صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3392
اعتبار کسب شده: 3583
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 16 فروردين 1385، ساعت 6:59
 2 سال و 9 ماه پيش
#31
 
چنان بارونی داره مياد که نگو
چترم رو توی ماشين جا گذاشته بودم تو فاصله محل کارم تا پارکينگ شايد فقط 2 دقيقه
راه باشه ولی موش آب کشيده شدم البته من که بدم نمياد اينجوری آدم طبيعت رو لمس ميکنه
يادم مياد ايران هم که بودم هر وقت ميرفتيم پارک جمشيديه تا آخر وقت که ميمونديم وقتی که
فواره ها رو باز ميکردن من عمدا از قسمتی راه ميرفتم که خيس بشم
هميشه بابام ميگفت با اين مانتوی خيست ميای تو ماشين همه جا رو خيس ميکنی
ميگفتم عيب نداره با با آب روشنايی در عوض آدم اينجوری پوستش و احساس ميکنه
شمال هم همينطور هر وقت بارون ميومد زير بارون راه ميرفتم خيلی مزه داره
به نظر من زمانی در زندگی احساس خوشبختی ميکنی که در تمام صحنه ها بازی گر باشی نه تماشاچی
برف و بارون مياد به جای غر زدن که آخ الان موهام به هم ميريزه يا ريملم زير بارون سياهی پس ميده
بايد باهاش همصدا بشی و کيف کنی زندگی بازيگری در صحنه قشنگ طبيعت و بس
بارون روی سرت بريزه و پا برهنه توی ساحل راه بری مثل بچه ها توی گودالهای آب بپری
ساده و صادقانه با سادگيهای زندگی کيف کنی همونطوری که بچه ها ازش لذت ميبرن
ماها از قشنگيهای طبيعت کمتر استفاده ميکنيم ولی غر خشونتهاش و خوب ميزنيم
روانشناسی ميگفت برای اينکه در زندگی احساس خوشبختی کنيد حتما گه گاهی شيطنتهای
بچه گانه بکنيد من امتحان کردم به جاش بد نيست
خيلی حرف زدم برم ديگه
تو اين بارون زيادی high per شدم Speak to the hand

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3219
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Florida
سن: 36
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 16 فروردين 1385، ساعت 21:00
 2 سال و 9 ماه پيش
#32
 
نقل قول:
نظر من زمانی در زندگی احساس خوشبختی ميکنی که در تمام صحنه ها بازی گر باشی نه تماشاچی
برف و بارون مياد به جای غر زدن که آخ الان موهام به هم ميريزه يا ريملم زير بارون سياهی پس ميده


Good one! Applause Applause

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 18 فروردين 1385، ساعت 1:38
 2 سال و 9 ماه پيش
#33
 
الان چند دقيقه اي از نيمه شب گذشته و هواي شيراز بارونيه. من که بارون رو خيلي دوست دارم. مخصوصاً شبهاي باروني رو. وقتي تو رختخواب دراز کشيده باشي و تنها صدايي که به گوش مي رسه، صداي شرشر بارون باشه و گاهي هم صداي رعد چند لحظه بعد از خودنمايي برق تو آسمون. انگار آدم از همه چيز رها مي شه و به آسمون مي ره. فارغ از دنيايي که دست و پاهاي ما رو زنجير کرده. به ياد شبهاي احيا مي فتم و يه تکه از دعاي جوشن کبير: "يا من يسبح الرعد بحمده." چه خوبه آسمون چشم آدم ها هم باروني بشه ....

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Yaghmaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 1204
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال جمعه 18 فروردين 1385، ساعت 3:01
 2 سال و 9 ماه پيش
#34
 
نميدونم چرا هر وقت اسم بارون مياد ناخودآگاه يادم مي افته به اين بيت از شعر مصدق
"واي باران!
باران!
شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسي نقش تو را خواهد شست؟"

_________________
........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3392
اعتبار کسب شده: 3583
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 22 مهر 1385، ساعت 2:20
 2 سال و 2 ماه پيش
#35
 
هوا از صبح داشت تصميم ميگرفت که آفتابی بشه يا ابری Think
گاهی ابرها چيره ميشدند و گاه خورشيد
ولی بالاخره زور ابر ها چربيد و اولين بارون پاييزی داره مياد Dancing
صداش مياد
گوش کنيد

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3434
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 29 مهر 1385، ساعت 2:08
 2 سال و 2 ماه پيش
#36
 
sedayedel نوشته بود:
هوا از صبح داشت تصميم ميگرفت که آفتابی بشه يا ابری Think
گاهی ابرها چيره ميشدند و گاه خورشيد
ولی بالاخره زور ابر ها چربيد و اولين بارون پاييزی داره مياد Dancing
صداش مياد
گوش کنيد


از صبح هوا باروني بود اما الان...
اولين برف پاييزي داره مياد!! Shocked Smile
شوخي هم نداره. ممکنه فردا صبح شهر سفيدپوش شده باشه.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3392
اعتبار کسب شده: 3583
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 29 مهر 1385، ساعت 4:25
 2 سال و 2 ماه پيش
#37
 
mhaji نوشته بود:

از صبح هوا باروني بود اما الان...
اولين برف پاييزي داره مياد!! Shocked Smile
شوخي هم نداره. ممکنه فردا صبح شهر سفيدپوش شده باشه.


آخی
از وقتی از ايران بيرون اومدم برف نديده بودم ميدونی که California تقريباً ميشه گفت که اصلاً
زمستون نداره اينجا هوا خيلی سرد بشه مثل روز های نه چندان سرد پاييز ايران ميشه
بعد از حدود 4 سال زمستون پارسال, يک اسکی رفتيم, دوباره باريدن برف رو ديدم ولی چشمت روز بد نبينه
بلايی به سرمون اومد که ميشه ازش فيلم ساخت, اولش برف ديدنش خوب بود, ولی کار به جايی رسيد, که نه تونستيم اسکی کنيم نه از برف لذت ببريم Mr. Green
تازه اون موقع بود که من برای اولين بار برای هوای California خدا رو شکر کردم
چون هميشه معتقدم که زيادی آفتاب داره و اوزونش هم آبکشه Razz

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2877
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 24 آبان 1385، ساعت 22:42
 2 سال و 1 ماه پيش
#38
 
بعد از چند روز که آسمون بغض ته گلوش را گرفته بود ، بالاخره اين بغضش ترکيد و گريش گرفت....
و به حال و هواي شهر قشنگمون شيراز رنگ ديگه اي داد Razz
شيراز شهر قشنگيه ، ولي وقتي بارون مياد ديگه خيلي قشنگ ميشه ... Applause Razz

اين بيت هم تقديم مهدي حاجي عزيز که امسال نيست تا بارون شيراز را ببينه Smile :

....
حيفاکه شيراز باران امدومهدي نبودي
خوشا مونترال که همچو مهدي داري *
....


______________

* : من شاعر نيستم اما شما يه جوري مونترال را بخونيد که آهنگ بيت درست در بياد .

_________________
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
zohre khanoomآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385
مجموع ارسالها: 876
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: karaj
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 20:59
 2 سال و 1 ماه پيش
#39
 
تو کرج که خوب بارون اومد امسال که مدل خونمونو عوض کرديم و ديگه خيلي اپن شده وقتي بارون مياد خونمون پر صداس رو ايرانيت پارکينگ که ميزنه ميگم کاش اينا نبودن و موزائيکا خيس ميشدن تو کلاس که هستم خانوم جمشيدي پرده’جلوي در رو ميزنه کنار تا هواي کلاس عوض بشه وقتي تو خونم يواشکي ميرم زير بارون تا با خدا حرف بزنم
يه بار که بارون باريد تو کلاس بوديمو هوا تاريک نشستيم کلي حرف زديم و در مورد ازدواج ميگفتيمو ميخنديديم خدا کنه امشبم بارون بياد
من عاشق پائيزم

_________________
ميوه نخور نشسته وايسا بخور
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sunsonآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2017
اعتبار کسب شده: 6635
محل سکونت: پشت هيچستان!
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 25 آبان 1385، ساعت 21:54
 2 سال و 1 ماه پيش
#40
 
بزن بارون
يزن خيسم
ترم کن!

_________________
برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!

"فلفلو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
pirooztornadoآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 آذر 1384
مجموع ارسالها: 17
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آنجا که خانه ام نيست ...
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 26 آبان 1385، ساعت 15:04
 2 سال و 1 ماه پيش
#41
 
مي زند باران بر شيشه ...

_________________
... در اين هياهو ... بي هياهو ... نشسته ام ...
... در ميان همه ... بي هـيــچ ... رهـــــــــــا ...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3392
اعتبار کسب شده: 3583
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 01 اسفند 1385، ساعت 23:02
 1 سال و 10 ماه پيش
#42
 
اينجا دو روزه که هوا نيمه ابريه, ولی بارون نمياد
اونقدر آسمون خوشرنگ و قشنگه که نهايت نداره
ابر های نميه متراکم, با رنگ های تيره و روشن کنار هم, هارمونی قشنگی از رنگ ها رو ساختند
توی بعضی قسمت ها, از هم آغوشی ابرها رنگ های جديد و متعادلی درست شده شايد, برای همين بارون نمياد
ابرا کنار هم به آرامش و تعادل رسيدن
توی اين فکر بودم, که اگه همشون تيره و پر بار بودن الان آسمون اين آرامش رو نداشت
برق برخورد تند اونها, و غرش رعد فريادشون سر همديگه, آرامش منطقه رو به هم ميريخت
چقدر قشنگه وقتی آسمون دلها با هم قاطی ميشن
رنگ هاشونو با هم قسمت ميکنن
و بعد برق چشمها ميگن که رنگ های قشنگی رو ميبينن
کی فکرش و ميکنه که قشنگ ترين رنگ سبز از ترکيب رنگ زرد و سياه درست ميشه
قرمز و خاکستری هميشه کنار هم قشنگن, واسه همين سرخی آتيش وقتی بهش خيره ميشی چشمات و معتاد ميکنه
توی طبيعت, زير بارون ملايم و قشنگ آسمون, کنار رقص سرخ شعله های آتش روی خاکستر های نرم
رنگ دلهای ما, قشنگ ترين رنگی ميشه که هنوز اسمی براش نيست

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Yaghmaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 1204
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 02 اسفند 1385، ساعت 8:39
 1 سال و 10 ماه پيش
#43
 
Yaghma نوشته بود:
نميدونم چرا هر وقت اسم بارون مياد ناخودآگاه يادم مي افته به اين بيت از شعر مصدق
"واي باران!
باران!
شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسي نقش تو را خواهد شست؟"


اما حالا :
«مي پرد مرغ نگاهم تا دور ...
واي باران ...
پر مرغان نگاهم را شست ...»

گاهي شعر ها هم با آدم نسبت پيدا مي کنند ...
با حال و هواي آدم ...

_________________
........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sadeghآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 05 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 155
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 02 اسفند 1385، ساعت 14:15
 1 سال و 10 ماه پيش
#44
 
هفت هشت ساعته بیرون نرفتم .
اینجا پنجره هم نداره.
نمی دونم هوا چه جوریه!
اما در کل بارونو دوست دارم ...
بخصوص اون ورژنش که نم نم میاد!

یه مدت پیش واسه یه کاری رفته بودم یه جایی(!) همین که رسیدم بارون اومد.....
این تاپیکو که دیدم یاد اونجا افتادم.


این شعر هم تقدیم به همه:

بارونو دوست دارم هنوز

چون تورویادم میاره

حس میکنم پیش منی

وقتی که بارون می باره

بارونو دوست دارم هنوز

بدون چتروسرپناه

وقتی که حرفای دلم

جامی گیرن توی یه آه

شونه به شونه می رفتیم

من و تو توجشن بارون

حالاتونیستی وخیسه

چشمای من و خیابون

بارونو دوست داشتی یه روز

توخلوت پیاده رو

پرسه ی پاییزی ما

مرداد داغ دست تو

بارونو دوست داشتی یه روز

عزیز هم پرسه ی من

بیا دوباره پابکن

توکوچه ها قدم بزن

شونه به شونه می رفتیم

من و تو توجشن بارون

حالاتونیستی وخیسه

چشمای من و خیابون



_________________
Everything is an Object!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
scooby_onآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 02 اسفند 1385
مجموع ارسالها: 11
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 02 اسفند 1385، ساعت 16:38
 1 سال و 10 ماه پيش
#45
 
Pray مي بارد باران
اما يادش نيست انگار سقف خانه همسايه مان کاهگليست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است باران در شيراز
2
پاسخها: 28 بیننده: 1460 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است گر باران گيسو باز کند
1
پاسخها: 4 بیننده: 371 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است بزن باران
1
پاسخها: 0 بیننده: 223 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است بارون!
1
پاسخها: 6 بیننده: 250 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان