صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 09 آبان 1384، ساعت 22:25
 3 سال و 1 ماه پيش
#1
 
عقب نشینی یا...


دانشجوی رشته ی جامعه شناسی یا علوم سیاسی دانشگاه تهران-ورودی ٨٦ ان شاءالله!

چیزی که شاید معدود کسانی حواسشان باشد، یا شاید حواسمان را پرت کرده باشند ... این است که آیا خروج از غزه تنها به دلیل فشار جهاد یا دلائل سطحی و سیاسی است؟ ... آیا مقدمه ای برای یک ضربه ی بزرگ تر نیست؟ ... متن ذیل را اولین بار در وبلاگم نوشتم ... فکر کردم بهتر باشد پخش شود، تا شاید سهمی در روشنگری اینکه این روز ها خطری بزرگ مسجد الاقصی را تهدید می کند داشته باشم.
»» دیشب ...
ديشب پشه ها ديوانه ام کردند، در حدي که هنوز درد نيش اشان مانده است(بگو آخي!) ... چند ساعتي از نيمه شب گذشته بود ... مادر هم بيدار شده بود کولر را خاموش کند، ازشون اجازه گرفتم رفتم اتاق فاطمه که پشه کش زده بودند خوابيدم،
... وحشتناک بود...
... جنگ شده بود، قهقه ي خاخام ها تمام فضاي صوتي را پر کرده بود، بوي خاک مي آمد و دود و آتش، هر کس به سويي مي دويد، صهيون ها به جان مسجد مي افتادند، صورتم را برگرداندم ببينم چه خبر است، واي، ويلنا، وااللها، وا غيرتا، مسجد الاقصي، مسجد در آتش مي سوخت، ... صهيون ها به جان مسجد افتاده بودند، در مانده بودم چه کنم، به دنبال مجاهدان مي گشتم، ديگر چه مي خواستم بکنيم، مسجد ديگر سوخته بود، به دنبال قرآن ها، منبر، ... همه چيز داشت مي سوخت، صهيون ها هم مقاومت مي کردند در برابرمان، ...
... در سوختن از درون با مسجد شريک شده بودم ...
... رفتم به سوي اش ...
... تن ها چيزي که ديده مي شد، سرخي بازتاب نور آتش بود ... و تيرگي هاي نشانه ي دود، بايد خودت امشب سعي کني ببني اش ...
... از خواب پريدم ... نگاهي به پنجره ي اتاق انداختم، نور مهتاب مي زد، هنوز صبح بود ... به زور خوابم برد ...
... امروز تمام ذهنم مشغول است ... دائم با خود از صبح مي گفتم، مسجد را چه شود، از خواب که بلند شده بودم، فکر مي کردم اتفاق افتاده است، انتظار نداشتم مادر بهم بگويد، خانواده خود مي دانند، بعد از شنيدن مرگ پدر و مادر و خواهر و معشوقه شايد بدترين خبري که بتوان به محمد مسيح داد همين است، انتظار نداشتم کسي به من بگويد، ولي اضطرابي مي گفت اتفاقي افتاده، انتظار داشتم تلويزيون را که روشن کنم خبر هتک حرمت مسجد الاقصي را بشنوم، ولي خواب شايد خبر از روز هاي آتي مي داد يا شايد هم فيد بکي بود به سال ها قبل، زماني که، واي حتي نمي توانم بيان کنم، مي سوزد اعضاي بدنم ...
... به مادر که گفتم، خنديد، گفت خواب هايت هم لبناني و فلسطيني شده است، راست مي گويد، زياد از اين خواب ها مي بينم، شايد به جز خواب هاي متناوب و گَه گَهي شب هاي حلم*، اين خواب ها تن ها خواب هايي است که مي بينم ...
... پري روز بود ...
... استاد علي، انگار داشت روضه مي خواند، مي گفت مسجد که خراب شد، بايد چادر سرمان کنيم بياييم بيرون، آخر خجالت است، بد بختي است، گفتم مي رويم ... برويم؟ ... گفت پسر مگر تو امام نداري که حکم جهادت دهد؟! ..
... فکر کرده اي خيلي سخت است؟ ... فکر مي کني چرا نمي کنند؟ ...
... انقدر هم سخت نيست، زير بيت که خالي است، کارش يک سري موشک است و کاتيوشا، خاک مال مي شود.!!
... ترسم بيش تر از اين است، که اين ها نشانه هاي ظهورند، و من هنوز در گندابه ي خودم دست و پا مي زنم، نماز هاي قضايم را کامل نخوانده ام، عربده کشي مي کنم و داعيه ي شهادت طلبي سر مي دهم ...
... نشانه هاي ظهور ...
... فرشته!! فرشته خانم!! همين هاست که بهت مي گويم، بن کرده اي به کتاب فلان و بهمان نگاه نمي کني، سعي مي کني نشانه هاي روايت شده ي ظهور را به زور بچسباني به حال و براي خودت توجيه اش کني، ...
... نشانه ي ظهور جلوي چشمت دارد رخ مي دهد و تو نمي بيني، چون در هيچ کتاب و روايتي ذکر نشده است، آخر الزمان در جريان است ...
... آخر الزمان، آخر الزمان خيلي وقت است که در جريان است ... خيلي وقت است، از زمان ضربت خوردن اميرالموءمنين -عليه السلام و آله وسلم- ...
... آخر الزمان همين بس که محمد مسيح از اميرش -ع- هيچ نمي داند، چه برسد به جواد الائمه و غير -عليهم السلام- ...
... آخر الزمان همين بس ... که قرآنت حتي اگر دم تاقچه ي اتاقت خاک نخورد، خواندنش شده است خواندن روزنامه برايت، چه از آيه ها مي خواهي خودت هم نمي داني، اصلا نمي فهمي چرا اين قرآن را دستت گرفته اي؟ ... با خواندنش حتما برايت قصر طلا مي سازند، حتي اگر بسازند چون به نسبت عملت است، به همان اندازه اي سست و است و روزي بر سرت خالي مي شود، که اين خواندن طوطي وار آيات ...
... گفتم خوب استشهادي ها را بفرستند، خواستند نزديک شوند دفاع کنند...
... الکي که نمي شود جنگ راه انداخت ...
... موعد تخريب نزديک است

»» آيا شک نکرده اي؟
- آيا شک نکرده اي، اين همه شهرک نشين به کجا خواهند رفت؟
- آيا شک نکرده اي، به اين که اين همه شهرک نشين چطور به صورت منظم منتقل شدند؟
- آيا شک نکرده اي، چرا صهيون ها اگر اين اقدام يک اقدام خيانت کارانه بوده هيچ کس را نکشتند و حتي به شاروني که منزلش تا به حال چند بار مورد اصابت موشک هاي قسام قرار گرفته آسيبي نرسيد؟
- آيا شک نکرده اي، چرا اين اقدامات در نزديکي موعد تخريب مسجد الاقصي انجام مي شود؟
- آيا شک نکرده اي، يهودياني که تا ديروز بي دليل، شايد هم با دلائل مذهبي، عيد پوريم مي گرفتند، 75 هزار ايراني را قتل عام مي کردند، فلسطينيان را قتل عام مي کردند، خشم اين اتفاق را چگونه خالي خواهند کرد؟
- آيا شک نکرده اي، صهيونيست دليل اين عقب نشيني را حضور فلسطينيان و تلاش جهادي اشان بدانند، آيا اين موجب ايجاد نفرت عظيم در کودک و نوجوان صهيونيست نمي شود؟
- آيا شک نکرده اي، اگر مسجد الاقصي اي نباشد چه قدر از سمبل و آرمان مسلمين براي آزادي فلسطين کم خواهد شد؟
- آيا شک نکرده اي، پس از اين عقب نشيني چهره ي جهاني رژيم صهيونيستي چگونه خواهد بود؟
- آيا شک نکرده اي، در حالي که از هر ده ها کشتار فلسطينيان و کودکان مسلمان تن ها يکي توسط رسانه هاي غربي** اعلام مي شود، ولي حتي زخم برداشتن، يا گريه ي يک صهيونيست چه قدر بزرگ مي شود؟ (قبل از اينکه بگويي تو از رسانه ي غربي چه مي داني پسرک امل حزب اللهي، مي گويم ناراحت نباش به مدد آقاي خاتمي ماهواره در دسترس و اختيار ما هم هست.)
- آيا شک نکرده اي، چرا انفجارات لندن با اين که اثبات نشد به نام مسلمين سند خورد؟
- آيا شک نکرده اي، ... ديگر فکر کنم هندلت خوب چرخيد و موتورت راه افتاد کمي روزنامه بخواني و اخبار گوش کني شک هاي ديگر هم مي فهمي، حيف که انگشتان سر تايپ خسته مي شوند و مديون سرزمين زيتون ...


»» بي پرده نگاه کن ...
مي تواني بي پرده فکر کني و حدس بزني،
فکر کني که اين همه شهرک نشين مي روند، جمع بشوند، براي اقدامي بزرگ تر، اقدامي که براي خاخام ها از تخليه ي غزه و کرانه ي باختري پر اهميت تر است، اقدامي که نيروي زيادي مي طلبد، و براي تحريک براي به وجود آمدن اين نيرو ، خشمي نياز است بسيار ... مي تواني فکر کني خاخام ها و شارون و کل رژيم صهيونيستي قرار گذاشته اند، مسجد الاقصي در عين مقاومت مسلمين با نيرويي زياد تخريب شود، اين نيرو با تحريک و خشمگين کردن صهيونيست ها از دست فلسطينيان تامين شود، و بعد همه اشان را يک جا جمع کنند،
مسجد که خراب شد، خيلي را حت خبر ها را بپوشانند با چند انفجار اين ور و آن ور دنيا يا ذهن ها را منحرف کنند، يا با استفاده از تروريسم و 11 سپتامبر و غيره مبارزه با مسلمين را توجيه کنند، مسجد الاقصي هم که خراب شد، ديگر خراب شده است، کسي کاري نمي تواند بکند، اعراب هم از ترس يک جنگ ديگر و شکستي بد تر از قبل از جاي اشان تکان نخواهند خورد.
حال نزديکي آخر الزمان، حضور سفياني و جنود الشيطان را لمس کردي؟

محمد مسیح مهدوی - لوح دانشجو

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 26 آبان 1384، ساعت 22:49
 3 سال پيش
#2
 
سنت الهي

وقتي که شما خودتان مهيا شديد براي اينکه تحت بار ظلم برويد سبب مي‌شود که ظالم پيدا شود، هر چه بيشتر براي ظلم خضوع کنيد ظالم بيشتر فشار مي آورد ( ولي ) وقتي که مهيا بشويم براي جلوگيري از ظالم ، ظالم عقب مي نشيند..... اگر شما يک قدم جلو برويد او عقب مي رود، اين يک سنت الهي است.
( امام خميني )

آيينه انديشه

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 26 آبان 1384، ساعت 22:52
 3 سال پيش
#3
 
به نقل از بازتاب

دادگاه رژيم صهيونيستي، افسر اسرائيلي را كه يك دختر فلسطيني را به رگبار بسته بود، تبرئه كرد.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «لوس‌آنجلس‌تايمز»، اين افسر اسرائيلي، متهم است كه جسد يك دختر سيزده ساله فلسطيني را پس از كشتن وي با گلوله توسط نيروهايش به رگبار بسته است.

اين افسر كه عنوان شده نامش كاپيتان R است، اعلام كرد كه پس از مرگ دختر در غزه، تنها دو بار به وي شليك كرده، اما شاهدان عيني، شهادت داده بودند كه وي از سر تا پاي دختر را به رگبار بسته است.

دختر فلسطيني كه «ايمان حماس» نام داشت، در پنجم اكتبر 2004، در حالي كه در راه رفتن به مدرسه خود در «رفح» بود، ‌مورد اصابت بيست گلوله قرار گرفته است.
به گفته مقامات اسرائيلي، علت تيراندازي سربازان به وي، اين بوده كه فكر كرده‌اند، دختر در حال حمل بمب است!

جالب اينجاست كه دادگاه رژيم صهيونيستي، براي رسيدگي به اصل ماجرا، يعني قتل دانش‌‌آموز فلسطيني تشكيل نشده بود و حتي درباره شليك دو تير خلاص به اين دختر سيزده ساله كه مورد اعتراف افسر اسرائيل بود، نيز حكم محكوميت وي صادر نشده، بلكه صرفا عدم اثبات شليك هجده گلوله اضافي، باعث تبرئه افسر صهيونيست شده است!

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 09 آذر 1384، ساعت 17:09
 3 سال پيش
#4
 
موسا! چهل شب شد...
رضا اميرخاني

موسا! چهل شب شد، تو سي شب وعده كردي - - - چشمم مكوكب شد، تو سي شب وعده كردي

چشمانِ من از بدر و سلخِ ماه پر شد - - - از اشكِ من هر شب پي‌آبِ چاه كر شد

چشمانِ من بر راه خشكيدند موسا! - - - جز وهم جز واهي چه مي‌ديدند موسا!

چشمانِ من تقويمِ بي‌رحمِ زمانند - - - بشتاب موسا بيش از اين ترسم نمانند

چشمم تو مي‌داني كه عمري سربه‌راه است - - - آبستنِ اشك است و پلكش پابه‌ماه است

بغضم اگر اين باد تركانيد با كه؟ - - - خونم اگر اين باد خشكانيد با كه؟

اي باد! بادِ هرزه! كاش آخر بميري - - - دردي چو دردِ سينه‌سوزِ من بگيري

از سوي او مي‌آيي و بويي نداري - - - از كوي او مي‌آيي و سويي نداري

چشمانِ من بازي‌چه‌ي سرگشته‌گي‌هات - - - دل‌خسته از كاوش درونِ خسته‌گي‌هات

چشمم غبارآلوده اما در سفر تو - - - چشمانِ من صاحب‌عزا، صاحب‌نظر تو

چشمِ من اين دشتِ مشوش شام پاليد - - - با من بگو اي باد، بي‌هوده كه ناليد؟

با من بگو در ناله‌هايم زوزه‌ي كيست؟ - - - بر استخوانِ صورتم شب پوزه‌ي كيست؟

با من بگو دشت‌آشناي طور رفته - - - مي‌دانم اين را: هر كه رفته كور رفته!

با من بگو گرنه صبوري واگذارم - - - اين سينه‌ي تفتيده فريادش درآرم:

موسا چهل شب شد تو سي شب وعده كردي - - - چشمم مكوكب شد تو سي شب وعده كردي

موسا بلا در خانه افتاده‌ست، برگرد! - - - محصولِ حيراني‌ت بر بادست، برگرد!

دستت تقلب، اژدهايت ساحري شد - - - شيطان‌مان هارون، خدامان سامري شد

اين‌جا نفس را باد و خون را آب برده‌ست - - - گويا -معاذالله- خدا را خواب برده‌ست

هر شب نخوابيدم فقط بگريستم من - - - گر تو نخوابيدي، بفرما كيستم من؟

من كيستم؟ وامانده‌اي بي‌كس، غريبي - - - پس‌مانده‌اي از قرن‌هاي بي‌شكيبي

در خنبِ افلاطون مرا تخمير كردند - - - در گنگ نعشم را سپس تطهير كردند

زان پس مرا بودا به ديرِ خود پذيرفت - - - من را به شرِ خود، به خيرِ خود پذيرفت

خاكسترِ مردارِ هندوها تنم بود - - - يعقوب، بوي يوسفش پيراهنم بود

اين گونه از آغاز تا انجام رفتم - - - از اندلس تا قونيه تا شام رفتم

دربارِ بشكوهِ سليمان خوب ديدم - - - اما عصاي ماندنش را چوب ديدم

القصه، چون خس تا خودِ گرداب رفتم - - - در قلزمِ خون رفته‌-رفته آب رفتم

هر موج آهنگِ جنونم مي‌شناسد - - - دريا هنوز از طعمِ خونم مي‌هراسد

آي! اي خسِ سكان‌شكسته بيم داري؟ - - - يا حالتِ دريازده‌يْ بدخيم داري؟

اي غرقه در خويش اينك ايام برات‌ست - - - تنها در اين دريا سفينه‌يْ ما نجات‌ست

ناگاه مصباح‌الهدي ره را نشان داد - - - اما كسي ديگر به جايم سر تكان داد

پس سينه‌ي تنگم به تندي چاك دادند - - - خونم گرفتند و عصاره‌يْ تاك دادند

ما را به مستي گوييا افسانه كردند - - - دل را خوشِ خوش‌رو، پيِ پيمانه كردند

بر آزمونِ سينه‌ي من قصد كردند - - - فصادي آوردند و عزمِ فصد كردند

ديدندم و جز مستي‌ام هستي نديدند - - - زان‌پس به پيله‌يْ هستي‌ام مستي تنيدند

هي محتسب! مستي مگر؟ بد مي‌زنندم - - - رندان به جرمِ مستي‌ام حد مي‌زنندم

گفتند مستي تو، سيه‌مستي تو، مسكين - - - علامه المهدي رحمٌ بالمساكين

هر شيعه‌اي اين‌جا نه مسكين، مستكين است - - - آقا دلِ مردم، دلِ مردم غمين است

زنگارِ غم بر نقشِ بشكوه اوفتاده - - - صد تيشه‌ي بشكسته در كوه اوفتاده

شيرين، سيه‌عاشق، از اندوه اوفتاده - - - از خسته‌گي فرهادِ نستوه اوفتاده

فرهاد، كوهي‌ مردِمان خانه‌نشين است - - - آقا دلِ مردم، دلِ مردم غمين است

آقا زبانِ شاعري در كام خشكيد - - - خونِ قلم در بندهاي دام خشكيد

اسطوره‌هاي شاعري‌مان مرده بودند - - - حقِ خدا، حقِ بشر را خورده بودند

ديگر سكوتم مولوي، ديگر نيارزد - - - در گور باشي، استخوان‌هايت بلرزد

سنگينيِ دوران كه حشرِ كائنات‌ست - - - كي فاعلاتن فاعلاتن فاعلات‌ست؟

ديگر زمانه‌يْ شمسِ تو ديگر گذشته‌ست - - - اين آب يا نه، بل‌كه خون از سر گذشته‌ست

وقتي كه خون بر زخمِ شمسم لخته مي‌شد - - - اي مولوي دكانِ شمست تخته مي‌شد

شمست اگر با پاي دل بر آب مي‌رفت - - - در فاو شمسِ من تهِ مُردآب مي‌رفت

گر عشق شمست را به ميدان يكه‌اش كرد - - - ميدانِ مين شمسِ مرا صد تكه‌اش كرد

شمست طبيبِ حاذقِ دل‌ها اگر بود - - - در هورِ عمران شمسِ من امدادگر بود

وقتي گمان بردي كه شمست در بهشت‌ست - - - در جبهه شمسِ من وصيت مي‌نوشته‌ست

بگذار در كنجِ خراباتش بميرد - - - تا شمسِ من سهمِ غذايش را بگيرد

شمسِ من اينك مسجدالاقصاست، اي دوست - - - در ناصره، در صور، در صيداست، اي دوست

هر جا شهيدي رفت شمسِ من همان‌جاست - - - هر جا دلي مي‌تفت شمسِ من همان‌جاست

هر جا اسيري مرد شمسِ من همان‌جاست - - - هر جا كه پيري مرد شمسِ من همان‌جاست

اما خوارج آن‌قدر تزوير كردند - - - تا شمسِ زخميِ مرا زنجير كردند

از هر درختي چوبه‌ي داري نشاندند - - - شمسِ مرا آخر به بيماري كشاندند

در آسمان خطِ مرزي پر بريدند - - - با شيشه در بزمِ سنندج سر بريدند

شمسِ مرا در سينه‌ي من خاك كردند - - - اشكِ مرا با خونِ شمسم پاك كردند

تاراجِ تاتاري در آن هنگام رو شد - - - مردن ز بيماري از آن ايام خو شد

بردند و بشكاندند و سوزاندند و رفتند - - - هر شيءِ بي‌قيمت گريزاندند و رفتند

انديشه‌ي من، مرتجل‌هاي تو را هم - - - ديوانِ اشعار و غزل‌هاي تو را هم

اسب و تفنگ و مهر و تسبيحِ مرا نيز - - - اذكار و قرآن و مفاتيحِ مرا نيز

تك دل‌خوشيِ مانده‌ام خونِ همو بود - - - بوئيدنش هر روز و هر شام آرزو بود

خوني به رنگِ سوخته، رنگِ دلِ او - - - خوني به وزنِ عشق، هم‌سنگِ دلِ او

مردانِ نامردي ولي انديشه كردند - - - خونِ دلِ شمسِ مرا در شيشه كردند

پاداشِ عمرِ عاشقي آيا همين است؟ - - - آقا دلِ مردم، دلِ مردم غمين است!

زرتشت اين‌جا نيز اهورايت غريب است - - - بر دردِ دل‌هامان اوستا بي‌طبيب است

از گاته‌هايت اندكي ما را نصيب است - - - تنها نشيدِ مانده‌مان امّن يجيب است

آقا دلِ مردم، دلِ مردم غمين است - - - اينك زمانِ وصلِ مردِ واپسين است

پلكي اگر عمرم نمي‌پايد، نپايد - - - گر بودنم يك‌دم نمي‌شايد، نشايد

من جانِ خود را پاي يك‌دم مي‌فشانم - - - عمري‌ست تن را بهرِ آن دم مي‌كشانم

دستي به تيغِ منتقم بفشاري و بعد - - - بغضت به خشمِ خويشتن بسپاري و بعد

دستي به كعبه گيري و در عشق‌بازي - - - از سينه‌ي بشكوهِ خود فرياد سازي:

«هان يا لثاراتِ الحسين از جاي خيزيد - - - نفسِ پلشتِ خود به زيرِ پاي ريزيد

اي امتِ وامانده، بي‌كس، نوز زاري؟ - - - تا كي خمودن در لباسِ سوگ‌واري؟

ديگر نه هنگامِ صبوري و درنگ است - - - تكليف بر هر مستطيعِ شيعه جنگ است!»

هر سالِ ما را جنگ عام‌الفيل كرده‌ست - - - اشكِ محمد(ص) دشتِ ما را نيل كرده‌ست

گويا عصاي موسوي هم خوش‌نشين است - - - موسا! دلِ مردم، دلِ مردم غمين است...


برگرفته از كتابِ «هفت سپهر، گزيده‌ي هفت شبِ شعرِ انقلابِ اسلاميِ علامه حلي» انتشاراتِ سمپاد

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 09 آذر 1384، ساعت 22:57
 3 سال پيش
#5
 
آغاز انتظار يعني چه؟

فرصتي ندارم تا توضيح مبسوط دهم که منظور من از راه اندازي يک تاپيک موازي در تالاري که فراوان پر است از تاپيکهاي موازي و متعامد و مورب و منحني چه بوده است.
مدتي است يکي از دوستان عزيز ما مطالبي در موازي‌ترين موضوع به اين يکي مي‌نگارد که...
که از بين مطالب مختلفي که در تالار در مدت اخير به طور پراکنده در زيرشون خط کشيدم، اين يکي رو براي گير دادن انتخاب کردم؛ چون تقريباً مي‌شه گفت با اينکه به شوخي غريب رو بي‌جنبه صدا مي‌کنم، ولي باجنبه‌ترين عضو تالاره.
البته با تمام اين حرفها، چون يکبار قبلاً بعضي‌ها تهديد شدن که اون موضوع امام زمانه و بحث رو منحرف نکنيد و از اين صوبتا (:دي) گفتم که موازي سازي کنيم، کي به کيه؟ وقتي تو ديوونه خونه شعر و معما ميگن و تو مشاعره هذيان!

کمي فکر کنيم، راز بقاى ايران چيست؟

اول بگم که جرأت نمي‌کنم راجع به محتوي مطالب غريب اظهارنظر کنم که در حد من نيست و به علت درازي هم همه رو نخوندم و چيزهاي غريبه زيادي مي‌شناسم که تأييد هم مي‌کنم و شايد اينها هم از اونها باشه، خصوصاً که نام بزرگاني در ميونه.
چند تا مطلب بيربط رو ميذارم کنار هم، تا بعد سر فرصت نتيجه گيري کنم:

1- احمدي‌نژاد انجمن حجتيه‌اي است.
2- سگ گريان در حرم.
3- هاله نور در سازمان ملل.
4- امام زمان پا شده اومده جمهوري اسلامي رو نگهداري کنه!
5- داستانهايي که اخيراً خيلي از مداحان و منبري ها از رؤيت امام زمان در رؤيا و بيداري ذکر مي‌کنن.
6- برخي افراد که خصوصاً تو مجالس زنونه به اسم ارتباط با امام زمان و نيابت و از اينجور صوبتا ادعاي شفاعت و شفا و واسطگي دارن و يه چند نفري هم دستگير شدن.
7- اخيراً کتابهاي زيادي (خصوصاً به لطف ارشاديهاي قبلي) درباره ديدار با امام زمان و از اينجور چيزا چاپ شده.
8- صحبتهاي بوش با يکي از مقامات يا روحانيون صهيونيست: خدا به من گفت جرج برو افغانستان رو آزاد کن.
9- تلاش گسترده آمريکا براي صدور دين "آمريکايي"
10-
نقل قول:
فرض کنيم شيعيان و محبان خودشون رو براي ظهور آماده کردن و هر روز و هر شب انتظار ظهور رو کشيدن. بعد يه نفر اومد ادعا کرد امام زمانه. اون وقت شيعيان و محبان از کجا بايد بدونن اين حرف راسته يا دروغ؟ از روي نشانه هاي ظهور. اگه نشانه هاي ظهور رو ندونن چي؟ از کجا معلوم از روي غفلت امام زمانشون رو تکذيب نکنن يا حتي جلوش نايستن به روش شمشير نکشن؟ يکي از وظايف شيعيان در دوره غيبت اينه که علائم ظهور رو بشناسن. "تك‌تك ما بايد مطالعاتمان پيرامون امام مهدي(عج) ، عصر ظهور و اتفاقات و مسائلي كه در آن زمان به وقوع خواهند پيوست را بالا ببريم تا هنگام قرار گرفتن در آن شرايط ، هم از افتادن در گرداب فتنه‌ها در امان باشيم و هم هر كداممان وظيفه‌ي خويش را بشناسيم ."


11- قرآن در آيه هاي مختلف روز قيامت رو نزديک دونسته!
از اين نزديک فکر مي‌کنيد چند مدت گذشته؟
40 هفته؟
1450 سال؟
1975 سال؟
3000 سال؟
کمتر؟ بيشتر؟

12- و خيلي چيزهاي ديگه...

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 09 آذر 1384، ساعت 23:02
 3 سال پيش
#6
 
عجالتاً چون بايد برم بگم که يه نگاهي هم به اين موضوع که غريب زده بندازيد:

نشانه هاي شيعيان

از اونجايي که يک مطلب اصولي و محکمه، خيلي به بحث کمک ميکنه.

...ميرم مطلب جمع کنم، زود بر ميگردم!

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 09 آذر 1384، ساعت 23:45
 3 سال پيش
#7
 
تذکاري ديگر:

شريعتي:

شناخت علي- ذهنيت - است.
و حب علي - احساس-

اما تشيع علي

- عمل - است

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 10 آذر 1384، ساعت 22:48
 3 سال پيش
#8
 
تذکاري ديگر:


به قول ملاي رومي؛
مصطفي را وعده داد الطاف حق
تو نماني و بماند اين سبق

اينو ميخواستم ذيل بحث "سگي در حرم" بزنم، که ترجيح دادم ادامه رو به اينجا بکشونم؛ عجالتاً هر چي اين تو روزگار اتفاق مي افته يه سرش رو ميشه به امام زمان (عج) ربط داد.

روح دين اين است که اگر آدم و نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمد (عليهم صلوة الله) هم بميرند، "برج و باروي" دين آسيب نمي بيند؛ چرا که حق نمي گويد اين پيامبران که اکثريتشان چوپان بوده اند، از فره ايزدي بهره مندند و خونشان خدائيست.

در سالهاي اخير خيلي افراد بحث آسيب به دين رو مطرح کرده اند، ولي قرآن مي گويد: "أفإن مات او قتل انقلبتم على اعقابكم" آيا اگر رسول بميرد يا کشته شود به گذشته (جاهلي) خود باز مي‌گرديد؟

آيا بحثهايي بي ارزش که توسط دستهايي که با همکاري اغراض مادي و دسيسه دشمن و حماقت جاهلان و با رواج انديشه ها و آراي "اخباريون" مي‌خواهند اذهان جوان رو منحرف کنن و تحت تأثير قرار بدن که اسلام يعني اين.
اسلام يعني اين که در يک گوشه اي از يک شهر فلان کس شفا يافته يا فلان کس فلان خواب رو ديده و مثل اون آقايي که ادعا کرده بود در خواب ديده بود که برجهاي دوقلو رو منفجر مي کنن. و بعد از مدتي که جوان ديد اين رهبران دروغين به جايي هدايت نمي کنند جز نمونه اون "دعاي کنکور"، از دين جدا ميشه.

لذا جوونهاي اين مملکت که در چند نسل گذشته به شدت در همه جبهه ها حامي اسلام حقيقي بودن بايد توجه داشته باشند که آيا اگر آن رهبران اوليه مردند يا کشته شدند، "انقلبتم علي اعقابکم"؟
آيا وظيفه ما اين نيست که "قل إنما أعظكم بواحدة أن تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفكروا" شما را به يک چيز سفارش مي کنم و آن اينست که براي خدا يکي يکي يا دوتا دوتا به پاخيزيد و حتماً هم تفکر کنيد. هم قيام و هم تفکر هر دو دستور است، تفکر بي قيام به کجا مي رسد بجز انجمن حجتيه و قيام بدون تفکر به کجا مي رسد بجز مجاهدين خلق و تابعين امروزه آنها، برخي دوستان انجمني (البته برخي!). البته براي قيام شرط نگذاشته، اگر دو نفر هم بوديد قيام کنيد، اگر يک نفر هم بوديد قيام کنيد!

مطلب زيبايي در سرمقاله کيهان به قلم شريعتمداري (تواب ساز!) در مدح امام صادق بود به نام پرتوي از رخ او
نقل قول:
... و امام راحل ما (ره) يكي از شاگردان مكتب امام صادق عليه السلام بود و خلف حاضر او نيز... و حركت اين سايه، زان شاخ گل است...
امروز در حالي، سالروز شهادت امام صادق عليه السلام، احياگر مكتب تشيع - اسلام ناب محمدي (ص)- را به سوگ مي نشينيم كه آن امام همام، ديگر مانند ايام شهادت خود، غريب نيست... اگرچه غريبانه به شهادت رسيد... امروز به بركت او، همه شواهد و قرائن حكايت از آن دارد كه آينده از آن ماست و اسلام تمامي سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهدكرد... دشمن اين واقعيت را درك كرده و هم از اين روي سراسيمه به مقابله آمده است و تازه، اين همه از نتايج سحر است و فقط شعاعي از ساحت مقدس امام صادق عليه السلام است كه بر جهان تابيده... و به قول خواجه شيراز؛

پرتوي از رخ او در دل منصور افتاد
اين همه ذكر اناالحق به سماوات رسيد


امام صادق، زنده کننده اسلام علمي و غير خرافي بود. کسي که معناي فرهنگ و تمدن اسلامي در ميان خفقان و ظلم يکي از غيراسلامي ترين حکومتهاي تاريخ را تبيين کرد و غبار از چهره اسلام برداشت. او مرد يا کشته شد، فرزندان و شيعيان او سخنش را به ما رساندند. آنها نيز مردند يا کشته شدند؛ اما اگر مردند "انقلبنا علي اعقابنا"؟

معناي دقيق اين آيه و منظوري که دارد، انتظار است؛ انتظار حقيقي از کلام صاحب همه زمان ها و مکان ها، حضرت حق!

باشد تا فرزند صادق(ع) و ذخيره آخر حق ظهور کند، آن وقت...

پرتوي از رخ او در دل منصور افتاد - - - اين همه ذكر اناالحق به سماوات رسيد

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 12 آذر 1384، ساعت 21:26
 3 سال پيش
#9
 
بازتاب


تلاش براي ساخت رقيب مسجد جمكران در شازند اراك!

به تازگي يك خانم مدعي ارتباط با امام زمان(عج) مي‌كوشد با كمك وضع مالي مناسب خود، به گسترش جلسات خويش پرداخته و از اين راه، هواداران بسياري از ميان زنان و دختران پيدا كرده و ديدگاه‌هاي خود را به آنان بقبولاند.

به تازگي گروهي از هواداران يك خانم مدعي ارتباط با امام زمان(عج) به پخش گسترده كتاب‌ها و نوارهاي وي در مدارس دخترانه شرق تهران مي‌پردازند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين زن كه خود را مرتبط با امام زمان(عج) معرفي مي‌كند، در تازه‌ترين اظهارات خود مدعي شده است كه «جمكران جايگاه دوستداران واقعي آقا نيست و ايشان به من دستور داده‌اند تا در شازند اراك، حسينيه‌اي برايشان بسازم».

خانم «ف ـ ا» كه يكي از كتاب‌هايش در نمايشگاه قرآن نيز به نمايش درآمده است مي‌كوشد با كمك وضع مالي مناسب خود، به گسترش جلسات خويش پرداخته و از اين راه، هواداران بسياري از ميان زنان و دختران پيدا كرده و ديدگاه‌هاي خود را به آنان بقبولاند.
بنا بر برخي گزارش‌ها، نامبرده از سوي مأموران انتظامي نيز شناسايي شده است.

گفتني است، مسجد جمكران در قرن چهارم هجري توسط «حسن‌بن‌مثله جمكراني» در زمين كشاورزي وي بنا شد. به گفته وي، ساخت اين مسجد بر اساس دستور حضرت ولي‌عصر(عج) در خواب به او انجام شده و دستور داده شده تا شيعيان، اين مكان را عزيز بشمارند.
هم‌اكنون بسياري از مشتاقان آن حضرت، به ويژه در شب‌هاي چهارشنبه به مسجد جمكران مي‌روند و نماز تحيت اين مسجد را به جاي مي‌آورند.

_______________________________

اکتيو:
لازم به ذکر است کتابهاي اين خانم و چند کتاب ديگر که راجع به کرامت او و کتابهايش نوشته شده، در چندسال اخير در سطح وسيعي منتشر و چاپ شده است و معمولاً در غرفه‌اي که عرضه مي شود، دو سه نفر (اکثراً خانم يا دختر جوان) به طور شفاهي نيز درباره کتاب و کرامت نويسنده آن تبليغ کرده و بروشورهايي در اختيار مردم مي‌گذارند.

همچنين گسترش فعاليتهاي او به خصوص در محافل زنانه جاي نگراني ويژه اي به خصوص در سوءاستفاده از احساسات مذهبي مردم و ايجاد تنش اجتماعي و يا سوءاستفاده مالي وجود دارد.

اميدواريم که مسؤولين و نيز علما و آگاهان حوزه برخلاف موارد مشابه ديگر، قبل از گسترش بيش از پيش از اينگونه فعاليتها با آنها مبارزه کرده و سرچشمه آن ها را بيابند.

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است [ نظر سنجي ] سلام خاتمي!
4
پاسخها: 25 بیننده: 1507 نویسنده: وحيد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مجله رياضي ديوونه خونه!
2
پاسخها: 44 بیننده: 2585 نویسنده: armoazn
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است لحظه هاي قرن ناک انتظار
1
پاسخها: 2 بیننده: 212 نویسنده: Omid
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آغاز سال تحصيلي
1
پاسخها: 3 بیننده: 388 نویسنده: mhaji

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: