| نویسنده |
پیغام |
123  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 14 خرداد 1384 مجموع ارسالها: 2 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 03 تير 1384، ساعت 1:15 |
|
 |
3 سال و 5 ماه پيش |
|
#1
|
| |
آهاي دکتر جون!
اينها رو بدون:
مي خواهند تو را تروريست کنن
نمونه اي از يه فاشيست کنن
مي گن تو مي خواي دعوا بکني
جوون ها رو هم سوا بکني
دانشگاه ها رو يه روز در ميون
مال پسر و دخترها کني
ببين خدا جون چي ها مي گوين!
با اين تخريب ها، چي ها مي جوين؟!
احمدي نژاد مرد مهربون
فرد منطقي مثل خودمون
اون ميگه که من الگويي دارم
شهيد رجايي رو دوست مي دارم
شهيد رجايي با آستين کوتاه
مي رفت تو کوچه، توي دانشگاه
شهيد رجايي آزاده بودش
جلوي دزدها ايستاده بودش
براي همين تخريبش کردن
اونو با يه بمب شهيدش کردن
آهاي دکتر جون
مرد مهربون
جلوشون وايسا
بگو بهشون
احمدي نژاد، بگو کي هستن
دنبال ثروت و قدرت هستن
کساني هستن، افراطي بودن
توي دانشگاه اخراجي بودن
توي کلاسها ديوار کشيدن
تخم ريا رو اونجا پاشيدن
حالا اومدن منطقي شدن
استاد عشق و عاشقي شدن!
تو به ما گفتي
چه شيرين گفتي
جوون هاي ما دين گريز نيستن
از رياي ماست، مثل ما نسيتن
جوون ميبينه که پول نداره
برا ازدواج او مشکل داره
اون وقت يه وزير چند تا زن داره
تو کاخ ميشينه چند نوکر داره
حالا اون مياد از خدا ميگه
توي صحبتهاش از جفا ميگه
ميگه عدالت بهترين چيزه
اما تو عمل ديگه پشيزه
آره به خدا، جوون ميبينه
اين همه ريا، رو خوب مي بينه
دکتر رو جوون خوب مي شناسدش
ديده تو عمل مرد چي هستش
اوون مي خواد که خوب خدمت بکنه
براي پيشرفت خوب کار بکنه
اون ميگه که اين بد حجابي ها
تقصير ماهاست از اين رياها
جوون مي بينه ما زاهد شديم
اما تو خلوت اون کاره شديم
تو دل جوون دين هميشگي است
از گناه ماست دينش اين شکلي است
نقل از " آبادگر شماره 1" |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |