صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1240
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 02 شهريور 1385، ساعت 18:32
 2 سال پيش
#31
 
علي بابا نوشته بود:
اون دمينش که expaire شده .... من هيچ کدوم از عکسهاي بالا رو هم نميبينم !!! Brick wall Brick wall
Crying or Very sad Mad

نمي خولم گير بدم (چون عموماً اين کار رو احسان انجام مي ده ولي مي خوام به احسام کمک کنم)
expire

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
manisaآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385
مجموع ارسالها: 333
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: tehran
سن: 31
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 07 شهريور 1385، ساعت 13:06
 2 سال پيش
#32
 
من هم سوتي هاي بيشماري دارم و به همين دليل تو دوستان و فاميل معروفم يکي از با حالترين سوتي هام اين هست که يک روز من داشتم با ريسم که تو چين بود چت مي کردم و از طرف ديگه با يکي ديگه از دوستان هم که بغل دستم نشسته بود و داشتيم با هم حرف مي زديم دوستم که در حال تعريف کردن موضوع بود که حسابي اعصابمو به هم ريخته بود من امدم به دوستم بگم که تو غلط کردي حواسم نشد و براي ريسم نوشتم تو غلط کردي خفه شو Rolling Eyes و يک لحظه به خودم امدم و ديدم چي نوشتم خلاصه نمي دونيد که چه سرخ و سفيدي شدم ...
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
manisaآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385
مجموع ارسالها: 333
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: tehran
سن: 31
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 14 شهريور 1385، ساعت 11:27
 2 سال پيش
#33
 
لطفا براي ديدن بزرگترين سوتي هفته من به تالار ورزشي مراجعه کنيد .سر کارم حواسم جمع نبود نگيد دختره خنگه هاااااااااااااااااااااااااااااااااا شايعه درست نکنيد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4994
اعتبار کسب شده: 9586
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 14 شهريور 1385، ساعت 12:53
 2 سال پيش
#34
 
مانيسا نوشته بود:
لطفا براي ديدن بزرگترين سوتي هفته من به تالار ورزشي مراجعه کنيد .سر کارم حواسم جمع نبود نگيد دختره خنگه هاااااااااااااااااااااااااااااااااا شايعه درست نکنيد


پاکش کردم!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oraniumآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 282
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 20 خرداد 1386، ساعت 16:55
 1 سال و 2 ماه پيش
#35
 
در دوره دانشگاه يکي از همکلاسيهاي من لبخند بر لب پيش مسئول تريا رفت و گفت
-نوشابه ميخوام
- چند تا؟
- دو تا
- چه مارکي
خرمنوش (با سکون ر و فتح م )-------------- نميدونم اون بيچاره چطوري نخنديد

_________________
من يک اورانيم غني شده هستم
"سلطان همه عناصر"
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حيف!آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 654
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 20 خرداد 1386، ساعت 18:44
 1 سال و 2 ماه پيش
#36
 
تايستون چند سال پيش رفتيم عمره مفرده با کاروان دانشگاه.....
يادمه اولين نماز شب زندگي مو رو به در علي ابن ابي طالب مسجد النبي عمود بر جهت قبله خوندم اشتباهأ....عرب هايي که اونجا بودنو که فکر کنم شکشون برطرف شد که ما علي پرستيم....اونجوري که ما مي خواستيم برا نماز اولمون سنگ تموم بزاريمو هي سجده مي رفتيم....وقتي تمازمون تموم شد اونا چند دقيقه بعد با نگاهاي خشم آلود به ما شروع کردن رو قيله نماز وتر خوندن....
و اينکه مسجد الحرام که رفته بوديم بادمه يه بار وضو نگرفته بودم...يکم آب برداشتيم گفتيم الآن با آب چشمه بهشت يه وضوي کامل ميگيرميم ميريم پشت مقام ابراهيم يه نماز عالي مي خونيم....اطراف کعبه خيلي شلوغ شده بوديه عده زيادي داشتن طواف مي کردن ... حوصله نداشتم برم جايي وضو بگيرم گفتم همينجا پشت مي کنيم به جمعيت وضو مي گيريم کي به کيه...وسطاي وضو براي اينکه وضوي کاملم با اب بهشت هيچ شک و شبهه اي نداشته باشه و کنار خونه خدا حسابي رعايت کرده باشم چادرمو هي کشيدم جلو ..هي کشيدم جلو که اصلا دستم پيدا نباشه که دارم وضو مي گيرم....يهو دوستم رسيد گفت داري چيکار مي کني Shocked چاردت اومده بالا شده قد روسريت..منم يه بلوز شلوار پوشيده بودم .....وقتي برگشتم يه جمعيت داشتن با تعجب نگاهم مي کردن Mr. Green

