صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
alone.deadآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 12 اسفند 1385
مجموع ارسالها: 46
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 10 فروردين 1386، ساعت 2:33
 1 سال و 9 ماه پيش
#61
 
هر وقت که بارون ميزنه...تو رو کنارم ميبينم
حس مي کنم پييش مني...هنوزم عاشق ترينم*
-----------------------------------------------
بابا عارف،ما رم راهنمايي کنيد عارف شيم
-----------------------------------------------
*اول با صداي يگانه،بعدشم چاوشي

_________________
هميشه ميخوام بهش بگم هر چي دارم فدات مي کنم..
ولي اگه بپرسه چي داري؟....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 26 ارديبهشت 1386، ساعت 22:45
 1 سال و 7 ماه پيش
#62
 
امروز عصر شیراز یه بارون قشنگ بهاری رو شاهد بود. حجمش زیاد نبود؛ اما لطافت خاصی به هوا بخشید. بوی بارون و صدای اون که با صدای گنجشکها قاطی شده بود، هوای بهاری شیراز رو قشنگ تر از همیشه کرد. الان هم بعد از بارون هوا حسابی خنک شده. جون می ده برای پیاده روی؛ البته به شکل دو نفره. Wink

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
محمد_1366آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 26 آذر 1385
مجموع ارسالها: 342
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: shiraz
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 26 ارديبهشت 1386، ساعت 23:07
 1 سال و 7 ماه پيش
#63
 
غريب آشنا نوشته بود:
امروز عصر شیراز یه بارون قشنگ بهاری رو شاهد بود. حجمش زیاد نبود؛ اما لطافت خاصی به هوا بخشید. بوی بارون و صدای اون که با صدای گنجشکها قاطی شده بود، هوای بهاری شیراز رو قشنگ تر از همیشه کرد. الان هم بعد از بارون هوا حسابی خنک شده. جون می ده برای پیاده روی؛ البته به شکل دو نفره. Wink

منم همين طور وحيد کجايي تا من بيام؟؟ Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 27 ارديبهشت 1386، ساعت 11:10
 1 سال و 7 ماه پيش
#64
 
محمد_1366 نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
امروز عصر شیراز یه بارون قشنگ بهاری رو شاهد بود. حجمش زیاد نبود؛ اما لطافت خاصی به هوا بخشید. بوی بارون و صدای اون که با صدای گنجشکها قاطی شده بود، هوای بهاری شیراز رو قشنگ تر از همیشه کرد. الان هم بعد از بارون هوا حسابی خنک شده. جون می ده برای پیاده روی؛ البته به شکل دو نفره. Wink

منم همين طور وحيد کجايي تا من بيام؟؟ Mr. Green

اقبال من بیچاره رو می بینین؟ همه رو برق می گیره؛ منو کرم شبتاب. Brick wall

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
محمد_1366آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 26 آذر 1385
مجموع ارسالها: 342
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: shiraz
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 27 ارديبهشت 1386، ساعت 11:21
 1 سال و 7 ماه پيش
#65
 
وحيد يه حالي ازت بگيرم نامرد!
بيا و خوبي کن ولي هر کاري کني هنوز واسه من همون "وحيد جوني Brick wall "
Mr. Green Mr. Green
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
siyagisoآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 518
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 07 خرداد 1386، ساعت 16:06
 1 سال و 7 ماه پيش
#66
 
باران مي بارد
و انگار يادش نيست سقف خانه ي همسايمان کاهگليست
باران مي بارد
و انگار يادش نيست گنجشک کوچک خانه اي از کاه هم ندارد
باران مي بارد
ولي انگار يادش نيست
.......

_________________
من به آغاز زمين نزديکم
نبض گلها را ميگيرم
آشنا هستم با ،سرنوشت تر آب ،عادت سبز درخت
سهراب سپهري
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
TITANآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 دي 1385
مجموع ارسالها: 1159
اعتبار کسب شده: 3991
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 07 خرداد 1386، ساعت 18:43
 1 سال و 7 ماه پيش
#67
 
واي باران، باران
شيشه پنچره را
باران شست

از دل من اما
چرا تاژ هم
ياد تو رو پاک نميکنه؟؟ Brick wall

_________________
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌

در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است باران در شيراز
2
پاسخها: 28 بیننده: 1460 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است گر باران گيسو باز کند
1
پاسخها: 4 بیننده: 371 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است بزن باران
1
پاسخها: 0 بیننده: 223 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است بارون!
1
پاسخها: 6 بیننده: 250 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: