صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 30 آذر 1384، ساعت 21:44
 3 سال پيش
#16
 
عبود نوشته بود:
ابر سياه هزار چشم

چطور بود؟ Cool


خلاصه و مفيد تعريفش کردي Applause
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 30 آذر 1384، ساعت 21:56
 3 سال پيش
#17
 
من هم ميخوام قصه "چوپان دروغگو" رو تعريف کنم. شايد بعضي ها از شما بچه هاي امروزي نشنيده باشيد و براتون جالب باشه:
چوپان هر روز صبح گوسفندها را به صحرا ميبرد و عصر برميگرداند. اما بعد از مدتي از بي گرگي خسته شد. روزي تصميم گرفت مردم را سرکار بگذارد و بخندد. پس با خود گفت: گرگ آمد. ولي گرگ نيامده بود. همه شنيديد و چماق به دست آمدند، گفتند گرگ کو؟ چوپان گفت رفت. همه رفتند. و چوپان خنديد. فردا هم همين اتفاق تکرار شد. و پس فردا و پس پس فردا و ...
و چوپان هنوز هم ميخندد Laughing
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1276
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 01 دي 1384، ساعت 16:31
 3 سال پيش
#18
 
mhaji نوشته بود:
armoazn نوشته بود:
mhaji نوشته بود:
armoazn نوشته بود:
کتاب تن تن در گنگو خيلي قشنگه! Razz


19


دست بالا صحيح کردي!
نمرم صفر ميشه! d'oh!


صفر که نه. اگه اينجوري به مساله نگاه کنيم، از شش تا کلمه يکيش رو غلط تايپ کردي. نمره ات ميشه حدودا شونزده و نيم.


معلما, که اينجوري نگاه نميکردند! Sad
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3392
اعتبار کسب شده: 3583
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 19 دي 1384، ساعت 14:55
 2 سال و 12 ماه پيش
#19
 
من داستان علا يدين و چراغ جادو رو خيلی دوست داشتم
و چون کوچک بودم که برادر بزرگم رفت آمريکا
هميشه فکر ميکردم که اگر من اين چراغ رو داشتم از غولش ميخواستم که
من و ببره پيش اون

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 19 دي 1384، ساعت 18:02
 2 سال و 12 ماه پيش
#20
 
sedayedel نوشته بود:
من داستان علا يدين و چراغ جادو رو خيلی دوست داشتم
و چون کوچک بودم که برادر بزرگم رفت آمريکا
هميشه فکر ميکردم که اگر من اين چراغ رو داشتم از غولش ميخواستم که
من و ببره پيش اون


Applause
جدي فکر ميکرديد غول چراغ راسته؟
مگه آخر قصه براي شما نميگفتند "قصه ما دروغ بود"؟ Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 19 دي 1384، ساعت 23:08
 2 سال و 12 ماه پيش
#21
 
mhaji نوشته بود:
sedayedel نوشته بود:
من داستان علا يدين و چراغ جادو رو خيلی دوست داشتم
و چون کوچک بودم که برادر بزرگم رفت آمريکا
هميشه فکر ميکردم که اگر من اين چراغ رو داشتم از غولش ميخواستم که
من و ببره پيش اون


Applause
جدي فکر ميکرديد غول چراغ راسته؟
مگه آخر قصه براي شما نميگفتند "قصه ما دروغ بود"؟ Mr. Green


من هميشه مادربزرگم (بي بي‌ام) ميگفت "بالا رفتيم دوغ بود، پايين اومديم ماست بود؛ قصه ما راست بود"

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 20 دي 1384، ساعت 14:25
 2 سال و 12 ماه پيش
#22
 
من هميشه ديگران برام قصه گفتند و قصه ها را خواندم تا سوم راهنمايي که توي مسابقه داستان نويسي برنده شدم . Very Happy شايد بعد از اون بود که خواستم نويسنده بشم جالبه بدونيد بنا بود بعد از کنکور سه تا کتاب بنويسم که طرح داستان همه به ذهنم رسيده بود و توي دفترم نوشته بودم واسه بعد از کنکور اما بعد از کنکور فقط فصل اول کتاب اولي نوشته شد بعدش هم که دانشگاه ذوقمون را کور کرد Brick wall Brick wall Brick wall
کسي داستان زنبور طلايي را شنيده ؟ اولين داستان من تقليدي بچه گانه از اون بود Cool

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عبودآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1317
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 10 مرداد 1385، ساعت 13:37
 2 سال و 5 ماه پيش
#23
 
کتابهای درسی ایام شباب
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهساآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 03 تير 1385
مجموع ارسالها: 455
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 22
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 10 مرداد 1385، ساعت 20:33
 2 سال و 5 ماه پيش
#24
 
موطلايي وسه خرس.من عاشق آش خوردن موطلايي بودم.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قصه خدا روي زمين
مجموع ارسالها: 5
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: 
ارسال چهارشنبه 11 مرداد 1385، ساعت 1:48
 2 سال و 5 ماه پيش
#25
 
سارا کورو
شنل قرمزي
جک و لوبياي سحر اميز
خيلي وقت بود فراموششون کرده بودم
شايد اين تفصير منه که زود بزرگ شدم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
saliآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 تير 1385
مجموع ارسالها: 176
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: نصف جهان
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 11 مرداد 1385، ساعت 3:57
 2 سال و 5 ماه پيش
#26
 
هايدي و خانه شکلاتي هنوز دارمشون بعضي اوقات مي خونمشون خيلي حال ميکنم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است کودکي هاي ما :-)
4
پاسخها: 102 بیننده: 4194 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اشعار کتابهاي فارسي دوران کودکي
3
پاسخها: 24 بیننده: 975 نویسنده: مسافر کوير
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روز درختکاري، خاطره دوران شيرين کودکي
2
پاسخها: 10 بیننده: 1080 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مجموعه کتابهاي Teach Yourself ... in 24 Hours
1
پاسخها: 9 بیننده: 976 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: