| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 01 تير 1382، ساعت 18:50 |
|
 |
5 سال پيش |
|
#1
|
| |
نمي دانم دوستت داشتم يا نه؟
گفتي برو! باور نکردم. اما خشم تو ساده نبود.
گفتي برو! انگار محکم تر از هميشه بود.
مهربانيت رنگ باخت.گفتم به خاطر يک موجود خاکي رهايم مي کني؟
سکوت کردي.گفتي برو!
فرياد زدم نگاهم کن... نگاهم نکردي.
نمي ديدمت دلم نمي خواست آدمت را هم ببينم.تکان مي خورد و سخن مي گفت انگار.
همه به خاک افتادند و سجده اش کردند.
گفتي جانشين من است خليفه است…
من … سوختم .به خاک نيفتادم.چيزي تمام بدنم را فشرد.نميتوانستم براي يک مشت گل زانو
بزنم.ايستادم.محکم و مقتدر ايستادم.
گفتي زانو بزن.نتوانستم.فرياد زدم.اين همان آدم خاکي توست که ستم خواهد کرد.سرکش و طغيانگر خواهد شد
تنگ چشم و حريص ناسپاس و مجاده گر .اين آدم توست؟…
باز سکوت ...آرام زمزمه کردي خليفه است.
…واي خليفه خليفه خليفه چقدر خنديدم!خليفه اي که دروغ مي گويد خليفه اي که گناه مي کند. خنديدم و طعنه زدم
يک خليفه گناهکار!...
گفتي نخوت تورا بلعيده است.
خنديدم!سجده نکردم!رانده شدم!
… نمي دانم دوستت داشتم يا نه؟ قرن ها از آن روز مي گذرد و من ساکن زمينم.
بين همه اين آدمهاي خاکي تو! بين همه دروغها و حرص هايشان.بين فراموش کاري هاي گاه و بيگاه و ناداني هايشان!بين همان ها که مي خواهند نيودنت را ثابت کنند يا ناديده ات بگيرند.
همان ها که گاهي فقط گاهي به سراغت مي آيند.و من از شوق لبريز مي شوم
من ابليس فرزند آتش!از ذلت اين عنصر خاکي لذت مي برم.از اين که اميدهايت را ناميد مي کنند شادي مي کنم.و دلم براي لغزش هايشان پر مي زند.
وتو! با همه قدرت و بزرگي ات زياده گويي هايشان را مي بخشي هنوز توبه مي پذيري و باران مي باراني و مهربانانه سر فرازش مي کني.
عجب از او که مهرباني ات را مي بيند و ستم ميکند و عجب از تو که ستمش مي بيني و مهرباني مي کني…
و من هنوز از اين که زشتي هايشان را ناديده مي گيري آتش مي خورم و براي نابودي اش قسم مي خورم. براي سر گشتگي اش لحظه شماري مي کنم…
منم ابليس! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ شنبه 08 شهريور 1382، ساعت 14:51 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3959 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 01 تير 1382، ساعت 18:59 |
|
 |
5 سال پيش |
|
#2
|
| |
|
متن مال خودت بود يا کسي ديگه؟ بهتره اسم نويسنده رو هم بنويسيم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 01 تير 1382، ساعت 19:01 |
|
 |
5 سال پيش |
|
#3
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| متن مال خودت بود يا کسي ديگه؟ بهتره اسم نويسنده رو هم بنويسيم. |
ايميل شده بود.
من فقط غلطهاي املاييش رو گرفتم!
البته پائينش يه چيزايي نوشته : منم ابليس! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3386 اعتبار کسب شده: 3779 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
جمعه 03 مرداد 1382، ساعت 13:00 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#4
|
| |
ببين احسان! اين متن نه کوتاه بود نه زيبا. عنوانشو تصحيح کن. |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4955 اعتبار کسب شده: 9273 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 10 مرداد 1382، ساعت 22:06 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
ببين احسان! اين متن نه کوتاه بود نه زيبا. عنوانشو تصحيح کن.  |
حتما بايد همه بفهمن که خيلي بي سليقه هستي؟؟؟؟ |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 481 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
دوشنبه 13 مرداد 1382، ساعت 14:21 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#6
|
| |
12 جمله از حضرت علي
حضرت علـي (ع) فرمود: از کتاب آسماني 12 جمله را اختيار کردم و 3 بار در هر روز به آنها مي نگرم:
1- از سلطنت من هميشه بترس.
2- از فوت رزق هرگز نترس.
3- ايمن از غضب من مباش.
4- با احدي انس مگير مگر من.
5- به حق خودم ترا دوست مي دارم، تو هم مرا دوست بدار.
6- تمام اشياء را براي تو خلق کردم و و ترا براي خودم، از من مگريز.
7- ترا از نطفه گنديده آفريدم، عاجز نبودم، پس چگونه از رزق تو عاجز هستم؟
8- براي نفس خبيثت با من دشمني مي کني، چرا با خواهش دلت دشمني نمي کني براي من؟
9- تو واجبات من را بجاي آور، من رزق تو را مي رسانم، اگر تخلف کني در اداي واجبات، من تخلف نمي کنم در رزق تو.
10- همه کس ترا براي خودش مي خواهد و من ترا براي خودت مي خواهم.
11- تو رزق فردا را نخواه، چنانچه من عمل فردا را نمي خواهم.
12- اگر راضي شدي به قسمت من، آسوده و راحتي، و اگر راضي نشدي در دنيا سرگرداني و به آرزوي خود نمي رسي مگر به آنچه قسمت توست و در نتيجه مذموم در نزد مني. |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 529 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 14 مرداد 1382، ساعت 14:38 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 481 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 14 مرداد 1382، ساعت 15:08 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#8
|
| |
| عبود نوشته بود: |
| منبعش چيه؟ |
حضرت علي که فرموده اند: کتاب آسماني!!!!!! |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 481 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 11:46 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#9
|
| |
مهم اين نيست
که در کجاي اين جهان ايستاده ايم,
مهم اين است
که به چه سو مي رويم.
يه نفر |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 529 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 11:51 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#10
|
| |
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 481 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 11:54 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#11
|
| |
| عبود نوشته بود: |
| ممنون ارسطو جان! |
از ارسطو تشکر نکن از من تشکر کن |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 481 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 11:55 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#12
|
| |
هميشه به ياد داشته باش
تا به فراموشي بسپاري
آنچه را که اندوهگينت مي سازد.
اما ...
هرگز فراموش مکن،
به ياد داشته باشي
آنچه را که شادمانت مي سازد
همون نفر |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 529 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 12:06 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#13
|
| |
نمي تونم همه اين چيزايي رو که نوشتي به ياد داشته باشم.
مشکل ژنتيکيه... ميدوني که... |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 481 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 12:23 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#14
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 529 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 12:37 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#15
|
| |
بابت همدردي ممنونم. |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|