صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
بي ستارهآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 24 دي 1385
مجموع ارسالها: 250
اعتبار کسب شده: 133
محل سکونت: دزفول
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 23 خرداد 1386، ساعت 3:39
 1 سال و 1 ماه پيش
#46
 
کلاغ سفيد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه يه روز با ماشين بري دانشگاه...
با تاکسي برگردي خونه... Shocked Shocked Shocked

خيلي با حال بود
بچه بودم با دوچرخه رفتم نونوايي ، بعد از خريد نون پياده برگشتم خونه.
نکتش اينجاس که وقتي رفتم نونوايي که دوچرخمو بر دارم، همه بهم ميخنديدن d'oh! Brick wall

_________________
حکمت خدا پيچيدست Wink
 
4
3
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 1200
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 23 خرداد 1386، ساعت 16:46
 1 سال و 1 ماه پيش
#47
 
بي ستاره نوشته بود:
کلاغ سفيد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه يه روز با ماشين بري دانشگاه...
با تاکسي برگردي خونه... Shocked Shocked Shocked

خيلي با حال بود
بچه بودم با دوچرخه رفتم نونوايي ، بعد از خريد نون پياده برگشتم خونه.
نکتش اينجاس که وقتي رفتم نونوايي که دوچرخمو بر دارم، همه بهم ميخنديدن d'oh! Brick wall

دقيقا همين اتفاق براي من افتاد با اين تفاوت که من بعد از يک هفته تازه يادم اومد که دوچرخه ام را نانوايي جا گذاشته ام Mr. Green Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
3
2
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 935
اعتبار کسب شده: 4537
محل سکونت: شهر ري
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 23 خرداد 1386، ساعت 20:12
 1 سال و 1 ماه پيش
#48
 
بزرگترين سوتي اينه که يه مطلب بزاري تو تالار بعد بخواي پاکش کني اشتباهي مطلب بالايي که از قضا براي يکي از ادمينهاي محترم هست رو پاک کني Embarassed
_____________
البته همش به خاطر اين جابجايي دکمه نقل قول تا من بيام بهش عادت کنم بايد يه مدت شرمندتون شم خلاصه
 
3
2
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2107
اعتبار کسب شده: 4177
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 15:39
 1 سال پيش
#49
 
فرموده اند که :‌خداوند گل آدمي را با سوتي سرشته است. Mr. Green

موقع آفرينش ترکها يا به عبارتي قيزموله ها خداوند يگانه و متعال ميزان سوتي پراکني رو دو برابر حساب کرده و دوستي با يکي از قيزموله ها ،‌اين مورد رو به خوبي گواه است.
من خودم خيلي کم پيش مياد که کاري انجام بدم و کلي شرمنده شم و خجالت بکشم ولي دو بار توي عمرم خيلي خجالت کشيدم :
اوليش:‌ مدير عامل شرکتي که فعلا باهاشون همکاري دارم ، خيلي انسان مومن و شريفيه و هميشه سعي مي کنه يه جورائي کارمنداش رو نصيحت کنه ،‌ شايد به صراط مستقيم هدايت شن
به خاطر همين ما روزهاي پنج شنبه ،‌نيم ساعت قبل از تموم شدن ساعت کاري جلسه قرآن خواني داريم که به قرائت و تفسير قرآن ختم مي شه
من هيچ وقت ، اين سعادت نصيبم نشده بود که توي اين جلسات شرکت کنم ،‌تا اينکه بالاخره بعد از مدت ها من يه بار کارم زود تموم شد و تصميم گرفتم توي اين جلسه شرکت کنم Rolling Eyes
بنده مقدمات شرکت در اين برنامه رو با گرفتن وضو در دستشوئي شرکت آغاز نمودم بدين صورت که مانتو و روسريم رو درآوردم ،‌وضو گرفتم ،‌صورتم رو خشک کردم و همون طوري ( بي حجاب) راهي اتاق قرآن خوني شدم Embarassed Embarassed Embarassed
حالا تصور کنيد قيافه مدير عامل ما رو با ديدن من بدون روسري و مانتو Shocked
باور کنيد تا دو ساعت حرارت لپ هاي من پائين تر از 100 درجه نيومده بود بس که من از خجالت سرخ شده بودم Embarassed Embarassed

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
6
5
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sunsonآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385
مجموع ارسالها: 1843
اعتبار کسب شده: 6588
محل سکونت: پشت هيچستان!
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 16:03
 1 سال پيش
#50
 
Bayas Gool نوشته بود:
فرموده اند که :‌خداوند گل آدمي را با سوتي سرشته است. Mr. Green

موقع آفرينش ترکها يا به عبارتي قيزموله ها خداوند يگانه و متعال ميزان سوتي پراکني رو دو برابر حساب کرده و دوستي با يکي از قيزموله ها ،‌اين مورد رو به خوبي گواه است.
من خودم خيلي کم پيش مياد که کاري انجام بدم و کلي شرمنده شم و خجالت بکشم ولي دو بار توي عمرم خيلي خجالت کشيدم :
اوليش:‌ مدير عامل شرکتي که فعلا باهاشون همکاري دارم ، خيلي انسان مومن و شريفيه و هميشه سعي مي کنه يه جورائي کارمنداش رو نصيحت کنه ،‌ شايد به صراط مستقيم هدايت شن
به خاطر همين ما روزهاي پنج شنبه ،‌نيم ساعت قبل از تموم شدن ساعت کاري جلسه قرآن خواني داريم که به قرائت و تفسير قرآن ختم مي شه
من هيچ وقت ، اين سعادت نصيبم نشده بود که توي اين جلسات شرکت کنم ،‌تا اينکه بالاخره بعد از مدت ها من يه بار کارم زود تموم شد و تصميم گرفتم توي اين جلسه شرکت کنم Rolling Eyes
بنده مقدمات شرکت در اين برنامه رو با گرفتن وضو در دستشوئي شرکت آغاز نمودم بدين صورت که مانتو و روسريم رو درآوردم ،‌وضو گرفتم ،‌صورتم رو خشک کردم و همون طوري ( بي حجاب) راهي اتاق قرآن خوني شدم Embarassed Embarassed Embarassed
حالا تصور کنيد قيافه مدير عامل ما رو با ديدن من بدون روسري و مانتو Shocked
باور کنيد تا دو ساعت حرارت لپ هاي من پائين تر از 100 درجه نيومده بود بس که من از خجالت سرخ شده بودم Embarassed Embarassed


پس بهتره که گردهمايي بعدي يه جلسه قرآن خوني هم داشته باشه Whistle Mr. Green

_________________
برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!

"فلفلو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 852
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 16:22
 1 سال پيش
#51
 
Bayas Gool نوشته بود:

من خودم خيلي کم پيش مياد که کاري انجام بدم و کلي شرمنده شم و خجالت بکشم ولي دو بار توي عمرم خيلي خجالت کشيدم :
oops: Embarassed


اولي که خيلي باحال بود... Applause Applause Applause
دومي زودتر...

_________________
باور کردني نيست....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
majidjon13آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384
مجموع ارسالها: 2123
اعتبار کسب شده: 3850
محل سکونت: پرشيا
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 16:37
 1 سال پيش
#52
 
دروود

دوستان توجه داريد . تاپيک سوتي تابه حال 2 بار داده شده...؟

بهتره يک مدير خير خواه اين 2 تا رو ادقام کنه..

و يا يک ادمين خداشناس يکي رو قفل کنه و ادرس اون يکي ديگه رو بده..

http://www.persianbb.com/t2475.html#65939
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1233
اعتبار کسب شده: 1448
محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 16:59
 1 سال پيش
#53
 
به درخواست شما و 2 بار ايجاد شدن اين تاپيک و داغتر بودن اون يکي تاپيک، اين تاپيک تا اطلاع ثانوي مسدود مي باشد، لطفاً بعدً شماره گيري نماييد. Mr. Green Mr. Green Mr. Green Mr. Green

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2107
اعتبار کسب شده: 4177
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 16:59
 1 سال پيش
#54
 
کلاغ سفيد نوشته بود:
Bayas Gool نوشته بود:

من خودم خيلي کم پيش مياد که کاري انجام بدم و کلي شرمنده شم و خجالت بکشم ولي دو بار توي عمرم خيلي خجالت کشيدم :
oops: Embarassed


اولي که خيلي باحال بود... Applause Applause Applause
دومي زودتر...


دومي: Mr. Green
پارسال تابستون يک هفته مرخصي ،‌ فرصت خوبي براي من بود تا بتونم با يه عده از فاميل ها دسته جمعي بريم مسافرت
موقع برگشتن از سفر ، همراهان ما که ساکن تهران نيستن ، قرار شد شب رو خونه ما بمونن تا روز بعد به شهرشون برگردن
شب خسته از راه رسيديم خونه ما
من براي اينکه فرداي اون شب بايد مي رفتم سرکار ،‌ترجيح دادم زود بخوابم ولي شيطنت برادر هام و يکي از پسر خاله هام گل کرده بود و نيم ساعتي يه بار مي اومدن بالا سر من ، من و بيدار مي کردن و مي گفتن : پاشو ما خوابمون نمياد Brick wall
تا نزديکي هاي صبح که اين وروجک ها بخوابن ،‌چند بار اين اتفاق افتاد
صبح براي اينکه تلافي ديشب رو دربيارم ،‌رفتم توي اتاق پسر ها ،‌يه سري آدم روي زمين ولو بودن ملافه به سر ، نمي تونستم تشخيص بدم کي ، کدومه؟؟؟؟ Mr. Green
خلاصه که رفتم بالا سر يکيشون و به هواي اينکه پسر خاله ام هستش محکم تکونش دادم که بيدار شه : پاشو ،‌من مي خوام برم سر کار
ولي سري که از لاي ملافه بيرون اومد ،‌ شوهر خاله عصباني من بود که کلي آدم جذبه دار و بد اخلاقه Embarassed Sick

_______________
عجب سرعت عملي داريد شما!
تا من دکمه رو زدم ارسال کرديد!
اينجاست که بايد ادمين ها با هم تصميم گيري کنند!
من قفلش کردم ولي صبر ميکنيم ببينيم بقيه چي مي گن

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2351
اعتبار کسب شده: 3487
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 18:47
 1 سال پيش
#55
 
براي چي اون يکي تاپيک قفل شده؟؟ Confused
بابا سوتي هاي من بزرگترين سوتي ممکن نيست!(استعداد هاي منو دست کم نگيريد!) به همين دليل نميتونم اينجا بنويسم d'oh!

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3582
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 19:19
 1 سال پيش
#56
 
سراب نوشته بود:
براي چي اون يکي تاپيک قفل شده؟؟ Confused
بابا سوتي هاي من بزرگترين سوتي ممکن نيست!(استعداد هاي منو دست کم نگيريد!) به همين دليل نميتونم اينجا بنويسم d'oh!

اين موضوع هم قديمي تر و هم فعالتر هست. واسه همين اون يکي رو قفل کردم. البته اسم اين موضوع رو با اجازه به "سوتي!" تغيير دادم که مشکل شما هم حل بشه. Angel

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1195
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 4:01
 1 سال پيش
#57
 
حامد نوشته بود:
علي بابا نوشته بود:
اون دمينش که expaire شده .... من هيچ کدوم از عکسهاي بالا رو هم نميبينم !!! Brick wall Brick wall
Crying or Very sad Mad

نمي خولم گير بدم (چون عموماً اين کار رو احسان انجام مي ده ولي مي خوام به احسام کمک کنم)
expire


سوتي يعني اينکه بياي از سوتيهاي مردم سوتي بگيري؛ خودت سوتي بدي!
بالام جان؛ احسام نه، احسان.

در ضمن لطفاً در اين موضوع سوتي ديگه غلط املايي رو بيخيال.

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1195
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 4:10
 1 سال پيش
#58
 
يکي از دوستاي من رفته بود کربلا؛ با فک و فاميلش اينا.

خلاصه دفعه اول که ميره حرم؛ سرکار عليه ضريح امام حسين رو بغل ميکنه و کلي تو حس ميره و نيم ساعت گريه ميکنه و دعا ميخونه و از اين حرفا. تعريف ميکرد که کلي هم براي من دعا کرده.

بعدش که دعاش تموم ميشه، ميفهمه ضريح رو اشتباهي گرفته بوده، ضريح امام حسين (ع) صحن اون طرفي بوده؛ اين ضريح يکي از شهدا بوده. خلاصه ميزنه زير خنده.

ميگفت هيچ وقت ديگه نتونست تو حس بره، چون ياد سوتيش ميافتاد و خنده اش ميگرفت.

تا مدتها ميترسيديم که دعاهاش چپه مستجاب شن، خصوصاً که براي من زياد دعا کرده بود، گفتم احتمالاً درساي ساده رو ميافتم، بچه هام هم عقب مونده ميشن.

تا دومي که هنوز خيلي مونده؛ ولي اوليش بدجوري گرفت!

_________________
علي يارت
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 1195
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 4:49
 1 سال پيش
#59
 
بي ستاره نوشته بود:
کلاغ سفيد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه يه روز با ماشين بري دانشگاه...
با تاکسي برگردي خونه... Shocked Shocked Shocked

خيلي با حال بود
بچه بودم با دوچرخه رفتم نونوايي ، بعد از خريد نون پياده برگشتم خونه.
نکتش اينجاس که وقتي رفتم نونوايي که دوچرخمو بر دارم، همه بهم ميخنديدن d'oh! Brick wall


ظاهراً سوتي دوچرخه يکي از شايع ترين سوتياست.

ولي باحالش وقتيه که پياده بري نونوايي، موقع برگشتن دنبال دوچرخه ات بگردي و فکر کني دزديدنش!

قيافه ات وقتي که با حال دمغ مياي خونه و ميبيني دوچرخه گوشه حياط ايستاده ديدنيه.

_________________
علي يارت
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2351
اعتبار کسب شده: 3487
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 12:56
 1 سال پيش
#60
 
اکتيو نوشته بود:
بي ستاره نوشته بود:
کلاغ سفيد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه يه روز با ماشين بري دانشگاه...
با تاکسي برگردي خونه... Shocked Shocked Shocked

خيلي با حال بود
بچه بودم با دوچرخه رفتم نونوايي ، بعد از خريد نون پياده برگشتم خونه.
نکتش اينجاس که وقتي رفتم نونوايي که دوچرخمو بر دارم، همه بهم ميخنديدن d'oh! Brick wall


ظاهراً سوتي دوچرخه يکي از شايع ترين سوتياست.

ولي باحالش وقتيه که پياده بري نونوايي، موقع برگشتن دنبال دوچرخه ات بگردي و فکر کني دزديدنش!

قيافه ات وقتي که با حال دمغ مياي خونه و ميبيني دوچرخه گوشه حياط ايستاده ديدنيه.

اينم يه پيشنهاد براي سوتي!!! Mr. Green

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي هاي وطني!
2
پاسخها: 9 بیننده: 683 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي هاي تلوزيون ايران
5
پاسخها: 35 بیننده: 2948 نویسنده: رند
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. سوتي
1
پاسخها: 11 بیننده: 727 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي شخصيت هاي مشهور دنيا
1
پاسخها: 8 بیننده: 492 نویسنده: فلفلو