقص خودش، به علم نامحدود الهي پيوند بخوره.

______________
* صرف نظر از اين که اين موضوع واقعاً درسته يا غلط و ما اون رو قبول داريم يا نه، ادعاي کامل بودن ادعايي هست که دين مطرح مي کنه. ناقص و در حال پيشرفت بودن علم بشري هم که ديگه نيازي به اثبات نداره.



دوست عزيز ..

اولا: دقيقا دين و علم با يکديگر در تضادند ...
نبرد کليسا با اختراع ماشين چاپ يا محاکمه گاليله!!!
مثال اسلاميشم که تبعيد ملا صدري که کمي دين را از ديدگاهي علمي بررسي کرد نقدي علمي به تفکر خرافي علماي اسلام در آن زمان..
و يا در گيري علماي شيعه در ايران و در ساير مناطق مسلمان نشين جهان (سني ها هم شامل اين مطلب هستند)
با تحصيلات در علموم نوين
و در ضمن دوست عزيز قرار نيست در قرن 21 علماي ديني با تحصيلات در ضمينه علوم نوين مخالفتي کنند من نميدونم بر چه مبنائي ميفرمائيد که دين با علم در ستيز نيست؟؟!!!
اگر نميدانيد عرض ميکنم که دين در کنار علم نميتواند ماهيت وجودي داشته باشد !!! به همين دليل هم دانشمندان تاريخ چه بسيار در دادگاههاي کليسا کنيسا و مسجد محاکه شدند

دوما: در مورد تعهد دين در مورد سئوالات!!
دوست عزيز انگار شما انسان انديشمند امروزي رو با انسان نئآندرتال اشتباه گرفتيد!!!
نميشود حاکميت دين را اعمال کنيم و خود را از هر گونه مسئوليتي در قبال آن مبرا کنيم فکر ميکنم علم نامحدود الهي راه کاري براي ذهن مشغول و پر سئوال انسان امروزي بيابد و گرنه متاسفانه بايد بگويم سرنوشت کليسا در انتظار مسجد است

سوما: در ضمن شما يه دستاورد ديني براي بشر را نام ببريد چه در ضمينه تکنولوژي پزشکي و يا حتي معرفتي و اجتماعي تا اون موقع راجع به دستاوردهاي دين باهاتون بحث کنم

در ضمن تکامل علم بشر کشف جديدي نيست اما برايند بردار علم بشر مثبت بوده و برايند بردار دين نمايان گر سقوط و لجام گسيختگي اجتماعيست!!!

_________________
..بگو به ميهن که خون بيژن ستاره گشت و از آن چه سان شراره دميد

به سرخي هر ستاره اکنون نشسته بر تن شب نشان صبح سپيد...
 
2
-1
3
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 1134
اعتبار کسب شده: 5275
محل سکونت: هيدالو
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 14:24
 11 ماه و 15 روز پيش
#22
 
bijool نوشته بود:
دوست عزيز انگار شما انسان انديشمند امروزي رو با انسان نئآندرتال اشتباه گرفتيد!!!


خوب من اين يکي رو نميتونم بي‌خيال بشم.

نئاندرتالها انسان نبودن و تيره ديگري جداي از انسانها بودن.
دانشمندها در تلاشن کشف کنن که آيا انسانهاي اوليه تا قبل از نابودي نئاندرتالها با اونها آميزش داشتن يا نه.
در حقيقت اونا موجودات ديگه اي بودن که به صورت جمعي و جداي از انسانها زندگي ميکردن. احتمال اينکه با انسانها زندگي کرده باشن هم خيلي کمه چون به طور طبيعي نئاندرتالها و انسانها با هم دشمن و رقيب بودن.

_________________
دنيابراي پادشاهان به نحو عجيبي ساده شده و تمام مردم فقط يک مشت رعيت به حساب مي‌آيند.
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 848
اعتبار کسب شده: 7861
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 14:29
 11 ماه و 15 روز پيش
#23
 
bijool نوشته بود:
نقل قول:
بر طبق اطلاعات ناقص بنده، هر چند دين و علم دو قطب متضاد با هم نيستن، اما دين هيچ گونه تعهدي نسبت به توجيه کليه امور با عقل بشري نداره. منشأ دين علم مطلق و کامل خداونديه؛ در صورتي که علم بشري بسيار ناقص و در حال پيشرفته.* چه بسا در دوره کوتاهي علم بشري در مورد يک مسأله کوچيک بارها دگرگون مي شه و نظرات مختلف و متضاد ارائه مي ده. پس کاملاً واضحه ديني که ادعاي اتصال به منبع علم بي انتهاي خداوندي رو داره قرار نيست توجيه گر دريافتهاي عقل ناقص بشري و علوم پر فزار و نشيب دنيوي باشه.
قرآن بارها و بارها مردم و مؤمنين رو به تفکر و علم فرا خونده و مواردي هم که به تعبد و پيروي محض امر کرده، مواردي هستن که انسان بايد به جاي علم ناقص خودش، به علم نامحدود الهي پيوند بخوره.

______________
* صرف نظر از اين که اين موضوع واقعاً درسته يا غلط و ما اون رو قبول داريم يا نه، ادعاي کامل بودن ادعايي هست که دين مطرح مي کنه. ناقص و در حال پيشرفت بودن علم بشري هم که ديگه نيازي به اثبات نداره.



دوست عزيز ..

اولا: دقيقا دين و علم با يکديگر در تضادند ...
نبرد کليسا با اختراع ماشين چاپ يا محاکمه گاليله!!!
مثال اسلاميشم که تبعيد ملا صدري که کمي دين را از ديدگاهي علمي بررسي کرد نقدي علمي به تفکر خرافي علماي اسلام در آن زمان..
و يا در گيري علماي شيعه در ايران و در ساير مناطق مسلمان نشين جهان (سني ها هم شامل اين مطلب هستند)
با تحصيلات در علموم نوين
و در ضمن دوست عزيز قرار نيست در قرن 21 علماي ديني با تحصيلات در ضمينه علوم نوين مخالفتي کنند من نميدونم بر چه مبنائي ميفرمائيد که دين با علم در ستيز نيست؟؟!!!
اگر نميدانيد عرض ميکنم که دين در کنار علم نميتواند ماهيت وجودي داشته باشد !!! به همين دليل هم دانشمندان تاريخ چه بسيار در دادگاههاي کليسا کنيسا و مسجد محاکه شدند

دوما: در مورد تعهد دين در مورد سئوالات!!
دوست عزيز انگار شما انسان انديشمند امروزي رو با انسان نئآندرتال اشتباه گرفتيد!!!
نميشود حاکميت دين را اعمال کنيم و خود را از هر گونه مسئوليتي در قبال آن مبرا کنيم فکر ميکنم علم نامحدود الهي راه کاري براي ذهن مشغول و پر سئوال انسان امروزي بيابد و گرنه متاسفانه بايد بگويم سرنوشت کليسا در انتظار مسجد است

سوما: در ضمن شما يه دستاورد ديني براي بشر را نام ببريد چه در ضمينه تکنولوژي پزشکي و يا حتي معرفتي و اجتماعي تا اون موقع راجع به دستاوردهاي دين باهاتون بحث کنم

در ضمن تکامل علم بشر کشف جديدي نيست اما برايند بردار علم بشر مثبت بوده و برايند بردار دين نمايان گر سقوط و لجام گسيختگي اجتماعيست!!!


زمينه
من بعنوان معاون کلانتر ايفاي نقش ميکنم و غلط املايي ميگيرم!

_________________
آره وضع تالار خوبه و اکثر کاربراى اسپمر هم گم و گور شدن.
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6249
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 08 بهمن 1386، ساعت 14:31
 11 ماه و 15 روز پيش
#24
 
bijool نوشته بود:
اولا: دقيقا دين و علم با يکديگر در تضادند ...
نبرد کليسا با اختراع ماشين چاپ يا محاکمه گاليله!!!
مثال اسلاميشم که تبعيد ملا صدري که کمي دين را از ديدگاهي علمي بررسي کرد نقدي علمي به تفکر خرافي علماي اسلام در آن زمان..
و يا در گيري علماي شيعه در ايران و در ساير مناطق مسلمان نشين جهان (سني ها هم شامل اين مطلب هستند)
با تحصيلات در علموم نوين
و در ضمن دوست عزيز قرار نيست در قرن 21 علماي ديني با تحصيلات در ضمينه علوم نوين مخالفتي کنند من نميدونم بر چه مبنائي ميفرمائيد که دين با علم در ستيز نيست؟؟!!!
اگر نميدانيد عرض ميکنم که دين در کنار علم نميتواند ماهيت وجودي داشته باشد !!! به همين دليل هم دانشمندان تاريخ چه بسيار در دادگاههاي کليسا کنيسا و مسجد محاکه شدند

هميشه و همه جا افرادي هستن که راه رو اشتباه مي رن. در گذشته و حال چنين افرادي در بين علماي دين هم وجود داشتن و هنوز هم دارن. اما نمي شه اين قضيه رو به کل دين عموميت داد. در کجاي قوانين مسلم اسلام و يا قرآن ضديت با علوم نوين وجود داشته؟ خيلي از علماي به نام اسلام خودشون در زمينه علوم نوين هم پيشگام بودن. فکر نمي کنم لازم باشه مثال بزنم. اکثر بزرگان علمي ممالک اسلامي از جمله کشور خودمون، در بسياري ازعلوم مختلف نظير فقه، فلسفه، رياضيات، طب و ... سررشته داشتن. يعني هم عالم اسلامي محسوب مي شدن و هم عالم علوم نوين. انقلاب علمي عظيمي که علماي اسلام به مدت چندين قرن سردمدار اون بودن رو چه جوري مي شه توجيه کرد؟ حتي بسياري از اونها مستقيم و يا غير مستقيم از شاگردان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بودن.

bijool نوشته بود:
دوما: در مورد تعهد دين در مورد سئوالات!!
دوست عزيز انگار شما انسان انديشمند امروزي رو با انسان نئآندرتال اشتباه گرفتيد!!!
نميشود حاکميت دين را اعمال کنيم و خود را از هر گونه مسئوليتي در قبال آن مبرا کنيم فکر ميکنم علم نامحدود الهي راه کاري براي ذهن مشغول و پر سئوال انسان امروزي بيابد و گرنه متاسفانه بايد بگويم سرنوشت کليسا در انتظار مسجد است

فکر مي کردم منظورم رو شفاف منتقل کردم. بذارين يه مثال بزنم. مثلاً علماي علوم تغذيه تا چند سال پيش اعلام مي کردن استفاده از سويا خيلي مفيده و کلي در خواصش سخن پراکني مي کردن. الان به اين نتيجه رسيدن که اگه به شيوه خاصي پخته نشه، اون مزايا رو نداره و حتي مضر هم هست.* شايد سال ديگه به يه نتيجه ديگه رسيدن. دين بايد کدوم يک از اينها رو توجيه کنه؟ انتظار دارين توي کتب ديني يا سخن پيامبر و ائمه دنبال خواص سويا بگرديم؟ پس وظيفه ما به عنوان انسان و علم بشر چي مي شه؟ به طور خلاصه برداشت بنده اينه که دين وظيفه نداره دستاوردهاي علم بشري رو که ميزان صحت، دقت و کمال اونها براي خود دانشمندان هم مشخص نيست توجيه کنه و قرار نيست همه علوم بشري در کتب ديني و سخنان پيامبر و ائمه گنجونده شده باشه.

bijool نوشته بود:
سوما: در ضمن شما يه دستاورد ديني براي بشر را نام ببريد چه در ضمينه تکنولوژي پزشکي و يا حتي معرفتي و اجتماعي تا اون موقع راجع به دستاوردهاي دين باهاتون بحث کنم

در ضمن تکامل علم بشر کشف جديدي نيست اما برايند بردار علم بشر مثبت بوده و برايند بردار دين نمايان گر سقوط و لجام گسيختگي اجتماعيست!!!

به نظر بنده يکي از بزرگترين دستاوردهاي دين جاگزيني جهان بيني خدا محور به جاي جهان بيني انسان محور هست که آثار اون رو در تعهد و اخلاقيات مي بينيم و تفاوت جهان بيني خدا محور و جهان بيني انسان محور رو به طور کلي در زندگي جوامع شرقي و غربي مشاهده مي کنيم. تفاوت ساختار خانواده به عنوان اولين و پايه اي ترين جامعه اي که همه ما عضوش هستيم در جوامع شرقي و غربي به تفاوت در نوع جهان بيني اين جوامع بر مي گرده.


فکر نمي کنم اين سبک بحث کردن فايده اي داشته باشه چون مباني بحث مشخص نيست. اول بايد روي مباني بحث صورت بگيره که فکر مي کنم در موضوعات جداگانه و ريزتر و دقيق تر بهش پرداخته بشه خيلي بهتره.

______________
* اين فقط يک مثال بود و ميزان درستيش رو به طور دقيق نمي دونم.

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
bijoolآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 40
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 09 بهمن 1386، ساعت 2:07
 11 ماه و 14 روز پيش
#25
 
نقل قول:
خوب من اين يکي رو نميتونم بي‌خيال بشم.

نئاندرتالها انسان نبودن و تيره ديگري جداي از انسانها بودن.
دانشمندها در تلاشن کشف کنن که آيا انسانهاي اوليه تا قبل از نابودي نئاندرتالها با اونها آميزش داشتن يا نه.
در حقيقت اونا موجودات ديگه اي بودن که به صورت جمعي و جداي از انسانها زندگي ميکردن. احتمال اينکه با انسانها زندگي کرده باشن هم خيلي کمه چون به طور طبيعي نئاندرتالها و انسانها با هم دشمن و رقيب بودن.


خوب دوست عزيز از دانشمندان نقل قول هاي زيادي ميشود شايدم حرف شما درست باشه اما اگه منبعت رو به ما هم بگي ممنون ميشيم که نئاندرتالها انسان نيستند!!! فقط لطف کن از خبرگزاريهاي مذهبي آدرس نزار

نقل قول:
زمينه
من بعنوان معاون کلانتر ايفاي نقش ميکنم و غلط املايي ميگيرم!


ممنونم که غلط ميگيري من شرمنده اشتباه پيش مياد

نقل قول:
فکر نمي کنم اين سبک بحث کردن فايده اي داشته باشه چون مباني بحث مشخص نيست. اول بايد روي مباني بحث صورت بگيره که فکر مي کنم در موضوعات جداگانه و ريزتر و دقيق تر بهش پرداخته بشه خيلي بهتره.


درسته يه موضوع جديد ميزارم به اسم دين و علم اونجا منتظرتون هستم

_________________
..بگو به ميهن که خون بيژن ستاره گشت و از آن چه سان شراره دميد

به سرخي هر ستاره اکنون نشسته بر تن شب نشان صبح سپيد...
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
وحيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 شهريور 1386
مجموع ارسالها: 858
اعتبار کسب شده: 6249
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 09 بهمن 1386، ساعت 2:13
 11 ماه و 14 روز پيش
#26
 
bijool نوشته بود:
نقل قول:
فکر نمي کنم اين سبک بحث کردن فايده اي داشته باشه چون مباني بحث مشخص نيست. اول بايد روي مباني بحث صورت بگيره که فکر مي کنم در موضوعات جداگانه و ريزتر و دقيق تر بهش پرداخته بشه خيلي بهتره.


درسته يه موضوع جديد ميزارم به اسم دين و علم اونجا منتظرتون هستم

نه. منظور بنده دقيقاً اين نبود. فکر مي کنم خيلي پايه اي تر بايد به اين مسائل پرداخته بشه. ما تا زماني که تکليفمون رو با دين و علم جدا جدا مشخص نکرديم، چه جوري مي خوايم در مورد ارتباط اين دو تا مقوله با هم بحث کنيم؟ برداشتي که بنده و ما از دين و علم داريم احتمالاً از اساس با هم تفاوت داره. به نظرم بهتره اول در مورد هر کدوم از اينها به صوت جداگانه بحث صورت بگيره.

_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 1134
اعتبار کسب شده: 5275
محل سکونت: هيدالو
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 09 بهمن 1386، ساعت 11:06
 11 ماه و 14 روز پيش
#27
 
منابع مناسب فارسي که تونستم در باره انسانهاي نئاندرتال پيدا کنم اينا هستن:

انسان نئاندرتال؛ ۱۵۰ سال پس از کشف

چرا انسان نئاندرتال ناپديد شد

به اين نکته توجه کنيد که نئاندرتالها انسان نيستن (ما انسان هستيم Mr. Green ) اما چون شباهت زيادي با ما داشتن (حرف زدن، استفاده و ساخت ابزار و حتي شکل و فرم بدني بسيار شبيه انسان و ...) بنابر اين دانشمندها يه گونه جانوري در نظر گرفتن به اسم گونه انسانها و به اين دليله که به نئاندرتالها ميگن "انسان نئاندرتال". درست مثل دسته بندي پرندگان و گربه سانان و جانورهاي ديگه.

(خودمونيم ها دست دانشمندها درد نکنه حالا ما هم جانور شديم؟؟؟ Not talking Not talking Not talking )

_________________
دنيابراي پادشاهان به نحو عجيبي ساده شده و تمام مردم فقط يک مشت رعيت به حساب مي‌آيند.
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
bijoolآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 40
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 10 بهمن 1386، ساعت 2:16
 11 ماه و 13 روز پيش
#28
 
دوست عزيز اين منبعي هم که معرفي کردي در مورد تکامل صحبت ميکنه!!
انسان نئاندرتال گونه ايي از انسانه اين به اين معني نيست که نئاندرتال ها انسان نيستند انسان امروزي شکل تکامل يافته انسان نئاندرتال است و اين خود سندي بر درستي نظريه تکامله که البته امروز در جوامع علمي به شکل قانون در آمده!!

_________________
..بگو به ميهن که خون بيژن ستاره گشت و از آن چه سان شراره دميد

به سرخي هر ستاره اکنون نشسته بر تن شب نشان صبح سپيد...
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3391
اعتبار کسب شده: 3570
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 10 بهمن 1386، ساعت 2:31
 11 ماه و 13 روز پيش
#29
 

This topic made my day today Razz

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
-1
2
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3219
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Florida
سن: 36
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 10 بهمن 1386، ساعت 4:34
 11 ماه و 13 روز پيش
#30
 
وحيد نوشته بود:

هميشه و همه جا افرادي هستن که راه رو اشتباه مي رن. در گذشته و حال چنين افرادي در بين علماي دين هم وجود داشتن و هنوز هم دارن.


ولاکن من فکر ميکنم ممکنه اين تصور در ذهن بعضي از عوام تبلور يافته باشه که جمله وحيد جان به طور دقيقتر بهتره اينطوري بيان بشه : "بنده شخصا اعتقاد دارم که به هر نحو هميشه و همه جا افرادي هستن که راه رو اشتباه مي رن يا اگه اشتباه نرن، راهشون اشتباهه. در گذشته و حال چنين افرادي در بين علماي دين هم وجود داشتن و هنوز هم دارن. همچنانکه در گذشته وجود داشتند و در آتيه هم احتمالا کماکان وجود خواهند داشت. اين از دست ما خارج است."

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع