| نویسنده |
پیغام |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 08 خرداد 1384، ساعت 11:19 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#1
|
| |
سادگی
توضیح: اونچه که میاد زمزمه های یه قلمه. يه قلم که يه کم قاطي داره. اگه کسی بدش اومد میتونه بهش فحش بده یا ازش انتقاد کنه.
من یه قلمم. نمیدونم چرا ولی یه خورده سرم گیج میره. اصلا" یادم نیست. هیچی یادم نیست. شاید یه چیزی محکم خورده تو سرم. اصلا فرض کن دچار فراموشی شدم.
سادگی یعنی چی؟ می گن ساده ای. چرا به کسی که می دونی آدم خوبی نیست لطف بیخود میکنی؟ خوب چیکار کنم؟ یعنی من به خاطر چی باید به مردم خوبی کنم؟ به خاطر اونا یا به خاطر خودم؟ وقتی یه کاری برای یکی ميکنی احساس خوبی بهت دست میده. وقتی این احساس بهت دست داد تو جایزتو گرفتی. چرا باید به همه چیز مثل بازار نگاه کرد. مثل معامله. اونایی که فکر میکنن برای کاری که می کنن از خدا یه چیزی طلبکارن اشتباه فکر میکنن. یعنی ما باید اینقدر خودخواه باشیم که فکر کنیم بقیه راه رسیدن ما به موفقیت (یا برای اونایی که بهش اعتقاد دارن به بهشته)؟ اگه من میتونم یه باری از دوش دوستم، همشهریم، هموطنم یا هر انسانی بردارم بدون اینکه متوجه زحمت زیادی بشم، چرا نباید انجامش بدم. وای! دوباره سرگیجه...... |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط سيب در تاريخ يکشنبه 08 خرداد 1384، ساعت 11:23 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 08 خرداد 1384، ساعت 11:22 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#2
|
| |
دارم موعظه میکنم. از اون توهم هایی که سراغ همه میاد. از اون توهم هایی که تو جامعه ما زیاده. خیلی زیاد. از اون توهم هایی که یکی رو تو روياهاش راکفلر نشون میده و یکی دیگه رو اینشتین و یکی دیگه رو بتهوون و یکی دیگه رو پله و یکی دیگه رو پیغمبر یا حتی خدا. ما کجاییم. کجا؟ ما کی هستیم؟ مردمی که خودشون ادعا میکنن هنر نزد اونهاست. "هنر نزد ایرانیان است و بس!" مردمی که خودشونو از همسایه های جغرافیاییشون خیلی سرتر میبینن. مردمی که میگن بهترین استعداد های روی کره زمین مال ماست. مردمی که میگن اگه انگیلیسا، آمریکاییها، ترکها، عربها و خیلیهای دیگه نبودن، الآن دنیا رو گرفته بودن. تاریخ دو هزار و پونصد ساله؟ ما کی هستیم. جهان سومی؟ یکی از نزدیک به دویست کشور جهان؟ یکصدم جمعیت دنیا؟ ما چی هستیم؟ ما الآن چی هستیم؟ قبلا" رو ولش کن! قبلا" اروپایی ها هم بربر بودن. قبلا" تو آمریکا هم سرخپوستای خرافاتی زندگی میکردن و خیلی قبل ترش اصلا" آدم اونجا نبود. خیلی خیلی قبلش اصلا" رو کره زمین انسانی وجود نداشت. قبلا" رو بنداز دور. حالا رو بچسب! ما حالا چی هستیم؟ چند تا گروه (فرد نه، گروه) میتونی بین ماها پیدا کنی که بتونن سر یه سنگ رو بگیرن بذارن اونطرف. نگو رضازاده میاد دو دقیقه ای همه کارو انجام میده. به من گروه نشون بده. چهار تا آدم که بتونن با هم یه کار ساده رو انجام بدن. بعدشم با هم دعواشن نشه. تو سر هم نزنن. به هم فحش ندن. برای زدن زیرآب هم نقشه نکشن. به فکر پر کردن کیسه لعنتیشون نباشن.
"ای بابا! این که شد اخلاق!"
آره اخلاق. پس اخلاق یعنی چی؟ یعنی اینکه بلد باشی سلام علیک کنی؟
(دیگه تموم شد. شاید بقیشو بعدا نوشتم. شایدم هیچوقت ننوشتم. اصلا ولش....) |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4967 اعتبار کسب شده: 9596 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 11 خرداد 1384، ساعت 17:45 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#3
|
| |
قشنگ هستن!
نوشته خودته؟ |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 11 خرداد 1384، ساعت 19:52 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#4
|
| |
| احسان نوشته بود: |
قشنگ هستن!
نوشته خودته؟  |
بع! پس چي؟! |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 11 خرداد 1384، ساعت 20:21 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#5
|
| |
آرشیو چیزیه که ما بهش می گیم آرشیو ولی توی انگلیسی بهش می کن آرکایو.
آرشیو وبلاگ، انباریه از نوشته ها، برای نخوندن.
آرشیو ویندوز، چک باکسیه که توی پراپرتی فایلها نوشته میشه ولی خونده نمیشه.
آرشیو مغازه، انبار جنسای بنجله.
آرشیو یه نویسنده، تل انبار نوشته های به درد نخورشه.
آرشیو یه عاشق، نامه های عاشقانه ای که نوشته ولی جرات نکرده بفرسته.
آرشیو راننده تاکسی، اسکناس کهنه هاییه که هیچکی ازش ور نمیداره.
آرشیو نانوا، نونهای خشک شده و کفک زده شه.
آرشیو استادا، (می بخشید بقیه این رو باید زبون اصلی بنویسم is composed of several midterm and final exams from a hundred years ago to now (در پس زمینه: بگیرینش فرار کرد!)
آرشیو یه شونه، موهایی که صاحبش حسرتشونو می خوره.
آرشیو یه خوابگاهی، (در این مورد مفصلا در آینده ای نزدیک صحبت خواهد شد.)
آرشیو فلفلو، جکهای یخشه!
اصلا کی آرشیو رو به وجود آورد؟ |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
فلفلو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382 مجموع ارسالها: 702 اعتبار کسب شده: 191 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 13 خرداد 1384، ساعت 0:13 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 07 تير 1384، ساعت 13:43 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#7
|
| |
چه کنم با دل بد مزاج. چه کنم با مزاج بوالهوس. چه کنم با هوس بی شرم. چه کنم با شرم پر کینه. چه کنم با کینه دشمن تراش، با دوست دشمن شده، با دشمن من درآوردی، با من خود دشمن بین، با خود دلزده، با دل پرکینه، شرم زده، بوالهوس، بد مزاج .... چه کنم. |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 07 تير 1384، ساعت 13:47 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#8
|
| |
|
سایه. نه! نه! اصلا سراب. از سراب هم یک چیزی آنورتر. از دور زیبا است. از نزدیک هم. اما تا بخواهی حتی تنفسش کنی دیگر نیست. |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 07 تير 1384، ساعت 13:48 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#9
|
| |
|
سوژه یک داستان چه می تواند باشد؟ گربه ای که بیسکوییت می خورد، سگی که پفک می خورد، مورچه ای که قرص جوشان می خورد، گاوی که مقوا می خورد یا گوسفندی که آب می خورد. جرعه آخر را. آخر نباید تشنه سرش را ببرند. |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 07 تير 1384، ساعت 13:50 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#10
|
| |
|
ما یاد گرفته ایم که نخندیم. به ما یاد داده اند که خنده سبکی است و سبک سری و باطلی و پوچی. ما یاد گرفته ایم که به خود ناسزا بگوییم. خود را ملامت کنیم. ما باید گریه کنیم. ما هماره در غم فراقیم. فراقی که هیچگاه به سر نخواهد آمد. ما کمی یا شاید خیلی مبتلا به خود آزاری هستیم. بخش مهمی از لذت ما در خود آزاری خلاصه می شود. ما یاد گرفته ایم که با مسخره کردن هم بخندیم. ببخشید قهقه بزنیم. با زور هم که شده نعره ای سر دهیم. تا به طرف بفهمانیم که "تو هیچی نیستی!" به راستی دلیل خنده های خودمان را برویم پیش خودمان بررسی کنیم. روزی چند بار می خندیم؟ و به چه چیزهایی؟ روزی چند لبخند میزنیم؟ به چه کسانی؟ و به چه منظوری؟ به استاد برای نمره؟ به افسر راهنمایی برای جریمه نشدن؟ به فلان خانم برای... آه. تا به حال به رفتگر محله تان هم لبخند زده ای، بخصوص وقتی که تذکر میدهد که سطل آشغالت را عوض شب، صبح زود بگذار دم در؟ یا به شاگردت که می خواهد از تو سوالی کند؟ یا به مادرت که می گوید مواظب خودت باش؟ یا به پدرت وقتی که می گوید پولی ندارد تا به تو بدهد؟ |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3273 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 07 تير 1384، ساعت 20:36 |
|
 |
3 سال پيش |
|
#11
|
| |
خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است کارم از گريه گذشته به این می خندم
اونجايی که اعتماد به نفس نباشه
اونجايی که مفهوم معنايی نداشته باشه
اونجايی که محبت نقش پول رو بازی ميکنه تا فقط يک چيزی رو به دست بياره
اونجايی که آدمها برای همديگه نقش عشق رو بازی ميکنن
اونجايی که محک آدمها ظاهر خوش نقش و رنگ باشه انتظار داريم خنده ها چجوری باشه
اونجايی که .........
بگذريم رنگ چهره هاشون بايد اینرنگی باشه
خوبه که ما اونجا نيستيم يا حد اگ ا قل جزيی از اونها نيستيم |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
اين مطلب آخرين بار توسط sedayedel در جمعه 27 آبان 1384، ساعت 22:15 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
سيب  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 527 اعتبار کسب شده: 675 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 29 تير 1384، ساعت 16:37 |
|
 |
2 سال و 12 ماه پيش |
|
#12
|
| |
بلند پروازي انگيزه اي است براي صعود و توهمي است با سرانجام سقوط! |
|
_________________ By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3273 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 27 آبان 1384، ساعت 22:00 |
|
 |
2 سال و 8 ماه پيش |
|
#13
|
| |
سلام بچه ها
امروز حوصله غر غر شنيدن داريد
من امروز بر عکس اکثر روز ها اصلا خوشحال نيستم
دلم گريه ميخواد از اون گريه ها که آدم و سبک ميکنه
بغض همه گلوم و گرفته اصلا دلم هم بغض کرده
روی زمين و هوا بند نيست آروم و قرار نداره
دلم تنگه انگار که يکی داره قلبم و ميچلونه
پر از احساسی هستم که هيچ کلامی برای بيانش نميشناسم
برای اولين بار احساس يک آدم لال بهم دست داده
واقعا بچه ها چقدر بده که آدم نتونه حرف دلش و بزنه طفلکيها خيلی سختی ميکشند
نميدونم چه مرگم شده
شايدم این روزها بايد باشه که روزها ی عادی پر از لطف به نظر بيان
نيميخوام نيميخوام حالم خوب نيست |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3273 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 21 بهمن 1384، ساعت 1:52 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#14
|
| |
هی ميگن ديوو نه ای نميتونيم اجازه بديم بری خونه
توی دنيای واقعی نيستی استاندارد های زندگی بيرون رو نميدونی چميدونم هزار و يک دليل
گفتم بگذاريد از پنجره خونه ديوو نگيم زندگی عاقلها رو نگاه کنم بلکه ياد بگيرم بتونم
برم بيرون بعد از چند تا کنفرانس و ميتينگ با اين دکتر و اون دکتر گفتند باشه چند روزی
ميتونی از پنجره بيرون رو نگاه کنی
از صبح زود تا شب کارم شده بود نشستن پشت پنجره زندگی عاقلها که ببينم چه ميکنّنّد
ياد بگيرم
ديدم هر جا که به يک مشکل ميخورند حقيقت را کتمان ميکنّند
وقتی ميخوان ديگران روشون خيلی حساب کنّند ماشينهای بهتری رو lease ميکنّند و سعی
ميکنّنّد حتما لباس های مارک دار بپوشند
برای شادتر کردن همديگه دروغ ميگن ظاهر سازی ميکنّند خودشون و خوبتر جلوه ميدن
اونقدر سرشون شلوغه که گاهی ميبينم توی ماشين در حال رانّندگی ساندويچشون و ميخورند
بعضی از آقاها توی ماشين دارن ريش ميزنن بعضی از خانومها هم دارن توی ماشين آرايش ميکنن
فهميدم که اونجا بايد خيلی سر آدم شلوغ باشه که حتی وقت زندگی کردن هم نداشته باشی
آدمها همديگر و مسخره ميکنن از عقايد و اعتقاد های همديگه کاريکاتور ميسازند
از مليت های ديگه جوک ميگن و ميخندن
هر روز عاشق يکی ميشن فرداش خسته ميشن ميرن سراغ يکی ديگه
زودی فراموش ميکنّند کسی رو که يک زمانی نفسش رو به ريه ميکشيدند
اونقدر دنيايی شدن که ديگه انگار اينجا جاودانی هستند
به نظر من دنيای عاقلها هم زياد مثل دنيای ما واقعی نبود نميدونم چرا بينمون فرق ميزارن
اين گزارش رو ميخوام تحويل دکتر بخش بدم تا ببينه که زندگی عاقلها رو ياد گرفتم بزاره برم
شما ميگيد قبول ميشم |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3035 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 21 بهمن 1384، ساعت 3:36 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#15
|
| |
Your observations are very acurrate and reflect all the sad parts of our materialistic lifestyle. Everything is about "Image" life itself is facked, packed in a better image and sold to us in huge shopping malls
But there is alway hope... Have you seen the movie The Graduate? You will find it very interesting as it shows lack or purpose and boredom and just "drifting"...
Here, listen to it's out-of-this-world music: Sound of Silence by Paul Simon.
cheers |
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
|
|