صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 21 خرداد 1384، ساعت 16:51
 3 سال و 2 ماه پيش
#1
 
قال علي عليه السلام:
لا تري الجاهل الا مُفْرِطاً أو مُفَرِّطاً

----> حشمت الله طبرزدي

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wp.arkآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382
مجموع ارسالها: 431
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آن طرف تر از عشق
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 22 خرداد 1384، ساعت 10:36
 3 سال و 2 ماه پيش
#2
 

به نام خدا



اين سخن ارزشمند اگر قرار است در مورد کسي عينيت کامل داشته باشد يکي از آنها بي شک آقاي حشمت الله طبرزدي است هر چند افراد به نسبت جهلي که دارند همه تا حدودي مشمول آن مي شوند.
البته افراط و تفريط هر دو به يک نسبت بد و زشت هستند. اما نکته قابل توجه اي که من مي خواهم در اينجا به آن اشاره کنم اين است که تا هنگامي که در اوايل انقلاب تا سال هاي قبل از 1376 آقاي طبرزدي با حالتي افراطي طرفداري راست گرايان را مي کرد هيچ کس جرات نداشت به ايشان بگويد بالاي چشمتان ابرو و در صورتي که کسي از او انتقاد مي کرد اين کار به راحتي به برخورد با اسلام و امام خميني (ره) و انقلاب تلقي مي شد.
او و گروهش همان کساني هستند که آيت الله خامنه اي را امام خامنه اي خواندند و به هاشمي رفسنجاني لقب آيت الله دادند.
اما تا آن هنگام هيچ خبري نبود. بعد ها که طبرزدي به منتقد راست گراها تبديل شد با اين وجود در ميان چپ گراها نتوانست جايي براي خود پيدا کند . اينجا بود که اعتراض به کار ها و نظر هاي او براي اولين بار مجاز شمرده شد. بعد هم که به منتقد افراطي راست گراها تبديل شد و بعد هم به منتقد کل نظام و انقلاب تبديل شد. که دادگاهي شد و به زندان رفت و ...
يک نکته مهم که من همواره به آن تکيه مي کنم اين است که :
راستگرايان در بيشتر موارد سعي بر آن داشتند که آرا و نظر هاي خود را به عنوان نظر همه گروه ها و اساس و متن انقلاب معرفي کنند به همين دليل بود که قبل از آمدن آقاي خاتمي در سال 1376 در اثر برخي از اشتباه هاي آنها و نااميدي مردم ، خيلي ها انقلاب را ناموفق مي شمردند.
اما چپ گرا ها جداي از اين که عملکرد خوب يا بد داشته اند حداقل کمتر آرا و نظر هاي خود را نظر همه تلقي کرده اند به عنوان مثال تحت عنوان اصلاح طلب اين کار را کرده اند به همين دليل بعد از هشت سال دوران اصلاحات اگر هنوز هم مردم ناراضي هستند امروز در بد ترين حالت بيشتر مردم مي گويند که اصلاحات ناموفق بوده مانند دوران قدرت راستگرايان ناکامي ها کمتر به پاي همه نظام نوشته مي شود.

_________________

بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark

 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 27 خرداد 1384، ساعت 19:15
 3 سال و 2 ماه پيش
#3
 
wp.ark نوشته بود:
اين سخن ارزشمند اگر قرار است در مورد کسي عينيت کامل داشته باشد يکي از آنها بي شک آقاي حشمت الله طبرزدي است هر چند افراد به نسبت جهلي که دارند همه تا حدودي مشمول آن مي شوند.
البته افراط و تفريط هر دو به يک نسبت بد و زشت هستند. اما نکته قابل توجه اي که من مي خواهم در اينجا به آن اشاره کنم اين است که تا هنگامي که در اوايل انقلاب تا سال هاي قبل از 1376 آقاي طبرزدي با حالتي افراطي طرفداري راست گرايان را مي کرد هيچ کس جرات نداشت به ايشان بگويد بالاي چشمتان ابرو و در صورتي که کسي از او انتقاد مي کرد اين کار به راحتي به برخورد با اسلام و امام خميني (ره) و انقلاب تلقي مي شد.
او و گروهش همان کساني هستند که آيت الله خامنه اي را امام خامنه اي خواندند و به هاشمي رفسنجاني لقب آيت الله دادند.

طبرزدي به همراه ابراهيم اصغرزاده و عباس عبدي، جزو نسل دوم انجمنهاي اسلامي دانشجويان بودند. هنگامي که در فضاي بعد از جنگ و بعد از امام که جو سياسي جامعه تحت تأثير تغييرات ناشي از پايان جنگ بازتر شده بود و بسياري از نسل اوليها و انديشه‌سازان اول انقلاب در اثر ترورها و جنگ از دست رفته بودند و ديگران نيز با چنگ و دندان سعي مي‌کردند تا کشور و نظام را نگه دارند، افرادي از نسل دوم که از مرحله خودسازي و پرورش انديشه [و به قول سعيد حجاريان مطالعه ايدئولوژيک] نگذشته بودند، ميدان‌دار شدند و از آنجا که صحنهء سياست پر از فتنه است، افراد بي ريشه نمي‌توانند نفس خود را حفظ کرده و در فتنه‌ها سالم بمانند. در اين ميان افراد فرصت طلبِ آگاه با استفاده از ضعف ايدئولوژيک آنها، به آنها خط داده و براي بهره‌برداري‌هاي سياسي و گاه اقتصادي خود، آنها را به ميدان فرستادند و در ازاي زحماتشان برايشان کف زدند.
اين سه نفر، که يکي به سمت جناح راست متمايل شد و بقيه به سمت چپ از اينگونه افراد هستند که بلافاصله پس از تندرويهاي خود با افراد ميانه‌رو جناح خود نيز دچار مشکل شدند و جذب نيروهاي اُپوزيسيون شدند. با اين تفاوت که طبرزدي هيچ گاه جذب جناح راست نشد ولي دو نفر ديگر جذب جناح چپ و سپس نيروهاي دوم خرداد شدند و به اندازه کافي نيز از آنها بهره‌برداري سياسي به عمل آمد؛ يعني تئوري‌پردازانِ چپ [چون حجاريان] آنها را مهار کرده و از نيروي آنها بهره‌برداري سياسي کردند.
اما آتش طبرزدي به قدري تند بود که مهار از دست داد و بلافاصله جذب اُپوزيسيون شد.

نقل قول:
اما تا آن هنگام هيچ خبري نبود. بعد ها که طبرزدي به منتقد راست گراها تبديل شد با اين وجود در ميان چپ گراها نتوانست جايي براي خود پيدا کند . اينجا بود که اعتراض به کار ها و نظر هاي او براي اولين بار مجاز شمرده شد. بعد هم که به منتقد افراطي راست گراها تبديل شد و بعد هم به منتقد کل نظام و انقلاب تبديل شد. که دادگاهي شد و به زندان رفت و ...

در مورد انتقاداتِ طبرزدي از جناح راست اين نکته را بايد مد نظر داشت که او تنها منتقد دولت در بين جريانهاي داخلي نبود. هنگامي که طبرزدي داستان‌هاي رفيقدوست و اختلاس بانک صادرات را رو کرد، داستان کرباسچي نيز در کيهان جريان داشت. همچنين ماهنامه صبح (مهدي نصيري) نيز مشغول پنبه‌زني وزارت مخابرات(غرضي)، نفت و صنايع (هر دو در هنگام مديريت زنگنه) شد. قبل از آن هم کيهان چندين سري به بحث خصوصي‌سازي و فروش کارخانه‌ها و همچنين سياستهاي آزادسازي دلار و طلا توسط بانک مرکزي(نوربخش) پرداخته بود. سلام نيز به همين ترتيب به ديگر جاها مشغول بود.

نقل قول:
يک نکته مهم که من همواره به آن تکيه مي کنم اين است که :
راستگرايان در بيشتر موارد سعي بر آن داشتند که آرا و نظر هاي خود را به عنوان نظر همه گروه ها و اساس و متن انقلاب معرفي کنند به همين دليل بود که قبل از آمدن آقاي خاتمي در سال 1376 در اثر برخي از اشتباه هاي آنها و نااميدي مردم ، خيلي ها انقلاب را ناموفق مي شمردند.
اما چپ گرا ها جداي از اين که عملکرد خوب يا بد داشته اند حداقل کمتر آرا و نظر هاي خود را نظر همه تلقي کرده اند به عنوان مثال تحت عنوان اصلاح طلب اين کار را کرده اند به همين دليل بعد از هشت سال دوران اصلاحات اگر هنوز هم مردم ناراضي هستند امروز در بد ترين حالت بيشتر مردم مي گويند که اصلاحات ناموفق بوده مانند دوران قدرت راستگرايان ناکامي ها کمتر به پاي همه نظام نوشته مي شود.

در مورد عملکرد، فقط آمار ساده‌اي مي‌دهم. بعد از مجلس اول و دوم که چندان حالت جناحي بين نيروهاي خودي وجود نداشت؛ (چپها توده‌ايها و راستها ليبرال‌ها بودند) در مجلس سوم و چهارم و ششم چپها اکثريت را داشتند و در پنجم و هفتم راستها. همچنين دولت ميرحسين موسوي و خاتمي (در مجموع 4 دوره) در دست جريان چپ بوده و دوره رفسنجاني در دست راست‌ها. که هر دو گروه نيز ماشاءالله به اندازه کافي سوتي داشته‌اند که هر چه تاريخ جلو مي‌آيد سوتي‌ها عادي‌تر و بيشتر مي‌شود. و البته هر دو گروه نيز خدمات بسياري داشته‌اند.
محض مثال يکي از نزديکان ميرحسين موسوي در همين انتخابات اخير گفت که "آقاي موسوي دلايل زيادي براي عدم کانديد شدن دارد که يک مورد آن 600 فقره تخلف از قانون اساسي! در دورهء نخست وزيري اوست که براي رد صلاحيت ايشان کافي است."
براي خود من با تمام ارادتي که به ميرحسين دارم، اين جمله کمي خيلي عجيب بود.

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 27 خرداد 1384، ساعت 20:10
 3 سال و 2 ماه پيش
#4
 
اما خارج از بحث جناحي ببينيم مردم در انتخابات اول خاتمي به چه چيزي رأي دادند؟ اين بحث را با توجه به نکته جالبي که احسان ديشب ذکر کرد، تکميل مي‌کنم.
در دورهء رياست جمهوري رفسنجاني کارهاي عمراني زيادي انجام شد؛ (که اين "بسيار" نسبت به دورهء قبل از او که دورهء جنگ بود مطرح مي‌شد، و البته با توجه به عدم تلاش رئيس جمهور بعدي براي زدن رکورد رفسنجاني، هنوز مي‌توان اين لغت را به کار برد).
اما در حين همين کارها، به علت اعتماد بيش از حد رفسنجاني به تکنوکراتها، کار از مداري که مردم ايران انتظار آن را داشتند خارج شد و باعث شد تا مردم نگران و ناراضي شوند. در اين ميان، برخي تندروهاي قسمت اول بحث، مانند طبرزدي، عباس عبدي و خصوصاً عباس گنجي به شدت باعث تخريب وجهه رفسنجاني شدند؛ چيزي که حق او نبود.
چيزي که باعث نارضايتي اوليه مردم شد، نتايج دو دوره عملکرد گروهي بود که با عنوان تکنوکراتهاي اسلامي در دوران سازندگي بر مصدر امور بودند و در انتخابات 76 به عنوان کارگزاران شناخته شدند. لازم به يادآوري است که هنگام تشکيل حزب کارگزاران، عده‌اي بالغ بر 26 نفر از مديران رده اول به عضويت اين حزب درآمدند که بعد از نهي آقاي خامنه‌اي نسبت به تشکيل حزب به اين‌صورت و با اين افراد(مديران رده اول دولت)، بسياري کتار کشيدند و 12 يا 8 نفر (دقيقاً به خاطر ندارم) به طور رسمي در حزب ماندند از جمله کرباسچي، نوربخش، مهاجراني، غرضي و زنگنه.
در همان هنگام چپها و کارگزاران (که راست مدرن خوانده مي‌شدند) ائتلاف کرده و همه تقصيرهاي دوره رفسنجاني را به جناح راست (بدون هيچ توضيح يا کلمه‌اي کمتر يا بيشتر) که يک سوتي خوب مانند "رفيقدوست" هم داشتند؛ نسبت دادند و ناطق نوري نيز که نامزد اين جناح در آن انتخابات بود، گلهايي را خورد که به سمت دروازه رفسنجاني/کارگزاران مي‌رفت. حاميان ناطق نوري نيز براي مقام دفاع، اشتباهي اساسي‌تر مرتکب شدند و سعي کردند تا از تعصب ديني مردم بهره‌برداري کنند تا جايي که تبليغ کردند نظر رهبر بر آقاي ناطق نوري است؛ بدعتي که در دوره امام يک بار بني صدر از آن براي کسب رأي استفاده کرده بود.
پس از انتخاب خاتمي، باز کساني بر مصدر امور بودند که در دورهء رفسنجاني نيز بر مصدر امور بودند، يعني کارگزاران، با اين تفاوت که در دوره رفسنجاني جناح راست حامي آنها بود و در اين دوره جناح چپ. و جناح راست که اينگونه از پشت خنجر خورده بود، باز سعي کرد تا با اتهام ضديت با دين به جناح چپ ضربه بزند؛ اشتباهي که ضربهء آن به دين مي‌خورد. در اين ميان با حمايت تکنوکراتها، ليبرالها در ميان چپها ميدان‌دار شدند و سنتي‌ها به کنار رفتند. ليبرالها براي مبارزه با پاتک راستها و تضعيف اثر آن، تک جالبتري زدند که ادامه کار "تدارکاتچي"هايي مانند همان نسل دومي‌هايي بود که پيشتر مورد بحث قرار گرفتند. تخريب، افشاگري، تهمت و ايجاد بحران. ليبرالها با گرفتن چهره اُپوزيسيوني به خود، و براي تضعيف اهرمهاي مذهبي راستها (در درجه دوم!) و تقويت پايگاه سياسي خود و پايگاه اقتصادي تكنوكراتها (در درجه اول!) شروع به تابوشكني و تخريب تفکر مذهبي، سياسي، اخلاقي و فرهنگي جامعه و جوانان كردند.
و حال در انتخابات فعلي دوباره رفسنجاني با حمايت تکنوکراتها به ميدان آمده و ليبرالها (به ظاهر) با او مخالفند؛ در حاليکه در تمامي گوش و کنار مملکت، همهء! مديران (که بعد از سوييچ بين هاشمي و خاتمي توسط اين دو گروه و به نام مخالفت با خاتمي در دورهء انتخابات تا پايين‌ترين سطوح تغيير يافتند تا نيمهء "مدرن" دو جناح چپ و راست به غير از مديريت کلان، مديريت مياني، پاييني و مديريت دبستان!ها را نيز کاملاً در دست خود داشته باشد) از هاشمي حمايت مي‌کنند.
يک نکتهء جالب که اطرافيان خاتمي از آن بسيار دلگيرند "انتقاد از خاتمي و تخريب او براي کسب رأي توسط کانديداها"ست که "فضا را به گونه‌اي نمايش مي‌دهند که انگار در دوره خاتمي هيچ کار مثبتي نشده و نامزدهاي فعلي نيز هيچ نقطه ضعفي در کارنامهء خود ندارند".
اما آنگاه که قسمت فعال جبههء دوم خرداد (که ترکيب نيمه مدرن دو جناح چپ و راست است و فعلاً به نام جناح چپ ارتزاق مي‌کند و مي‌توان آنرا جبهه سوم يا جناح سايه يا نخودي ميدان ناميد) با همين روش در دوم خرداد پيروز شد صداي هاشمي به جايي رسيد؟ خوب اين روش راستي‌هاي حامي هاشمي است.
اما در جبهه چپ، ضمن معرفي معين به عنوان کانديدا براي خارج نشدن از ميدان مبارزه براي حاکميت (البته براي دور بعدي! و آنهم بر خلاف شعار خروج از حاکميت که کلي از آن بهره‌برداري سياسي کرده بودند ولي يک درصد هم عملي نشد) تمامي روشهاي تبليغاتي خاتمي را براي رفسنجاني شبيه‌سازي کرده‌اند و تمامي آن شعارها را براي او سر داده‌اند؛ شعارهايي که با همانها رفسنجاني 76 را محکوم کردند و رأيها را به صندوق خاتمي ريختند.
و باز مردمند که در اين دوره نيز بايد در ميان سياستها و عملکردهاي جناح سايه، (که هاشمي با عنوان مبارزه با "ديکتاتوري نهادينه شده" عليه! آنها شعار مي‌دهد) مشکلات را تحمل کنند تا نفر بعدي بيايد و جريان سوم با چسباندن خود به او، ضمن از دست ندادن موقعيت عملياتي خود، از هزينه‌هاي مترتب بر افراد حاضر در صحنه اجتناب کنند.
و اين است دليل تحريم انتخابات تا ضمن کاهش درصد آراي مردم ايران (که تقريباً هميشه غيرقابل پيش بيني بوده‌است) به حدود 50% آنرا قابل پيش بيني‌تر و قابل مديريت‌تر بسازند و کشور ما نيز مشابه کشورهاي سرمايه‌داري دموکراتيک! شود، و يواش يواش نيز پيشرفت کند تا آراي مردم از 50% نيز پايينتر نرود که خب خيلي هم خوب نيست.
آمريکا را هم که مي‌توان مخفيانه دوست داشت(راست مدرن) يا علني(چپ مدرن). با اسرائيل هم مي‌توان در حد شعار مخالف بود (سايهء! راست) يا در حد شعار موافق بود (سايهء چپ)!
و اين بود تشيع صفوي و علوي شريعتي که عليه روحانيت از آن استفاده مي‌شود و نه به نفع روشنگري! و اين بود مافياي زر، زور و تزوير!

