| نویسنده |
پیغام |
armoazn  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384 مجموع ارسالها: 1276 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: قديم و شيراز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 04 شهريور 1384، ساعت 11:41 |
|
 |
3 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
وقتي براي نخستين بار، عزتالله ضرغامي با بحث يار دوازدهم و حمايت رسانهاي از تيم ملي فوتبال ايران در صحنه رسانه ملي وارد شد، آرزوي ميليونها ايراني علاقهمند و آدمهايي که دلشان براي ورزش و موفقيتهاي آن ميتپيد، در سايه علاقه و حس ذاتي رئيس سازمان صداوسيما به واقعيت تبديل شد.
بحث «يار دوازدهم»، يکي از عاديترين مسائل روز ارتباطي در دنياست که سياستهاي ثابت داشته و بر اين اساس، رسانههاي مختلف جهاني روي نتايج تيمهاي مليشان در هر سطحي، علاقه و اشتياق خاصي نشان داده و سعي ميکنند جهتسازيهاي مناسبي را براي موفقيتهاي بيشتر اين مجموعه ورزشي به وجود بياورند.
ترکيب جمع حاضر در جلسه مشهور يار دوازدهم به جز چهرههاي تکراري که حرفي براي گفتن نداشتند و غايبان به حق اين جلسه، داراي چهرههاي شاخصي بود که باز هم به خاطر اطلاعات ورزشي خوب مدير اين جلسه جمعآوري شده بودند تا يک بار هم که شده، پيش از يک رويداد بزرگ، براي آن برنامهريزي و هماهنگسازيهاي رسانهاي فراهم کنند.
نکته مهم در اين جلسه، گوش دادن رئيس فدارسيون فوتبال به حرفهاي مختلفي در حوزه فوتبال ملي و تعامل رسانه ملي با اين نظرات مختلف بود. از طرفي، وضعيت دورههاي قبل و ناتواني در جهتدهي فکري و مسير مناسب براي تماشاگر موجب شده بود که ذهنيتهاي منفي، حول محور تيم ملي و به خصوص نتايج آن در رسانه ملي به وجود بيايد.
به خاطر بياوريد اتفاقات و جنجالهاي بچهگانه در مسابقههاي انتخابي سال 2001 که نشأت گرفته از عرق ملي پسمانده خاندان پهلوي بود و تلاش بسياري ميکرد با اراذل و اوباش، تيم ملي ايران و روحيه مردم را تحت تاثير فضاي خاصي قرار داده تا ايران به جام جهاني نرسد.
در آن موقعيت خاص روزنامهها به خاطر جنگ علني با چيرو هيچ توجهي به موضوع نداشتند و رسانه ملي هم در اثر ترس مفرط از نداشتن ابتکار در شرايط بحراني نتوانست وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهد. چون دايم در اين تحليل سير ميکرد که اينها همان تماشاگران فوتبال هستند و اوباشگري به فوتبال بسته است.
اما اين بار رئيس سازمان صداوسيما با ورود مستقيم به بحث موفقيت ملي فوتبال و تاثير رسانه به مجموعه خود فهماند که هر پيروزي و افتخاري در صحنه جهاني عاملي براي طرح جمهوري اسلامي در مجامع بينالمللي است.
قرار گرفتن ايران در رده 15 تيمهاي ملي فيفا طرح نام کشوري است که از هر گوشه سعي دارند نام، دستاورد و عملکرد آن را مخفي کرده و اجازه طرح جهاني به آن ندهند.
جسارت طرح يار دوازدهم نه تنها به رسانه ملي جرات و اشتياق حضوري پر رنگ در کنار تيم ملي را داد بلکه موجب اتحاد و همدلي در بين مردم و ريشه گرفتن دوستيهاي خاص ملي ميان ستارگان ورزشي و مطبوعات گوناگون شد.
نفس عمل براي جماعت مطبوعاتي اينقدر مهم و جالب بود که روزنامه خبر ورزشي از پرتيراژترين روزنامههاي ورزشي وقتي به اعتراض اينکه نمايندهاي در اين جلسه نداشت مطلبي را در صفحه دوم خود چاپ کرد، اما به خلاف اعتراضهاي گذشته، از نفس عمل دفاع کرده و اين حرکت را موثر توصيف کرد. در اين مسير روزنامه ديگري هم که شايد تازه از خواب بيدار شده بود يار دوازدهم را روزنامهها تلقي کرد و قصد داشت يک تنه اين عنوان را براي مطبوعات مصادره کند که باز هم تأثيري نداشت و همه اين نشانههاي آشکار دليلي بر عمق و محبوبيت طرح ارائه شده بود.
نيازي که در سالهاي متمادي ورزش ما از آن بيبهره بود و همواره به خاطر عدم اتحاد رسانهاي و مردمي در پشت تيم ملي، ضربههاي جبران ناپذيري را متحمل شد.
تبلور شور مردمي که يار دوازدهم از خود بروز داد و در خانواده رسانه کشور از روزنامه، سايت، شبکه تلويزيوني و راديويي گرفته تا حتي شبکههاي ماهوارهاي فارسيزبان ايراني در لوسآنجلس همه و همه در قامت اين طرح قرار گرفته بودند و تلاش ميکردند تا تيم ملي ايران را به جام جهاني برسانند.
در نتيجه همه اين تلاشها بالاخره تيم ملي فوتبال ايران ميهمان جشنواره بزرگ تابستان 2006 در آلمان شد.
اما نکته مهم، فراموش شدن «يار دوازدهم» در روز پيروزي است.
البته اين رسم متداول شده آدمهاي غير ورزشي در ساختار مديريت ورزش ماست که وقتي به پيروزي ميرسند، نه کاري به عقبه دارند و نه کاري به خطشکنان. به همين دليل هم امروز رسانه ملي با توجه به همه تلاشهاي انجام دادهاش با بيتفاوتي روبهرو شده و با اينکه يك هفته است بازيهاي جام جهاني در گروه دوم تمام شده اما دريغ از يک سپاسگزاري يا تشکر خشک خالي در قالب يک اطلاعيه يا نامه خاص که حداقل رسانه ملي در اين مسير پر خطر که عملکرد اشخاص گاهي نتايج ملي به بار ميآورد بازهم ياريرسان تيم ملي فوتبال و ساير رشتههاي ورزشي باشد.
حيف که زود از خاطر ميبريم روزگاري در همين رسانه ملي تيم ملي قدرتمند عربستان را تيم دهاتي خوانديم در حالي که وقتي آخر پاييز به شمارش جوجههاي فوتبالمان رسيد، سعوديها در جده دور افتخار ميزدند و ما هم حرص پرچمچرخاني بحرينيها را ميخورديم.
اي کاش فراموش نميکرديم بحث خداداد عزيزي و به هم خوردن نظام فکري تيم ملي فوتبال چقدر راحت از برنامههاي تلويزيوني هدايت ميشد و البته اين بار، تأثير «يار دوازدهم» و دادن استراتژي مستقل به رسانه ملي چقدر موجب شد که تکروي و لابيهاي مختلف به در بسته بخورد و در نهايت تيم ملي موفق از صحنه خارج شود.
گذشته از اين جو بد عليه «يار دوازدهم»، فضاي ناتوان و ضعف نرمافزاري ورزش در رسانه ملي با «يار دوازدهم» به خوبي مشهود شد.
مهمترين نکته، ناتواني در بخش تصويري ورزش رسانه ملي است که بايد کمتر از يک سال ديگر در جام جهاني در حد يک جشنواره جهاني ظاهر شود.
اگر رياست سازمان صداوسيما به اين موضوع اشارهاي داشته باشند که برنامههاي آينده ورزش سيما براي جام جهاني چيست به عمق موضوع پي خواهند برد.
در حال حاضر شبکههاي مختلف تلويزيوني در سطح جهان مشغول فراهم کردن شرايط لازم براي پخش زنده بازيهاي جام جهاني هستند. به خلاف جام جهاني 2001 که شرکتهاي خصوصي صاحب تصاوير بودند و هزينهها بسيار سرسام آور بود در پايان اين بازيها فيفا تصميم گرفت که به مانند گذشته بازيها را در اختيار اتحاديههاي تلويزيوني قرار دهد تا مردم فقير جهان از ديدن تصاوير محروم نشوند.
اما اين دليل نميشود که شبکه سه، از پخش ماهوارهاي اين بازيها بدون پيشبيني لازم در نحوه عقد قرارداد محروم شود و همان مشکلات سال 2002 فقط به خاطر ذکر نشدن يک بند ساده بوجود بيايد در حالي که تلويزيون ترکيه با رعايت اين موضوع توانست بازيها سال 2002 که بالاترين رايت ممکن و بيشترين محدوديت پخش را داشت روي ماهواره پخش کند.
دليل اين اشاره به سطح علاقه و توجه مخاطبان بسياري بود که از يمن و عمان و کويت گرفته تا لبنان و فلسطين بيننده شبکه سه ايران بودند حتي واحد مرکزي خبر در آن روزها خبري را به روي تلکس فرستاد که مردم در کشورهاي عربي شبکه زنده ايران را مي بينند و بازار ديدن اين شبکه به شدت داغ است.
اينکه هيچ پيشبيني نشده به اين خاطر است که همه مسايل رها مي شود تا يک ماه قبل از شروع بازيها و در آن شرايط ديگر شبکههاي سيما هم به هواخواهي مردم دنبال پخش زنده فوتبال جام جهاني مي آيند و نتيجه اين مي شود که در بازيهاي سال 2002 رخ داد و بازي مهم برزيل – انگليس به خاطر بيماري گزارشگر اصلي شبکه دوم به دست يک گزارشگر تازه کار رسيد و خلاصه اعصاب مردم حسابي سيقل خورد.
برنامهريزي براي اين بازيها هيچ محدوديتي ندارد حتي تا اين حد که روز شروع و پايان مسابقهها مشخص است و بخش پيش بيني کننده شرايط تلويزيوني از حالا بايد براي در اختيار گرفتن استوديوي اختصاصي در ورزشگاههاي محل بازي ايران و همچنين بازيهاي مهم مراحل بالاتر اقدام کند و براي گرفتن گزارشهاي بعد از بازي قابليتهاي لازم را پديد بياورد.
وقتي رسانه ملي از بودجه عمومي کشور تصاويري را از جام جهاني خريداري مي کند بايد از حداکثر اين خريد استفاده کند چون به واسطه اين امتياز تمامي حقوق پخش تلويزيوني، راديويي، اينترنتي و توليدي به رسانه مورد نظر فروخته مي شود.
براي استفاده از اين حقوق رسانه اي بايد برنامه ريزي براساس آگاهيهاي رسانه اي و توجه به اعتبار رسانه ملي داشت تا بتوان حضوري پر رنگ از خود بنمايش گذاشت.
نگاهي به بازيهاي بوسان و آتن نشان داد که بخشهاي تلويزيوني همسايه به شدت در حال رشد هستند و شايد شرايط همين چهار سال پيش هم در تابستان آينده براي رسانه ملي فراهم نباشد و با کوچکترين اشتباه بينندگان رسانه ملي به دامن شبکههاي ورزشي همسايه بيفتند.
آمدن چهار شبکه الجزيره اسپورت، ابوظبي اسپورت، دوبي اسپورت، النادي، الکاس، بحرين اسپورت، کويت اسپورت و حتي به تازگي عراق اسپورت نشان مي دهد در کنار شبکههاي ورزشي ترک و اروپايي رسانه ملي کشورمان کار سختي پيش روي دارد و بايد با برنامه ريزي مناسبي وارد اين رويداد شود.
از طرفي نيازمندي تيم ملي فوتبال کشورمان در آلمان به ارتباط عاطفي خوب با تماشاگران ايراني که از هر نقطه جهان راهي اين کشور مي شوند و تجهيز فرهنگي و فکري تماشاگران و بازيکنان با توجه به هزينههاي بالا براي بخش خصوصي تنها در حوزه توانمنديهاي رسانه ملي و يار دوازدهم است اما نه با نيروهاي فعلي و ساختار برشمرده!
اندکي توجه به نحوه پخش بازي ايران و آمريکا و مشکلات آن بازي نشان مي دهد که بايد براي جام جهاني فوتبال آلمان برنامه رسانه اي داشت و از حال شرايط لازم را براي آن پديد آورد.
حسن بزرگ دفتر برلين صداوسيما است که مي تواند شرايط لازم را براي راه اندازي يک استوديو اختصاصي براي کشورمان فراهم کند که در طول يک ماه برگزاري مسابقهها حاشيه و برنامه ريزيهاي لازم در خود آلمان انجام شود.
در اين مسير رسانه ملي مي تواند با ساخت موسيقي حماسي و کليپهاي تصويري خاص از فوتبال کشورمان شرايطي را بوجود آورد که تماشاگر ايراني در ورزشگاهها دست و پا بسته نبوده و حداقل سرود يا آهنگ حماسي براي حمايت از تيم ملي داشته باشد.
توان بالقوه سروش براي تکثير اين سرودها در ميان مردم و شبکههاي متعدد تلويزيوني و راديويي در کنار استقبال بي مانند مردم مي تواند جهت فکري لازم را به همراهان تيم ملي بدهد.
از طرفي رسانه ملي مي تواند با حمايت وزارت خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي همين محصول را در ساير کشورهاي اروپايي و حتي ايالات متحده پخش کند تا هماهنگي فرهنگي لازم براي تيم ملي ايران پديد بيايد.
حضور خوانندگان جوان ايراني در حاشيه اين مسابقهها و کنسرتهاي بزرگ براي ايرانيان مي تواند جام جهاني را به بزرگترين اجتماع ايرانيان در اروپا تبديل کند که همه براي پرچم سه رنگ کشورمان کنار هم جمع شده اند.
همچنين پخش اين بازيها در داخل کشور بايد با درايت فوق العاده اي همراه شود تا مردم از همه زواياي حضور تيم ملي و جام جهاني بهره ببرند.
همه زوايا از تمرين قبل از بازي، تصاوير قبل بازي اصلي در ورزشگاه، مصاحبهها، بازي اصلي، حاشيههاي آن، کنفرانس مطبوعاتي و عکس العملهاي مردمي را شامل مي شود که بدون برنامه ريزي امکان رسيدن به همه آنها با هماهنگيهاي يک ماه قبل از جام جهاني پديد نمي آيد.
حسن بازيهاي 2006 زماني است که در حدود ساعت 20:15 و 23:15 براي انجام بازيهاست که بيشترين بيننده در تلويزيون ما را در اختيار خواهد گرفت.
بايد براي بخشهاي فني و داوري اين مسابقهها و کارشناسيهاي آن از بهترين چهرههاي ممکن استفاده کرد و دل به چند مهره دور از فوتبال دائم المنتقد و کم سواد فوتبال نبست.
گزارش اين بازيها بايد به مانند شبکههاي موفق ورزشي دو نفره صورت بگيرد و به جز گزارشگران ارسالي به محل ورزشگاه بازيهاي ايران ديگر مسابقهها در تهران به شيوه بين المللي ارايه شود.
اين مسائل به قدري مهم است که در نهايت مي تواند ارزش واقعي بخشهاي تبليغاتي رسانه ملي را براي جام جهاني آشکار کند. به هر ترتيب صداوسيما بايد هزينههاي بسياري براي خريد اين رويداد و پخش داخلي آن هزينه کند و در اين مسير مي تواند از بنيه تبليغات بازرگاني بهره ببرد.
اين بهره گيري منوط به برنامههاي مشخص کاري و کيفي است که اجازه دهد ارزشهاي طراحي شده مالي در اين بخش در بالاترين سطح ممکن بوده و بيشترين منفعت را به مجموعه برساند.
حضور راديو ورزش در جام جهاني از ديگر محسنات تيم ملي ايران است. به خلاف شبکههاي تصويري، اين راديو پس از رفتن جهاني با مجيد نديري برد خود را حفظ کرد و امروز به يکي از پر مخاطب ترين راديوهاي سراسري کشور تبديل شده و اگر اغراق ندانيد خيلي از جوانان و علاقه مندان ورزشي وابسته به اين راديو شدهاند.
حسن بزرگ راديو ورزش نيروهاي ورزشي قديمي راديو و جذب نيروهاي جوان در بدنه خودش ميباشد.
راديو ورزش با پخش زنده بازيها، با کارشناسي و بررسي مطبوعات و بحثهاي دقيق توانسته در اين چند سال گذشته جايگاه قابل اشاره اي براي خودش پديد بياورد و در بحث جام جهاني امکان پخش اين راديو به صورت موج کوتاه و همچنين قرار گرفتن در ماهواره مي تواند ايرانيان بسياري را در ساير نقاط کره زمين بهره مند کند.
از طرفي محدوديتهاي تصويري براي راديو وجود ندارد و به راحتي يک ارتباط تلفني ميتوان پخش زنده صوتي راه انداخت و به هر نوع سوژه در حوزه جام جهاني پرداخت.
از اين رو استفاده و ايجاد فضا براي راديو ورزش نه تنها موجب ضرر نيست بلکه يکي از شاخص ترين فعاليتهاي رسانهاي است که صداوسيما مي تواند در حوزه جام جهاني داشته باشد.
بحث شبکه خبر نيز کمتر از دو مورد قبل نيست. اين شبکه و بخش ورزش آن ضمن اينکه ميتواند کنفرانسهاي پس از هر بازي و رويدادهاي داخلي جام جهاني را از حيث خبري پوشش دهد. امکان بهرهگيري تصويري از بازيها را هم داشته و مي تواند جهت گيري خبري و تحليلي مناسبي روي مسابقههاي ايران و ساير بازيها داشته باشد. ضرورت چنين فعاليتي عدم رقابت با شبکه پخش کننده اصلي بازيها در ايران و رعايت مرزهاي توليدي است تا در کنار اعتماد سيستمي بتوانند خبرهاي روز، گزيدههاي تصويري و گزارشهاي اختصاصي خودشان را از آلمان به روي آنتن ماهواره اي شبکه خبر ببرند.
پتانسيل موجود در ساير شبکههاي ملي، استاني و ماهواره اي هم بايد در جهت استراتژي يار دوازدهم باشد.
اگر پخش بازيها به شبکه سه سپرده شود، بهترين گزينه براي تکرار بازيها شبکه يک، بررسي فني و کارشناسي بازيها شبکه دو و توجه به جذابيتهاي حاشيه اي اين بازيها در شبکه چهار و شبکههاي استاني ميسر ميشود و هيچ شبکه براي اين رويداد وارد دايره عمل شبکههاي ديگر نميشود.
از طرفي شبکه جام جم مي تواند بزرگترين کمک فرهنگي را به حضور تيم ملي در جام جهاني کرده و از ماهها قبل ضمن راه اندازي بحثهاي اجتماعي، فرهنگي و ورزشي در برنامههاي روزمره خود زمينه ساز ورود قدرتمند رسانه ملي به جام جهاني باشد.
از پتانسيلهاي استفاده نشده در حوزه يار دوازدهم حضور پورمحمدي در شبکه سوم است. وي تا به حال توانسته شرايط انتخاب و رويدادهاي بيشتري را براي مخاطبان ورزش شبکه سه فراهم کند. پخش بازيهاي انگليس، آلمان، اسپانيا و ايتاليا، پخش ليگ جهاني واليبال و مسابقههاي مهم ملي در اين رشته، توجه به رشتههاي مختلف و راه اندازي مجلههاي تصويري گوناگون نشان مي دهد ورزش شبکه سه با او مي تواند شاخصهاي فوق العاده اي از خود نشان دهد ولي به دليل اينکه فضاي بسته و دايره عمل محدودي بر آن ترسيم شده توان نرمافزاري و نيروي انساني لازم را ندارد، در نتيجه هر دلسوزي و انتقاد عملکرد صحيح را خيال پردازي توجيه ميشود و توجهي به اعتبار رسانه ملي نمي شود.
تا زمان حضور صافي محدوديتها و شرايط براي ورزش به قدري زياد بود که حتي اين مدير خلاق هم در گرههاي مختلفي گرفتار شده بود. با آمدن پورمحمدي شرايط به کلي تغيير کرده و ورزش از حمايت فوق العاده اي همراه شده اما بدنه ناتوان هنوز نتوانسته به بهترين راندمان کاري خود برسد.
در حالي که گروههاي معارف، اجتماعي، سياسي و حتي تامين برنامه در کنار اين حوزه قوي توانسته اند برنامههاي خوبي ارايه داده و به شرط انصاف رشد فوق العاده اي نيز از دهه ابتدايي اين شبکه داشته باشند.
تمام اين موقعيتها، چهرههاي موثر و عناصر ورزشي بايد به نفع يار دوازدهم و رسانه ملي وارد عمل شوند و با استراتژي يکسان ولي مشخص براي هر نيروي توليدي بهره لازم را به تيم ملي و مردم برسانند.
به نقل از بازتاب |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |