| نویسنده |
پیغام |
چکامه  زبون بسته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 05 مهر 1384 مجموع ارسالها: 2 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 08 مهر 1384، ساعت 16:15 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#1
|
| |
دانته در کمدي الهي ميگويد:آنگاه که انسان به عشق راستين اجازه ي ظهورميدهد..آن ساختارهاي نهادينه ي پيشين نابود ميشود و توازن هر چه درست و حقيقت ميپنداشتيم بر هم ميخورد.جهان زماني حقيقي است که انسان عشق را بشناسد...پيش از آن زندگي ميکنيم..با اين خيال که عشق را ميشناسيم..اما شهامتش را نداريم تا آنطور که هست با آن روبه رو شويم..... |
|
_________________ Mishe Mesle Ye ghatre Ashk Baziharo Az Cheshmet Bendazi , Vali Hichvaght Nemitooni Joloye Ashkio Begiri Ke Ba Raftane Baziha Az Cheshmat Jari Mishe !!!
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3392 اعتبار کسب شده: 3583 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 13 مهر 1384، ساعت 2:41 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#2
|
| |
از عشق چه بنويسم
آيا ژرفايش را با عدد ی ميتوان قياس کرد
آيا رنگش را در دنيای مادی ميتوان ديد
کدامين سال است که رنگش رنگ عشق بوده باشد
آيا واژه ای يافته ای که بتواند حد غمها و شاديهايش را بيان کند
کدامين وزنه تا به حال سنگينی درد عشق را سنجيده است
نقش عشق را تا به حال در کدامين گالری دنيا به تصوير کشيده اند
عشق آنيست که نگفتنيست نه آنچرا که ميگويند
ای کاش قلم از جنس عشق بود و کاغذ از جنس روح تا بتواند معنا را لمس کند
وگرنه به نثر کشيدن کلمات قليلی که من ميشناسم شايد تنها لرزاندن تن دهخدا در گور باشد
تقديمی از صدای دل |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
چکامه  زبون بسته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 05 مهر 1384 مجموع ارسالها: 2 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 14 مهر 1384، ساعت 2:59 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#3
|
| |
ممنون زيباست تنها صداي دل
فرياد زدم اي عشق!!!!!!
کجايي که از دست رفتم؟
فريادم در همهمه ضربات غربت گم شد،
مثل خودم... |
|
_________________ Mishe Mesle Ye ghatre Ashk Baziharo Az Cheshmet Bendazi , Vali Hichvaght Nemitooni Joloye Ashkio Begiri Ke Ba Raftane Baziha Az Cheshmat Jari Mishe !!!
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 16 مهر 1384، ساعت 21:46 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#4
|
| |
ما گدايان خيل سلطانيم
شهربند هواى جانانيم
بنده را نام خويشتن نبود
هر چه ما را لقب نهند آنيم
گر برانند و گر ببخشايند
ره به جاى دگر نمىدانيم
چون دلارام مىزند شمشير
سر ببازيم و رخ نگردانيم
دوستان در هواى صحبت يار
زر فشانند و ما سر افشانيم
مر خداوند عقل و دانش را
عيب ما گو مكن كه نادانيم
هر گلى نو كه در جهان آيد
ما به عشقش هزاردستانيم
تنگچشمان نظر به ميوه كنند
ما تماشاكنان بستانيم
تو به سيماى شخص مىنگرى
ما در آثار صنع حيرانيم
هرچه گفتيم جز حكايت دوست
در همه عمر از آن پشيمانيم
سعديا بىوجود صحبت يار
همه عالم به هيچ نستانيم
ترك جان عزيز بتوان گفت
ترك يار عزيز نتوانيم |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 18 دي 1384، ساعت 16:32 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#5
|
| |
|
... I screamed: what you camed to haunt is me!
said laughingly: i'm not here to hunt you;
but to save you...
|
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1905 اعتبار کسب شده: 4735 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 23 اسفند 1384، ساعت 10:27 |
|
 |
2 سال و 10 ماه پيش |
|
#6
|
| |
طلسم رو بايد بشکني تو هم بشي مثل همه
حالا که دوره بي وفاييه , ما بي وفا تر از همه!
هيچکسي غير از خود ما به داد ما نميرسه
عاشقيا رو هم ديديم ,هوسه , همون يه بار بسه!
عاشقي تو دوره ما والا سرو ته نداره
چيز به اين بي ارزشي چه چه و به به نداره!
کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک
غم ديگه بسه نازنين هرکي نموندش .....به درک! |
|
_________________ دل من گاراژ است
امشب اما تو نبايد در آن پارک کني,
ظرفيت تکميل است!
|
|
|
|
|
 |
رويا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 07 بهمن 1382 مجموع ارسالها: 311 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 16 ارديبهشت 1385، ساعت 12:14 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#7
|
| |
از خیالم گذری کن
از خیالم گذری کن شاید، زیر تابوت دل انگیز نگاهت قدمی بردارم
یا تو را آه بلندی بکشم، به بلندای سپیداری که پشت پرچین زمستان به تو می اندیشد.
شاید از هیبت این آه بلند، گل کند غنچه بغضی که گلو گیر من است.
گهی از باغ خیالم گذری کن تا فراموش کنم خانه عشق، خراب آباد است.
از خیالم گذری کن شاید، من بازنده به بازی گیرم مهره هایی که مرا باخته اند.
با حضورت شاید بویی از نغمه یک کبک بهاری به مشامم برسد،
با پر از شیهه ی یک اسب غزل، در شمیم شبدر،
به بهار اندیشم.
از خیالم گذری کن ای عشق... |
|
|
|
|
|
|
 |
sadegh  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 05 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 155 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 16 ارديبهشت 1385، ساعت 14:44 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#8
|
| |
زیبا ترین حرفت را بگو
و هراس مدار از اینکه بگویند
ترانه ای بیهوده می خوانی!
چراکه ترانه ی ما
ترانه ی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست!
==========
شاملو |
_________________ Everything is an Object!
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2877 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 16 ارديبهشت 1385، ساعت 17:17 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#9
|
| |
سلام
اين عاشق و معشوق ها را از Babylon پيدا کردم شما اينا را مي شناسيد ؟
Anna Karenina and Leon Vronski
Antony and Cleopatra
Beatrice and Benedick
Bonnie and Clyde
Byron and Lady Caroline Lamb
Charles II and Nell Gwyn
Chopin and George Sand
Dante and Beatrice
Daphnis and Chloe
Darby and Joan
David and Bathsheba
Diana, Princess of Wales and Dodi Fayed
Dido and Aeneas
Edward VIII and Wallis Simpson
Elizabeth Barrett and Robert Browning
Eros and Psyche
Gertrude Stein and Alice B. Toklas
Harlequin and Columbine
Heathcliff and Cathy
Héloïse and Abelard
Henry Miller and Anaïs Nin
Hero and Leander
Humphrey Bogart and Lauren Bacall
Jane Eyre and Edward Rochester
Joe Orton and Kenneth Halliwell
Ingrid Bergman and Roberto Rossellini
Madame Butterfly and Lt Pinkerton
Lady Chatterley and Mellors
Lancelot and Guinevere
Lord Nelson and Lady Hamilton
Napoleon and Josephine
Orpheus and Eurydice
Oscar Wilde and Lord Alfred Douglas
Othello and Desdemona
Paolo and Francesca
Paris and Helen
Pelléas and Mélisande
Petrarch and Laura
Porgy and Bess
Pyramus and Thisbe
Richard Burton and Elizabeth Taylor
Rimbaud and Verlaine
Robin Hood and Maid Marian
Romeo and Juliet
Rosalind and Orlando
Samson and Delilah
Scarlett O'Hara and Rhett Butler
Superman (Clark Kent) and Lois Lane
Tristan and Isolde
Troilus and Cressida
Venus and Adonis
Virginia Woolf and Vita Sackville-West
W. B. Yeats and Maud Gonne
W. H. Auden and Christopher Isherwood |
|
_________________
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 18 ارديبهشت 1385، ساعت 20:22 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#10
|
| |
| siasefid نوشته بود: |
سلام
اين عاشق و معشوق ها را از Babylon پيدا کردم شما اينا را مي شناسيد ؟
Anna Karenina and Leon Vronski
Antony and Cleopatra
Beatrice and Benedick
Bonnie and Clyde
Byron and Lady Caroline Lamb
Charles II and Nell Gwyn
....
....
....
W. H. Auden and Christopher Isherwood |
آناکارنينا يک از رمان هاي معروف لئو تولستوي هست که ماجرا در اون اومده.
کلئوپاترا بانوي رم بوده که به علت ناکامي در عشق خودش رو با شوکران مي کشه.
در مورد بئاتريس اگه اشتباه نکنم در نهايت به مقام خدايي مي رسه چون در يونان باستان انسانها مي تونستند به مقا خدايي برسند و بر عکس.
رومئو وژوليت که نام اثر معروف شکسپير هست.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3392 اعتبار کسب شده: 3583 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 21 ارديبهشت 1385، ساعت 23:03 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#11
|
| |
|
|
|
|
 |
رايکا  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 11 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 615 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: دراعماق درياي عشق .... سن: 21 جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 29 خرداد 1385، ساعت 10:43 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#12
|
| |
با خيالت باز خلوت مي كنم
سوزهايم را حكايت مي كنم
بانگاهي تشنه ي ديدار تو
قصه ي دل را روايت مي كنم
دست هايم با خيال دست هاي عاشقت
عشق بازي مي كند ، من هم نگاهت ميكنم
بويي از زلف سياهت لحظه را پر ميكند
باز مي گويم صبا چندت نصيحت مي كنم
دست بر زلفش مزن ، بر حلقه اش دل بسته ام
تاگره وا مي كني ، من عزم رحلت مي كنم
سنگ بغضي راه اشكم بسته است
با گلويي خسته اما من صدايت مي كنم
تاي يكتايم تويي ، يكتا منم
آنكه تا صبح قيامت در رهت همت كنم... |
|
_________________ هيچ فکر نمي کردم...
که روزي وقتي افتاب خودش را روي بام خيال تو پهن مي کند
عشق من را برنزه ببيني
اگر مي دانستم...
کرم ضد افتاب بوسه به تو هديه مي کردم...
|
|
|
|
|
 |
|
قصه خدا روي زمين مجموع ارسالها: 5 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: |
 |
شنبه 17 تير 1385، ساعت 16:25 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#13
|
| |
نانوا هم جوش شيرين مي زند!
.
.
.
بيچاره فرهاد !!! |
|
|
|
|
|
|
 |
mrah  زبون بسته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 11 مهر 1385 مجموع ارسالها: 1 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 12 مهر 1385، ساعت 14:20 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#14
|
| |
واقعا"خيلي ريبابيان کرىي متشکرم |
|
|
|
|
|
|
 |
asghar  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 444 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 12 مهر 1385، ساعت 14:53 |
|
 |
2 سال و 3 ماه پيش |
|
#15
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|