| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4996 اعتبار کسب شده: 5061 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 31 شهريور 1384، ساعت 17:45 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#1
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 01 مهر 1384، ساعت 19:38 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4996 اعتبار کسب شده: 5061 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 0:31 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#3
|
| |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4996 اعتبار کسب شده: 5061 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 1:13 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#4
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 11:17 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#5
|
| |
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3434 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 12:13 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#6
|
| |
عبود درست ميگه. و من باز هم لازم ميدونم به خاطر برنامه اون شب از ايشون و داش غلام و ساير بچه ها تشکر کنم.
و اما درباره اينکه چرا احسان هنوز باور نکرده (و شايد هرگز باور نخواهد کرد) که عبود شام داده، بايد بگم که احسان گردنش رو به ما همه بدهکاره و با اين کارها ميخواد بحث را عوض کنه! جريان از اين قراره که وقتي "غريب آشنا" از خوردن باقلا امتناع کرد، احسان در حضور همه گفت: "اگه غريب حتي يک دونه باقلا بخوره من گردنم رو ميزنم" و من چون تا اون موقع نديده بودم کسي گردن خودش رو بزنه از غريب چندين بار خواهش کردم که يک باقلا بخوره، چون حتي اگه زبونم لال مريض بشه، به خاطره گردن زدن ميرزه! ايشون هم که خودشون مثل بقيه بچه ها مشتاق بودن ببينن که گردن زدن چه شکليه محبت کردند و يک دونه باقلا ميل کردند. ولي بعد از اون احسان اون کار رو نکرد که ما سرگرم بشيم و متاسفانه شاهديم که اين وضع هنوز ادامه داره |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 12:38 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#7
|
| |
بذاريد ماجراي باقلا خوردنم رو براتون از اول تعريف کنم:
احسان در يک اقدام مشکوک و کاملاً بي سابقه و غير منتظره اقدام به خريد تعدادي ظرف کوچک باقلا از دست فروش کنار خيابون کرد و به بچه ها داد. جدا از اين که باقلاها کاملاً کثيف و غير بهداشتي سرو مي شدن، دستفروش هم کاملاً مشکوک به نظر مي رسيد. بنده خودم شخصاً سه حرف t، m و g رو که زير بغلش خال کوبي شده بود از يقه پيرهنش که باز بود ديدم. به نظر شما اين مشکوک نيست؟ به خاطر همين مسائل من از خوردن اونها امتناع کردم؛ اما اتفاقاتي افتاد که نظر من عوض شد. احسان در حضور جمع شرط بندي کرد که اگه من حتي يه دونه باقلا بخورم، گردنش رو مي زنه. با گفتن اين حرف، مولانا mhaji تلاش بسيار زيادي کرد که بتونه من رو متقاعد کنه يه دونه باقلا بخورم؛ اما به همون دلايلي که گفتم، من باز هم از خوردن باقلا امتناع کردم. پس از چند دقيقه که mhaji مدام اصرار مي کرد، ديدم اشک تو چشماش جمع شده و با بغض بهم گفت: "غريب! تو رو خدا يه دونه باقلا بخور! به خاطر من! به خاطر تالار! به خاطر بشريت!" اين حرف رو که زد، بغضش ترکيد و شروع کرد به گريه کردن. منم ديگه نتونستم تحمل کنم و عليرغم ميل باطنيم يه دونه باقلا خوردم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
اهورا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 آبان 1382 مجموع ارسالها: 480 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 18:49 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#8
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 مهر 1384، ساعت 19:03 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#9
|
| |
|
|
|
|
 |
usofan  سال صفري!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 01 تير 1384 مجموع ارسالها: 87 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 10 مهر 1384، ساعت 21:41 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#10
|
| |
|
|
|
|
 |
فلفلو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382 مجموع ارسالها: 702 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 12 مهر 1384، ساعت 17:43 |
|
 |
3 سال و 3 ماه پيش |
|
#11
|
| |
| اهورا نوشته بود: |
الان حدود يک هفته است که عبود براي دفاعش در جشن و سرور بسر ميبره و راه براه شام و نهار ميده،  |
ياد بگير |
|
_________________ كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
|
|
|
|
|
 |
|
|