| نویسنده |
پیغام |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1800 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
جمعه 30 دي 1384، ساعت 20:51 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#1
|
| |
حدود 13-14 سال پیش بود.کلاس پنجم ابتدایی بودم.اون موقع ها داشتن ویدئو جرمی بود در حد قتل نفس! ورد و بدل کردن فیلم از رد و بدل کردن مواد مخدر سخت تر!فکر کنم همه پنهان کردن نوار های بزرگ VHS رو زیر پیرهنامون هیچوقت فراموش نکنیم...بگذریم.یک روز از پسر همسایمون یه فیلم گرفتم که اگر درست یادم باشه ((رینگ خونین)) جان کلود بود.اگر باز یادتون باشه بعد از اینکه فیلم ها تموم میشد واسه اینکه قسمت باقی مونده از نوار فیلم اسراف نشه!! در پایان نواربه قول اون زمانها شو(show)ضبط میکردند.پس از مبارزه نهایی قهرمان و اتمام فیلم, منتظر دیدن آهنگی با ریتم شش و هشت بودم که....که یه دفعه دیدم یه آقایی با چهره ای مظلوم ,نحیف و لاغر پشت پیانو نشسته و داره تاثیر گذار ترین آهنگی رو که تا اون موقع به گوشم خورده بود رو در یک کنسرت مینوازه.شروع کرد به خوندن.صدایی جادویی که من رو پای تلویزیون میخکوب کرد. توی یک قسمت اون آقا ساکت شد و ادامه شعرش رو مردم خوندن.مجددا خودش با یه صدای غمگین و گوش نواز این کلمه رو تکرار میکرد:no borderline .که پدرم معنی این کلمه رو به من گفت:هیچ مرزی.
ولوله ای به جان من افتاد.تا حالاخواننده ای اینجوری ندیده بودم. ازپسرهمسایه اسمش رو پرسیدم..((نمیدونم)).
با استفاده از تکنولوژی ((میکروفن جلوی بلنگوی تلویزیون)) این آهنگ رو ضبط کردم...ماهها گذشت و من بودم و این تک آهنگ از خواننده ای که حتی اسمشو هم نمیدونستم.
وقتی یه روز این آهنگ رو برای پسر خاله ام که 4 سال از من بزرگتره پخش کردم به یکی از بزرگترین سوالات ذهن من پاسخ داد(( اسم خوانندش کریس د برگه(Chris De Burgh ))).از اون روز من خواننده محبوبمو پیدا کردم.
سالهای راهنمایی و دبیرستان:با هزار بدبختی و این در و اون در زدن چند تا از کاست هاشو پیدا کردم.کیفیت کاست های اون موقع احتیاج به توضیح ندارند!بخش عمده ای از خاطرات من در دوران نوجوانی به طور سحر آمیزی با ملودی , شعر و صدای کریس د برگ عجین شده است: ناراحتی از کم شدن میدترم کانون زبان,عصبانیت از دست خواهر کوچکتر!, اضطراب دوباره دیدن دختر توی اتوبوس, خیال بافی های قبل از خواب و...... صدها خاطره تلخ و شیرین دیگر.وقتی برای اولین بار به مدد mp3 کلیه آلبومهای کریس دبرگ به همراه متن شعر هاش گیرم اومد 12-13 ساعت پای کامپیوتر بودم . دیگه همه شعر ها رو حفظ بودم. همیشه با خودم اونارو زمزمه میکردم ....
I’ve been missing you more than words can say
And I’ve been thinking about it everyday,
And the time we had ,just for dancing nice and slow
And I said ((Now I find you ,I never let you go!))
Oooh ,oooh now I find you ,I never let you go!
I’ve been missing you..... نمیدونم چی شد که کریس دبرگ رو مثل خیلی آدم ها و چیز های دیگه ای که توی زندگیم مهم بودند آروم آروم در عرض چند سال فراموش کردم .یک فراموشی مطلق ,مثل فراموش کردن محبوب ترین کارتون دوران کودکی .تا اینکه امروزخیلی تصادفی مجددا mp3 کریس د برگ رو بین سی دی هام پیدا کردم.منقلب شدم .........یه حس گنگ و کور به من دست داد مثل دیدن مجدد یه معشوق فراموش شده , معشوقی که ماه ها فقط توی اتوبوس, از را دور ,فقط می تونستی نگاهش کنی, مثل به یاد آوردن آرزو های دور و درازی که تا حالا حتی به نزدیکشون هم نرسیدی , مثل دیدن اشک های خواهر کوچکترت که بر سرش فریاد زدی, مثل وقتی که جلوی پدرت سرتو پایین انداختی و گفتی((این ترم, کانون fail شدم))و.........
حالا من هستم و یه سی دی خش دار و یه دنیا خاطره سیاه وسفید ...................................... |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط مسافر کوير در تاريخ دوشنبه 03 بهمن 1384، ساعت 0:39 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3039 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 30 دي 1384، ساعت 21:00 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#2
|
| |
Excellent writing! I know how it feels |
|
_________________ هر روز رو نميشمريم، ما هفته ها رو ميشمريم که هفته گذشته رو وحيد شمرد... مثل اينکه تو خيلي منتظري...
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3275 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 01 بهمن 1384، ساعت 4:09 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#3
|
| |
واقعا اينقدر ملموس و آشنا توضيح دادی که فکر نکنم هيچ کسی پيدا بشه اين مطلب
رو بخونه و براش آشنا نباشه
برای خود من خيلی از آهنگ ها هستند که ياد آور خاطرات تلخ و شيرين زندگيم هستند که
هر وقت گوششون ميکنم انگار دارم دفتر خاطراتی را مو به مو ورق ميزنم
يا اونجايی که گفتی که آهنگ های مورد علاقه خودت و بعد از مدتها دوباره ديدی و
منقلب شدی احساساتی هستند که همه ما در مورد چيز های مختلف تجربه کرديم
|
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 581 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 01 بهمن 1384، ساعت 9:03 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#4
|
| |
من آهنگ A spaceman came travelling رو خيلي مي پسندم. من رو به ياد کارتون سايمون مي اندازه که اين آهنگ پس زمينه اش بود و من وقتي کوچيک بودم از برنامه کودک پخش مي شد. اون موقع هميشه کنجکاو بودم که اين صداهاي شلوغي که پس زمينه کارتونه، صداي چيه؟
شايد بشه گفت که شاهکارش Crusader ـه. نظر شما چيه؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4972 اعتبار کسب شده: 9961 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 01 بهمن 1384، ساعت 11:10 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| مسافر کوير نوشته بود: |
| ... اگر باز یادتون باشه بعد از اینکه فیلم ها تموم میشد واسه اینکه قسمت باقی مونده از نوار فیلم اصراف نشه!! ... |
19 |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1800 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 02 بهمن 1384، ساعت 11:45 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| عبود نوشته بود: |
من آهنگ A spaceman came travelling رو خيلي مي پسندم. من رو به ياد کارتون سايمون مي اندازه که اين آهنگ پس زمينه اش بود و من وقتي کوچيک بودم از برنامه کودک پخش مي شد. اون موقع هميشه کنجکاو بودم که اين صداهاي شلوغي که پس زمينه کارتونه، صداي چيه؟
شايد بشه گفت که شاهکارش Crusader ـه. نظر شما چيه؟ |
بهترين آهنگ ها به نظر من اينها هستن:
It's me
lonely sky
lady in red
borderline
In dreams
A spaceman came travelling
|
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1800 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 03 بهمن 1384، ساعت 0:41 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#7
|
| |
| احسان نوشته بود: |
| مسافر کوير نوشته بود: |
| ... اگر باز یادتون باشه بعد از اینکه فیلم ها تموم میشد واسه اینکه قسمت باقی مونده از نوار فیلم اصراف نشه!! ... |
19  |
مرسي احسان جان!
تصحيحش کردم . |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3453 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 29 بهمن 1384، ساعت 1:03 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#8
|
| |
اين يادآوري خاطرات با گوش دادن موسيقي که براي همه مون کم و بيش تجربه اش پيش اومده، از لحاظ علمي هم تأييد شده.
هنوزم بعد از مدتها و بعد از صدها بار گوش دادن آهنگهاي خاطراتم، ضرب آهنگ شروع موسيقيشون رو که مي شنوم، دلم مي ريزه و غبار از روي خاطراتم برداشته مي شه ... |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|