| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 6468 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 03 آذر 1384، ساعت 22:53 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#1
|
| |
|
با اينکه بابايم مي گويد دهانم هنوز بوي پفک مي دهد ولي من تو را عاشق مي باشم، اي دختر همساده! هر بار که با موهاي دمب موشي ات به حياط مي ايي تا لي لي بازي کني و هي دماغت را بالا مي کشي از بس هوا سرد مي باشد، دل کوچک من خيلي قنج مي رود. ان روز که در استپ هوايي توپ را بالا انداختي که "کودک فهيم" و من سوزيدم، فهميدم که در گلويت گير کرده مي باشم و اصلا فکر نمي کنم که تو از ممد فرنگيز خانوم اينا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت مي ايد. من از تو خيلي دلگير مي باشم از بس عباس اقاي بقال محله لپ تو را کشيد که "کوچولو چي مي خواي؟" و تو بي حيايانه خنديدي و من تا صبح ماهواره ممد فرنگيز خانوم اينا را تماشا کردم که غيرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت مي نشينم و با دستان کوچولويم هي گيتار مي زنم که "چه خوشگل شدي امروز" و تو از سرويس مدرسه پياده مي شوي و در حالي که با راننده گنده بک سرويس باي باي مي کني و وسط کوچه مقنعه ات را در مي اوري و من "دلم تنگه برادرجان" مي خوانم و با سوزيدنم مي سازم. ان يکي روز که معلمتان "من بادام دارم" درس داد و تو گريان امدي که "دلم بادام مي خواهد" من به تو خيلي بادام دادم و تو خنديدي و نفهميدي که من به چه دلهره از اجيل فروشي سر کوچه بادام را دزديدم و اقاهه به من گفت:" فسقلي الدنگ!" تو خيلي خوشگل قشنگ مي باشي ولي هيچ وقت به زيبايي خانم معلم ما که فاميل سوفيالورن اينا مي باشد نمي رسي و بابايم عاشق او مي باشد و به زودي با هم همسر مي شوند و من خيلي خوشحال مي باشم که خانم معلم عزيز که زني زيبا و مهربان مي باشد خيلي براي خوشبختي بابايم تلاش مي کند...." خانم معلم مي گويد:" تا همين جا بس مي باشد. ديکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوي!" من خيلي ناراحت مي باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده مي کند و ديکته هاي بد اموزي مي گويد از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم مي گويد:" من رفتم. به بابايت سلام برسان بگو پول اين تدريس خصوصي ها را مي کشم روي مهريه!! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 05 آذر 1384، ساعت 19:16 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#2
|
| |
| احسان نوشته بود: |
| با اينکه بابايم مي گويد دهانم هنوز بوي پفک مي دهد ولي من تو را عاشق مي باشم، اي دختر همساده! هر بار که با موهاي دمب موشي ات به حياط مي ايي تا لي لي بازي کني و هي دماغت را بالا مي کشي از بس هوا سرد مي باشد، دل کوچک من خيلي قنج مي رود. ان روز که در استپ هوايي توپ را بالا انداختي که "کودک فهيم" و من سوزيدم، فهميدم که در گلويت گير کرده مي باشم و اصلا فکر نمي کنم که تو از ممد فرنگيز خانوم اينا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت مي ايد. من از تو خيلي دلگير مي باشم از بس عباس اقاي بقال محله لپ تو را کشيد که "کوچولو چي مي خواي؟" و تو بي حيايانه خنديدي و من تا صبح ماهواره ممد فرنگيز خانوم اينا را تماشا کردم که غيرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت مي نشينم و با دستان کوچولويم هي گيتار مي زنم که "چه خوشگل شدي امروز" و تو از سرويس مدرسه پياده مي شوي و در حالي که با راننده گنده بک سرويس باي باي مي کني و وسط کوچه مقنعه ات را در مي اوري و من "دلم تنگه برادرجان" مي خوانم و با سوزيدنم مي سازم. ان يکي روز که معلمتان "من بادام دارم" درس داد و تو گريان امدي که "دلم بادام مي خواهد" من به تو خيلي بادام دادم و تو خنديدي و نفهميدي که من به چه دلهره از اجيل فروشي سر کوچه بادام را دزديدم و اقاهه به من گفت:" فسقلي الدنگ!" تو خيلي خوشگل قشنگ مي باشي ولي هيچ وقت به زيبايي خانم معلم ما که فاميل سوفيالورن اينا مي باشد نمي رسي و بابايم عاشق او مي باشد و به زودي با هم همسر مي شوند و من خيلي خوشحال مي باشم که خانم معلم عزيز که زني زيبا و مهربان مي باشد خيلي براي خوشبختي بابايم تلاش مي کند...." خانم معلم مي گويد:" تا همين جا بس مي باشد. ديکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوي!" من خيلي ناراحت مي باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده مي کند و ديکته هاي بد اموزي مي گويد از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم مي گويد:" من رفتم. به بابايت سلام برسان بگو پول اين تدريس خصوصي ها را مي کشم روي مهريه!! |
اي ول تراوش ذهن
عجب ذهن عشقولانه اي |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 آذر 1384، ساعت 23:04 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#3
|
| |
شاهکار فرزندان شايسته ايران زمين:
با کلمات زیر جمله بسازید:
۱- خانه: من با کلمهی خانه یک جمله ساختم.
۲- مادر: من با کلمهی مادر یک جمله ساختم.
انصافا هزار سال میتونستید همچین جملههای پستمدرنی رو، اون هم برای مدرسههای درپیتتون، بنويسيد؟ |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 895 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 14 آذر 1384، ساعت 19:32 |
|
 |
2 سال و 12 ماه پيش |
|
#4
|
| |
آره بابا
مثلا با انصاف
من بلد نيستم با انصاف جمله بسازم. |
|
_________________
من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 6468 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 13 شهريور 1385، ساعت 4:42 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#5
|
| |
بالا آوردن يک مطلب قديمي فقط براي اينکه جديدترها هم يه کم بخندند! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 13 شهريور 1385، ساعت 14:17 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2169 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 30 خرداد 1386، ساعت 17:21 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#7
|
| |
] |
_________________ ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند 
|
|
|
|
|
 |
الف  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 26 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 53 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 30 خرداد 1386، ساعت 21:57 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#8
|
| |
خيلي جالب بود ....
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|