صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1275
اعتبار کسب شده: 419
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 27 تير 1384، ساعت 11:42
 2 سال و 11 ماه پيش
#1
 
بشر از زمان خلقتش هميشه در پي تسخير آسمان بوده است و در طول تاريخ بوده اند كساني كه براي تحقق اين امر طرحها و ايده ها داشته و حتي در پي اين امر جان خود را نيز از دست داده اند و بي شك لئوناردو داوينچي پيشتاز اين امر بوده است و حتي به جرات مي توان گفت كه طرحهاي ابتدايي آلات و ادوات پرواز از جمله طرح اصلي هليكوپتر نيز از آن اوست .

در پي تحقق اين امر ، بشر دست به اختراع بالن مي زند و اولين نمونه آن در 15 اكتبر 1783 به پرواز در مي آيد و پس از قريب 100 سال ، اين وسيله پرنده توسط فرنگي ها به ايران آورده شده و اولين پرواز آن در ميدان مشق ، با تركيدن بالنش به شكست مي انجامد .

ماوقع جريان در كتاب " طهران قديم " آورده شده كه عينا نقلش مي کنم:
پیش از طیاره حرف بالن آمده بود که بعدها خود آنرا هم به ایران می آورند به این صورت که وقتی چند تن خارجی از اتباع فرانسه در تهران ادعا می کنند که چیزی اختراع کرده اند که می توانند با آن به هوا پرواز کنند و قرار نمایش آن را برای روزی در میدان مشق می گذارند و مردم هم که این امر بعد از قصه شاهنامه و هوا رفتن کیکاووس که از دهان نقالها شنیده بودند برایشان عجیب بوده برای تماشا هجوم می بردند تا هنگام عمل میرسد.

فرنگیها چادر برزنتی بسیار بزرگی را بر سر حفره ای که قبلا دستور حفر آن را با میخها و طنابهای مخصوص به زمین محکم کرده در کاهها آتش افکنده و چون دود در زیر چادر جمع می شود کم کم بالا آمده بزرگ و بزرگتر گردیده سر پا می شود و آنگاه دهانه اش را به هم آورده سبدی به زیرش بسته،یک نفر در آن می رود و در یک لحظه طنابهای آن را بریده رهایش می کنند و بالن در مقابل دیدگان حیرت زده مردم ، مسافر را برداشته به هوا می برد ، اما هنوز چند دقیقه از صعود آن نمیگذرد که ترکیده سرنگون شده سرنشین آن پخش زمین میشود و مردم که آرزوی چنین اتفاق و گوشمالی فرنگی را که می خواسته سر از کار خدا در آورد می کرده اند غرق شادی و شعف گردیده این شعر را بالبداهه سروده دهن به دهن می کنند :


فرنگــــــــــی آمد و بالون هــــــــــوا رفت نشست در توش و تا پیش خدا رفت

می خواست سر در کنه از کار سبحون خدا زد تو سرش افتاد تو میــــــــدون


منبع: کتاب تهران قديم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روايتي ناگفته و به‌يادماندني از سردار جاودانه ايران
1
پاسخها: 3 بیننده: 386 نویسنده: اهورا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اعتراض به توهين به ترکها در روزنامه ايران
1
پاسخها: 28 بیننده: 1448 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تجاوز ايران به خاک عراق!
1
پاسخها: 25 بیننده: 829 نویسنده: majidjon13
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستان قهرمانيهاي من
1
پاسخها: 3 بیننده: 586 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: