| نویسنده |
پیغام |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 24 مهر 1384، ساعت 14:18 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#31
|
| |
| اکتيو نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| اکتيو نوشته بود: |
خبر جديد! خبر جديد!
در دولت احمدينژاد! در همين چند روزه تمام دست آوردهاي 8 ساله دولت خاتمي بر باد رفت...
در دولت احمدينژاد! در همين چند روزه تمام ديکتاتوري 27! ساله که در عرض 8 سال از بين رفته بود، برگشت و بدتر هم شد... |
فکر مي کنم تا حدي قضيه برعکس باشه. اين دکتر احمدي نژاد و دور و بريهاش هستن که همه چيز رو تو 16 سال گذشته به يه باره زير سؤال بردن و ادعا مي کنن که همه اش مشکل داشته و اومدن که درستش کنن! |
فکر ميکنم اين آخرين پست من تو اين موضوع باشه؛ وقتي کسي خودش رو به خواب زده باشه...
...ولي من فکر ميکنم قضيه کاملاً برعکس شده. در انتخابات 84، هر 8 کانديدا به شدت از وضع موجود انتقاد ميکردن. حالا يکي مثل معين از 27 سال گذشته؛ يکي مثل احمدينژاد از 16 سال گذشته.
به هر حال، احمدينژاد رو نميدونم؛ اما از بين طرفداراش، من انتقادم به چرخشهايي بود که در 16 سال گذشته نسبت به اهداف 27 سال گذشته انجام گرفته بود. و يادم نميره که وقتي خاتمي هم بر سرکار اومد از دورههاي قبل انتقاد داشت. البته اطرافيانش هم کم نذاشتن که هر چي مشکلات هست به خاطر 19 سال قبله (از بيست و دوم بهمن تا دوم خرداد) و تلاش بسيار هم کردن که از 19 سال قبل تا ميتونن بچرخن(البته باستثناء سياستهاي اقتصادي 8 سال سازندگي)! اون زمان البته منهم انتقاد زياد داشتم، اما نه به اصل...
وقتي کسي خودش رو به خواب زده باشه...
|
اصلاً بحث انتقاد نيست. مسلماً هر کسي در هر پستي سر کار بياد، انتقادهايي به کارهاي قبلي انجام شده يا کارهاي انجام نشده داره. بحث سر اينه که نبايد چشم رو به روي واقعيتها بست و همه چيز و همه کس رو زير سؤال برد. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 24 مهر 1384، ساعت 14:20 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#32
|
| |
پس از گذشت 32 ساعت
زريبافان مطالب منتسب به خود را تكذيب كرد: ادبيات من اينگونه نيست.
سايت خبري تحليلي انتخاب : مسعود زريبافان دبير هيات دولت مطالب منتشر شده در برخي از مطبوعات را كه به وي نسبت داده شده است ، به شدت تكذيب كرد و آن را مصداق روشن تشويش اذهان عمومي خواند.
عضو شوراي شهر روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا گفت : منبع مطالب منتشر شده مشخص نيست و ادبيات به كار رفته در آن نيز هيچ سنخيتي با ادبيات بنده ندارد.
وي تصريح كرد كه انتشار اين گونه مطالب كذب با هدف آشفته كردن اذهان عمومي صورت ميگيرد و انتظار ميرود رسانههاي خبري با هوشياري،دقت نظر بيشتري از خود نشان دهند.
زريبافان تاكيد كرد كه دبيرخانه هيات دولت موظف به بررسي و ريشه يابي موضوع شده است و براي تنوير افكار عمومي در اين زمينه بيانيهاي منتشر خواهد شد.
http://www.entekhab.ir |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 25 مهر 1384، ساعت 6:52 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#33
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| منظور من اينه که نظام اداري ما الان خيلي مشکل داره و راه حل مشکل هم ارتباط مستقيم مديري در سطح رئيس قوه يا وزير با مردم از طريق ديدار هفتگي، موبايل يا ايميل نيست. راه حل اون اصلاح نظام اداريه. مسئولين مملکتي بايد سعي کنن ظبق وعده هايي که دادن، مشکلات نظام اداري رو حل کنن. اين رويه هايي که در اعلام شماره موبايل و آدرس ايميل در پيش گرفته مي شه، از اساس مشکل داره و جز استفاده تبليغاتي هيچ فايده ديگه اي نداره. فکر نمي کنم لازم باشه منتظر شد ببينيم اين رويه جواب مي ده يا نه. نکنه شما انتظار دارين با اين روش سطحي نگرانه مشکلات مملکت حل بشه؟ |
توي عمرت يه حرف درست زدي. |
|
|
|
|
|
|
 |
فلفلو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382 مجموع ارسالها: 702 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 26 مهر 1384، ساعت 11:00 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#34
|
| |
در زلزله بم بيش از 26 هزار نفر کشته شدند
طی صد سال اخير، زلزله در مناطق مختلف جهان، جان صدها هزار نفر را گرفته و پيشرفت هايی که بشر در زمينه زلزله شناسی کسب کرده، به ميزان ناچيزی از تعداد قربانيان اين فاجعه طبيعی کاسته است.
28 مارس 2005:
حدود 1300 نفر در اثر وقوع زلزله ای به بزرگی هشت مميز هفت درجه در مقياس ريشتر سواحل جزيره نياس در اندونزی و واقع در غرب سوماترا کشته شدند.
22 فوريه 2005:
صدها نفر در اثر وقوع زلزله ای به بزرگی شش مميز 4 درجه در مقياس ريشتر در يک منطقه دورافتاده در نزديکی شهر زرند در استان کرمان ايران جان خود را از دست دادند.
26 دسامبر 2004:
زلزله ای به بزرگی هشت مميز 9 درجه در مقياس ريشتر در آب های اقيانوس هند، موسوم به سونامی، به کشته شدن صدها هزار نفر از اهالی کشورهای مختلف آسيا منجر شد.
24 فوريه 2004:
در اثر وقوع زمين لرزه در شهرهای مديترانه ای کشور مراکش، دست کم 500 نفر کشته شدند.
26 دسامبر 2003:
بيش از 26 هزار نفر در اثر وقوع زلزله در شهر تاريخی بم در جنوب ايران کشته شدند.
21مه 2003:
الجزاير شاهد شديدترين زلزله در بيش از دو دهه بود. وقوع زلزله در اين کشور 2000 کشته و بيش از 8000 مجروح بر جای گذاشت.
1 مه 2003:
در اثر زمين لرزه در منطقه جنوب شرق ترکيه، بيش از 160 نفر از جمله 83 کودک در يک خوابگاه کشته شدند.
24 فوريه 2003:
زمين لرزه در منطقه شين جيانگ در غرب چين به کشته شدن بيش از 260 نفر و تخريب حدود 10 هزار خانه منجر شد.
31 اکتبر 2002:
زلزله، تمامی شاگردان يک کلاس درس را در دهکده ای در جنوب ايتاليا به کام مرگ فرستاد. ساختمان مدرسه در اثر زلزله بر سر کودکان فرو ريخت.
26 ژانويه 2001:
زلزله ای به بزرگی هفت مميز نه درجه در مقياس ريشتر بخش اعظم ايالت گوجرات در شمال غرب هند را نابود کرد و 20 هزار کشته برجای گذاشت. در اثر اين زلزله، بيش از يک ميليون نفر بی خانمان شدند. شهرهای بوج و احمدآباد متحمل سنگين ترين خسارات ناشی از اين زلزله شدند.
12 نوامبر 1999:
در اثر وقوع زلزله ای به قدرت هفت مميز دو درجه در مقياس ريشتر در شهر دوچه در شمال غرب ترکيه، حدود 400 نفر جان باختند.
21سپتامبر 1999:
زلزله ای به بزرگی هفت مميز شش درجه در مقياس ريشتر در تايوان رخ داد و حدود 2500 نفر را به کام مرگ فرستاد. تمامی شهرهای اين جزيره در اثر زلزله خسارت ديدند.
17 اوت 1999:
زلزله ای به بزرگی هفت مميز چهار درجه در مقياس ريشتر شهرهای ازميت و استانبول ترکيه را به لرزه درآورد و بيش از 17 هزار کشته بر جای گذاشت.
30 مه 1998:
وقوع يک زلزله شديد در شمال افغانستان به کشته شدن بيش از 4 هزار نفر منجر شد.
مه 1997:
بيش از 1600 نفر در بيرجند واقع در شرق ايران در اثر وقوع زلزله ای به بزرگی هفت مميز 1 درجه در مقياس ريشتر کشته شدند.
27 مه 1995:
جزيره دورافتاده ساخالين در روسيه صحنه وقوع يک زلزله شديد به بزرگی هفت مميز پنج درجه در مقياس ريشتر بود که يک هزار و 989 روس در اثر آن کشته شدند.
17 ژانويه 1995:
زلزله در شهر کوبه ژاپن به کشته شدن 6 هزار و 430 نفر منجر شد.
30 سپتامبر سال 1993:
در اثر وقوع زلزله در غرب و جنوب هند، حدود 10 هزار نفر کشته شدند.
21 ژوئن 1991:
در اثر زلزله در استان گيلان در شمال ايران، حدود 40 هزار نفر کشته شدند.
7 دسامبر 1988:
زلزله ای به بزرگی شش مميز نه درجه در مقياس ريشتر مناطق شمال غرب جمهوری ارمنستان را به لزره درآورد و 25 هزار کشته بر جای گذاشت.
19 سپتامبر 1985:
مکزيکوسيتی، پايتخت مکزيک، شاهد زلزله ای شديدی بود که ساختمان ها را با خاک يکسان کرد و بيش از 10 هزار کشته بر جای گذاشت.
سپتامبر1978:
زمين لرزه طبس در شمال شرق ايران، هزاران کشته بر جای گذاشت.
28 ژوئيه 1976:
در شهر تانگشان چين زلزله ای رخ داد که شهر را به ويرانه ای تبديل کرد و جان دست کم 250 هزار نفر را گرفت.
23 دسامبر 1972:
در شهر ماناگوآ، پايتخت نيکاراگوئه زلزله ای به بزرگی شش مميز پنج درجه در مقياس ريشتر رخ داد و تا 10 هزار نفر را به کام مرگ فرستاد. ساختمان های بلندی که بدون رعايت اصول ايمنی ساخته شده و به راحتی فروريختند، عامل فاجعه ای خوانده شد که آغازگر آن زلزله بود.
31 مه 1970:
وقوع زلزله در رشته کوه های آند در کشور پرو، باعث رانش زمين شد، شهر يونگی را مدفون کرد و 66 هزار را به کام مرگ فرستاد.
26 ژوئيه 1963:
زلزله ای به بزرگی شش مميز نه درجه در مقياس ريشتر شهر اسکوپيه، مرکز مقدونيه را به لرزه درآورد و يک هزار نفر را کشت.
سپتامبر1962:
وقوع زلزله در منطقه بوئين زهرا در نزديکی قزوين در ايران بيش از 20 هزار کشته بر جای گذاشت.
22 مه 1960:
شديدترين زلزله ای که تا کنون در جهان ثبت شده به بزرگی9 مميز 5 درجه در مقياس ريشتر کشور شيلی را ويران کرد.
اول سپتامبر 1923:
وقوع زلزله ای در توکيو به کشته شدن 142 هزار 800 نفر منجر شد.
18 آوريل 1906:
در سانفرانسيسکو، يک رشته لرزه های شديد به وقوع پيوست که تا يک دقيقه ادامه يافت. در پی وقوع اين زمين لرزه، بين 700 تا 3000 نفر يا در اثر فرو ريختن ساختمان ها و يا بروز حريق کشته شدند. |
|
_________________ كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 مهر 1384، ساعت 11:45 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#35
|
| |
| فلفلو نوشته بود: |
در زلزله بم بيش از 26 هزار نفر کشته شدند
طی صد سال اخير، زلزله در مناطق مختلف جهان، جان صدها هزار نفر را گرفته و پيشرفت هايی که بشر در زمينه زلزله شناسی کسب کرده، به ميزان ناچيزی از تعداد قربانيان اين فاجعه طبيعی کاسته است.... |
اينا چه ربطي به دولت احمدي نژاد داره؟! اين زلزله ها تقصير احمدي نژاد هست يا خاتمي؟! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 7219 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 26 مهر 1384، ساعت 16:50 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#36
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 28 مهر 1384، ساعت 0:53 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#37
|
| |
اين خبر رو الان که داغه نقل قول مي کنم. صحت و سقمش احتمالاً چند روزه ديگه مشخص مي شه!
گزارش تکان دهنده شوراي شهر تهران به دفتر رهبري:
دوره احمدي نژاد، رکورد تخلفات مالي شهرداري را شکست.
بهنام مجيدزاده
در شهرداری دوره احمدی نژاد به اندازه مجموع تخلف های سه شهردار قبلی - کرباسچی ، ملک مدنی و الویری - تخلف مالی صورت گرفته است. این را گزارشی می گوید که شورای شهر تهران به دفتر رهبری اعلام کرده است و "روز" براي نخستين بار، سر فصل هايي از آن را منتشر مي کند.
احمدی نژاد پس از سابقه طولانی برخوردهای همفکرانش با کرباسچی و حمله های روزنامه های همفکرش به تخحلف های دو شهردار بعدی و با شعار خدمت کردن به محرومان و طبقه فرودست جامعه به کاخ شهرداری رفت و همواره اقداماتش با بزرگنمایی رسانه های محافظه کار و به خصوص تلویزیون همراه بود. اما پرونده ارسالي به رهبري، اثبات مي کند که حجم تخلف و اختلاس در دوره مسووليت احمدي نژاد در شهرداری تهران، بیش از مجموع تخلف های اثبات شده و نشده سه شهردار قبلی بوده است.
مدافعان احمدي نژاد معتقدند که این تخلف ها به زیر دستان شهردار احمدی نژاد مربوط بوده و خود او در این زمینه نقشی نداشته است. به هر تقدير، گزارش شوراي شهر نشان می دهد که او در مواردي نهایت کوشش را برای پنهانکاری و حمايت از متخلفين انجام داده است. هرچند در نهايت، به خاطر بروز اختلاف ها نتوانسته است مانع ارسال گزارش برای رهبری شود و البته شوراي شهر نيز از ارائه آن به دادگاه خوداری کرده است.
در این گزارش به نمونه های متعددی از تخلف های شهردار اشاره شده است که یک نمونه آن منوریل تهران است. این پروژه که بدون کار کارشناسی لازم انجام گرفت و علی رغم مخالفت دولت وقت، ادامه یافت، یکی از مواردي است در ان تخلف زیادی صورت گرفته است.
پروژه منوريل که با اصرار شهرداری آغاز شده بود، قرار بود در فاز اول میدان صادقیه را به فرودگاه متصل کند و کار از میدان صادقیه با نصب ستون هایی آغاز شد. برای راه اندازی فاز اول پروژه مبلغ 20 میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شد ه بود. البته این بودجه قرار بود فقط صرف راه اندازی خطوط شود و براي تهیه قطار بودجه دیگری پیش بینی شده بود. پروژه منوريل، بانصب ستوان هایی در میدان صادقیه آغاز شد، اما در میانه کار وزارت راه به طور مکتوب اعلام کرد که فرودگاه مقصد مناسبی برای منوریل نیست؛ زیرا قرار است محل فرودگاه تغییر کند و این همه هزینه برای آن عاقلانه نیست. از سوی دیگر سازمان میراث فرهنگی طي نامه اي يادآوري کرد که میدان آزادی جزو میراث فرهنگی است و طبق مقررات یونسکو عبور ریل از فضای آن ممنوع است. همین دو نامه حکایت از آغاز کاری بدون کارشناسی می دهد؛ زیرا بررسی های محیطی در تهیه طرح های مقدماتی چنین پروژهایی ضروری است و این پروژه فاقد آن بوده است. اما این، همه ماجرا نیست.
بقيه ماجرا را آن هایی که هر روز گذرشان به میدان صادقیه تهران می افتد، بهتر می توانند تصور کنند . منوریلی که قرار بود با 20 میلیارد میدان صادقیه را به فرودگاه متصل کند، هم اکنون با نصب تعدادی ستون و صرف 10 میلیارد از آن بودجه متوقف شده است. کارشناسان پیشرفت کار را 5 درصد ارزیابی کرده اند، اما 50 درصد بودجه هزینه شده است. علاوه بر این زمین های زیادی در همان منطقه به مجریان پروژه واگذار شده است؛ اما مجریان چه کسانی اند؟ این جای داستان از همه جالب تر است: این پروژه را تعدادی از پرسنل سپاه با شراکت برادر رییس جمهور فعلی قرار داد بسته بودند و اگر چه این پروژه برای مردم منوريل نداشت، اما برای آنان برکت کافی به ارمغان آورد.
یکی دیگر از مواردی که در گزارش شوراي شهر به آن اشاره شده است، موضوع چراغانی ها و تزیینات خیابان ها به مناسبت های مذهبی و انقلابی است که از دوره شهرداری احمدی نژاد رونق گرفته است. در یکی از موارد چراغانی و تزیین منطقه ای [گویا تزیین حد فاصل میدان ونک تا پارک وی برای یک سال] به مبلغ 2 میلیارد تومان با شرکتی قرار داد بسته است. شرکت مربوطه بعد از عقد قرارداد در نامه ای به شهردار وقت و رییس جمهور فعلی اعلام کرده که این مبلغ کافی نیست و شهردار بدون طی مراحل قانونی مبلغ یک میلیارد دیگر در قالب متممی به این قرار داد افزوده است. اما نکته عجيب آن است که در جریان بررسی ها معلوم شده که کل قرار داد صوری بوده و شرکت مربوطه اساساً کار را انجام نداده است. مهم تر آن که مشخص نيست پول هايي که از بابت قراردادهايي از اين نوع پرداخت شده، به چه مصارفي رسيده و در چه محل هايي هزينه شده است.
با استناد به چنين مواردي است که برخي تحليل گران معتقدند وقتی جمعي از اقتدارگرايان از شورای شهر به عنوان "تنگه احد" نام می برند یا از ورود اعضای علی البدل به شورا جلوگیری می کنند، بی تردید از تاثر گذاری این فرد یا افراد در تصميم گیری ها نمی ترسند، بلکه از این می ترسند که همان یک تن - به خصوص اگر مصطفی تاجزاده باشد - با ورودش به شورا از به رازهایی دست یابد که افشایشان به مصلحت نيست.
این روزها برخی اصلاح طلبان از این که پیش از این، هنگامي که وزیر کشور از امضای حکم شهرداری احمدی نژاد خودداری می کرد، علت عدم امضای حکم او را با مردم در میان نگذاشته اند، پشیمان اند.
بعد از این که شورای شهر،احمدی نژاد را به عنوان شهردار انتخاب کرده بود ، وزير کشور به توصیه وزارت اطلاعات از امضای حکم او خودداری می کرد. علت اين خودداري - بر خلاف برخي اخباري که در رسانه هاي خارج از ايران منتشر شد- نه دلايل امنيتي، که تخلفات گسترده مالی استانداری اردبیل در دوره مسووليت احمدی نژاد بود. برخی از اصلاح طلبان در آن روزها قصد داشتند که علت عدم امضای حکم شهرداری او را با مردم در میان بگذارند، اما خاتمی چنین اجازه ای نداد ه بود؛ زیرا به نظر او این کار نوعی واکنش به شکست در انتخابات شورا ها تلقی می شد و نتیجه ای جز افزودن به آتش منازعات جناحی نداشت.
در نهايت، این روزها احمدی نژاد به اعتبار رییس جمهور بودنش به ستادی پیوسته است که قرار است مفاسد اقتصادی را ریشه کن کند. اما اغلب صاحب نظران معتقدند که به دراين ستاد، به پرونده دوره شهرداری رییس جمهور اشاره ای نخواهد شد. مگر آن که سياست هاي کلي نظام، "گوشزد کردن" مواردي از اين دست را، به تيم جديد حاکم بر قوه مجريه، ايجاب کند.
http://www.roozonline.com |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 7219 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 28 مهر 1384، ساعت 17:44 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#38
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 29 مهر 1384، ساعت 11:33 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#39
|
| |
داماد آيت الله خزعلي استاندار فارس شد.
در جلسه روز چهارشنبه هیات وزیران مهندس محمد رضا رضا زاده به عنوان استاندار فارس انتخاب شد. سمت قبلي ايشان، رياست سازمان آب فارس بوده است. لازم به ذکر است ايشان داماد آيت الله خزعلي و خواهر زاده همسر آيت الله حائري شيرازي، امام جمعه شيراز، مي باشند. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 11 آبان 1384، ساعت 17:27 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#40
|
| |
هاشمی ثمره، شخصیت پشت پرده دولت کیست؟
مردی که رئیس جمهور پشت او نماز می خواند.
آرش مهدوي - روز آنلاين - با تلخيص
"رئیس جمهور بسیار تندخو و عجول است". این را همه کسانی که در طول دو ماه گذشته در کاخ ریاست جمهوری با محمود احمدی نژاد، سر و کار داشته اند، می دانند. احمدی نژاد، نه فقط با کارکنان ریاست جمهوری،؛ بلکه با اعضاء کابینه و مشاوران خود نیزرفتار مشابهی دارد. تنها یک نفر است که رفتار با وی، از این قاعده مستثنی است: مجتبی هاشمی ثمره. احمدی نژاد، نزد این هم اتاقی ثابت خود، با احترام رفتار می کند و موقع نماز، پشت سر وی می ایستد و حتی از روحانيون حاضر هم می خواهد که به وی اقتدا کنند.مجتبی هاشمی ثمره کیست؟
قدیمی ترین خاطره ها از"برادر مجتبی"، که یک سرش به سپاه پاسداران وصل بود و سر دیگرش به دستگاه امنیتی، به کردستان بر می گردد، و نقش وی در برخورد با مردم این بخش از ایران.آشنایی وی با احمدی نژاد هم ، در همین سال ها، رنگ و روی دیگر گرفت. از همان دوران با محافل راست افراطی در ارتباط بود و به تدریج در بیت آقای مصباح یزدی، جای مناسب خود را یافت و تبدیل به امین وی شد. کسانی که بعدها مجتبی هاشمی ثمره را در دفتر ستاد تبلیغات ریاست جمهوری احمدی نژاد دیدند، به خوبی به یاد دارند که او به جای تصوير آيت الله خمينی و یا آيت الله خامنه ای، عکسی از آيت الله مصباح يزدی را روی ميز خود گذاشته بود.
مجتبی هاشمی ثمره در سال های هفتاد و در دوران وزارت خارجه علی اکبر ولایتی، به توصیه محمد رضا باهنر، به وزارت خارجه راه یافت و بعد از مدت کوتاهی به مدیرکلی اداره گزینش این وزارتخانه منصوب شد.يکی از اقدامات مجتبی ثمره در وزارت خارجه و در مقام مديرکل گزينش، ايجاد بخشی بود که به عنوان"دخمه" شهرت یافت. چند اتاقی در زير زمين وزارت خارجه که متقاضيان شغل در خارج از کشور، در واقع چند روزی در آن قرنطينه می شدند.در طول این مدت،ثمره آنان را مورد "سئوال و جواب" های فراوان قرار می داد و با تحت نظر گرفتن برخوردها و عکس العمل های آنان، به قول خود، سعی می کرد آنان را به" درستی" بشناسد. بعد از این دوران قرنطينه بود که ثمره نظر خود را درباره افراد مزبور می داد. این برخورد امنیتی،موجب نارضایتی فراوان بود، اما از آن جا که مخالفت اداره گزينش می توانست کارمندان دستگاه ديپلماسی را از موقعيت های شغلی محروم کند، بيش تر کسانی که به آنان پيشنهاد حضور در اين قرنطينه داده می شد آن را می پذيرفتند.
در دخمه چه می گذشت؟
به گفته شاهدان عینی،گاهی ده نفر در يک زمان در"دخمه"ساکن بودند . در آنجا علاوه بر مصاحبه هائی که توسط ماموران وزارت اطلاعات و حراست وزارت خارجه با آنان صورت می گرفت، و تعليمات ضدجاسوسی که به آنها داده می شد، ثمره نيز برای آنان سخن می گفت. سخنانی که از یاد کسانی که در اين جلسات حاضر بوده اند، نرفته است.
در این جلسات همچنین به آنها، تعليماتی همراه با فيلم درباره روش های به دام اندازی و فريب خوردن، استفاده از سکس در مقولات خبرگيری، چگونگی زندگی در خارج کشور و کنترل اطرافيان و همکاران داده می شد، اما مضمون درس های" استاد ثمره" به کلی متفاوت و عنوان آن هم
" روان شناسی کفر" بود.
دو تن از کارکنان باسابقه وزارت خارجه بخش هائی از درس های مجتبی ثمره را برای "روز" چنین بازگویی کرده اند:
- از کجا انحراف شروع می شود. از خط شلوار، کفش و لبخند. آنکه عنوان ديپلمات جمهوری اسلامی را يدک می کشد و خط شلوارش اتوخورده است جز آنکه به اشرافيت ميل کرده و ضعفی را نمايان ساخته که به جاسوسان غربی" گرا" می دهد، می تواند برای ما هم نشانه ای باشد که طرف به نماز مقيد نيست، هر چند که جای مهر بر پيشانی داشته باشد.
- کفش وسيله خوبی است برای شناختن مومن. آن کس که مومن است هميشه کفشی به پا دارد که آماده کندن آن و وضوساختن است. اما آن کس که کفشی تميز و بندی و شيک به پا دارد، معلوم است که آن را از پا در نمی آورد. کفشی که پشتش خوابيده نباشد، متعلق به کسی است که برای وضو آماده نيست. همچنان که وقتی به خانه شان می روی، اگر دم در کفش ها رديف و به اصطلاح مسجدی نباشد، هر چند که گوشه ای و قفسه ای برای کفش ها گذاشته باشند، نشان دهنده آن است که صاحبخانه از اينکه کفش ها قبل از ورود به خانه، کنده شود اکراه دارد.
- لبخند مدام به روی آدم های ناآشنا و ارباب رجوع، يک خوی غربی است و نشان دهنده کسی که می خواهد خود را در دل مخاطب جا کند. اما مخاطبان در سفارت خانه های ما چه کسانی هستند؟ جز معدودی که آن ها را می شناسيد، بقيه يا خارجی هستند که اصل بر جاسوس بودن آن هاست و يا ايرانی های ضدانقلاب. مگر آنکه شناسائی کرده و قصد داشته باشيد آنها را جلب کنید که آن هم مقررات خود را دارد.
- برای ما کارمند به معنای اداری معنا ندارد. هر کس، حتی پيشخدمت و آشپز، يک مامور تبليغ و جمع آوری اطلاعات و آماده شهادت هست. کسی که هر روز بايد قبل از رفتن به سر کار غسل کند و آماده باشد که شايد به شهادت برسد.
-مواظب باشيد که در روزهای تعطيل، حالا جمعه باشد و يا يکشنبه همکاران تان به کجا مي روند. "رفته بودم با خانواده به گردش" بهانه خيلی رايجی است برای فرار از نماز جمعه و فرادا عمل کردن. چنين اعمالی در صورت تکرار،نشانه ضعف است. احتمال بدهيد که ناپاکی رخ داده باشد. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 7219 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 11 آبان 1384، ساعت 18:03 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#41
|
| |
آيا خاتمي دستتان را از بيت المال بريده است؟ ايا تصور ميکنيد با بودن خاتمي شما ارث پدريتان را از دست داده ايد؟؟؟ نگران نباشيد! ما هم مثل شما هستيم!
"خاتمي بسيار دزد و کلاه بردار است". اين را همه کساني که در طول 8 سال گذشته در کاخ رياست جمهوري با محمد خاتمي، سر و کار داشته اند، مي دانند. نه فقط خاتمي،؛ بلکه تمام اعضاء کابينه و مشاوران او نيز رفتار مشابهي دارند. در کل دولت خاتمي حتي يک غيردزد هم يافت نميشود!!! ...
ادامه دهيد، سايتش رو من براتون ميسازم و شما ميتونيد به سادگي شروع کنيد به لجن پراکني! مطمئنا از اين ور و اون ور هم بهتون لينک ميدن و يواش يواش معروف ميشيد! مهم نيست سند داشته باشيد يا نه، حرفتون راست باشه يا دروغ! بشتابيد!
تذکر: داستانهاي ديوار کشي در خيابانها و جداسازي جنسيتي خطوط مترو قديمي شده و پذيرفته نميشود. |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 11 آبان 1384، ساعت 23:40 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#42
|
| |
كدام قاعده؟
قاعده براين است كه سياستمداران هر فكري را در ذهن و هر سخني را برزبان خود ده ها بار بالا و پايين كنند و جوانبش را بسنجند و بعد تصميم بگيرند كه آن را بايد بر زبان آورد يا نه و اگر آري چگونه و با چه شدتي و با استفاده از كدام كلمات. اين مناسكي است كه سياستمداران عالم در طول عمر فعاليت سياسي شان «بنا به قاعده» علي الدوام درحال اجراي آن هستند. در رفتار رئيس جمهور اصولگرا اما سوالي هست: اين «قاعده» ها را چه كسي وضع كرده است؟
سياست ورزي اصولگرايانه براي اين دست «قاعده ها» و «مناسك» اصالت و احترامي قائل نيست. احمدي نژاد در انتخابات هم همين مشي را درپيش گرفت. مي توانست مثل خيلي هاي ديگر بر امكانات مالي و رسانه اي اين يا آن گروه سياسي يا شخصيت متنفذ - از آن شخصيت ها كه در آستانه انتخابات پشت سرهم احساس تكليف مي كنند و به كانديداها صدقه مي پردازند- تكيه بزند و براي خود حاشيه امنيتي فراهم آورد تا اگر فردا روز نتيجه را واگذار كرد باشند جايي و كساني كه بشود تقصير را به گردن آنها انداخت. اما چنين نكرد. از همان روز اول قرص و استوار پاي اين حرف ايستاد كه علاقه اي به رعايت مصلحت هاي رنگارنگ گروه هاي سياسي و دوختن قباي فكر و سخن خود به قامت آنان را ندارد. مي گفت حالا كه آقايان نمي توانند تصميم بگيرند، مردم خود تصميم خواهند گرفت و مردم تصميمشان را گرفتند. مي توان تصور كرد كه نتيجه انتخابات سوم تير خيلي ها را بدل به دشمنان محمود احمدي نژاد كرده باشد، اما اين دشمنان و بدخواهان كه در داخل و خارج نشسته اند و چرتكه مي اندازند كه چطور مي شود گذاشت توي كار اين دولت، حواسشان بايد باشد كه در افتادن با دولت نوپا مستقيماً به معناي رويارو ايستادن با مردمي است كه به آن راي داده اند و اكنون منتظرند تا هرچه زودتر نتيجه اعتماد خود را ببينند. اين درست است كه افكار عمومي با هيچ كس عقد اخوت نمي بندد. اين اشتباه را اصلاح طلبان كردند و زمين خوردند اما اين هم هست كه با مردم مي توان حرف زد و صادقانه گفت كه چه ميزان از مشكل مربوط به خودمان است و چه ميزان ناشي از چوب هايي كه اين و آن لاي چرخ مي گذارند. مردم مي پذيرند به شرط آنكه صداقت ببينند و قانع شوند. تراژدي اصلاح طلبان اين بود كه مردم از مقطعي به بعد اول در صداقت و بعد در كار بلدي آنها به ترديد افتادند و به همين دليل حرفشان را شنيده و نشنيده پس مي زدند. احمدي نژاد قرار نيست خيلي حرف بزند. اما در آن مقدار حرفي كه مي زند روراست و صريح خواهد بود. اين صراحت و خود سانسور نكردن شايد در نظر بعضي براي يك رئيس جمهور عيب جلوه كند. به همين دليل است كه از خلوت بعضي كهنه كاران عالم سياست خبر مي رسد كه دولت احمدي نژاد را سر 6 ماه در بن بست مي بينند. شايد هم حق دارند. عمري به نوعي از رفتار سياسي خو گرفته اند كه دوگانگي درون و بيرون (ذهن و زبان) و مخفي كاري و طراري و زد و بند و صفحه گذاشتن پشت ديگران از ضروريات آن بوده است. حالا خود را با كسي مواجه مي بينند كه بي نياز به واسطه گري و دلالي آنها با مردم و ولي آنها پيوند خورده و از درستي عقايدش و نتيجه بخشي راهي كه مي رود، آنچنان مطمئن است كه نيازي نمي بيند يك خط در ميان حرف هاي خود را بخورد معلوم است كه اين نوع سلوك سياسي به نظرشان عجيب و غريب جلوه كند و بي درنگ نادرستي اش را هم از غرابتش نتيجه بگيرند.
از ياد نبريم آدم ها خصوصا اگر اهل سياست باشند در پذيرفتن اينكه عمري بر خطا بوده اند، ظرفيتي ناچيز دارند.
روزي كه احمدي نژاد بر سر كار آمد، همه همت دولت خود را در آن دانست كه براي ظهور امام غايب(عج) زمينه سازي كند. حرف احمدي نژاد را دريافته و در نيافته از گوشه و كنار صدا بلند شد كه: صداي پاي تحجر مي آيد، بوي انجمن حجتيه مي شنويم و از اين قبيل. سروصداكنندگان چه كساني بودند؟ متحدان استراتژيك انجمن حجتيه در تبليغ باورهاي عرفي، ضديت با انديشه سياسي امام (ره) و عداوت باحكومت ديني. يعني همان كساني كه تا همين چندي پيش با «نو انجمني ها» جلساتشان هم به راه بود. در گرماگرم اين نزاع بي حاصل كه احمدي نژاد و يارانش البته حتي در آن داخل هم نشدند، ناگهان شاهد از غيب رسيد. عبدالكريم سروش در پاسخ به تذكاري از محمد سعيد بهمن پور نامه اي بلند بالا به او نوشت و در آن از عقيده سي و چند ساله اش پرده برداشت و آشكارا گفت كه باور به امامت را بخشي از مسلماني نمي داند. براي آنها كه با نوشته هاي سروش آشنايند اين سخن البته عجيب نيست، چه، او در «بسط تجربه نبوي» و بعد در «ذاتي و عرضي در دين» هم همين را نوشته بود. نوشته سروش از اين جهت كه همچون ساليان ميانه دهه 70 مجادله اي كلامي برانگيزد و حوزه و دانشگاه را بشوراند، اهميتي نداشت، بلكه اهميتش از اين رو بود كه آنچه مخالفان سياسي احمدي نژاد در داخل- لااقل بعضي از آنها- به دلايلي نمي توانستند بگويند، آشكارا و بي پرده گفت. سروش در مباحثه قلمي اش با بهمن پور كه اتفاقا بهانه آغاز آن هم موضوع مهدويت بود، رودربايستي را كنار گذاشت و اصل قصه را بازگفت. برخي از آنها كه پس از سخنان احمدي نژاد درباره لزوم زمينه سازي ظهور حضرت حجت(عج) به او تاختند، مسئله شان عموما اين نبود كه نگران احياي انجمن حجتيه بودند. سخن اصلي آنها در واقع همان است كه سروش گفته است اما لابد دريغ مي خورند كه زبانشان به حكم مصلحت كوتاه است و نمي توانند بي پرده حرف بزنند.
مقدمه گويا از متن درازتر شده باشد، اما حقيقت اين است كه آنچه بهانه اي شد براي نوشتن اين سطور سخنان بازهم صريح احمدي نژاد بود در همايش «جهان بدون صهيونيسم» كه از قرار آشوبي در جان غربگرايان داخلي و خود غربي ها در خارج انداخته است.
بحث درباره منطق نهفته در پس سخنان رئيس جمهور درباره لزوم نابودي اسرائيل مجالي ديگر مي طلبد،اما آنچه در اينجا گفتنش لازم است اين است كه انتقادهاي داخلي از احمدي نژاد را دراين باره كه چرا چنين و چنان گفته است با احتياط بايد شنيد. درست مثل مورد قبلي، اين احتمال بسيار جدي است كه عده اي اصل حرف خود را فرو خورده باشند و عمدا سياه بازي در بياورند. ما نيك مي دانيم كه بعضي خود فروختگان داخلي نسبت به اصل موضوع چگونگي مواجهه با اسرائيل از آرمان هاي انقلاب اسلامي فاصله گرفته اند و در گوشه ذهن خود احتمالا جايي براي مصالحه با اين غده منحوس گشوده اند والا آنچه رئيس جمهور گفته اولا جديد نيست. سخن او تكرار موضع رسمي، ثابت و تغيير ناپذير نظام جمهوري اسلامي است كه امام بزرگوار بارها به آن تصريح كرده است و آن موضع هم اين است كه اساسا كشوري به نام اسرائيل وجود ندارد كه بخواهيم درباره چگونگي تعامل خود با آن تصميم بگيريم يا نه.
هرچه هست يك غصب غيرقانوني و جنايتي مستدام است كه هرچه زودتر بايد پايان يابد. ثانياً نفي موجوديت اسرائيل نه صرفاً يك اعلام موضع ايدئولوژيك، بلكه اقدامي كاملا در جهت منافع ملي ماست. به راستي كيست كه نداند مردان و زنان غيور لبناني و فلسطيني اكنون در جبهه اي مي جنگند كه به واقع ما بايد مي جنگيديم و هرگاه اسرائيل توان عبور از آنها را بيابد، نوبت به ما خواهد رسيد؟ بعلاوه آيا قابل انكار است كه نظام جهاني سلطه و صهيونيست ها دست از سرما برنخواهند داشت و لو ما اعلام كنيم كه كوتاه آمده ايم؟ بعضي اصلاح طلبان پس از سخنان احمدي نژاد گفتند كه اين حرف ها «دعوت كردن دشمن به خانه» است و ما را به دردسرمي اندازد. چه پاسخي مي توان داد به چنين كسان كه نمي دانند دشمن اگر بنا باشد عليه ما اقدامي انجام بدهد، محاسباتش را بر مبناي امكانات دفاعي و بازدارنده «واقعي» ما استوار خواهد كرد نه بر مبناي حرف هايي كه در سخنراني ها مان مي زنيم.
مهدي محمدي
کيهان - 9 آبان |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 15 آبان 1384، ساعت 20:16 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#43
|
| |
نامه اعتراض آميز اعضاي ستاد انتخاباتي احمدي نژاد به وي
به دعوت دكتر محمود احمدي نژاد، اعضاي فعال، مركزي و استانهاي ستاد انتخاباتي وي، 8 آبان (25 رمضان) در مسجد سلمان فارسي گردهم آمده بودند تا هم انديشي داشته باشند كه با اعتراضات مختلف احمدي نژاد مواجه شد.
به گزارش "عارف نيوز" پايان اين جلسه نامه اي با امضاي برخي از فعالين ستادي احمدي نژاد در دوران انتخابات، به وي ارايه شد وليكن به دليل عدم واكنش بعدي احمدي نژاد، برخي مدعي شده اند كه اين نامه توسط احمدي نژاد خوانده نشده است. چرا كه براساس برنامه دفتر رييس جمهور، تمامي نامه ها پيش از ملاحظه احمدي نژاد، توسط مسعود زريبافان و مجتبي هاشمي ثمره، خوانده شده و سپس تعدادي از آن پاسخ داده شده، تعدادي به بايگاني، تعدادي به خردكن و تعدادي هم جهت ملاحظه رييس جمهور، در كارتابل وي قرار مي گيرد. كه نامه مذكور احتمالاً به خردكن سپرده شده است.
بسمه تعالي
جناب آقاي احمدي نژاد رييس جمهور ايران اسلامي
باسلام
ضمن آرزوي قبولي طاعات و آرزوي موفقيت مواردي را خواستيم يادآوري كنيم به عنوان دلسوزان شما:
مردم ايران بسيار باهوش و فوق العاده صبورند، و با هيچ كس عقد اخوت نبسته اند و به موقع جواب خود را مي دهند و لذا نبايد سكوت مردم را به معناي حمايت گرفت اين تذكر جدي است خواهشمند است دنبال كنيد.
الف ـ فاميل سالاري و تبارگرايي
مهندس زريبافان ( دبير هيات دولت و عضو شوراي شهر )
مگر خبر ندارند بزرگان نظام مخالف حضور شوراي شهر در دولت هستند.
مردم كاري ندارند كه شوراي شهر شغل است يا نه، مردم مي گويند اينها دو تا شغل دارند و بچه هاي ما بيكارند.
مهندس زريبافان:
1. مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان ) حرف و حديث ها در مورد ايشان بسيار زياد است از نظر زندگي و مشاوريني كه دارد مانند دكتر گودرزي
2. سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)
3. عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )
4. ناظمي اردكاني : وزير تعاون ( شوهر عمه داماد زريبافان )
5. دانش جعفري : وزير اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زريبافان )
6. نوحي نژاد : دنبال گرفتن صندوق بازنشستگي، در شهرداري هم منطقه 2 مسئولين گرفته (داماد باجناق ديگر زريبافان )
مهندس هاشمي ثمره
1. مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو ( برادر هاشمي ثمره )
2. خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور ( همسر برادر هاشمي ثمره )
3. عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع ( برادر هاشمي ثمره )
4. آقاي موسي پور : معاون پارلماني وزير كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
5. علي جنتي : معاون سياسي وزير كشور ( پسر آيت الله جنتي ) ( دو دوره براي آقاي هاشمي كار مي كردند )
آقاي دكتر :
ب ـ آقاي زريبافان نمي گذارد دولت سخنگو انتخاب كند .
ج ـ نقش ثمره هاشمي در دولت احمدي نژاد همان نقش ابطحي است در دولت خاتمي و در بين اطرافيان رييس جمهور معروف به ابطحي مؤمن است.
د ـ آقاي زريبافان و هاشمي ثمره با هم تقسيم كار كرده اند كه شما را اداره كنند آقاي دكتر آيا اين بود تعهد شما ! آقاي دكتر شما مديون هستيد به شعارهاي خود عمل كنيد.
والعاقبه للمتقين
برخي از فعالين ستاد انتخابات جنابعالي
در دوران انتخابات
انتخاب |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4997 اعتبار کسب شده: 7219 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
|