صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:36
 3 سال و 2 ماه پيش
#1
 
مريم حيدر زاده :
*********
اين روزا
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پای كسی نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گردای رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بی ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روا آسمونمون پر از شكسته باليه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهای پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگری سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توی هر قفس يكی دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشمای همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلكه
قلبای مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشمای آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكی منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافری بر نمی گرده به خونه
چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بی كسيه
زندگيشون حاصلی از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشمای خيس و ابريشون همپای رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توی زندگی همديگر و جا می ذارن
جنس دلای آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توی نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا برای عاشقی كمه
زخمای بی ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ی بی قراريه
تنها پناه آدما عكسای يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهای مجنونه
بغضای كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستای خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلای پاك و ساده رو فدای مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبينی كسی رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت می كنن
حقا كه بی وفايی رو خوب هم رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روی برگاش می ذارن
اما شايد تو زندگی يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوی محال دارن
اين روزا بايد هممون برای هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
دردای ارغوانی رو با هم تحمل می كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگی ديدنی ميشه
بر سر پيمان می مونن دوستای خوب تا هميشه
اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نيست

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:37
 3 سال و 2 ماه پيش
#2
 
گفت و گو
من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگی كه جون فدا كن
من ميگم چشات قشنگه
تو ميگی دنيا دو رنگه
من ميگم چه قدر تو ماهی
تو ميگی اول راهی
من ميگم بمون هميشه
تو ميگی ببين نميشه
من می گم خيلی غريبم
تو ميگی نده فريبم
من ميگم خوابت رو ديدم
تو ميگی ديگه بريدم
من می گم هدف وصاله
تو ولی ميگی محاله
من ميگم يه عمره سوختم
تو ميگی قلبم رو دوختم
من ميگم چشمات و وا كن
تو ميگی من و رها كن
من ميگم خيلی ديوونم
تو ميگی آره می دونم
من ميگم دلم شكسته ست
تو ميگی خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين كنارم
تو ميگی دوستت ندارم
من ميگم بهم نظر كن
تو ولی ميگی سفر كن
من ميگم واسم دعا كن
تو ميگی نذر رضا كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگی من می شكنم من ؟
من ميگم واست می ميرم
تو ميگی نمی پذيرم
من ميگم شدم فراموش؟
تو ميگی نه ، رفتم از هوش
من ميگم كه رفتم از ياد ؟
تو ميگی نه مرده فرهاد
من ميگم باز شدی حيروون ؟
تو ميگی بيچاره مجنون
من ميگم ازم بريدی ؟
تو می پرسی نا اميدی ؟
من ميگم واسم عزيزی
تو ميگی زبون ميريزی؟
من ميگم تو خيلی نازی
تو ميگی غرق نيازی
من ميگم دلم رو بردی
تو ميگی به من سپردی ؟
من ميگم كردم تعجب
تو ميگی ديگه بگو خب
من ميگم تنهايی سخته
تو ميگی اين دست بخته
من ميگم دل تو رفته
تو ميگی هفت روزه هفته
من ميگم راه تو دوره
تو ميگی چاره عبوره
من ميگم می خوام بشم گم
تو ميگی حرفای مردم ؟
من ميگم نگذری ساده ؟
تو ميگی آدم زياده
من ميگم دل به تو بستن ؟
تو ميگی اينقده هستن
من ميگم تنهام ميذاری ؟
تو ميگی طاقت نداری ؟
من ميگم خدا به همرات
تو ميگی چه تلخه حرفات
من ميگم اهل بهشتی
تو ميگی چه سرنوشتی
من ميگم تو بی گناهی
تو ميگی چه اشتباهی
من ميگم كه غرق دردم
تو ميگی می خوام بگردم
من ميگم چيزی می خواستی ؟
تو ميگی تشنمه راستی
من ميگم از غم آبه
تو ميگی دلم كبابه
من می گم برو كنارش
تو ميگی رفت پيش يارش
من ميگم با تو چيكار كرد ؟
تو ميگی كشت و فرار كرد
من ميگم چيزی گذاشته ؟
تو ميگی دو خط نوشته
من ميگم بختش سياهه
تو ميگی اون بی گناهه
من ميگم رفته كه حالا
تو می گی مونده خيالا
من ميگم می آد يه روزی
تو ميگی داری می سوزی
من ميگم رنگت چه زرده
تو می پرسی بر ميگرده ؟
من ميگم بياد الهی
تو ميگی كه خيلی ماهی
من ميگم ماهت سفر كرد
تو ميگی تو رو خبر كرد ؟
من ميگم هر كی با ماهش
تو ميگی بار گناهش؟
من ميگم تو بی وفايی
تو ميگی بريم يه جايی
من ميگم دلم اسيره
تو ميگی نه خيلی ديره
من ميگم خدا بزرگه
تو ميگی زندگی گرگه
من ميگم عاشق پرنده ست
تو ميگی معشوق برنده ست
من ميگم به روزها شك كن
تو ميگی بهم كمك كن
من ميگم خدانگهدار
تو ميگی تا چی بخواد يار
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
پشت تو آب نمی ريزم
كه نروندت عزيزم

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:38
 3 سال و 2 ماه پيش
#3
 
رفع زحمت
حافظ كنار عكس تو من باز نيت ميكنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت ميكنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به اين بد قوليت ديريست عادت ميكنم
چه ارتباط ساده ای بين من و تقدير هست
تقدير و ويران ميكند من هم مرمت می كنم
در اشتباهی نازنين تو فكر كردی اين چنين
من دارم از چشمان زيبايت شكايت می كنم
نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنيا كه روم احساس غربت می كنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شركت ميكنم
يك شادی كوچك اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندك باشد آن را با تو قسمت ميكنم
خسته شدی از شعر من زيبا اگر بد شد ببخش
دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت ميكنم

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:38
 3 سال و 2 ماه پيش
#4
 
به خاطر من
آخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو
شب به بيابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
تو نمی خوای بيای پيشم فقط به خاطر من
من ولی سرزنش می شم فقط به خاطر تو
عشق تو پنهون ميكنی فقط به خاطر من
من دلم و خون می كنم فقط به خاطر تو
از دور تماشا ميكنی فقط به خاطر من
من دل و رسوا ميكنم فقط به خاطر تو
از خوبيات كم ميكنی فقط به خاطر من
رشته رو محكم می كنم فقط به خاطر تو
تو خودت رو گم ميكنی فقط به خاطر من
من خودم رو گم ميكنم فقط به خاطر تو
شعله رو خاموش ميكنی فقط به خاطر من
شب رو فراموش ميكنم فقط به خاطر تو
تو خنده هات غم ميزنی فقط به خاطر من
دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو
يه روز می شم بی آبرو فقط به خاطر تو
قربونی يه جست و جو فقط به خاطر تو
تو ام يه روز می ری سفر فقط به خاطر من
خيره می شن چشام به در فقط به خاطر تو
به من تو ميگی ديوونه فقط به خاطر من
جملت به يادم می مونه فقط به خاطر تو
تو من و بيرون ميكنی فقط به خاطر من
قلبم رو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو
ميگی از سنگ دلت فقط به خاطر من
يه عمره كه تنگه دلم فقط به خاطر تو
تو گفتی عاشقی بسه فقط به خاطر من
دنيا واسم يه قفسه فقط به خاطر تو
می ری سراغ زندگيت فقط به خاطر من
من می سوزم تو تشنگيت فقط به خاطر تو
تو ميگی عشق يه عادته فقط به خاطر من
دلم پر شكايته فقط به خاطر تو
ميگيری از من فاصله فقط به خاطر من
دست ميكشن از هر گله فقط به خاطر تو
توميگی از اينجا برو فقط به خاطر من
رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
رد ميشی از مقابلم فقط به خاطر من
مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
ناز ميكنی برای من قفط به خاطر من
من ميشينم به پای تو فقط به خاطر تو
نيستی كنار پنجره فقط به خاطر من
دل نمی تونه بگذره فقط به خاطر تو
تو من رو يادت نمياد فقط به خاطر من
دلم كسی رو نمی خواد فقط به خاطر تو
می گذری از گذشته ها فقط به خاطر من
می رم توی نوشته ها فقط به خاطر تو
تو منو تنها می ذاری فقط به خاطر من
من خودم رو جا ميذارم فقط به خاطر تو
دل رو گذاشتی بی جواب فقط به خاطر من
يه عمر ميكشم عذاب فقط به خاطر تو
دلت شكسته می دونم فقط به خاطر من
منم يه خسته می دونی فقط به خاطر تو
آخر ازم جدا شدی فقط به خاطر من
من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:39
 3 سال و 2 ماه پيش
#5
 
اگه تو از پيشم بری
اگه تو از پيشم بری سر به بيابون می ذارم
هر چی گل شقايقه رو خاك مجنون می ذارم
اگه تو از پيشم بری من خودم و گم می كنم
به عمر تو رو شرمنده حرفای مردم می كنم
اگه تو از پيشم بری دل رو به دريا می زنم
غرور خورشيد و با برف آرزوها می شكنم
اگه تو از پيشم بری كار من آوارگيه
خلاصه شو واست بگم كه آخر زندگيه
اگه بری شكايت تو رو به دريا ميكنم
شقايقای عالم و من بی تو رسوا ميكنم
اگه تو از پيشم بری زندگی خاكستريه
فرداش يكی خبر می ده دلت پيش ديگريه
اگه تو از پيشم بری شمعدونيا دق ميكنن
شكايت چشم تو رو به مررغ عاشق ميكنن
اگه بری پرستوها از زندگيشون سير ميشن
آهوا توی دام صيادای پير اسير می شن
اگه بری دريا پر از اشك و نياز ماهياس
شبای شهرمون مثه چشمای عاشقت سياس
اگه بری يه شب تو خواب دريا رو آتيش می زنم
نردبون آسمون و با هر چی نوره می شكنم
اگه بری پروانه ها شمعا رو خاموشن ميكنن
قنريای قفسی دل و فراموش ميكنن
اگه بری پلك گلا از غم عشق تو تره
يكی مثه من دلش از چشمای تو بی خبره
اگه تو از پيشم بری پنجرمون بسته ميشه
يه دل با صد تا آرزو از زندگی خسته ميشه
اگه بری مجنون ديگه از من و تو نميگذره
نرو بذار ببينمت باز از كنار پنجره
اگه بری من می مونم با بازی های سرنوشت
كه من رو تو دوزخ گذاشت ترو فرستاد به بهشت
اگه بری به آسمون شب شكايت ميكنم
يه شب می شينم با خدا تا صبح خلوت ميكنم
اگه بری پرنده ها بر نمی گردن به لونه
بی تو كدوم پرنده ای راه خودش رو می دونه
اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا ميكنم
برای مردن گلا بهونه پيدا ميكنم
اگه تو از پيشم بری ياسا ترك بر ميدارن
شبنما رو گل رز مگه حتی طاقت ميارن
اگه بری مردم منو به هم ديگه نشون می دن
می پرسن از همديگه كه چی راجع من شنيدن
اگه بری همه ميگن عشق من و تو هوسه
بمون با هم نشون بديم كه عشق ما مقدسه
اگه بری می لرزه فرهاد و ستون بيستون
به خاطر اونم شده تو تا ابد پيشم بمون
اگه بری می گن ديدی اين آخر و عاقبتش
ما هيچ كدوم و نمی خوايم نه رنج و ئنه محبتش
اگه بری نمی دونن شايد واست خوشبختيه
نمی دونن لذتت بعضی خوشيا تو سختيه
اگر چه وقتی تو بری ديگه من و نمی بينی
اگه بخوای هم می بايد تا فصل محشر بشينی
اما تورو جوون خودت كه از همه عزيزتری
با يك نگاهت منو تا اوون ور دنيا می بری
اگه ميشه بری يه جا به آرزوهات برسی
يا كه دور از چشمای من قلب تو دادی به كسی
برو منم با يد تو زندگی رو سر ميكنم
گاهی به اشتياق تو قلبم و پر پر ميكنم
عيدا كه شد عشق تو رو تو قلب هفت سين می چينم
با اينكه رفتی باز تو رو كنار هفت سين می بينم
غصه نخور دنيای ما سمبل بی وفاييه
هر چی من و تو می كشيم تقصير آشناييه
راستی اگه بخوای بری اين جوری طاقت می يارم
خودم بايد دست تو رو دست غربت بذارم
اگه بری دنبال تو ميام تا اوج آسمون
اون وقت می بينم همه رو پس تو نرو پيشم بمون
دلت می خواد اگه يه روز بدون من می رفتی يه جا
دنبال مهربونيات آواره شم تو كوچه ها
اگه بری يه وقت می آی می بينی مريم نداری
اون وقت بايد دسته گل و رو خاك مريم بذاری
اگه بری بيدای مجنون و پريشون می كنم
سقف دل و بر سر آرزوها ويرون ميكنم
اگه بری اينجا يه دل بمون كه صاحب اون مريمه
اگه بری دعای من بازم می ياد پشت سرت
من به فدای تو و عشق تو و فكر سفرت

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:40
 3 سال و 2 ماه پيش
#6
 
حدس
و حدس می زنم شبی مرا جواب ميكنی
و قصر كوچك دل مرا خراب ميكنی
سر قرار عاشقی هميشه دير كرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب ميكنی
من از كنار پنجره تو را نگاه ميكنم
و تو به نامديگری مرا خطاب می كنی
چه ساده در ازای يك نگاه پاك و ماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب ميكنی
به خاطر تو من هميشه با همه غريبه ام
تو كمتر از غريبه ای مرا حساب ميكنی
و كاش گفته بودی از همان نگاه اولت
كه بعد من دوباره دوست انتخاب می كنی

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:40
 3 سال و 2 ماه پيش
#7
 
خلوت يك شاعر
كاش در دهكده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت كمی ارزانی يود
كاش اگر گاه كمی لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
كاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزين خاطره مهمانی بود
كاش دريا كمی از درد خودش كم می كرد
قرض می داد به ما هرچه پريشانی بود
كاش به تشنگی پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتيم برای باران
غافل از آن دل ديوانه كه بارانی بود
كاش سهراب نمی رفت به اين زودی ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشانی بود
كاش دل ها پر افسانه ی نيما می شد
و به يادش همه شب ماه چراغانی بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهای پر از شبنم ايرانی بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگی سنگی و سيمانی بود
كاش دنيای دل ما شبی از اين شبها
غرق هر چيز كه می خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی كاش دعايی بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پايانی بود

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:41
 3 سال و 2 ماه پيش
#8
 
يك فكر ديگر
امشب تمام خويش را از غصه پرپر ميكنم
گلدان زرد ياد را با تو معطر ميكنم
تو رفته ای و رفتنت يك اتفاق ساده نيست
ناچار اين پرواز را اين بار باور ميكنم
يك عهد بستم با خودم وقتی بيايی پيش من
يه احترام رجعتت من ناز كمتر می كنم
يك شب اگر گفتی برو ديگر ز دستت خسته ام
آن شب برای خلوتت يك فكر ديگر ميكنم
صحن نگاهت را به روی اشتياقم باز كن
من هم ضريح عشق را غرق كبوتر ميكنم
شعريست باغ چشم تو غرق سكوت و آرزو
يك روز من اين شعر را تا آخر از بر ميكنم
گر چه شكستی عهد را مثل غرور ترد من
اما چنان ديوانه ام كه با غمت سر ميكنم
زيبا خدا پشت و پناه چشمهای عاشقت
با اشك و تكرار و دعا راه تو را تر ميكنم

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:42
 3 سال و 2 ماه پيش
#9
 
می دونم
زندگی پر از سواله می دونم
رسيدن به تو خياله می دونم
تو ميگی يه روزی مال من ميشی
اما موندت محاله می دونم
تو ميگی شبا دعامون می كنی
چشمه چات زلاله می دونم
توی آسمون سرنوشت ما
ماه كاملمهلاله می دونم
تو ميگی پرنده شيم بريم هوا
غصه ما دو تا باله می دونم
چشم من پر از غم نبودنت
دل تو پر از ملاله می دونم
طاقتم ديگه داره تموم ميشه
صبر تو رو به زواله می دونم
آره می ری و نمی پرسی كه اين
دل عاشق در چه حاله می دونم

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 18:42
 3 سال و 2 ماه پيش
#10
 
فاصله
گفتی كه مرا دوست نداری گله ای نيست
بين من و عشق تو ولی فاصله ای نيست
گفتم كه كمی صبر كن و گوش به من كن
گفتی كه نه بايد بروم حوصله ای نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولی حيف
تو رفتی و ديگر اثر از چلچله ای نيست
گفتی كه كمی فكر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهای نيست
فتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله ای نيست

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اهوراآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 13 آبان 1382
مجموع ارسالها: 480
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 19:44
 3 سال و 2 ماه پيش
#11
 
به نظر شما يه نفر ميتونه در يک روز اين همه شعر رو بخونه؟ Think Think Think
بهتره يه ذره احساساتتون رو کنترل کنيد و شعرها رو کم کم بتراوشونيد. Laughing
اينجوري کسي هم (مثلا احسان) مشکوک نميشه! :-&

_________________
روزی تو خواهی آمد از كوچه های باران
تا از دلـــــــم بشویی غمهای روزگـــــاران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 23 مهر 1384، ساعت 21:25
 3 سال و 2 ماه پيش
#12
 
خوب اهوراي عزيز من ميخواستم کل آلبومهاي مريم رو براتون اينجا بذارم
من برام تعداد پستهام مهم نيست Image
اگه بايد روزي سه چهار پست زده بشه چشم Image
از تذکرتون ممنون
از احسان عزيز هم معذرت ميخوام که باعث شک ايشون شدم Image

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 26 مهر 1384، ساعت 20:35
 3 سال و 2 ماه پيش
#13
 
خيال
ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود
تو در كنار من بشينی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصيب بود
چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
پاييز بود و كوچه ای و تك مسافری
با تو چه قدر كوچه ما بی مثال بود
نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سيب درخت بی ثمر آرزوی من
يك عمر مانده بود ولی كال كال بود
گفتم كمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نيست و ليكن مجال بود
يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چيزی شبيه جام بلور دلی غريب
حالا شكست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خيال تو بودم حلال بود

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 26 مهر 1384، ساعت 20:42
 3 سال و 2 ماه پيش
#14
 
نامه بی جواب
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون ديوونه ی هميشگی
فدای مهربونيات چه مكنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قاليه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم كمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی كشيدم
حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای ديدنت
برای مهربونيات نوازشات بوسيدنت
به خاطرت مونده يكی هميشه چشم به راهته
يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته
من می دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت ميميره
روزات بلنده يا كوتاه دوست شدی اونجا با كسی
بيشتر از اين من و نذار تو غصه و دلواپسی
يه وقت من و گم نكنی تو دود اون شهر غريب
يه سرزمين غربته با صد نيرنگ و فريب
فدای تو يه وقت شبا بی خوابی خستت نكنه
غم غريبی عزيزم زرد و شكستت نكنه
چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو يه وقت ناغافل نشكنی
اگه واست زحمتی نيست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم
از وقتی رفتی آسمونمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بيای حال منم اين جوريه
سرفه های مكررم مال هوای دوريه
گلدون شمعدونی مونم عجيب واست دلواپسه
مثه يه بچه كه بار اوله ميره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟
دلت می خواد می اومدم يا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده كاسه خون
همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون
يادت می آد گريه هامو ريختم كنار پنجره
داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره
يادت ميآد خنديدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا كنار در منتظرم
امروز ديدم ديگه داری من رو فراموش می كنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش ميكنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با اين كه من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عكسای نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دليل زندگی با يه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه ميشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نيستی چه كنم با اين دل بهونه گير
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هيچ وقت نگير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتی و من غريب شدم چه دنيای عجيبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه ی غصه و غمه
تحملی كه تو دادی ديگه داره تموم ميشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا هميشه
دلم واست شور می زنه اين دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلی اثر نذار
فكر نكنی از راه دور دارم سفارش ميكنم
به جون تو فقط دارم يه قدری خواهش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكی خنده هات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل می ذاره
مريم همون كسی كه بيشتر از همه دوست داره

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
nazanin340آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 18 مهر 1384
مجموع ارسالها: 287
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 26 مهر 1384، ساعت 20:42
 3 سال و 2 ماه پيش
#15
 
تا قيامت
من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگی كه جون فدا كن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگی دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگی كه خيلی ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگی من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگی من می شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردی
تو ميگی به من سپردی ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگی خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگی ببين نمی شه
من ميگم تنهام می ذاری
تو ميگی طاقت نداری
من ميگم تنهايی سخته
تو ميگی اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگی چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگی چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت

_________________
نازنينم چه دعا بهتر از اين
گريه ات از سر شوق
خنده ات از ته دل
هر غروبت دلشاد
*************
محبت از درخت آموز كه سايه از سر هيزم شكن هم بر نمي دارد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
<