دبيرستاني سراغ داريد که مدير آن دوم خردادي نباشد؟ مذهبي يا غير مذهبي بودن او اصلاً مهم نيست!

شايد بايد قبل از امروز مي‌نوشتم، اما به علت ضيق وقت (مثلاً دانشجوي ارشد هستيم و الان فصل امتحاناته) امروز نوشتم.
و فکر مي‌کنم که عدم شرکت در انتخابات، و از آن بدتر کورکورانه در انتخابات شرکت کردن ريختن آب به آسياب دشمن است، چه از نوع داخلي، و چه از نوع خارجي آن.
____________________________
در ضمن پيشنهاد مي‌کنم کسي موافق با نظر من ذيل اين مطلب و به اين‌گونه ادامه ندهد که عواقب آن متوجه خود او خواهد بود. Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall Brick wall

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اکتيوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 20 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1148
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 27 خرداد 1384، ساعت 21:57
 3 سال و 2 ماه پيش
#5
 
يادم رفت از وابستگي کشور به گندم در 8 سال بعد از جنگ که ما رو به بزرگترين واردکننده گندم در سطح جهان تبديل کرد يادي به ميون بيارم که در دورهء دوم آقاي خاتمي و بعد از چندين نوبت اعتراض مستقيم آقاي خامنه‌اي به اين وابستگي، با يک تغيير وزير و 3 سال تلاش، کشور از لحاظ گندم خودکفا شد!
آن وزير کشاورزي قبلي هم که 12 سال در همون سمت بود، در سال آخر وزارتش، در يک مصاحبه تصويري و پخش مستقيم با شبکه خبر (اخبار صبحگاهي) اعلان کرد (نقل به مضمون) "که ما در کشاورزي در يک حالت بحران به سر مي‌بريم و به پايان خط(اين عبارتو مطمئنم که گفت) رسيده‌ايم".
پايان خطي که به همت نه چندان ويژه وزير بعدي در عرض 3 سال به اول يک خط ديگه تبديل شد؛ و لابد وزير قبلي خودش سعي داشته که کشاورزي و گندم به پايان خط برسه!
اين وزير عزيز هم جزو همون جريان سوم بود.

_________________
علي يارت
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است شعري از آيت الله سيد علي خامنه اي!
1
پاسخها: 16 بیننده: 1591 نویسنده: majidjon13

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: