| نویسنده |
پیغام |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 22 اسفند 1384، ساعت 21:19 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#46
|
| |
شب
چیزی نیست
جز شب.
و تو
هیچ نیستی
جز تو.
زمزمه کشک است
و نوازش پشم...
از آن لحظه های قرن ناک انتظار
و از آن دقایق طربناک چیرگی
- بگذار بگویمت -
فردا
جز ردّ موازی ناخنها بر پشتی فرتوت
هیچت باقی نمانده است..
به یاد داشته باش که شب
هیچ نیست
جز شب.
و او
هیچ نیست
جز او.
بگذار بخوابد
و صدای خرناس لطیف اش را گوش جان سپار..!
Source: Taftestan Blog |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 0:52 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#47
|
| |
| Omid نوشته بود: |
شب
چیزی نیست
جز شب.
.......
Source: Taftestan Blog |
آقا شما يک جورايی در ثبت نام رسمی در اين تالار طفره ميرويد
لطفا يک سری به اينجا بزنيد here ما همگی ديوانه های licenced هستيم |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 25 اسفند 1384، ساعت 11:37 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#48
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
گاو حيوان قشنگي است
و سرش بر تنش است*
و صدايش مومو
ميخورد يونجه و کاه
ميدهد شيـرِ پگاه
چارپايان خوبند
پس بيا گاو شويم
و به انسان دو پا پز بدهيم!
چه کسي ميگويد: پر طاووس قشنگ است؟
و صداي بلبل، مثل آواز قناريست؟
هر که گويد گاو است!
____
* کنايه از "سرش بر تنش مي ارزد" است  |
شعر جالبی بود و بحث جدیدی رو پیش کشید که من ادامش میدم:
خر و درویشی!
سال ها رو میشد از هر پیچ و خم
ارو ار میکرد با خو دم به دـــــــم
میگذشت زندگیش در عیش و نوـــش
روزگار خوبی داشت کردش فراموش
"خواس درویش بشه
درویشی عاقل بشه"
رفت سر به کوه و بیابون
به باد داد و شد بیخونمون
"گرگی رسید بر سر راه و گفت ای خر دانا
به کجا با این تمنا؟"
گفت که من خر نیستم و درویشم
خصلت و موی سپید و تسبیح و ریشم
"دیدی که درویشم؟
گرگ گیج شد وخر رو خورد
ودرویش هم رفت." |
|
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3421 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 02 فروردين 1385، ساعت 20:28 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#49
|
| |
قرار بود متني بنويسم در استقبال از بهار. اما رستاخيز طبيعت آنچنان عقل و هوشم ببرد که آن متن ناتمام، غزلي شد بي وزن.
بهار
هفت سين سفره را ما چيده ايم
گل غزل خوان گشته از شوق بهار
ميرسد از ره قناري، عطر ريحان را سوار
آسمان سبز شده
هيچ جا خاکي نيست
تو هنوزم که هنوزي!؟
مشکلت چيست که چيست؟
چاره اش چيست که نيست؟
قاصدک کرد عبور از باران
"ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم"
پدرم ديشب گفت:
نوبهار است اگر بچه خوبي باشي!
چادر شب مشکي است
خاک را کوزه گران کوزه کنند
تاک را غوره کشان غوره کنند
همه انسان هستند
هيچ کس حيوان نيست
کرگدن سنگين است...
من به او گفتم کاش
زودتر ميگفتي
پنجره همدم فردايت باد!
جاي ما در قفس طوطي نيست!
شيراز --- بهار 1385 |
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط mhaji در تاريخ پنجشنبه 03 فروردين 1385، ساعت 23:12 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 03 فروردين 1385، ساعت 9:12 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#50
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 03 فروردين 1385، ساعت 22:10 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#51
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
قرار بود متني بنويسم در استقبال از بهار. اما رستاخيز طبيعت آنچنان عقل و هوشم ببرد که آن متن ناتمام، غزلي شد بي وزن.
شيراز --- بهار 1384 |
ای جر زن
بی وزنش که اينقدر قشنگ بود وای به وزينش
بعدشم تاريخش نبايد 1385 باشه |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3421 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 03 فروردين 1385، ساعت 23:11 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#52
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
... تاريخش نبايد 1385 باشه |
به قول اميد: Oooooooops!
A subtle mistake! I just corrected it
Thanks
|
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 04 فروردين 1385، ساعت 20:05 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#53
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
| sedayedel نوشته بود: |
... تاريخش نبايد 1385 باشه |
به قول اميد: Oooooooops!
A subtle mistake! I just corrected it
Thanks
|
با انگليسيت حال نکردم! |
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 06 فروردين 1385، ساعت 0:01 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#54
|
| |
راز
زمزمه های نفس مورچه را میشنوم!
که او هم میگوید تنهایی درد بزرگان استو بزرگان تنها
در کوچه باغان مروت کودکی میگرید
موی او را کشیده اند و سرش را شکسته ولی باز هم میگرید
کلاغ سیاه است ولی کودک همچنان میگرید!
دیروز گذشت و امروز رسید و فردا میاید و میرود
ولی همچنان نیزار ها در اتشند
شمع و پروانه و بزرگ ده
همگی میروند و صدایشان نیز
اول هر سال بهار است
و اخرش زمستان و بعد از ان بهار
چرا بعد از ان زمستان نیست؟
زمستان مظلوم زمستان سرد زمستان بی اب و علف
کوله بار تنهایی اش را میکشد و میرود همچون ما
همچنان اواز میخوانم ولی دور نیستم
نزدیک هم نیستم
در دور دست ها چراغی در کویر نیز هست
که سالها خاموش است
و دیگر روشن نمیشود
فیوزش پریده و صاحبی ندارد و افراد بی اهمیت!
داخلش تنگستن و بیروننش شیشه ی سخت
همانند دل تو که شکست
صدای اواز باد در هوای بهاری اول سال
صدای گریه زمستان
زمزمه های عجیب را مژده میدهند
گربه حیوان خوبیست ولی سنگین نیست
شاید و اما و اگر همگی یکسان نیست
خزیدن بر روی خار کار هر انسان نیست!
جای ما هم که دگر اینجا نیست>>>--------------> |
|
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 06 فروردين 1385، ساعت 0:38 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#55
|
| |
| نقل قول: |
شاید و اما و اگر همگی یکسان نیست
خزیدن بر روی خار کار هر انسان نیست!
جای ما هم که دگر اینجا نیست |
Excellent! If you combine your current post-modernist views with some flavor of neo-realism and consider that contxt is in fact a form of structure not , as Drida says, a structure of the form, then may be you could find your own voice...
Try to write more an think less, let your min mind flow.. close your eyes and open your nose, then yoy will "feel" the great songs of the busses who pass by on the street and can be more in touch with yourself.
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 10 فروردين 1385، ساعت 10:09 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#56
|
| |
نیو دریا دراز!!(سبک جدید غزل های صفر گرمی)
یه توپ دارم قلقلیه سرخه سفیده ابیه غذای ما زیادیه چاره کار سه راهیه قلبت پر از سیاهیه فاضلابش چه عالیه زیر پامون دمپاییه اخر ترم زیادیه خارج برو چه عالیه ماشین ما سواریه گازش بدی هواییه گازش ندیچوگاریه دیر برسی حال گیریه زود برسی فانتزیه اینا همش قشنگه پوزت مثل پلنگه اسم بابات هوشنگه تو دهنت شلنگه یه پات داره میلنگه علی زبرو زرنگه حیف که کمی ملنگه توی تفنگ فشنگه صداش خیلی زیاده؛ گوسفند من هیکل داره سپه داره علم داره گوشه گیره بیکاره دنبال کار میگرده میکشنش میخورنش و میدوشنش فراریه به دنبال یه ماهیه ماهیه هم که عالیه دیر یا زود مردنیه دیدنیه خوردنیه ....
میدونم بد بود ولی تازه دارم این سبک رو شروع میکنم
|
|
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 12 فروردين 1385، ساعت 22:53 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#57
|
| |
دیوار
دیواری ست در کنار خانه ما
سست و گلی خاکی و شُلی
گربه ای ازروی ان گه گاهی میگذرد
پشت ان دیوار معلوم نیست
من نمیدانم پشت ان چیست؟
از دیوار بالا رفتم
پشت دیوار را دیدم
دیوار پشت نداشت
دورو برش خاشاک نداشت
پشت دیوار پر از راز بود
کاملا معلوم نبود و تنها بی پشتیش
دوست دارم پشتش را ببینم
با دوربین عکس گرفتم ولی عکسی نبود
قاب عکسی نبود
شوق تماشایی نبود
چیزی نبود
شایدم اصلا، دیواری نبود!!! |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 6466 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 14 فروردين 1385، ساعت 5:18 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#58
|
| |
| armoazn نوشته بود: |
دیوار
دیواری ست در کنار خانه ما
سست و گلی خاکی و شُلی
گربه ای ازروی ان گه گاهی میگذرد
پشت ان دیوار معلوم نیست
من نمیدانم پشت ان چیست؟
از دیوار بالا رفتم
پشت دیوار را دیدم
دیوار پشت نداشت
دورو برش خاشاک نداشت
پشت دیوار پر از راز بود
کاملا معلوم نبود و تنها بی پشتیش
دوست دارم پشتش را ببینم
با دوربین عکس گرفتم ولی عکسی نبود
قاب عکسی نبود
شوق تماشایی نبود
چیزی نبود
شایدم اصلا، دیواری نبود!!! |
و بروبچز خواستند شاعر را ببينند
اما، شاعري هم نبود!
شايد دروغ 13 بود! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 20 فروردين 1385، ساعت 23:57 |
|
 |
2 سال و 7 ماه پيش |
|
#59
|
| |
گفتندش زيبا!
زيبايي رفتني؛
شوقي نيست
اخرين برگ هم افتاد
عشق راستين، عشق پايدار
وجودي نيست
يار رفته
ردپايي ،خاک پايي نيست
انتظاري نيست
نگاهش نيست دوستانش نيست کسي نيست
دوردست ها نزديکندو اينده ها پيدا
تماشا کن تماشا کن تماشا
مردانگي، جوانمردي نيست
فداکاري
گذشته ؛اشتياق
تار يحيي
ديگر ندايش نيست
گل ها پژمرده ودوستان ازرده
معرفت
دور شده
اينجا نزديک ولي دوري ها دور تر و دور تر
زنده باد مرگ |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 21 فروردين 1385، ساعت 1:11 |
|
 |
2 سال و 7 ماه پيش |
|
#60
|
| |
| armoazn نوشته بود: |
گفتندش زيبا!
زيبايي رفتني؛
شوقي نيست
اخرين برگ هم افتاد... |
اين شعر از تو نبايد باشه. مال کي بود؟ |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|