صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 28 آذر 1382، ساعت 18:28
 5 سال پيش
#16
 
آنچه نميتوان با پول خريد – شيوخيرا (نويسنده هندي)

چيزهاي بسياري در زندگي هست که نميتوان آنها را با پول خريد. گاهي ميشنويم که ميگويند "هر کس بهايي دارد" کساني که اينگونه سخن ميگويند، قابل داد و ستد هستند. اما مردماني که داراي منش و ارزش هاي راستين هستند، قابل خريد و فروش نيستند.

با پول ميتوان:
هيجان را خريد اما شادي را نه.
تخت خواب را خريد اما خواب را نه.
کتاب هاي بسيار خريد، اما خرد را نه.
ساعت را خريد اما زمان را نه.
همراه را خريد، اما دوستي را نه.
غذا را خريد، اما مزه را نه.
خانه را خريد اما خانواده را نه.
دارو را خريد اما درمان را نه.
حلقه را خريد اما ازدواج را نه.
:!:

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 03 بهمن 1382، ساعت 19:35
 4 سال و 11 ماه پيش
#17
 
شگفتا!

وقتي بود، نمي ديدم؛ وقتي مي خواند، نمي شنيدم.

وقتي ديدم که نبود؛ وقتي شنيدم که نخواند.

چه غم انگيز است که وقتي چشمه اي سرد و زلال در برابرت مي جوشد و مي خواند و مي نالد،

تشنه آتش باشي و نه آب

و چشمه که خشکيد،

چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودي بخار شد و به هوا رفت

و آتش کوير را تافت و در خود گداخت

و از زمين آتش روييد و از آسمان آتش باريد،

تو تشنه آب گردي و نه آتش

و بعد،

عمري گداختن از غم نبودن کسي که تا بود از غم نبودن تو مي گداخت....


معلم شهيد دکتر علي شريعتي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
aramآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: شنبه 18 مرداد 1382
مجموع ارسالها: 111
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 04 بهمن 1382، ساعت 12:54
 4 سال و 11 ماه پيش
#18
 
نان پختن
نان شکستن
نان قسمت کردن...

نان بودن

_________________
بگردان ساقيا آن جام ديگر
بده جان مرا آرام ديگر
خلاصم ده خلاصم ده خلاصي
که سخت افتاده ام در دام ديگر
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 04 بهمن 1382، ساعت 16:12
 4 سال و 11 ماه پيش
#19
 
خدايا! مگذار که:
ايمانم به اسلام و عشقم به خاندان پيامبر، مرا با کسبه دين، با حمله تعصب و عمله ارتجاع، هم آواز کند. که آزادى ام اسير پسند عوام گردد. که "دينم"، در پس "وجهه دينى ام"، دفن شود، که آنچه را "حق مى دانم"، بخاطر آنکه "بد مى دانند" کتمان نکنم.
خدايا! اى خداوندا! به علماى ما مسئوليت، و به عوام ما علم، به مومنان ما روشنايى، و به روشنفکران ما ايمان، و به متعصبين ما فهم، و به فهميدگان ما تعصب، به زنان ما شعور و به مردان ما شرف، و به پيران ما آگاهى و به جوانان ما اصالت، به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما.... نيز عقيده، به خفتگان ما بيدارى و به بيداران ما اراده، به مبلغان ما حقيقت و به دينداران ما دين، به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان مادرد، و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف ، به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو و به محافظه کاران ما گستاخى، و به نشستگان ما قيام و به راکدان ما تکان، و به مردگان ما حيات، و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فرياد، وبه مسلمانان ما قرآن و به شيعيان ما على، و به فرقه هاى ما وحدت، و به حسودان شفاء به خودبينان ما انصاف، به فحاشان ما ادب، به مجاهدان ما صبر و به مردم خودآگاهى، و به همه ملت ما، همت تصميم و استعداد فداکارى و شايستگى نجات و عزت ببخشا!

دکتر علي شريعتي

Pray

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ساحلآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 15 دي 1382
مجموع ارسالها: 51
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 07 بهمن 1382، ساعت 13:54
 4 سال و 11 ماه پيش
#20
 
خدايا عقيده ام را از عقده هايم مصون بدار. "دکتر علي شريعتي"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 21 بهمن 1382، ساعت 22:15
 4 سال و 11 ماه پيش
#21
 

To the one who knows:

Sometimes I want to touch you,
Sometimes I want to watch you,
Sometimes I want to tear you down,
Sometimes I want to take you
So far that I could break you,
Sometimes I want to shake you,
I want to feel you falling off the world
@};-

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wp.arkآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382
مجموع ارسالها: 431
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آن طرف تر از عشق
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 26 بهمن 1382، ساعت 14:47
 4 سال و 10 ماه پيش
#22
 

خداوند در ارتباط با مخلوقاتش هرگز تاس نمي ريزد.



ابتداي قرن بيستم بود و انقلابي در علم فيزيک بوجود آمده بود. آلبرت آينشتاين با طرح کردن نظريه نسبيت خود به قول ماکس پلانک نه تنها فيزيک بلکه تمام دانش بشري را زير و زبر کرده بود.البته نسبيت، تنها کار آينشتاين نبود بلکه او همراه با نيلس بور و ماکس پلانک فيزيک کوانتوم را نيز پايه گذاري کرد. روزها گذشت فيزيک کوانتوم توسط افراد مختلف پيشرفت بسياري کرد تا آنجا که به نظريه عدم قطعيت ورنر هايزنبرگ رسيد جايي که بسياري از دانشمندان طراز اول عالم معتقد شدند همه پديده هاي عالم غير قابل پيش بيني اند و همگي بر حسب اتفاق اند آينشتاين که خود بنيان گزار کوانتوم بود با گفتن جمله بالا مورد تمسخر بسياري از دانشمندان قرار گرفت اما او هرگز از گفته خود پشيمان نشد. آري او کسي بود که جهان علم بشري را نه تنها در نبوغ و پيشرفت رهبري کرد بلکه علم بشري را در قرن بيستم پيامبر وار هدايت کرد. اوست که وقتي بشر سرمست پيشرفت هاي خود در علوم است و با غرور بر آن مي بالد با لحني اعتراض آميز مي گويد:

تا زماني که کودکان بدبخت در جهان هستند سخن از پيشرفت معنايي نخواهد داشت.


پس از پايان جنگ جهاني دوم روزي از او مي پرسند به نظر شما جنگ جهاني سوم در صورت وقوع با چگونه اسلحه هايي انجام خواهد شد ؟ او مي گويد:

جنگ جهاني سوم را نمي دانم اما اگر اين جنگ واقع شود مطمئن هستم که جنگ جهاني چهارم با سنگ و چوب خواهد بود.



_________________

بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark

 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 08 اسفند 1382، ساعت 11:36
 4 سال و 10 ماه پيش
#23
 
روزي از روزها،

شبي از شب ها،

خواهم افتاد و خواهم مرد؛

اما مي خواهم هرچه بيشتر بروم

تا هرچه دورتر بيفتم؛

تا هرچه ديرتر بيفتم؛

و هر چه دير تر و دور تر بميرم؛

نمي خواهم حتي يک گام يا يک لحظه

پيش از آن که مي توانسته ام بروم و بمانم،

افتاده باشم و جان داده باشم. همين!


معلم شهيد دکتر علي شريعتي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 15 اسفند 1382، ساعت 0:23
 4 سال و 10 ماه پيش
#24
 
آري! آغاز، دوست داشتن است

گر چه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نيانديشم

که همين دوست داشتن زيباست


فروغ فرخزاد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 08 فروردين 1383، ساعت 12:16
 4 سال و 9 ماه پيش
#25
 
اگر تنها ترين تنهايان شوم،

باز هم خدا هست.

او جانشين همه نداشتنهاي من است.


معلم شهيد دکتر علي شريعتي

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 24 فروردين 1383، ساعت 11:31
 4 سال و 9 ماه پيش
#26
 
کنار آشنايي تو آشيانه مي کنم
فضاي آشيانه را پر از ترانه مي کنم

کسي سؤال مي کند به خاطر چه زنده اي
و من براي زندگي، تو را بهانه مي کنم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
aramآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: شنبه 18 مرداد 1382
مجموع ارسالها: 111
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 25 فروردين 1383، ساعت 12:51
 4 سال و 9 ماه پيش
#27
 
انسان به ميزان برخورداري هايي که در زندگي دارد، انسان نيست، بلکه درست به اندازه نيازهايي که در خود احساس مي کند انسان است. سطح تعالي و درجه کمال هر انساني را با درجه تعالي و کمال نيازهايي که دارد و کمبودهايي که در خود احساس مي کنددقيقا مي توان اندازه گرفت. يعني هر کس به اندازه اي انسان تر است که نياز هاي کاملتري دارد. آدم هاي اندک، نياز هاي اندک دارند و انسان هاي بزرگ نياز هاي بزرگ.اين است معني اين حقيقت بزرگ که : آنان که علي ترند ، محتاج ترند.

_________________
بگردان ساقيا آن جام ديگر
بده جان مرا آرام ديگر
خلاصم ده خلاصم ده خلاصي
که سخت افتاده ام در دام ديگر


اين مطلب آخرين بار توسط aram در دوشنبه 21 ارديبهشت 1383، ساعت 15:42 ، و در مجموع 4 بار ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 25 فروردين 1383، ساعت 13:51
 4 سال و 9 ماه پيش
#28
 
خدايا!

به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ،

بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است، حسرت نخورم

و مردني عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم.

بگذار تا آن را من، خود انتخاب کنم؛

اما آنچنان که تو دوست داري.

"چگونه زيستن" را تو به من بياموز؛

"چگونه مردن" را خود خواهم دانست!


معلم شهيد دکتر علي شريعتي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 19 ارديبهشت 1383، ساعت 11:10
 4 سال و 8 ماه پيش
#29
 
حرمت عشق گرامي تر از آن است که من

سخن از عشق بگويم؛ اما

عشق رازيست ميان تو و من

که فقط معني اين راز خدا مي داند
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 28 ارديبهشت 1383، ساعت 23:00
 4 سال و 7 ماه پيش
#30
 
انديشه رسيدن بر پاي زخمي ام مرهم گذاشته است
اما...
آزارِ بادِ سرد
شمعِ مرا از نفس انداخته است
بازگشتني نيست
بايد رفت
حتي در تاريکي
يادم ميايد خوانده بودم جايي
تيري در تاريکي
خورد بر قلب هدف
(عباس دولتخواه)

_________________
گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است معني زندگي!!!!
1
پاسخها: 9 بیننده: 513 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است معني ID من
1
پاسخها: 6 بیننده: 286 نویسنده: مهسا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است يه قلب بعلاوه سه چهار تا m روي يک ديوار چه معني ميده؟؟
1
پاسخها: 1 بیننده: 329 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است قوانين بي معني!
1
پاسخها: 0 بیننده: 181 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: