صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 07 اسفند 1384، ساعت 20:54
 2 سال و 9 ماه پيش
#1
 
دستگاههاي موسيقي ايراني



الف – تعريف دستگاه:

موسيقي سنتي ايران از دستگاهها، ملحقات يا متعلقات و گوشه هاي موسيقي تشکيل شده است. دستگاه از دو واژي (دست)و (گاه)به معناي مکان، زمان و نغمه تشکيل شده و مانند لغت پهلوي ((دستان)) در موسيقي دوران ساساني، به نوعي موسيقي که با دست اجرا مي شود، اشاره مي کند.

دستگاه را به معناي وسيعتر مي توان به راژمان (System) تعبير کرد. چه از اين حيث نيز موسيقي ايراني به راژمان کامل يوناني شباهت دارد که در موسيقي قديم يونان شامل دستگاههاي دورين، فريژين، ليدين و ملحقات آنها مانند هيپودورين و هيپوفريژين و غيره بوده است.

يک دستگاه موسيقي از نظر قالب، قطعه اي کامل است و مانند سونات و سنفوني داراي قواعد و قسمتهاي مختلفي است که با ساز و آواز اجرا مي شود.در موسيقي غربي، معمولآ قطعاتي که به وسيله ساز يا ارکستر نواخته مي شود با موسيقي آوازي فرق دارد. اما در دستگاه موسيقي ايراني، آواز قسمت اصلي و مرکزي موسيقي است و قسمتهاي پيشين آواز(پيش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهاي بعدي آواز(تصنيف و رنگ) در حقيقت به طور مقدمه يا خاتمه موسيقي، به آن بستگي دارد.

موسيقي سنتي ايران داراي هفت دستگاه و پنج آواز است که از متعلقات و ملحقات آن شمرده مي شود. از اين آوازها چهار آواز متعلق به دستگاه شور، ويک آواز متعلق به دستگاه همايون است.



ب – انواع دستگاهها



1- دستگاه شور: (شامل 15 گوشه)

آواز ابوعطا (شامل 9 گوشه)

آواز بيات ترک (شامل 12 گوشه)

آواز دشتي (شامل 9 گوشه)

آواز افشاري (شامل 9 گوشه)



2- دستگاه همايون (شامل 12 گوشه)

آواز اصفهان (شامل 11 گوشه)



3 – دستگاه سه گاه (شامل 10 گوشه)

4 – دستگاه چهار گاه (شامل 10 گوشه)

5 – دستگاه ماهور (شامل 20 دستگاه)

6 – دستگاه راست پنجگاه (شامل 14 گوشه)

7 – دستگاه نوا (شامل 14 گوشه)



ج – پاره اي از ويژگيهاي دستگاهها

دستگاه شور را مادر آوازهاي موسيقي ايراني نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملوديهاي متنوع مناطق مختلف ايران در اين دستگاه مي باشد. آوازهاي ابوعطا يا دستان عرب، بيات ترک يا بيات زند، آواز دشتي يا چوپاني از ملحقات اين دستگاه مي باشند.

دستگاه همايون که آواز اصفهان را در بر مي گيرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است.

دستگاههاي سه گاه و چهار گاه تا حدودي به يکديگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهي کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بين المللي مطابقت دارد.

دستگاه راست پنجگاه، قديمي ترين دستگاه موسيقي ايراني محسوب مي شود که شباهت زيادي با دستگاه ماهور دارد.

بطوريکه برخي از بزرگان موسيقي، اين دو دستگاه را يکي مي دانسته اند، و آخرين دستگاه موسيقي دستگاه نواست که در بعضي قسمتها با دستگاه شور نزديک مي نمايد.



تعريف آواز

آواز مجموعه اي از نغمه هاست که با ريتم آزاد، و برخي اوقات با وزن آميخته با ميزان اجرا مي گردد. آوازها در اصل قسمتي از دستگاهها مي باشند.



تعريف گوشه

در هر دستگاه و آواز تعدادي گوشه با اسامي مختلف به کار مي رود. گوشه، جزء کوچکي از موسيقي است که به تنهايي استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاصّي خوانده و نواخته مي شود و نوازنده و خواننده روي اين گوشه ها بديهه نوازي و بديهه خواني مي کنند.

در ناريخ موسيقي ايران بيش از يک هزار کوشه متداول بوده است که امروزه فقط حدود يکصد و پنجاه گوشه در قالب هفت دستگاه و پنج آواز خوانده و نواخته مي شود، و مابقي آنها در رهگذر تاريخ به فراموشي سپرده شده اند.

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 07 اسفند 1384، ساعت 20:57
 2 سال و 9 ماه پيش
#2
 
فرق دستگاه و آواز چیست؟
برای بسیاری از هنرآموزان در ابتدای کار این سوال مطرح میشود که مثلا چرا شور و ماهور و ..." دستگاه" و بیات اصفهان و دشتی و ... "آواز" نامیده میشوند .
برای توضیح این مسئله نخست باید بفهیم که اصولا دستگاهها چگونه از هم شناخته می شوند و چه فرقی با هم دارند .
برای آغاز دستگاه ماهور را در نظر بگیرید ، همانطور که برای نوازندگان تار و سه تار مرسوم است و می دانند پرده های ماهور در گام دو همگی بکار هستند ( یعنی ربع پرده و نیم پرده نیستند یا به عبارت دیگر سری و کرن و بمل و دیز نیستند ) ( البته نوازندگان ویلن و کمانچه معمولا ماهور ر یا سل می نوازند که به ترتیب دو دیز و فا دیز می شوند ) حال مهمترین مسئله ای که مایه تفاوت دستگاهی از دیگری می شود خارج شدن پرده ها از حالت بکار می باشد مثلا اگر در دستگاه " ماهور دو" یا به عبارت بهتر " گام دو" نت می کرن شود حالت ایجاد شده را آواز افشاری می نامند ولی اگر نت لا کرن و سی بمل شود حالت جدید را دستگاه شور می نامند یا اگر لا کرن و می بمل شود این حالت را آواز بیات اصفهان می نامند و ... .
توجه داشته باشید که این تغییر پرده ها فقط جنبه نظری ندارد و هنگام شنیدن حتی برای کسانی که آشنا به دستگاهها نیستند ، اینکه حداقل تغییری ایجاد شده واضح است به این صورت که مثلا هنگام شنیدن ماهور احساس شادی بیشتری نسبت به شور در انسان ایجاد می شود یا دستگاه چهارگاه احساس شکوه و عظمت بیشتری نسبت به مثلا دشتی که سوزناک تر است دارد . البته این قواعد هرگز کلی نیست و اصولا موسیقی چیزی نیست که استثنا نداشته باشد . مثلا آهنگ معروف " ای ایران " در دستگاه دشتی که عموما غم انگیز است توسط استاد روح الله خالقی تصنیف شده است که کاملا حماسی است و این مسئله به توانایی و ذوق و استعداد آهنگسازان دارد که بتوانند چنین هنر نمایی ها را انجام دهند والا میتوان گفت که 90% تصنیف های دشتی سوزناک هستند مثلا آهنگهای عارف قزوینی مانند " گریه کن " و " گریه را به مستی بهانه کردم " و آهنگهای مرتضی محجوبی مانند " کاروان " و " نوای نی " و آهنگ " آه سحر" از روح الله خالقی .
حال به بیان فرق دستگاه و آوازها می پردازیم :
اصولا آوازها زیر مجموعه دستگاه ها هستند یعنی آوازها از نظر پرده هایی که نواخته می شوند مانند آن دستگاهی هستند که جزو آن هستند یعنی مثلا ابوعطا در پرده های شور نواخته می شود فقط با این تفاوت که نت شاهد تغییر کرده است ولی هرگز نمی توان ماهور را در پرده های شور نواخت مگر در مرکب نوازی که یک گوشه دلکش ماهور منطبق برگوشه شهناز شور می شود .
تقسیم بندی بدین صورت است :
1- دستگاه ماهور شامل آواز راست پنجگاه می باشد .
2- دستگاه شور شامل آوازهای دشتی – ابوعطا – افشاری – بیات ترک و نوا است .
3- دستگاه همایون شامل دستگاه بیات اصفهان است .
4- دستگاه چهارگاه
5- دستگاه سه گاه
دسته بندی فوق را استاد علی نقی وزیری بنا نموده اند ولی قدما بر هفت دستگاه و پنج آواز معتقدند بدین صورت که راست پنجگاه و نوا را نیز دستگاه جداگانه به شمار می آورند ولی نوا نیز دقیقا در پرده های شور و راست پنجگاه نیز در پرده های ماهور نواخته می شود .

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 07 اسفند 1384، ساعت 21:14
 2 سال و 9 ماه پيش
#3
 
چگونه گوشه ها را بشناسيم ؟
اين پرسش بسياري از نو هنرآموزان است که چگونه مي توان گوشه ها را از همديگر باز شناخت ؟
اصولا مي توان گوشه را به سه دسته تقسيم کرد :
1- گوشه هاي اصلي : که بر يک نت ويژه تاکيد مي کنند .
از آنجا که گام هر دستگاهي طبيعتا از هفت نت تشکيل مي شود هر دستگاهي مي تواند داراي هفت گوشه اصلي نيز باشد که هميشه اولين گوشه را که تاکيد بر اولين نت گام ميکند را " درآمد " مي نامند و گوشه هاي ديگر را گذشتگان بر اساسي که علت بسياري از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است نامگذاري کرده اند . براي مثال نت دوم گام ماهور گوشه " داد " ناميده شده است .
ولي البته جاي بعضي گوشه ها نيز مانند جدول تناوبي مندليف که نخست بسياري از خانه هاي آن خالي بود و سپس کشف شد اکنون خالي است براي نمونه استاد وزيري براي نت دوم گام چهارگاه گوشه اي اختراع کرده اند ( نقل قول و اجرا از آقاي کيوان ساکت در برنامه نيستان راديو فرهنگ )
وبژگي گوشه هاي اصلي اين است که خود داراي گوشه هاي فرعي مي باشند مثلا :
گوشه چکاوک در همايون شامل ني داوود، گوشه حجار در ابو عطا شامل چهار پاره
2- گوشه هاي مرکب نوازي :
از اين گوشه ها براي تغيير دستگاه استفاده ميشود ، مانند :
گوشه دلکش در ماهور براي رفتن به شور
گوشه شکسته در ماهور و بيات ترک براي رفتن به افشاري
گوشه راک در ماهور براي رفتن به بيات اصفهان
گوشه عشاق در اصفهان براي رفتن به شور
3- گوشه هاي ريتميک :
اين گوشه ها خود بر دو نوع هستند :
الف - گوشه هائي که داراي ساختار ملوديک و ريتم هستند و مي توان آنها را در غالب بسياري از دستگاهها و گوشه هاي اصلي ديگر اجرا کرد مانند گوشه هاي : کرشمه و چهار پاره و زنگوله و مثنوي و ساقي نامه و عراق و ...
ب – گوشه هائي که داراي ريتم هستند ولي فقط در يک دستگاه و گوشه خاص اجرا مي شوند ، مانند : رامکلي در ابوعطا ، ليلي مجنون و بختياري در همايون ، سوز و گداز در اصفهان ، شهابي و مهرباني در بيات ترک و ...
1- گوشه كرشمه :
بطور ساده اين گوشه داراي وزن شعري " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات " است
که مثلا اين اشعار را ميتوان براي آن در نظر گرفت :
کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
مگر مرا که همان مهر اول است و زبادت

چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست
که ميتوان آن را در همه دستگاه ها و همه گوشه ها اجرا کرد.

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 07 اسفند 1384، ساعت 21:22
 2 سال و 9 ماه پيش
#4
 
دستگاه ماهور :

برای آغاز نخست باید با برخی تعاریف موسیقی آشنا شد :
1- گام : توالی 8 نت موسیقی مثلا از " سل " تا " سل " یا از" ر" تا " ر" را یک گام می نامند .
2- نت شاهد : نتی است که دراجرای یک گام بیشتر از دیگر نت ها تکرار می شود و معمولا نت اول هر گام نت شاهد آن گام می باشد .
دستگاه ماهور یکی از گسترده ترین دستگاه های ایرانی است و در ردیف های گوناگون در حدود 50 گوشه دارد .
ماهور دو را در نظر بگیرید که همه پرده های آن بکار هستند یعنی دو – ر – می – فا - سل – لا - سی – دو ( ماهور دو، ماهوری است که گام آن از دو شروع میشود. یعنی نت شاهد آن دو می باشد و در تار وسه تار با کوک دو سل دو دو نواخته میشود البته برای ویلن و کمانچه معادل آن ماهور «ر» میباشد که شاهد آن نت «ر» است و نت «دو» نیز دیز می شود) .
در زیر به بررسی مهمترین گوشه های این دستگاه می پردازیم :
فقط همان طور که در مقاله "چگونه گوشه ها را بشناسیم" عنوان شد یاد آوری میکنیم که هر گوشه اصلی دارای گوشه های فرعی نیز میباشد که دارای یک ریتم خاص هستند و هر چند دقیق نیست ولی می توان گفت نوعی تصنیف هستند که بدون ضرب هستند و همیشه به یک فرم اجرا میشوند . فرق این گوشه های فرعی با گوشه های ریتمیک مانند کرشمه و زنگوله در این است که بر خلاف آنها فقط در یک دستگاه قابل اجرا هستند .
الف ) گوشه های اصلی و زیر مجموعه های آنها :
1- درآمد : ( نت شاهد آن نت اول گام است یعنی «دو»)
نکته : اصولا " درآمد " بر نت آغازین گام هر دستگاهی اشاره میکند ( دستگاهی مانند سه گاه استثنا است ) . گوشه های درآمد با تاکید بر نت شاهد حال و هوای دستگاهی را که قرار است اجرا شود را معلوم میکنند و چون بیشتر در آغاز برنامه اجرا میشوند ( چون گاهی برخی هنرمندان از گوشه های غیر درآمد برنامه خود را شروع کرده اند ) یکی از بهترین راههای تشخیص دستگاه از هنگام شنیدن اثرهستند .
سوالی که برخی علاقه مندان می پرسند این است فرق درآمد و پیش درآمد چیست ؟
پیش درآمد بر خلاف درآمد قطعه ضربی است و از اختراعات درویش خان می باشد که در آغاز اجراها و کنسرت ها اجرا میشود و معمولا قطعه ای با ریتم آهسته می باشد که وظیفه آن نیزمشابه درآمد آماده کردن شنونده برای شنیدن اثر می باشد .
2- گوشه گشایش : ( نت شاهد آن نت دوم گام است یعنی «ر»)
3- گوشه شکسته : ( نت شاهد آن نت پنجم گام است یعنی «سل»)
از این گوشه برای مرکب نوازی به دستگاه افشاری استفاده می شود .
گام شکسته : دو- ر- می کرن – فا – سل – لا – سی – دو
گوشه ای که معمولا پیش از شکسته اجرا میشود گوشه فیلی است که عمل آن آماده سازی زمینه برای اجرای شکسته است .
4- گوشه دلکش : ( نت شاهد آن نت پنجم گام یعنی سل است )
از این گوشه برای مرکب نوازی به دستگاه شور استفاده میشود و نیز میتوان در ادامه گوشه های شور مانند قرچه و رضوی و ... را اجرا کرد .
گام دلکش : دو – ر - می – فا –سل – لا کرن – سی بمل – دو
5- گوشه عراق : ( نت شاهد آن نت هشتم گام یعنی دو است )
گوشه عراق همان درآمد است که یک اکتاو بالاتر اجرا میشود .
گام عراق : دو- ر- می – فا – سل – لا – سی بمل - دو
6- گوشه راک :
که از آن برای مرکب نوازی به دستگاه اصفهان استفاده میشود . گوشه های فرعی این دستگاه راک عبدا... ، راک کشمیر ، راک هندی و صفیر راک هستند .
گام راک : دو – ر- می بمل – فا – سل – لا کرن – سی – دو

ب ) گوشه های ریتمیک
1- کرشمه
2- مجلس افروز ( در ردیف آقا غلامحسین ؟ نامیده میشود )
3- خسروانی
4- چهار پاره
5- زنگوله

در پایان برای نمونه دو مثال از اجرای آوازی گوشه های راک و دو اجرای تصنیف توسط استاد شجریان معرفی می شود شما می توانید برای گوش کردن آهنگ کامل به گلبانگ 1 و گلهای تازه 106 مراجعه کنید .

نمونه آوازی :
1) راک هندی
2) راک عبدالله
3) راک کشمیر

نمونه تصنیف :
1) تصنیف قدیمی خسرو خوبان اجرای استاد شجریان و گروه شیدا ( گلهایی تازه 160 – راک )
2) تصنیف قدیمی آهنگ وفا اجرای استاد شجریان و گروه آوا ( آلبوم آهنگ وفا

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 07 اسفند 1384، ساعت 21:28
 2 سال و 9 ماه پيش
#5
 
به غير از هنر كه تاج سر افرينش است دوران هيچ حكومتي پايدار نيست.


دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسي که کند خصم رها نتوان کرد
* * *
نظر پاک تواند رخ جانان ديدن
که در آيينه نظر جز به صفا نتوان کرد
* * *
مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل اين نکته بدين فکر خطا نتوان کرد
* * *
من چه گويم که تو را نازکي طبع لطيف
تا به حديست که آهسته دعا نتوان کرد
* * *
به جز ابروي تو محراب دل حافظ نيست
طاعت غير تو در مذهب ما نتوان کرد

آواز افشاري از مشتقات دستگاه شور بوده و شامل گوشه هاي درآمد , نهيب , مويه , عراق , مسيح , مثنوي , صدري , صبري , قرايي , زنگنه و ... ميباشد.

در مورد احساس آواز افشاري شايد بتوان گفت که اين آواز ، آواز مناجات و راز و نياز با معبود يگانه ميباشد. افشاري آوازي حزن انگيز و غمگين (همانند حزني که در آواز دشتي وجود دارد ) محسوب نميشود بلکه نوعي تأمل در محتواي دروني اين آواز وجود دارد که انسان را به فکر وا مي دارد و شايد به همين دليل از اين آواز براي خواندن مناجات استفاده ميشود. آواز افشاري معمولاٌ هنگام صبح اجرا ميشود اما هنگام غروب نيز ميتوان آنرا اجرا کرد .

اما نکته اي که بايد هنگام اجراي آواز افشاري رعايت کرد خواندن گوشه مويه ميباشد؛ همانطور که از نام اين گوشه مشخص است (مويه يعني گريه و زاري و ناليدن) هنگام صبح خواندن اين گوشه در آواز مطلوب نيست اما اگر افشاري را هنگام غروب اجرا کرديم اين گوشه مطلوب است که در آواز خوانده شود .

آواز افشاري از لحاظ لحن آوازي به دستگاه نوا نزديک مي باشد و هنگام خواندن بايد دقت شود که بي اختيار وارد دستگاه نوا نشد؛ البته فرود آواز افشاري آنرا کاملا از دستکاه نوا متمايز ميکند. افشاري از مشکلترين آوازهاي ايراني دانست که اجراي آن نيازمند تسلط و اعتماد به نفس زيادي مي باشد زيرا لحظه اي غفلت در هنگام اجرا سبب مشود که از افشاري خارج شده ضمن اينکه رساندن احساس اين آواز به شنونده کار مشکلي ميباشد.

از اين آواز براي خواندن تعزيه هم استفاده ميشده خصوصا از گوشه عراق که اگر خواننده تبحر لازم را در هنگام اجرا داشته باشد ميتواند شنونده را به وجد آورد و تحسين او را بر انگيزد. (معمولا رسم بر اين است که ميگويند *مستمع صاحب سخن را به وجد آورد* اما در آواز افشاري اين صاحب سخن يا همان خواننده است که بايد شنونده را به وجد آورد).

حتما شما آوازي را که توسط استاد شجريان اجرا شده و معمولا در ماه رمضان هنگام افطار(به همراه دعاي ربنا )از راديو و تلويزيون پخش ميشد شنيده ايد(اين دهان بستي دهاني باز شد..... لب فرو بند از طعام و از ...)؛ اين اثر جاودانه در آواز افشاري و در گوشه مشنوي اجرا شده که بيانگر حالت افشاري و راز و نياز با خداوند يکتا ميباشد.

از آثاري که در مايه افشاري اجرا شده ميتوان به موارد ذيل اشاره کرد:
1. آواز افشاري اثر زنده ياد استاد تاج اصفهاني در کاست " به اصفهان رو".
2. آواز افشاري اثر استاد شجريان در کاست "دل مجنون" و "انتظار دل". (يکي از زيباترين تصانيفي که در مايه افشاري اجرا شده.)
3. تصنيف رنگهاي طبيعت {در گلستان از طبيعت بين چه سان گشته عيان اسرار پنهان... } (با صداي استاد تاج اصفهاني ميباشد که شنيدن آن خالي از لطف نيست. اين اثر در مجموعه 50 سال موسيقي ايران موجود است).

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 07 اسفند 1384، ساعت 21:31
 2 سال و 9 ماه پيش
#6
 
به غير از هنر که تاج سر آفرينش است، دوران هيچ سلطنتي جاودان نيست.

با نام و ياد خدا که آفريننده زيباييهاست، در ادامه بررسي دستگاهها و نغمات اصيل موسيقي ايراني از لحاظ حال و هوا و احساس و زمان مناسب هر کدام براي خواندن يا شنيدن، نگاهي داريم به آواز دشتي.

آواز دشتي از مشتقات دستگاه شور مي باشد و شامل گوشه هاي درآمد، حاجياني، کرد بيات، قرچه، کوهستاني، چوپاني، مرادخاني، ديلمان، عشاق، غم انگيز و ... مي باشد.

در موسيقي فولکريک (محلي) ايراني که سرشاخه اصلي آن نشأت گرفته از احساس، محيط، نحوه زندگي و فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعي است و با توجه به سختيها و مشقات فراواني که اقوام مختلف ايراني در دوران متفاوت طي کرده اند. و با تناسبي که در آواز دشتي از لحاظ بيان سوز و ارايه زيباي اين مشقّات و دردهاي اجتماعي وجود دارد، آواز دشتي از محبوبيت خاصي در اين نوع موسيقي برخوردار است. موسيقي بختياري، خراساني، گيلکي، مازندراني، بلوچ و ... همگي داراي الحان متفاوت و زيبا در آواز دشتي مي باشند.

از نظر احساس مي توان گفت که آواز دشتي حزن انگيز ترين آواز ايراني مي باشد. البته نوع حزني که در اين آواز وجود دارد نيز جاي بحث دارد، اين حزن توأم با سادگي و لطافت قومهاي مختلف ايراني مي باشد. در واقع نام خود اين آواز در فرهنگ ما بيان کننده بسياري از ويژگيهاي اين آواز مي باشد.

در خواندن آواز دشتي مهمترين چيز احساس است و اينکه خواننده اين احساس توأم با سادگي را خود دريافته و بتواند به شنونده منتقل کند. در دستگاهي مثل چهارگاه تکنيک خواندن و نحوه اداي تحريرها در کنار احساس حائز اهميت است، ولي در آواز دشتي تا احساس وجود نداشته باشد نمي تواند بيان کننده حالت واقعي اين آواز باشد. مانند خيلي از آوازهايي که امروزه مي خوانند و فقط اسمش و گامش دشتي مي باشد و هيچ احساسي ندارد.

شما قوم عشاير را که در دشتها زندگي مي کنند را در نظر بگيريد كه صفت سادگي در ميان آنها جلوه گر است، حال چوپاني را در نظر بگيريد که زير سايه درختي مشغول ني زدن و آواز خواندن است، احساس دلنشيني که به شما دست مي دهد در واقع بيان گر حس و حالي از آوار دشتي مي باشد، که اوج سادگي و حزن و گله از جور زمانه مي باشد.

اين آواز زمان مشخصي براي خواندن يا شنيدن ندارد و در واقع محيط و جو حاکم بر آن است که در زمان خاصي اين آواز را طلب مي کند که مي تواند در هر ساعتي از شبانه روز باشد. البته در پايان يادآور مي شوم که احساس نسبي است و براي توصيف آن ميزاني وجود ندارد و اين احساس بر اساس شرايط و محيط متغيّر است.

نکته اي كه در پايان مي توان اشاره کرد اين است که تناسب شعر براي آواز دشتي بسيار حائز اهميت مي باشد. زيرا با توجه به حال و هواي حزن انگيز اين آواز بايد اشعاري نيز که براي خواندن در اين آواز انتخاب مي شوند داري چنين فضايي باشند. به طور مثال هرگز نمي توان اين غزل حافظ "گل در بر و مي در کف و معشوق به کام است...سلطان جهانم به چنين روز غلام است" را در به صورت آواز دشتي خواند و در عوض غزل ديگري از حافظ مانند:

ديدي اي دل، که غم عشق دگر باره چه کرد؟
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد؟
آه از آن نرگس جادو، که چه بازي انگيخت!
واي از آن مست، که با مردم هشيار چه کرد!
اشک من رنگ شفق يافت ز بي مهري يار،
طالع بي شفقت بين که در اين کار چه کرد!
* * *
آن که پُر نقش زد اين دايرۀ مينائي
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد.
ساقيا جام مِيَم ده، که نگارندۀ غيب
نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد.
* * *
برقي از منزل ليلي برخشيد سَحَر،
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد!
فکر عشق، آتش غم در دل حافظ زد و سوخت-
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد،

فضاي اين غزل بگونه اي است که انگار فقط براي خواندن در آواز دشتي سروده شده است. همانگونه که استاد شجريان نيز آن را به زيبايي در کاست گنبد مينا اجرا کرده اند."انگار که حافظ هنگام سرودن اين شعر در مجلسي حضور داشته که در آن ساز يا آواز دشتي اجرا مي شده و چه بسا که حافظ اولين بار اين غزل را در مجلسي به صورت دشتي خوانده باشد."

کاست گنبد مينا اثر استاد شجريان را حتما گوش دهید.

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سيبآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 527
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 08 اسفند 1384، ساعت 13:00
 2 سال و 9 ماه پيش
#7
 
آقا اي ول! ادامه بده Applause

_________________
By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 08 اسفند 1384، ساعت 19:43
 2 سال و 9 ماه پيش
#8
 
نام اثر : در اين سراي بي کسي
خواننده : استاد شجريان
آهنگساز : استاد محمد رضا لطفي
دستگاه : شور
شعر : سايه
سال آفرينش : 1337
برنامه برگ سبز شماره 216

در اين سراي بي کسي ~ کسي به در نمي زند
به دشت پرملال ما ~ پرنده پر نمي زند
يکي ز شب گرفتگان ~ چراغ بَر نمي کند
کسي به کوچه سارِ شب ~ درِسحر نمي زند
نشسته ام در انتظارِ ~ اين غبار بي سوار
دريغ کز شبي چنين ~ سپيده سر نمي زند
عزيز، عزيز، عزيزانم ~ عزيز، عزيز، عزيزانم
گذرگهي است پر ستم ~ که اندر او به غير غم
يکي صلاي آشنا، ~ به رهگذر نمي زند
چه چشمِ پاسخ است از اين ~ دريچه هاي بسته ات؟
برو که هيچ کس ندا ~ به گوش کر نمي زند
نه سايه دارم و نه بر، ~ بيفکنندم و سزاست
اگرنه بر درخت تر، ~ کسي تبر نمي زند

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 1:49
 2 سال و 9 ماه پيش
#9
 
فکر مي کنم اگه در کنار متن اشعار، فابلهاي موسيقي مربوط هم اينجا قرار داده بشه، خيلي بهتر و پربارتر باشه.

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3370
اعتبار کسب شده: 3718
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 2:23
 2 سال و 9 ماه پيش
#10
 
به به
با لا خره يکی پيدا شد مثل من علاقه به موسيقی ايران نشون بده تا حالا من در مورد
تاريخچه موسيقی ايران خودم پست ميزدم خودم هم ميخوندم
يک مدتی است که تا لار پر شده بود از پيغامهای 6 من 2 زار
يکی شده معلم آموزش دختر بازی و وصف فوايد اون در چارچوب قوانين mother nature
توی تمام مو ضوعاتی هم که ربط به دختر ها نداره يک جورايی با سفسطه بازی ربطش داده
اميدوارم اينجا ديگه توی دستگاه های موسيقی ايران چنين اتفاقی نيفته يک دفعه از دستگاه ماهور ياد يکی از دوست دختراش به نام ماهور بيفته و بحث رو عوض کنه Pray

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Prometheusآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: جمعه 02 دي 1384
مجموع ارسالها: 35
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز / تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 15:09
 2 سال و 9 ماه پيش
#11
 
گوشه‌های مهم دستگاه نوا:
نوا گام مستقلی ندارد. یعنی عین گام شور است و سابقا آن‌را جزء شور محسوب می‌کرده‌اند. گوشه‌های این دستگاه هر کدام به واسطه‌ی شخصیت آهنگ و وزن شناخته می‌شوند. یکی از مهمترین گوشه‌های نوا گَوِِِِشت(گواشت) هست که سبب تغییر درجات گام نوا می‌شود و همچنین باعث تمایز بیشتر این دستگاه با شور خواهد شد. دیگر از گوشه‌های مهم نوا، نهفت است که در آن تغییری به گام نوا داده نمی‌شود.
دیگر از گوشه‌های مهم نوا، عراق است که در آواز افشاری هم استعمال می‌شود و از گوشه‌های مهم ماهور هم هست. سایر گوشه‌های شور ممکن است در نوا به کار رود ولی گوشه‌های مهم نوا همان‌هایی‌ست که ذکر شد.
نوا مقامی‌ست که تنها درموسیقی سنتی نواخته می‌شود.

شخصیت این دستگاه:
نوا آوازی‌ست با طمأنینه و با وقار و نصیحت‌آمیز، که با آهنگی ملایم و متوسط و نه چندان فرح‌بخش و نه زیاد دردناک و محزون بیان احساسات می‌کند. در موقع خستگی و فراغت شنیدن آواز نوا بسیار مطبوع است و معمولا آن‌را آواز خراب گفته و در گذشته، آخر مجالس انس و طرب می‌نواخته‌اند.
در حقیقت نوا ناصحی‌ست صبور و با تجربه که با بیانی شگفت‌انگیز، ماهرانه نصایح خود را به مستمعین می‌دهد. به خصوص اگر اشعار مناسبی چون اشعار عارفانه‌ی حافظ، برای خواندن نوا انتخاب شود، مخصوصا در ناحیه‌ی بم با آوازی پخته و گرم تأثیری عجیب دارد و مستمع را بی‌اختیار مطیع خواهد کرد.
نوا در حالی‌که پند صبوری می‌دهد در پرده از تألمات زندگانی هم شکوه می‌کند. منتهی شکایت این دستگاه مانند دشتی و سه‌گاه پر از فغان و نالان نیست و غم اندوه را در حالی مستور و پنهان بیان می‌کند. نوا هم مانند شور نمونه‌ی کاملی‌ست از احساسات عالی فیلسوفانه و صوفیانه و عارفانه‌ی اهالی مشرق زمین و نماینده‌ای‌ست از حالات و کیفیات عرفا و فلاسفه و کسانیکه به خوبی مزه‌ی تجربیات زندگی را چشیده‌اند.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 15:20
 2 سال و 9 ماه پيش
#12
 
همه شب نالم چون ني
که غمي دارم،که غمي دارم
دل و جان بردي امّا
نشدي يارم ،يارم
با ما بودي،بي ما رفتي
چون بوي گل به کجا رفتي
تنها ماندم،تنها رفتي
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
فتادم از پا ز ناتواني، اسير عشقم، چنان که داني
رهايي غم نمي توانم، تو چاره اي کن، که مي تواني
گر ز دل بر آرم آهي
آتش از دلم ريزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشين ريزد
چو کاروان رود،فغانم از زمين، بر آسمان رود
دور از يارم، خون مي بارم
نه حريفي تا با او غم دل گويم
نه اميدي در خاطر که تو را جويم
اي شادي جان، سرو روان، کز بر ما رفتي
از محفل ما، چون دل ما، سوي کجا رفتي
تنها ماندم، تنها رفتي
به کجايي غمگسار من؟، فغان زار من بشنو باز آ، باز آ
از صبا حکايتي ز روزگار من بشنو باز آ،
باز آ سوي رهي
چون روشني از ديده ما رفتي
با قافله باد صبا رفتي
تنها ماندم
تنها رفتي

خواننده: استاد غلانحسين بنان
آهنگساز:استاد مرتضي محجوبي
شاعر: رهي معيّري

غلام حسين بنان
غلامحسين بنان خواننده وشاگرد محمدطاهرضياء الذاكرين وناصرسيف وباليده درمكتب علي نقي وزيري وروح الله خالقي.او خواننده انجمن موسيقي ملي وراديو تهران(دهه هاي1320و1330) وداراي لحن انحصاري دراجرا با الهام ازشيوه اديب خوانساري ومجري تواناي آثارعلي نقي وزيري، روح الله خالقي، جواد معروفي ومرتضي محجوبي كه ازآثاراو مي توان به ضبط هاي راديويي ازبرنامه هاي آواز، همراه با ابوالحسن صبا، مرتضي محجوبي، حسن كسايي ورضا ورزنده، واجراي ترانه هاي «كاروان»، «نواي ني»، «من ازروزازل»(آهنگ ها ازمحجوبي باكلام رهي)، «چه شب ها»(آهنگ محجوبي با كلام نواب صفا)، «حالا چرا»(آهنگ خالقي باكلام شهريار)، «دلتنگ»(آهنگ وزيري باكلام سعدي) و... تعدادي ترانه ازآثار اكبرمحسني، مهدي مفتاح، نصرالله زرين پنجه و... اشاره كرد.

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Prometheusآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: جمعه 02 دي 1384
مجموع ارسالها: 35
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز / تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 15:23
 2 سال و 9 ماه پيش
#13
 
تصنیف مردان خدا
شعر : فروغی بسطامی
آهنگ : به روايت علی ناظری
خواننده : شهرام ناظری
همنوازان : گروه تنبور شمس
بشنويد در کاست « صدای سخن عشق‌ »



مردان خدا پرده ی پندار دريدند
يعنی همه جا غير خدا يار نديدند

هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنيدند

يک طايفه را بهر مکافات سرشتند
يک سلسله را بهر ملاقات گزيدند

جمعی به در پير خرابات خرابند
قومی به بر شيخ مناجات مريدند

يک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
يک زمره به حسرت سر انگشت گزيدند

يک جمع نکوشيده رسيدند به مقصد
يک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند

فرياد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنيدند

همت طلب از باطن پيران سحرخيز
زيرا که يکی را ز دو عالم طلبيدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببريدند و به باطل گرويدند

چون خلق در آيند به بازار حقيقت
ترسم نفروشند متاعی که خريدند

مرغان نظرباز سبک سير «فروغي»
از دامگه خاک بر افلاک پريدند
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نورالدينآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: يکشنبه 30 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 38
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 15:27
 2 سال و 9 ماه پيش
#14
 
خوشتر زعيش و صحبت و باغ و بهار چيست
ساقي کجاست گو سبب انتظار چيست

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نيست که انجام کار چيست

پيوند عمر بسته به موييست هوش دار
غمخوار خويش باش غم روزگار چيست

مستورومست هر دو چو از يک قبيله‌اند
ما دل به عشوه که دهيم اختيار چيست

راز درون پرده چه داند فلک خموش
اي مدعي نزاع تو با پرده دار چيست

زاهد شراب کوثرو حافظ پياله خواست
تا در ميانه خواسته کردگار چيست


آواز ابوعطا از مشتقات دستگاه شور بوده و شامل گوشه هاي درآمد ، سيخي ، اميري ، حجاز ، رامكلي ، حسن موسي ، يتيمك و... مي باشد.
اين آواز از جمله مردمي ترين و دلنشين ترين آواهاي موسيقي ايران زمين ميباشد كه مورد پسند اكثر مردم قرار مي گيرد.نزديكي اين آواز به دستگاه شور و آواز دشتي سبب ميشود كه به راحتي بتوان از اين آواز وارد شور يا دشتي شد و به همين دليل هنگام اجراي اين آواز ؛ خواننده از قدرت مانور بالايي در اجرا برخوردار است.
از لحاظ احساسي اين آواز تمايل كشيده شدن به سمت حزن و اندوه را دارد البته نه به اندازه آواز دشتي يا دستگاه سه گاه.درضمن همانطور كه گفته شد اين آواز مردمي ميباشد و لحن اجراي آن به خصوص در گوشه هاي نظير ميگلي (meygoli) بايد شبيه به لحن گفتار كوچه و بازار قديم ايران داشته باشد و اين اور بر شيريني و دلنشيني اين آواز مي افزايد كه امروزه متاسفانه اين امر فراموش شده و كسي به سراغ آن نميرود .
شاخصه اصلي اين آواز را ميتوان در آمد و پرده حجاز آن ذكر كردكه بسياري از از گوشه هاي اين آواز در اين پرده ميباشد كه وجه تمايز اصلي اين آواز ديگر نغمات ايرانيست. البته در آواز ابوعطا اكثر گوشه ها دلنشين ميباشد مانند گوشه يتيمك كه بسيار زيباست ودلنشين بودن يكي از ويژگيهاي ممتاز اين آواز است.
زمان مناسب جهت شنيدن آواز ابو عطا هنگام غروب و به خصوص در اواخر شب ميباشد كه در اين هنگام بسيار دلنشين است.(البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه موسيقي ايراني موسيقي لحظه هاست وبه حالت روحي خواننده و شنونده درآن لحظه بستگي دارد كه چه نوع آوايي را انتخاب كند و اين تقسيم بندي هايي كه در اينجا ذكر ميشود كلي و بر اساس درون مايه نواهاي ايراني مباشد.).
متاسفانه عدهاي بر اين باورند كه اجراي اثري در آوازي مثل ابوعطا آسان است و همين امر موجب شده كيفيت آثاري كه در اين مايه اجرا مي شود كاهش يابد؛ البته بايد قبول كرد كه اجراي اثري در دستگاهي مثل چهار گاه مشكل تر از اجراي اثري در ابوعطاست اما اين به معني آسان بودن آواز ابو عطا و دست كم گرفتن اين مايه نميباشد بلكه بايد اين نكته را در نظر گرفت كه هر كدام از آوازها و دستكاه هاي ايراني داراي ظرايف خاص خود ميباشد كه اگر از آن به سادگي عبور كنيم اثر ما هيچ ارزشي نداردو رعايت همين نكات و ظرايف است كه يك اثر راجاودانه و ارزشمند مي كند.

قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
نه هر كو ورقي خواند معاني دانست

سنگ و گل را كند از يمن نظر لعل و عقيق
هر كه قدر نفس باد يماني دانست


آواز ابوعطا اثر استاد شجريان د ركاست "عشق داند" و "پيوند مهر"

_________________
بي حسرت ازجهان نرود هيچ کس به در *********** الا شهيد عشق به تير ازکمان دوست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Prometheusآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

تاريخ عضويت: جمعه 02 دي 1384
مجموع ارسالها: 35
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز / تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 09 اسفند 1384، ساعت 15:37
 2 سال و 9 ماه پيش
#15
 
آثار دانشمندان ایرانی در زمینه موسیقی
از سده ی سوم تا دهم هجری، جهان اسلام، شاهد ظهور نخبگانی در عرصه ی هنر موسیقی بود؛ بیشتر آنان در این زمینه، آثار نفیس و به یادماندنی برجای گذاشته که هر کدام می توانند به نوعی در نوآوری و شکوفایی این هنر نقش عمده ای ایفا کرده باشند. خالی از لطف نبود که دراین مقال نگاهی کوتاه و مختصر به برخی از این آثار داشته باشیم.

الموسیقی الکبیر
الموسیقی الکبیر مهم ترین منبع و غنی ترین مرجعی که در خاورزمین درباره ی موسیقی به رشته ی تحریر درآمده است. ابونصر فارابی مولف این کتاب، یکی از زبدگان پرصیت و صوت موسیقی نظری و عملی ست که نه تنها در فلسفه و حکمت، گوی سبقت را از همگنان ربوده بود، بلکه در دانش و هنر موسیقی نیز در دوره ی اعلای مهارت و ستیغ بلند فطانت قرار داشت. وی در کتاب الموسیقی الکبیر در باب اصول ومبادی مو