| نویسنده |
پیغام |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3800 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 06 مرداد 1382، ساعت 6:15 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#1
|
| |
|
يه چيزي رو خيلي جدي بگم: اگه قرار باشه هر مطلبي رو که تو تالارهاي گفتمان خواستيم بنويسيم بترسيم که به کسي بر بخوره و همش در حال اين ور و اون ور رو پاييدن و دو دو تا چهار تا کردن باشيم، اصلآ فلسفه موجوديت تالارهاي گفتمان زير سوال ميره. من خودم اگه به اين نتيجه رسيدم که نوشتن مطلبي اشکالي نداره، حتمآ مي نويسمش و مسئوليت نوشته هام رو هم تمام و کمال بر عهده مي گيرم. از دوستاني هم که از روي رفاقت هر از گاهي نسبت به اين مساله به من هشدار ميدن، خيلي ممنونم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
نيلوفر  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 02 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 353 اعتبار کسب شده: 719 محل سکونت: اصفهان سن: 17 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 11 مهر 1385، ساعت 16:05 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#2
|
| |
اگه قراره يه تاپيکي رو قفل کنيم ببينيم توش چي نوشتند
و از خودمون بپرسيم چرا داريم قفلش مي کنيم |
|
|
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 646 اعتبار کسب شده: 1058 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 11 مهر 1385، ساعت 20:58 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#3
|
| |
|
_______________________________________________________________________ |
|
_________________ سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط حيف! در تاريخ سهشنبه 18 مهر 1385، ساعت 20:27 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2872 اعتبار کسب شده: 6959 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 11 مهر 1385، ساعت 21:03 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#4
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3800 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 11 مهر 1385، ساعت 21:32 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| حيف! نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| يه چيزي رو خيلي جدي بگم: اگه قرار باشه هر مطلبي رو که تو تالارهاي گفتمان خواستيم بنويسيم بترسيم که به کسي بر بخوره و همش در حال اين ور و اون ور رو پاييدن و دو دو تا چهار تا کردن باشيم، اصلآ فلسفه موجوديت تالارهاي گفتمان زير سوال ميره. من خودم اگه به اين نتيجه رسيدم که نوشتن مطلبي اشکالي نداره، حتمآ مي نويسمش و مسئوليت نوشته هام رو هم تمام و کمال بر عهده مي گيرم. از دوستاني هم که از روي رفاقت هر از گاهي نسبت به اين مساله به من هشدار ميدن، خيلي ممنونم. |
ميشه بگيد کي به اين نتيجه رسيديد؟ حتمآ بايد بعد از اون نطق تاريخي و کشفيات روانشناسانه تون در باره لحن و...وپرخاشگريو.... يا شايد بايد اين جمله بيشتر يادتون مي موند
........دم خروسو باور کنيم يا..... |
دوست عزيز! فكر كنم باز هم عجله كردين. يه نگاهي به تاريخ ارسال مطلب بكنين: دوشنبه Jul 28, 2003 5:15 am. بيشتر از سه سال از ارسال اون مي گذره. يادم نمياد چه اتفاقي افتاده بود كه مطلبي رو نوشته بودم و يه عده بهم هشدار داده بودن كه ممكنه برام گرون تموم بشه و من هم اين توضيح رو اينجا نوشتم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
حيف!  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 646 اعتبار کسب شده: 1058 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 11 مهر 1385، ساعت 22:26 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
_______________________________________________________________________ |
|
_________________ سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط حيف! در تاريخ سهشنبه 18 مهر 1385، ساعت 20:26 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
206قرمز  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 23 مهر 1384 مجموع ارسالها: 43 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 13 مهر 1385، ساعت 0:11 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#7
|
| |
سلام به همه
من يه مدت زيادي نبودم اما دور و نزديک نوشتههاي بچه هارو مي خوندم
شرمنده بچه ها
آخه ميدونيد الان همون طوري که ميدونيد سرکرم حساباي قرض الحسنه هستم
بلاخره هر چي باشه بازار 2006 قرمز خيلي گرمه
جا داره خبري از mhaji عزيز بگيريم
کلي دلمون تنگ شده برات
موفق باشي پسر.آقا منتظر خبراتون هستيم. |
|
_________________ من 206 قرمز دوس مي دارم.
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3255 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 13 مهر 1385، ساعت 0:13 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#8
|
| |
به به خوش آمديد خانم
ما ديگه داشتيم يواش يواش به آقای سيب مشکوک ميشديم که نکنه خدای نکرده بلايی سر شما آورده
خدا رو شکر که سالميد
والّله از اين آقايون هر چی بگی بر مياد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
206قرمز  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 23 مهر 1384 مجموع ارسالها: 43 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 13 مهر 1385، ساعت 0:19 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#9
|
| |
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3387 اعتبار کسب شده: 3753 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 13 مهر 1385، ساعت 19:51 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#10
|
| |
| 206قرمز نوشته بود: |
سلام به همه
من يه مدت زيادي نبودم اما دور و نزديک نوشتههاي بچه هارو مي خوندم
...
جا داره خبري از mhaji عزيز بگيريم
کلي دلمون تنگ شده برات
موفق باشي پسر.آقا منتظر خبراتون هستيم. |
خيلي ممنون از لطف و محبتي که به بنده داشتيد و داريد
من هميشه از آقاتون جوياي احوالتون هستم و اميدوارم خوش و سلامت باشيد
درباره اوضاع و احوال من، علي الحساب اين رو داشته باشيد که زنده ام!
راستي من هم خيلي وقته منتظر يه چيزي از طرف شما هستم! ولي چون درخواست زياديه نميتونم بگم |
|
|
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 25 مهر 1385، ساعت 20:14 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#11
|
| |
من که اين وسط نميفهمم سيب کيه نسبتش با 206 چيه حالا اون مهم نيست من با مسافر کوير موافقم چون من هر چي ميگم همه اشتباه برداشت ميکنن و کلي متلک بار من ميشه
قبلنا خيلي به شرکت در تالار علاقه داشتم اما رفتارتون با من بقدري بد و زنندس که اون روحيه’شوخ و بشاشم رو از دست دادم
يکي از شباي قدر ياد شما و حرفائي که بهم زديد افتادم خيلي دلم شکست اما بخشيدم |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1319 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 26 مهر 1385، ساعت 21:14 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#12
|
| |
| zohre khanoom نوشته بود: |
| من که اين وسط نميفهمم سيب کيه نسبتش با 206 چيه حالا اون مهم نيست من با مسافر کوير موافقم چون .....يکي از شباي قدر ياد شما و حرفائي که بهم زديد افتادم خيلي دلم شکست اما بخشيدم |
206 همسر يا به عبارتي رييس سيب هست . |
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 26 مهر 1385، ساعت 21:17 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#13
|
| |
|
ممنونم که گفتيد |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 671 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 27 مهر 1385، ساعت 11:48 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#14
|
| |
| پسر شجاع نوشته بود: |
| zohre khanoom نوشته بود: |
| من که اين وسط نميفهمم سيب کيه نسبتش با 206 چيه حالا اون مهم نيست من با مسافر کوير موافقم چون .....يکي از شباي قدر ياد شما و حرفائي که بهم زديد افتادم خيلي دلم شکست اما بخشيدم |
206 همسر يا به عبارتي رييس سيب هست . |
تصحیح میکنم: رفیق |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1319 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 27 مهر 1385، ساعت 13:11 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#15
|
| |
| سيب نوشته بود: |
| پسر شجاع نوشته بود: |
| zohre khanoom نوشته بود: |
| من که اين وسط نميفهمم سيب کيه نسبتش با 206 چيه حالا اون مهم نيست من با مسافر کوير موافقم چون .....يکي از شباي قدر ياد شما و حرفائي که بهم زديد افتادم خيلي دلم شکست اما بخشيدم |
206 همسر يا به عبارتي رييس سيب هست . |
تصحیح میکنم: رفیق  |
البته در جوابيه 2 احتمال وجود دارد:
1-206 در هنگام تايپ در کنار سيب بوده که قضيه 3 نشه.(وانمود بشه که سيب زن ذليل مدرن هست ولي اشتباه نکنيد)
2-206 خودش پسورد داشته و باز مي خواسته وانمود.........
1,2=>for all t exist in Real(and also unreal[=complex] ),سيب <--- ZanZalil(ZZ)
|
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
|
|