| نویسنده |
پیغام |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2128 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 22 مهر 1386، ساعت 4:47 |
|
 |
9 ماه و 11 روز پيش |
|
#31
|
| |
الهام گفت: فاطي مقاله هايش را در آشپزخانه مي نويسد.... در آشپزخانه، دستور آشپزي به من الهام مي شود/ مقداري ضد انقلاب خرد شده را با اصلاح طلبان پوست کنده شده/ و تعدادي جاسوس که در اوين توي نمک خوابانده اند/ مخلوط مي کنم/ و تندترين و تلخ ترين مزه ها را به آنها اضافه مي کنم/ و آنقدر روي آتش مي گذارم/ تا چون کمونيست ها سرخ شوند/ البته بهتر است خوب فشارشان بدهيد/ تا قبل از پخته شدن اعتراف کنند.... اکنون غذا آماده است/ حضرت آيت الله نوراني!/ از نيويورک خوش آمديد!/ اي معجزه هزاره سوم!.... در آشپزخانه/ من بادمجان ها را دور قاب چيده ام/ بفرمائيد! نوش جان
ابراهيم ابطحي
....................... |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 794 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 07 آبان 1386، ساعت 0:19 |
|
 |
8 ماه و 26 روز پيش |
|
#32
|
| |
لطفاً با لهجه شيرين شيرازي خوانده شود:
راديو تاکسي: مسافر شيرازي
نيک آهنگ کوثر
والو سر علي کاکوجوني، ما اىِ کارت عروسي رو يادمون رفته...هر جو چراغوني بودا، هم بلکه خودش باشه...
راديو تاکسي ما کاملا فيالبداهه است.
هر دفعه مهمان يا مهمانهاي ما ميآيند سوار تاکسي اصغر آقا ميشوند و گپي ميزنند.
اين بار پژمان و فاميلش مسافر تاکسي بودند و ميخواستند به عروسي بروند. آمدهاند از شيراز به تهران، ولي نشاني محل عروسي را يادشان رفته بياورند.
اين برنامه را اينجا بشنويد. (حجم فايل: 1.6 مگا بايت)
با تشکر از پژمان
منبع: راديو زمانه
http://www.radiozamaneh.info/kalaghestoon/2007/10/post_285.html |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2128 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 20 آبان 1386، ساعت 8:05 |
|
 |
8 ماه و 12 روز پيش |
|
#33
|
| |
بزغاله ها !
ابراهيم نبوي
نمايش تک پرده اي
راوي: مردي که از راه دور آمده بود، به جمعيت خيره شد، چشمانش را بست و خراسانيان را گفت: « شهدا را هر لحظه مي بينم که گره ها را باز مي کنند.... من از شرق و غرب عالم را رفته ام، به اروپا نرفته ام، اما اطلاع واثق دارم که امروز مردم دنيا از وضع جهان خسته اند.... و به دنبال يک راه نو هستند و آن را در ملت و نام و فرهنگ ايران دنبال مي کنند... دشمنان بدانند! از اين به بعد آنها بايد با ما توافق کنند، نه ما با آنها...دشمنان بدانند! کساني که شيوه مردمي دولت و رئيس جمهور را تمسخر مي کنند، از بزغاله کمتر مي فهمند... » صحنه تاريک مي شود
روانکاو: گفتي اسمت چيه؟
الف نون: محمود احمدي نژاد، من همون احمدي نژادم.
روانکاو: اشکالي نداره، اينجا همه افرادي که مي آن يک مشکلي دارند، اصلا نگران نباشيد.
الف نون: عرض کردم من احمدي نژادم، فيلم منو نديدين؟ ماهواره هر روز نشون مي ده...
روانکاو: چرا عزيزم، ديدم، شما هر چي مي خواي بگي بگو، راحت باش. شغلت چيه؟
الف نون: من رئيس جمهور مملکت هستم، عکسم همه جا هست. تلويزيون نديدين؟...
روانکاو: شما زياد تلويزيون نگاه مي کني؟ اتفاقا بد هم نيست، چه احساسي مي کني؟
الف نون: من شهدا رو هر روز مي بينم که دارن گره ها رو باز مي کنن...
روانکاو: خيلي جالبه، اين گره ها کجاست؟ احساس مي کني کجا گره خورده؟
الف نون: همه جا دکتر، خونه گرون شده، مي آم به اون دست بزنم، سيمان گرون مي شه، صفر ها رو مي گم از روي اسکناس خط بزنين، نامه مي نويسن و گره مي زنن، بعد شهدا رو مي بينم مي آن و گره ها رو باز مي کنن.
روانکاو: چطوري شهدا رو مي بينيد؟ به چه شکلي؟
الف نون: مثل فرشته ها هستند، ريش بلند، کت و شلوار خاکستري، عينک دودي دارند، دقيقا مثل فرشته ها، مي آن، گره ها رو باز مي کنن، همه جا گره خورده...
روانکاو: مثلا چه جور گره هايي رو باز مي کنند؟ يادتون مي آد؟
الف نون: بله، آقاي دکتر، دو ماه قبل بود، آخر شب سه تا از شهدا اومدن، يه پرونده بزرگ بود، شايد ده هزار برگ داشت، خيلي بزرگ بود، مثل ستون، مي گفتن پرونده هسته اي ايرانه، دورش يه طناب بود، پر از گره، همه شو باز کردن و پرونده رو ورق ورق کردن، همه شو ريختن توي يک چاه بزرگ، بعد يکي شون گفت، ديگه پرونده اتمي تموم شد، گفتم راست مي گي؟ گفت، من که رئيس جمهور نيستم دروغ بگم، من شهيد شدم...
روانکاو: شما گفتي احساس مي کني رئيس جمهوري، تا حالا احساس کردي دروغ هم مي گي؟
الف نون: دروغ نمي گم، بعضي اوقات، اگر به صلاح مملکت باشه...
روانکاو: اون وقت شما رئيس جمهور کجا هستيد؟
الف نون: من رئيس جمهور ايران هستم، دکتر شوخي مي کني؟ حتما عکس هاي منو ديدين؟
البته من هم شوخي مي کنم، ولي در مورد انرژي هسته اي شوخي ندارم، من فرشته ها رو ديدم که اومدن و يک گره هاي تازه اي رو باز کردن...
روانکاو: گره چي بود؟
الف نون: جنگ مي خواست بشه، اون شهدا با کت و شلوار خاکستري اومدن، چند تا گره خورده بود توي لندن و سوئيس و نيويورک، اون ها گره ها رو باز کردن، گره کراوات بود، دور گردن بوش و براون و البرادعي و سارکوزي نامرد بزغاله، گره کراوات ها رو باز کردن، يهو ديدم نور توي پيشوني همين ها تابيد، سه تايي سينه مي زدن، مرکل گريه مي کرد، به من گفتن پرونده جنگ تموم شده، اونها گره ها رو باز کردن...
روانکاو: ديگه چي احساس مي کني؟ بگو، هر چي فکر مي کني بگو...
الف نون: دکتر! من از شرق و غرب عالم رو رفتم
روانکاو: چه جالب! اروپا هم رفتي؟
الف نون: نه، فقط اروپا نرفتم، خورديم به قطعنامه، وگرنه برنامه اش روي ميز بود، بخشکي شانس، ولي دکتر! اطلاع واثق دارم که امروز مردم دنيا از وضع جهان خسته اند.
روانکاو: شما خيلي خسته مي شي؟ زياد کار مي کني؟
الف نون: نه، خسته نمي شم، ملت! کي خسته است، دکتر بگو، دشمن!
روانکاو: دشمن؟ آهان، دشمن! بگو ببينم از کجا اطلاع پيدا کردي مردم جهان از وضع دنيا خسته اند؟
الف نون: اونها به من هر روز زنگ مي زنن، خيلي هستند. مي گن ما از اين غرب خسته شديم، ما مي خوايم شما بياييد.
روانکاو: اونها چطوري با شما حرف مي زنند؟ با خودت حرف مي زنند؟ از کجا؟
الف نون: از همه جا، از کاراکاس، ونزوئلا، توگو، جزاير بالي، همه اش از بالي زنگ مي زنن، از پاريس، فرانسه، کاراکاس، مسکو، از همه جا، حتي از عربستان...
روانکاو: به چه زبوني حرف مي زنند؟
الف نون: به زبون آدم درمونده، همه شون فقيرن، پابرهنه، مي گن بيا ما رو نجات بده... وقتي حرف مي زنن، من مي فهمم، مثل اينکه همه زبون ها رو بلد باشم، خيلي هاشون فارسي حرف مي زنند. مي گن ما فقيريم، به ما کمک کنيد، ما رو مديريت علمي کنيد...
روانکاو: احساس مي کني فارسي حرف مي زنند، يا احساس مي کني حرف هاشون رو درک مي کني؟
الف نون: نه، فارسي حرف مي زنن، مي دونم، انگار خدا مي خواد اونها هر جور مي خوان حرف بزنن، ولي ما بفهميم. دکتر اون ها خسته شدن.
روانکاو: شما خودت هم زياد کار مي کني، نه؟ خسته مي شي؟ کارت سخته؟ نه؟
الف نون: نه، من خسته نمي شم، به جثه ام نگاه نکن، دشمن خسته مي شه، اروپايي ها بخصوص جنوب اروپا خيلي خسته شدن، کلمبيا هم خيلي خسته شدن، جزاير بالي، اونها مي گن ما دنبال يک راه نو هستيم و مي گن ملت ايران و فرهنگ ايراني بايد بياد کشور ما... اونها ما رو دنبال مي کنن.
روانکاو: تو از اونها مي ترسي؟
الف نون: دکتر! من حتي نمي دونم ترس رو چطوري مي نويسن. هرگز نترسيدم... مگر از خدا و امام زمان، تازگي ها از امام زمان هم نمي ترسم. تا چند ماه ديگه مي آد. اگر ايشون بياد، من بايد برم، نمي دونم اون موقع از عهده اين وضع بربياد، حتما برمي آد... شهدا کمکش مي کنن، ريش بلند دارن، نور توي پيشونيشونه، با کت و شلوار خاکستري، با جوراب سفيد شيشه اي. زن شون براشون خريده...
روانکاو: گفتي همه خارجي ها مي خوان ايراني بشن؟
الف نون: نه، نمي خوان ايراني بشن، مي گن شما بياييد آقاي ما باشيد، سرور ما باشيد، من همه شون رو مي بينم، من مي گم من نوکر شما هستم، اونها مي گن تو سرور مائي، محمود!
روانکاو: ببين محمود! تو بايد با مشکلاتت مواجه بشي... مي دوني؟
الف نون: من نه، اونها، دکتر! ما خيلي به اروپا و آمريکا فرصت داديم، از اين به بعد اون ها بايد با ما توافق کنند...
روانکاو: تو قبلا به اون ها فرصت دادي؟ اصلا سعي کردي مشکلاتت رو حل کني؟
الف نون: نه، من قبلا به اون ها فرصت ندادم، اون ها اگر فرصت پيدا کنن منو نابود مي کنن، اونها بايد با ما توافق کنند...
روانکاو: تو به اون ها گفتي چي مي خواي؟
الف نون: من با اون ها حرف نمي زنم، اگر حرف بزنم ممکنه قبول کنند، اون وقت مذاکره مي کنن، علي نمي خواست بره، من به غلامحسين گفتم استعفاش رو بيار، امضاش کردم، مي خواست بره مذاکره کنه...
روانکاو: ولي تو بايد مشکل رو حل کني...
الف نون: مشکل حل نمي شه، مگر اون فرشته ها بيان، گره ها رو باز مي کنن. اين دفعه اون ها بايد با ما توافق کنند.
روانکاو: مگه دفعه قبل شما با اونها توافق کردي؟
الف نون: من نکردم، ولي قبلي ها مي خواستن بکنن، مي خواستن مملکت رو بفروشن، مي خواستن نفت ها رو بخورن، نفت شده بود بيست دلار، من رسوندم به صد دلار... اونها بايد با ما توافق کنند.
روانکاو: اگر اونها بخوان توافق کنند، قبول مي کني؟
الف نون: نه، هيچ وقت، عمرا اگر توافق کنم، اگر اونها قبل از آقا بيان، مملکت مي ره از دست. من توافق نمي کنم.
روانکاو: ولي شما گفتي اونها بايد با ما توافق کنن، منظورت چي بود؟
الف نون: سياست منه، دکتر، همه دنيا فهميدن با کم کسي طرف نيستند، من بازي شون دادم. مي فهمي دکتر، هيچ کس فکرش رو هم نمي کرد... محمود؟
روانکاو: تو رو مسخره مي کردن؟ احساس مي کني تو رو دست مي اندازن؟
الف نون: احساس نمي کنم، دکتر! مي نويسن، همه جا مي گن، در رو که مي بندم مي فهمم صداي خنده مي آد، جوک مي سازن، اس ام اس مي فرستن....
روانکاو: احساس مي کني همه دارند مسخره ات مي کنند؟
الف نون: همه نه، خانومم قبولم داره، زن خوبيه، ولي اکبر، محمد، حتي علي، باقر، همه شون مسخره مي کنن... ولي مي دوني دکتر، اونهايي که منو مسخره مي کنن، از بزغاله کمتر مي فهمند... برغاله، مي گن بع، بع، بع....
روانکاو: چرا بزغاله؟ چرا فکر مي کني برغاله نمي فهمه؟
الف نون: بزغاله ها خيلي بي شعورن، آقاي دکتر! من بچه بودم بزغاله داشتيم...
روانکاو: چه احساسي نسبت به بزغاله داري؟ چرا بي شعوره؟
الف نون: بي شعوره، نمي فهمه، ديدي اين پروفسورهاي مثلا روشنفکر ريش بزي مي گذارن، دکتر! شما نمي فهمي، بايد چند سال بغل برغاله زندگي کرده باشي، هر چي بگم کافي نيست، اينها مثلا اقتصاد دان هستند؟ اومدن پيش من، گفتن من اشتباه مي کنم، من گوش نمي کردم به حرف هاشون، ذکر مي خوندم و روي کاغذ مي نوشتم، ريش شون مثل بز بود، برغاله هاي نفهم!
روانکاو: در بچگي بزغاله با تو کاري کرده؟ مثلا شاخ زده؟
الف نون: اينها شاخ مي شن براي آدم، بيست سال خوردن و خوابيدن... شاخ مي زنن...
روانکاو: خب چرا بهشون نمي گي گاو؟ چرا نمي گي الاغ؟ چرا نمي گي خرس؟ چرا فقط بزغاله، حتما بايد دليل وجود داشته باشه.... نه؟
الف نون: اينها گاو نيستن، اگر گاو بودن مشکلي باهاشون نداشتيم، الآن خيلي ها گاو هستند، ما باهاشون کنار مي آييم، حتي همکاري مي کنيم. الاغ هم نيستند، چون حرف گوش نمي کنن، من مي گم دنيا رو ديدم، من شرق و غرب عالم رو ديدم، مي دوني فقط چند بار کاراکاس رفتم، که يکي شون نرفته، اينها بزغاله اند...
روانکاو: من نمي فهمم، تو مي گي گاو و الاغ با شعور تر از بزغاله هستند، اين رو نمي تونم بفهمم...
الف نون: دکتر! شما هم با من مخالفي، شما هم حتما فکر مي کني من اشتباه مي کنم...
روانکاو: نه عزيزم، من باهات مخالف نيستم، فقط مي خوام با هم حرف بزنيم، مذاکره کنيم، اينجا درها بسته است و من و شما بحث مي کنيم...
الف نون: مذاکره؟ براي چي؟ من مذاکره اي ندارم... من رئيس جمهورم...( با خشم از جايش بلند مي شود و در را باز مي کند و بيرون مي رود)
روانکاو هم بيرون مي رود، دو نفر محافظ ايستاده اند.
روانکاو: اين آقا خيلي وضعش خرابه، من نمي دونم چي کارش کنم، مي گه من رئيس جمهورم...
محافظ: بله، خوب معلومه، ايشون رئيس جمهور هستند، ما هم محافظ شون هستيم....
روانکاو به محافظ نگاهي مي کند و چشمهايش را گرد مي کند و مي گويد: بع بع، بععععععع، برين از مطب من بيرون، من بزغاله ام، بع، بعععععع، بع
پرده مي افتد، نورها مي رود، يک باره همه صحنه منفجر مي شود، تماشاگران فرار مي کنند... تعدادي از بازيگران از پشت پرده بيرون مي ايند.
اکبر: دير رسيديم، همه جا از بين رفت. من که گفته بودم.
محمد: من بايد فکرامو بکنم، ببينم مي خوام اصلا توي صحنه باشم يا نه...
علي کوچيکه: من که گفتم جلوش رو بگيريد، من يه بار ديگه استعفا مي دم، مي رم فلسفه مو بخونم...
علي بزرگه: يعني واقعا منفجر شد، من داشتم فکر مي کردم ايشون دارن يک اشتباهي مي کنن... حالا يعني ديگه نمي شه کاري کرد؟
مسوول جديد سالن وارد مي شود: بازي تمام شد، تشريف ببريد بيرون، تماشاگران جديد دارن وارد سالن مي شن. |
|
|
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2128 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 21 آبان 1386، ساعت 18:52 |
|
 |
8 ماه و 11 روز پيش |
|
#34
|
| |
بزغاله گرايان و گوساله گرايان
ابراهيم نبوي
غلامرضا کرد زنگنه، رئيس سازمان خصوصي سازي کشور گفت: « ايران امسال با گسترش واگذاري بسياري از فعاليت هاي دولتي به بخش خصوصي، مقام نخست خصوصي سازي را در دنيا به دست مي آورد.» وي اعلام کرد که دولت در سال آينده موارد زير را خصوصي مي کند:
اول: تصميم گيري در مورد بودجه و سياست خارجي و اقتصاد خصوصي شده و رئيس جمهور خودش در زمان بين سفرها آنها را بطور خصوصي انجام مي دهد.
دوم: براي گسترش اصل 44 به اصل 4444 دولت برگزاري انتخابات را بطور خصوصي انجام مي دهد که اميدواريم بخش خصوصي رئيس جمهور وقتي تمايل پيدا کرد، هم در مورد انتخاب کنندگان و هم در مورد انتخاب شوندگان بخش خصوصي تصميم بگيرد، که در اين مورد با کليه فقها و حقوقدانان بخش خصوصي هماهنگي هاي کامل شده است.
سوم: قرار است از سال آينده تصميم گيري و انتشار مطبوعات توسط بخش خصوصي وزير ارشاد که يکي از مطمئن ترين بخش هاي خصوصي فرهنگي است انجام شده و بخش خصوصي کيهان نيز در اجراي مفاد اصل 44 در اين مورد نقش مهمي ايفا کند.
چهارم: از سال آينده، قوه قضائيه به بخش خصوصي فاضي مرتضوي سپرده مي شود که در عين حال هم استقلال قاضي و هم اصل 44 همزمان اجرا شود.
وي توضيح داد که دولت در حال بررسي ساير موارد براي خصوصي تر شدن دولت است و اين موارد بعدا اعلام مي شود.
خزانه سه قفله
طهماسب مظاهري رئيس کل بانک مرکزي گفت: « خزانه بانک مرکزي را سه قفله کردم.» آگاهان گفتند: چه خوب! وي ادامه داد: و کليد را دادم دست رئيس جمهور. آگاهان گفتند: پس براي چي قفل کردي؟
بزغاله گرايان و گوساله گرايان
به نظر من سفر خراسان احمدي نژاد يک نقطه عطف سياسي در جامعه ايران است؛ اگر تا ديروز جناح هاي سياسي به « چپ» و « راست» يا « اصلاح طلب» و « محافظه کار» تعريف مي شد يا بطور محترمانه گاهي از اصطلاحات « اصلاح طلب» در مقابل « اصولگرايان» استفاده مي گشت، از ديروز مي توان جناح هاي سياسي را به يک نام جديد خوانده، اصطلاح « بزغاله گرايان» را براي منتقدان دولت و « گوساله گرايان» را براي طرفداران دولت انتخاب کرد. همزمان با سفر احمدي نژاد به خراسان، وزير ارتباطات اعلام کرد: « خبرهاي خوش فضائي ايران در راه است» خبرنگاران ما دربدر به دنبال اين خبرها رفتند، اولين خبر ويژه فضايي که توجه خبرنگاران را جلب کرد اين خبر بود که « در جريان دستگيري 441 نفر در عمليات دو شب گذشته نيروي انتظامي تهران، در رابطه با مواد مخدر، که اين عمليات عليه خرده فروشان صورت گرفت، 53315 وسيله استعمال مواد مخدر، 70 دستگاه ماهواره، 107 قبضه قمه و قداره، 2 قبضه اسلحه، 73 عدد فشنگ، 121 ليتر و 31 بطري و 2 قوطي مشروب به دست آمد.» به عبارت ديگر هر دستگير شده، بيش از صد وسيله استعمال مواد مخدر داشت، ولي مواد مخدر نداشت، در عوض فقط يک هفتم مصرف کنندگان مواد مخدر از ماهواره استفاده مي کردند، که با توجه به اينکه نيمي از مردم ايران از ماهواره استفاده مي کنند، نشان مي دهد، يکي از راههاي کاهش مصرف مواد مخدر، ديدن ماهواره هاي خارجي و يکي از راههاي جلوگيري از ديدن ماهواره، استعمال مواد مخدر است. همچنين بر اساس اين آمار معلوم مي شود که اين فقط 25 درصد اين عناصر خطرناک، از چاقو و قمه استفاده مي کردند و فقط دو نفر از آنان سلاح گرم داشتند، در حالي که پليس براي دستگير کردن اين افراد که اسلحه ندارند، از صدها قبضه اسلحه استفاده کرده است. يکي ديگر از مهم ترين نتايج آماري اين خبر فضايي اين است که فقط سي درصد معتادان مواد الکلي مصرف مي کردند.» البته اين خبر خوش فضايي با يک خبر خوش فضايي ديگر که توسط وزير ارتباطات مطرح شد، کامل مي شود.
ماهواره کيلويي به فروش مي رسد
وزير ارتباطات گفت: « ايران بزودي چند ماهواره پرتاب خواهد کرد.»
آگاهان پرسيدند: دقيقا چند ماهواره پرتاب خواهيد کرد؟
وي گفت: تعداد آن زياد است، دقيقا نشمردم، توي سالني که آنها را چيده بودند، چيزهاي ديگري مثل قفسه و ميز و کامپيوتر و سطل و اين جور چيزها بود که من نتوانستم خوب بشمرم، ولي تعداد آنها خيلي زياد است. مردم مي توانند واقعا خوشحال باشند.
آگاهان پرسيدند: اصولا تعداد ماهواره هايي که مي خواهيد پرتاب کنيد چند تايي مي شود؟
وزير گفت: ما همين حالا « چند ماهواره در دست ساخت داريم.» که يک دستي به سروگوش شان بکشيم و سيم کشي آنها را بررسي کنيم و دو سه تا مشکل کوچک آنها را برطرف کنيم، همه را پرتاب مي کنيم، واقعا مردم مي توانند خوشحال باشند، چون خبرهاي خوش هسته اي در راه است.
آگاهان پرسيدند: ماهواره هاي در دست ساخت کجا ساخته مي شود و اصولا چند تاست؟ و چه زماني ساخت آن تمام مي شود؟
وزير گفت: من در جريان اين جزئيات نيستم، الآن تلفن رئيس جمهورهم اشغال است و من نمي توانم دقيقا بگويم چند تا ماهواره در حال ساخت است. ولي مي دانم که خيلي زياد است، واقعا در اين مدت بچه هايي که ماهواره مي ساختند، کمرشان درد گرفت. آنها بدون هيچ چشمداشت مالي اين کار عظيم را براي ملت انجام دادند و پروژه طاقت فرسايي بود، بخصوص که اين بچه ها از يک طرف بايد غني سازي مي کردند، از يک طرف بايد نانو کار مي کردند، از اين طرف هم ماهواره، سه تا کار با هم خيلي به آنها فشار آورد.
آگاهان پرسيدند: ساخت اين ماهواره ها کي تمام مي شود؟
وزير گفت: تقريبا بين يک هفته تا نه سال ديگر ساخت ماهواره ها تمام مي شود و اميدوارم مردم جشن بزرگ اين خبر خوش را بگيرند که امام زمان هم از ماهواره هاي ما راضي باشد، چون واقعا اين پيشرفت علمي بزرگي است.
جنس خوب و رقيب بد
باهنر اعلام کرد که « جنس» اقليت و اکثريت مجلس هشتم عوض نمي شود. وي گفت: در اين مدت « جنس» خوبي بود و به نظرم از همين بايد استفاده شود، فقط رقيب بد نبايد از اين جنس خوب استفاده کند. |
|
|
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2128 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 24 آبان 1386، ساعت 10:50 |
|
 |
8 ماه و 8 روز پيش |
|
#35
|
| |
بزنامه
ابراهيم نبوي
بز، همانا حيواني باشد از اجله حيوانات جهان که روي به نقاب نقد درکشيده، در جلوت به کار مصلحت پردازد و در خلوت کار دولت سازد. زين سبب است که « بزان» را شاخ داراني خوانده اند که شاخ از پيش زنند و در سخن نيش. شاعر در حکمت بزغاله گفته است:
بيت
چون شدي بزغاله پس شاخ تو کو
ضربتي نوشيده اي، آخ تو کو؟
در زمين سنده است از آثار تو
مدرک جرم است، آثار تو کو؟
حکايت: چوپاني گوسفندان بسيار داشت و از آنان حاصل بيشمار، تا سگي را برآنان گماشت. اما عادت چوپان بود که چون به مصاحبتي شد يا به ميکروفوني رسيد، نعره اي کشيده گفت: گرگ آمد، گرگ آمد... و چنين بود که مردمان گرد آمدند و گرگي در ميانه نه، تا سالي بگذشته و ديگران را فرياد او بي حاصل شد. تا گرگي آمده و بزغالگان را صدا آمده گفتي مع مع مع، پس مردمان به صداي بزغاله جمع شدند و گرگان را براندند از آن دشت. مخبري بزغالگان را پرسيد اين چه بود که ماع برکشيديد و صداي تان به سرکشيديد. بزغاله اي به شعر آمده گفتي
بيت العربي
هذا موضع الخطيري و معاند الکثير
والخليج مشحون العساگر، البير بير
نحن ندعوا مشاهدين بالخطر الجدي
و المحمود يکذب الخطر بلاتدبير
( ترجمه: خطر جدي است، خيلي هم جدي است.)
بزغاله را همي فايدت بسيار باشد، اول آنک: شير دهد و فايدتي در کار او شود. دويم آنک پوستين آن را وارونه کنند و قبا کنند بر هر کس تازه بيايد، سيم آنک چون نغمه اي ناساز از خود صادر نمايد که چوپان را خوش نايد، ترتيب او بدهند و تکليف او بسازند. چهارم آنک چون زياد به سفر برند و روند بزغالگان گويند کين ز چه کردي و چرا رفته اي؟ زين سبب چوپان را همان به که چون بزغاله به سخن آيد سلسله خصومت بجنباند و چون به ثقل خروار شود، آن را طعام کنند و از شرش راحت شوند. شاعر در باب بزغاله گفته است:
بيت
منعم که بگو..د به کلمبياي کفار
گويند بسي نغز و بسي نکته در آن بود
اما چو يکي نقد کند منعمکان را
بزغاله همي گفته و زين نقد بسوزد
ملک زاده اي را نوکري بود تند خوي و بزغاله اي نکته گوي، و برغاله چنان بودي که هر چه سووال کردي به يک کرت جواب دادي و در هيچ مساله در نماندي، و نوکر به هر کجا برفتي شري موجود گشت و چون بيامد، مردمان را از ملک روي برگشت، تا روزي نوکر خواست به خراسان همي شود، پس ملک زاده بزغاله را پرسيد: « با اين چه کنم که دائما در سفر است، زين حالت او ملک مرا در خطر است.» بزغاله همي ريش جنبانده و گفت: اين چون بماند سخن گويد و در خطرماني، چون به سفر رود، سخن گويد و در خطر ماني، او را بگوي تا به سفر نرود و سخن نگويد تا ملک با تو ماند و اسب تو گردون را جهاند. تا نوکر بيامده و ديگر نوکران و مخبران سعايت بزغاله نزد او بکردند، پس بزغاله را به بيابان برده کارد بر حلقش بماليد و گفت:
بيت
برغاله مشو کز دو جهان رانده شوي
ني گاو بماني و نه خر خوانده شوي
افسوس که بزغاله شدي حرف زدي
يزغاله مشو که اين چنين مانده شدي
پس نوکران بزغاله همي کشتند و حکم گاوان و گوساله گان را به جاي ايشان نوشتند. |
|
|
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2128 اعتبار کسب شده: 3850 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 05 دي 1386، ساعت 10:32 |
|
 |
6 ماه و 27 روز پيش |
|
#36
|
| |
ابراهيم نبوي
کريسمس فرا رسيد و گذشت و سال جديد ميلادي تا چند روز ديگر از راه مي رسد. در همين راستا محمود احمدي نژاد در پيامي به مناسبت آغاز سال جديد ميلادي اعلام کرد: « اميدوارم سال 2008 ميلادي سال تعميق اخلاق در جوامع بشري باشد.» وي براي توضيح دقيق تر اخلاق در جوامع بشري که حتما بايد در سال 2008 تعميق يابد، به مواردي که از نظر اخلاقي بسيار ضروري است، اشاره کرد. وي از مردم جهان خواست که اگر مي خواهند در سال 2008 ميلادي از نظر اخلاقي تعميق پيدا کنند، کارهاي وي را ياد بگيرند و همانها را تکرار کنند.
اول: دروغ نگوئيد، مثل من.
دوم: به وعده هاي خود عمل کنيد، مثل من.
سوم: فقط خدا را بپرستيد و از ولي فقيه اطاعت کنيد، مثل من.
چهارم: به پدرت احترام کن، هر چند تا مي خواهد باشد، مثل من.
پنجم: قتل مکن و باعث کشته شدن کسي نشو، مثل من و نيروي انتظامي من.
ششم: زنا نکن و جلوي افزايش زنا و بدحجاب و شلوارلي و چکمه و قليان را بگير، مثل من.
هفتم: دزدي نکن و جلوي دزدي را بگير، 180 ميليارد مهم نيست، مثل من.
هشتم: از نام خدا سوء استفاده مکن، مثل من.
نهم: چشم طمع به کشور همسايه ات و فلسطين و عراق و لبنان ندوز، مثل من.
دهم: به ديگران اتهام نزن، فقط بگو دزدند، جاسوس اند، عامل بيگانه اند و خائن اند، مثل من.
...............................
چهار وعده براي پاتريک
ما يک رفيقي داريم به اسم پاتريک که مهم ترين مشکلش اين است که چرا اصلاح طلبان در طول تاريخ هيچ وقت برنامه انتخاباتي نداشته اند و به همين دليل هم قصد دارد نه تنها انتخابات ايران، بلکه انتخابات آينده آمريکا را هم تحريم کند. البته وقتي خواسته هاي خودش را مي گويد، من به اين نتيجه مي رسم که بهتر است من هم در انتخابات شرکت نکنم، مثلا پاتريک جان معتقد است دولت آينده بايد خليج فارس را آسفالت کند، ايران را در همسايگي سوئيس ثبت کند، کورش و داريوش هم برگردند سرکارشان. در همين راستا، رمضان زاده سخنگوي سابق دولت سابق چهار وعده اصلاح طلبان را براي مجلس بعدي اعلام کرد. همين رمضان زاده گفت: « جلوي روند رو به ازدياد تخريب اقتصاد ملي را خواهيم گرفت، امنيت و اعتماد را به مردم باز مي گردانيم، فشارهاي اجتماعي را کاهش مي دهيم و روابط خارجي را قطعا بهبود مي بخشيم.» به عبارت ديگر مجلس آينده همين چهار کار را اگر انجام دهد، واقعا به اندازه بيست سال جلو مي رويم و مي رسيم به وضعي که سه سال قبل داشتيم.
سلامت کامل عقل
البته من حدس مي زنم که فيدل کاسترو دچار بحران روحي و عقلي شده باشد، چون هفته قبل چيزي را اعلام کرد که با معتقدات قبلي اش سازگار نبود. او گفت که قصد دارد حکومت را رها کند و انتخابات برگزار کند. بعيد است آدمي مثل فيدل کاسترو، در شرايط سالم عقلاني چنين حرفي زده باشد. آگاهان گفته اند که مشکل در اينجا نيست، چرا که رائول کاسترو، برادر فيدل گفته است: « برادرم در سلامت کامل عقل بسر مي برد.» مشکل اين است که اين سلامت کامل عقل قبلا وجود نداشت، مگر اينکه در اثر بيماري دچار اين ضايعه شده باشد. |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب آخر آدم بيکار!
مجموع ارسالها: 2281 اعتبار کسب شده: 4505 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 17 بهمن 1386، ساعت 20:32 |
|
 |
5 ماه و 15 روز پيش |
|
#37
|
| |
اگر مردي زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند،«بيخ ريش پدرش مانده«است
اگر مرد شب ها تا صبح بيرون از منزل بماند،مهماني بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد ددر رفته بوده و رفيق دارد
اگر مرد ضعيف النفس و سهل انگار باشد جوانمرد است ولي اگر زن بردبار وبا گذشت باشد بي عرضه و شلخته است
اگر مرد ساعت ها با کسي درگوشي صحبت کند کسب اخبار است و اگر زن قدري حرف بزند وراج است
اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد مهربان و وفادار است ولي اگر زن اين کار را بکند بي حيا است
اگر مرد پرخور باشد خوش اشتها است ولي اگر زن پرخور باشد شکمو است
اگر مرد چهل سال داشته باشد جوان است و اول چلچليش ولي اگر زني سي وپنج سال بيشتر داشته باشد مادر فولاد زره است
اگر مرد خراج باشد دست و دل باز است و اگر زني ولخرج از آب در بيايد خانه خراب کن است
اگر مرد خسيس باشد مقتصد و صرفه جو است و اگر زن بخيل باشد گدا است
اگر مرد موهاش سفيد شده باشد پخته و موقر است ولي اگر زن موهايش قدري خاکستري باشد عجوزه و پير کفتاراست
اگر مرد کم حرف باشد متين و سنگين است ولي اگر زن کم حرف بزند از خود راضي و اخمو است
اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره علامت مردانگي و زينت است و لي اگر زني مويي در صورت داشته باشد واي خدا به دور نگو نگو |
_________________ چي بگم از بخت سوختهء خودم 
|
|
|
|
|
 |
|
|