واينکه يادمه رفتيم مسجد نمي دونم چي بود ...فقط يادمه منتسب به حضرت علي بود تو مدينه نزديکاي مسجد النبي ..گفتن مهر نزارين.. ميگن مشرکيد و از اين حرفا...منم بجاي مهر چند تا دونه گندم که از کنار بقيع برداشته بودم گداشتم جاي مهر ..نمي دونستم گندم نميشه ...شانس آوردم که همون سجده اول همشون چسبيدن به پيشونيم تا آخر نماز حتي يکيشم نيافتاد....

و اينکه يادمه خانم روحاني کاروانمون اومد قرائت نمازمو چک کنه همشو قلط پولوط خوندم آخرشم گفتم السلام عليک ايها النبي..... الله اکبر .....تموم شد....گفت همشو همينجوري مي خوندي تا الأن ..گفتم آره .. شنيدم مي تونيم همين جمله اولو فقط بگيم ...گفت همشون باطلن اون جمله آخره که....آبروم رفت Mr. Green

البته اين سوتيه رئيس کاروانمون بود اما يادمه وقتي مي خواستيم بريم کوه طور غار حرا..قبل از گرم شدن هوا و طلوع آفتاب ساعت 3-4 رفتيم طرف کوه که بريم بالا....بالارفتن ازش خيلي سخت بود..من يکي که چند بار نزديک بود پرت بشم پايين..دوستام هم همينطور..همش با خودم ميگفتم پيامبرم قربونش برم عجب جايي رو برا مناجات انتخاب کرده..به هر جون کندني که بود با چنگول و چهار دست و پا رسيديم بالا ...خورشيد که طلوع کرد خواستيم برگرديم ديديم از اون طرف پله داره Confused ...


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط حيف! در تاريخ يکشنبه 20 خرداد 1386، ساعت 20:22 ويرايش شده است.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 20 خرداد 1386، ساعت 19:39
 1 سال و 2 ماه پيش
#37
 
سوتي يعني اينکه يه روز با ماشين بري دانشگاه...
با تاکسي برگردي خونه... Shocked Shocked Shocked

_________________
باور کردني نيست....
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
جوادآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 26 آبان 1385
مجموع ارسالها: 320
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد
سن: 19
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 21 خرداد 1386، ساعت 11:19
 1 سال و 2 ماه پيش
#38
 
سوتي يعني اينکه بري تهران دخترعمو و قوم خويش پيدا کني ! Whistle

_________________
من منم،هيچ‌کس به جاي من نيست و من به جاي هيچ‌کس نيستم،پس آن‌گونه زندگي مي‌کنم که مي‌انديشم.
هميشه راهي براي نفوذ است و هيچ سيستمي به طور مطلق امن نيست. بلکه بايستي آن راه نفوذ را کشف کرد .هنر هک هم در همين نکته متبلور ميشود
 
4
3
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2367
اعتبار کسب شده: 3386
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 21 خرداد 1386، ساعت 19:34
 1 سال و 2 ماه پيش
#39
 
حاجي محمد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه بري تهران دخترعمو و قوم خويش پيدا کني ! Whistle

نه.... خوشم اومد Applause Applause Applause
اين يکي خيلي سوتي بود Razz Razz Razz

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 13:47
 1 سال و 2 ماه پيش
#40
 
حيف! نوشته بود:
تايستون چند سال پيش رفتيم عمره مفرده با کاروان دانشگاه.....

بسي خنديديم و مشعوف شديم .
سوتي يعني اين که بعد از مسابقه فوتبال خسته و کلافه بري مسابقه شطرنج بدي و نهايتا ببازي و توي گيجي وقتي مي خواي با رقيبت دست بدي بگي : قبول باشه

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3636
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 14:41
 1 سال و 2 ماه پيش
#41
 
سال سوم که بودم سرويس گرفته بودم.سال آخر بود که به هنرستان مي رفتم.رانندهء سرويسم هم پسر جووني بود.خيلي آقا بود.رانندگش هم خوب بود. و تا اون روز پيش نيومده بود که کمر بند ايمني لازم بشه. من هميشه جلو و کنار آقاي رحمتي رانندهء سرويسمون مي نشستم.اون روز معلوم نود چرا ترافيک شده يه هو آقاي رحمتي زد رو ترمز و سر من و تخته شاسيم محکه به شيشه خورديم . يه کم که گذشت من ديدم شيشه ترک داره. فکر کردم حتما من کردم براي همين گفتم ببخشيد اين ترک بوده يا الان ايجاد شده اونم گفت قبلا ايجاد شده . فرداش که رفتم مدرسه دوستم ميگفت بابا شيشهء ماشين کلفته راحت که ترک نمي خوره.مي گفت که با بچه هايي که عقب بودن کلي خنديدن. مي گفت آقاي رحمتي هم خنديده.ولي من يه جور ديگه تلافي کردم اون هميشه براي من در ماشين رو باز ميکرد.يه روز که عقب فقط يه نفر نشسته بود.آقاي رحمتي در جلو رو باز کرد اما من با خونسردي بستم و عقب نشستم.من هيچ وقت نگاش نکردم که ببنم چه شکليه اما ميدونم آش دهن سوزي نبود من از سبيل متنفرم و اون سبيل داشت. Embarassed


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ستاره’ غريب در تاريخ سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 16:34 ويرايش شده است.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نيلوفرآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: دوشنبه 02 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 353
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اصفهان
سن: 17
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 16:25
 1 سال و 2 ماه پيش
#42
 
هيچي بدتر از اين نيست که کرم سفيد کننده رو به جاي مرطوب کننده بدي به بابات ! Shocked تازه بابات هم بزنه به صورتش ! قربونش برم خيلي خنده دار شده بود کلي خنديديم Mr. Green
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نبيآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 1241
اعتبار کسب شده: 3745
محل سکونت: اوينور دنيا!
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 17:19
 1 سال و 2 ماه پيش
#43
 
حاجي محمد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه بري تهران دخترعمو و قوم خويش پيدا کني ! Whistle


يا قشنگ نبود يا من نگرفتم
لطفا ارشادم نماييد!

_________________
Every experience you have and how it makes you feel is a direct result of your perspective on life.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عاشق تنهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 ارديبهشت 1386
مجموع ارسالها: 249
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سرزمين تاريکي
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 21:47
 1 سال و 2 ماه پيش
#44
 
توي يه جمع به حاي اين که بگم فواره حوض را باز کن گفتم آبشار را روشن کن . جاتون خالي اين حرف ما شده بود سوژه خنده يه هفته بچه ها. Shocked Shocked Shocked

_________________
هست طومار دل من به درازاي ابد
بنوشته ز سرش تا سوي پايان "تو مرو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عبودآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1317
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 22:09
 1 سال و 2 ماه پيش
#45
 
حاجي محمد نوشته بود:
سوتي يعني اينکه بري تهران دخترعمو و قوم خويش پيدا کني ! Whistle


اين يکي رو خوب اومدي Laughing Laughing Laughing
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي هاي تلوزيون ايران
5
پاسخها: 36 بیننده: 3095 نویسنده: رند
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي هاي وطني!
2
پاسخها: 9 بیننده: 713 نویسنده: غريب آشنا
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. سوتي
1
پاسخها: 11 بیننده: 730 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سوتي شخصيت هاي مشهور دنيا
1
پاسخها: 8 بیننده: 508 نویسنده: فلفلو

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: