| نویسنده |
پیغام |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 آذر 1384، ساعت 22:57 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#1
|
| |
آمار و ارقام اقتصادي اگر بر اساس مبناي صحيحي مقايسه نشود ميتواند خيلي گمراهکننده باشد. موارد پايين خطاهايي است که من ديدهام در ايران زياد اتفاق ميافتد. بعضيهايش را خودم مرتکب شدم و از تذکرات ديگران ياد گرفتم و بعضيهايش را هم از خطاهاي ديگران آموختم:
۱) در کشور ما سياستمداران معمولا عادت ندارند اعداد را به قيمتهاي سال پايه اعلام کنند. مثلا ميگويند قيمت بنزين از سال ۷۲ تا ۸۲ شانزده برابر شده ولي مصرف کم نشده و يادشان ميرود که بايد تورم را از آن بکشند بيرون. لذا هر وقت چند عدد به ريال ديديد که مال سالهاي مختلف بودند اول همه را به قيمتهاي يک سال ثابت تبديل کنيد فيالمثل اگر روند قيمت مسکن در تهران در ده سال گذشته را بر اساس قيمتهاي روز هر سال بحث کنيد تقريبا حرف معناداري نميزنيد مگر اينکه تورم را از همه بکشيد بيرون و همه را مثلا به قيمت سال اول ارائه کنيد. مثال معروفش قيمت نفت است. نفت بيست دلاري سال ۱۹۷۸ با احتساب تورم جهاني ممکن است از نفت چهل دلاري سال ۲۰۰۵ گرانتر باشد. مقايسه دو عدد مربوط به دو سال مختلف مثل جمع کردن سيب و گلابي است.
۲) هر وقت عدد ريالي را در سطح ملي ديديد فوري بر توليد ناخالص ملي، بودجه دولت يا جمعيت کشور تقسيم کنيد تا حس واقعي از آن پيدا کنيد. مثلا اين سايت بازتاب گير داده بود به سفرهاي خارجي کارمندان دولت و ميگفت سالي ۵۰۰ ميليارد تومان خرج آن ميشود. رقمش دهن پرکن است ولي من حساب کردم که اگر نصف مسافرتهاي خارجي را هم قطع کنيم به هر ايراني سه هزار تومان در سال ميرسد. به همين منوال حساب کنيد سهم دکوراسيون اتاق مديران را از کل بودجه وزارتخانه و الخ.
۳) هر وقت گفتند فلان عدد اين قدر رشد کرده اول رشد جمعيت را ازش کم کنيد تا ببنيد رشد واقعي چقدر بوده. مثلا اگر رشد اقتصادي پنج درصد و رشد جمعيت دو درصد بوده، درآمد سرانه واقعي سه درصد زياد شده است.
۴) هر وقت مقدار فيزيکي يک متغير (مثلا تعداد، تناژ و از اين جور چيزها) را در دو زمان مختلف گفتند فورا بر جمعيت آن دو زمان تقسيم کنيد تا ببنيد آيا واقعا وضع بهتر شده يا نه؟ مثلا اگر گفتند توليد گندم بعد از انقلاب تا الان از X به Y رسيده فورا ايکس را بر ۳۶ ميليون و واي را بر ۷۵ ميليون تقسيم کنيد تا قابل مقايسه شوند و گرنه باز قضيه مقايسه سيب و گلابي است.
۵) مقايسه با نرخ رشد جهاني را فراموش نکنيد. مثلا اگر گفتند کاربران اينترنت از يک ميليون در سال ۷۶ به پنج ميليون در سال ۸۳ رسيده، نرخ رشد همين پديده در جهان يا منطقه را هم ببينيد. چه بسا چنين ما خيلي کمتر از بقيه رشد کرده باشيم.
۶) اگر بخواهيد در مورد اهميت توليد يک بخش (مثلا نفت) در اقتصاد قضاوت کنيد اول آن را بر توليد ناخالص ملي تقسيم کنيد تا سهمش از کل اقتصاد به دست بيايد. اين جوري مثلا اشتباه آن دوست اقتصاددان را نميکنيد که بگوييد اگر توليد نفت از سال ۱۳۷۵ تا ۱۴۰۰ دوبرابر شود پس اقتصاد کشور به نفت وابستهتر شده است. توليد ناخالص ملي در اين مدت بيش از دوبرابر خواهد شد و لذا سهم نفت کمتر از قبل ميشود.
۷) به آمار درآمد خانوار در مرکز آمار اعتماد نکنيد. مردم ايران درآمدشان را کم اعلام ميکنند. به جايش از آمار هزينه خانوار استفاده کنيد. اين نمايانگر درآمد واقعي است.
۸) ابدا گول اعداد فيزيکي را نخوريد. مثلا اگر گفتند صدها هزار تن سيب در کشور توليد شد بپرسيد معادل ريالياش چقدر ميشود. خيلي دستگاههاي دولتي دوست دارند عملکرد خود را اينطوري بزرگتر جلوه دهند.
۹) قيمتها را با دستمزدها نرمال کنيد تا ديد واقعي پيدا کنيد. مثلا اگر گفتند قيمت برنج يا گوشت از بعد از انقلاب تا الان سي برابر شده است، نگاهي هم به شاخص دستمزد بيندازيد و سي را بر آن تقسيم کنيد. اگر شاخص را نداشتيد و مثلا پدرتان راننده تاکسي بود بگوييد «بابا جان درسته برنج گرون شده، ولي خدا وکيلي درآمد تو از آن سال تا الان چند برابر شده است». اين را انکار نميکنم که قيمتها در برخي بخشها بيش از دستمزدها رشد کرده ولي ميگويم تا اين نسبت را محاسبه نکنيم ديدمان خيلي اغراقآميز خواهد بود.
۱۰) وقتي صحبت از ميزان رشد شد اول از همه نرخ رشد را حساب کنيد. مثلا اگر گفتند جمعيت تهران در صد سال قبل پنجاه برابر شده خيلي شوکه نشويد. ماشين حساب بياوريد و نرخ رشد مرکبش را حساب کنيد که ميشود چهار درصد و چيز خاصي نيست. مثل همه شهرهاي بزرگ دنيا است.
۱۱) اگر صحبت از مقايسه قيمت يا دستمزد با کشورهاي ديگر شد فورا با توليد ناخالص ملي يا شاخص هزينه زندگي نرمال کنيد. مثلا اگر استادان دانشگاه شکايت کردند که چرا حقوق همتايان غربي ما پنج هزار دلار است ميتوان گفت پنج هزار دلار يعني يک هشتم درآمد سرانه کشورهاي غربي در حالي که حقوق استادان ايران نزديک به يک سوم درآمد سرانه است. با شاخص هزينه که نرمال کنيم بازهم ميبينيم که غربيها وضع بهتري دارند ولي فاصله ديگر به اندازه قبل نخواهد بود.
چايي |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3219 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 14 آذر 1384، ساعت 1:58 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#2
|
| |
You mentioned very good points but advertising, politics and marketting is all about lies. All you have to do is to make the right impression on your audience using manipulative words. It always works and in works in all nations . |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |