صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1195
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 16:35
 1 سال پيش
#61
 
سراب نوشته بود:
اکتيو نوشته بود:
بي ستاره نوشته بود:
کلاغ سفيد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه يه روز با ماشين بري دانشگاه...
با تاکسي برگردي خونه... Shocked Shocked Shocked

خيلي با حال بود
بچه بودم با دوچرخه رفتم نونوايي ، بعد از خريد نون پياده برگشتم خونه.
نکتش اينجاس که وقتي رفتم نونوايي که دوچرخمو بر دارم، همه بهم ميخنديدن d'oh! Brick wall


ظاهراً سوتي دوچرخه يکي از شايع ترين سوتياست.

ولي باحالش وقتيه که پياده بري نونوايي، موقع برگشتن دنبال دوچرخه ات بگردي و فکر کني دزديدنش!

قيافه ات وقتي که با حال دمغ مياي خونه و ميبيني دوچرخه گوشه حياط ايستاده ديدنيه.

اينم يه پيشنهاد براي سوتي!!! Mr. Green


بشر!

اينا براي شما پيشنهاده.

براي من همه اش تجربه است.

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
siyagisoآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 518
اعتبار کسب شده: 962
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 16:45
 1 سال پيش
#62
 
من زياد سوتي نميدم ولي يه سوتي موقع امتحا نات دادم
اون هم اين بود که من ترم پيش مسول امتحانات بودم يه کاري پيش اومد مي خواستم زنگ بزنم ستاد امتحانات
ولي وقتي گوشي رو يکي از همکارم برداشت به جاي اينکه بگم ستاد امتحانات گفتم ببخشيد ستاد انتخابات اون طرف هم گفت: بله من هم تازه متوجه شدم که چه سوتي دادم .

_________________
من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
siyagisoآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 518
اعتبار کسب شده: 962
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 16:58
 1 سال پيش
#63
 
يه سوتي ديگه که همکارم داده هم اينکه همين امروز تو دفتر دانشگاه نشسته بودم با همکارم گرم صحبت بودم که ديديم يکي از دوستاي همکارم که اون هم توي دانشگاه کار ميکرده از روبرور دوستش که همکار من بود رو ديده
همکار من هم يهو بلند ميشه بعد از سلام و احوال مي خواسته پيشاپيش روز زن رو تبريک بگه که ميگه پيشاپيش شهادت حضرت زهرا رو تبر يک ميگم
جالب اينجاست نه همکارم ونه من و نه اون طرف هيچ کدوم به روي خودمون نياورديم که چي شده

_________________
من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1195
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 14 تير 1386، ساعت 1:45
 1 سال پيش
#64
 
امروز داشتم ميومدم خونه، يکي از من پرسيد "ايتاليا" از کدوم طرفه؟ خب با اشاره بش جهت دادم.
بعد پرسيد بيمارستان "مصطفي خميني" کجاست؟ توضيح دادم.

هنوز دقيق متوجه نشده بود چطوري و از کجا بايد بره.
قبل از اينکه دوباره جهتها رو بش توضيح بدم، گفت: "نخندي ها! ماشينم رو پارک کردم، بعد مسيرش رو گم کردم. الان دارم دنبالش ميگردم."

_________________
علي يارت
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
پسر شجاعآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382
مجموع ارسالها: 1320
اعتبار کسب شده: 2352
محل سکونت: کارتون خوابيم
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 15 تير 1386، ساعت 2:51
 1 سال پيش
#65
 
در اينجا

يه چيز جالب امروز شنيدم گفتم بد نيست براي دوستان هم بگم...


من چند ترم پيش تاريخ اسلام با "خباز" داشتم راضي نبودم!!!
خلاصه به يکي از دوستام که اين ترم ميخواست تاريخ امامت بگيره گفتم با اين نگير...
امروز دوستمو ديدم و گفت طبق نسيحت تو با خباز نگرفتم و با يکي ديگه به اسم "ياسين نيا" گرفتم...
و از بي حوصلگي جلسات قبل از عيد رو هم نرفتم...
اما وقتي رفتم تازه فهميدم ياسين نيا همون خبازه که فاميلشو عوض کرده!!!!

خلاصه بد جوري سرش کلاه رفته...
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2351
اعتبار کسب شده: 3487
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 16 تير 1386، ساعت 22:49
 1 سال پيش
#66
 
خباز همون استاده ست که همش اين ور و اونور ميره و موقع حرف زدن انگار نفس نفس ميزنه؟؟!
من اين ترم انديشه 2 داشتم با ذاکري Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall و آخرش ذاکري جيم زد به جاش خباز اومد Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall
شانس کچل به اين ميگن.
ديروز يه سوتي فجيع دادم! d'oh!
خواب بودم و داشتم کابوس جلسه امتحان ميديدم که يهو با زنگ تلفن از خواب بيدار شدم و اصلا نميدونستم کيم و کجام!!!
گوشي تلفن رو برداشتم... دختر عموم بود و ميخواست بگه که فردا ميان خونمون! خلاصه با اجازه تون هر چي گفت به طرز فجيعي جواب دادم که تا 2 ساعت بعدش خودم از جوابهاي خودم ميخنديدم!! مثلا گفت : فردا زحمت ميديم تا اومدم به خودم بجنبم ديدم اولين کلمه جمله مو گفتم "زحمت..." هر چي فکر کردم جمله اي که با اين کلمه شروع بشه پيدا نکردم و خلاصه 7- 8 مورد مثل اين تو يه مکالمه يه دقيقه اي خرابکاري کردم و فکر کنم که عمق فاجعه رو خودتون ميتونيد حدس بزنيد! Brick wall Brick wall Brick wall

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 852
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 2:14
 1 سال پيش
#67
 
پسر شجاع نوشته بود:
در اينجا

يه چيز جالب امروز شنيدم گفتم بد نيست براي دوستان هم بگم...


من چند ترم پيش تاريخ اسلام با "خباز" داشتم راضي نبودم!!!
خلاصه به يکي از دوستام که اين ترم ميخواست تاريخ امامت بگيره گفتم با اين نگير...
امروز دوستمو ديدم و گفت طبق نسيحت تو با خباز نگرفتم و با يکي ديگه به اسم "ياسين نيا" گرفتم...
و از بي حوصلگي جلسات قبل از عيد رو هم نرفتم...
اما وقتي رفتم تازه فهميدم ياسين نيا همون خبازه که فاميلشو عوض کرده!!!!

خلاصه بد جوري سرش کلاه رفته...


خوبه حالا که عينا کپي کرديد منبع رو هم ذکر کرديد Whistle Whistle Cool

_________________
باور کردني نيست....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 852
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 2:53
 1 سال پيش
#68
 
واي به خدا خجالت ميکشم...
من هميشه گفتم از بچگي املام ضعيف بود اما اين خيلي ضايعه...

يه بار اومدم واسه رايکا نامه عاشقانه بنويسم.کلمه علاقه را نوشتم "الاقه" Embarassed Embarassed Brick wall d'oh!
تازه وقتي داشت ميخنديد هم نفهميدم چه سوتي دادم... Shocked

_________________
باور کردني نيست....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4967
اعتبار کسب شده: 9596
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 07 آذر 1386، ساعت 2:46
 7 ماه و 24 روز پيش
#69
 
براي بيرون کشيدن اين موضوع زيرخاکي؛

چند سال پيش توي يکي از کنفرانسهاي فناوري اطلاعات در همين شيراز يه بنده خدائي (که فکر کنم از اساتيد بخش برق باشه - مطمئن نيستم) سخنراني داشته و در طول سخنرانيش بارها و بارها به جاي عبارت "تجارت الکترونيکي" از عبارت "تجارت الکتريکي" استفاده کرد!!!

Smile

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 963
اعتبار کسب شده: 2082
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 07 آذر 1386، ساعت 3:28
 7 ماه و 24 روز پيش
#70
 
احسان نوشته بود:
براي بيرون کشيدن اين موضوع زيرخاکي؛

چند سال پيش توي يکي از کنفرانسهاي فناوري اطلاعات در همين شيراز يه بنده خدائي (که فکر کنم از اساتيد بخش برق باشه - مطمئن نيستم) سخنراني داشته و در طول سخنرانيش بارها و بارها به جاي عبارت "تجارت الکترونيکي" از عبارت "تجارت الکتريکي" استفاده کرد!!!

Smile

استاده احتمالاً پسرخاله پسر شجاع بوده، شايد هم دکتر F معروف بوده.

_________________


“When you are happy, you’re always good. But, When you are good, you’re not always happy.”
“The picture of Dorian Gray” by Oscar Wilde
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 739
اعتبار کسب شده: 9594
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 24 آذر 1386، ساعت 15:41
 7 ماه و 6 روز پيش
#71
 
اميدوارم سانسور نشم! Mr. Green چون کرديت تو تالار واسم خيلي مهمه! Wink



آگهي تبليغاتي که پليس لندن به اتوبوسهاي شهري داده است به علت آنکه در جاي
مناسبي ازاتوبوس ها طراحي نشده، باعث خجالت نيروي پليس شد!

در اين تبليغات در کنار جمله " چه کسي امنيت محله شما را تأمين مي کند؟"
يک مرد و زن پليس در پشت اتوبوس به چشم مي خورند

اما به علت آنکه پليس مرد در جاي بهتري از اتوبوس نقاشي نشده است
باعث شرمساري پليس شده است!

به نوشته روزنامه ديلي تلگراف "چهره سرشار از رضايت پليس زن نيز اين شرمساري را کامل کرده است !!!




Image

_________________
خدا حافظ, همين حالا, همين حالا که من تنهام!
بعضيها که زبونشون درازه , عمرشون کوتاهه!! Eh?
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
siyagisoآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 518
اعتبار کسب شده: 962
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 24 آذر 1386، ساعت 16:02
 7 ماه و 6 روز پيش
#72
 
يکي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن که يه آهنگي رو که معمولا زمزمه مي‌کني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول کن نبودن که يه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا مي‌رسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه.

_________________
من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
siyagisoآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 518
اعتبار کسب شده: 962
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 24 آذر 1386، ساعت 16:26
 7 ماه و 6 روز پيش
#73
 
Image



اين هم يه سوتي ديگه d'oh!

_________________
من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 976
اعتبار کسب شده: 6357
محل سکونت: هيدالو
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 24 آذر 1386، ساعت 16:29
 7 ماه و 6 روز پيش
#74
 
ظاهرا بعضيا دوست ندارن امام حسن رو جزو امامها حساب ‌کنن. Shame on you Shame on you Shame on you Shame on you Shame on you Shame on you

_________________
نکند من هم يک خرده به آدم بزرگ‌ها رفته‌ام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ري)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 739
اعتبار کسب شده: 9594
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 24 آذر 1386، ساعت 16:35
 7 ماه و 6 روز پيش
#75
 
siyagiso نوشته بود:
يکي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن که يه آهنگي رو که معمولا زمزمه مي‌کني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول کن نبودن که يه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا مي‌رسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه.



فکر کنم اين سوتي قبلا تو قسمت سوتيهاي تلويزيون يا صدا سيما ذکر شده بود.Think

پيداش کردم دقيقا اولين پست سوتيهاي تلويزيون:

http://www.persianbb.com/t4724.html

سوتيهاي اينچنيني را در اون قسمت بنويسين!

_________________
خدا حافظ, همين حالا, همين حالا که من تنهام!
بعضيها که زبونشون درازه , عمرشون کوتاهه!! Eh?
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي هاي وطني!
2
پاسخها: 9 بیننده: 683 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي هاي تلوزيون ايران
5
پاسخها: 35 بیننده: 2948 نویسنده: رند
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. سوتي
1
پاسخها: 11 بیننده: 727 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي شخصيت هاي مشهور دنيا
1
پاسخها: 8 بیننده: 492 نویسنده: فلفلو

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در