| نویسنده |
پیغام |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 مرداد 1387، ساعت 17:25 |
|
 |
3 ماه و 20 روز پيش |
|
#496
|
| |
| TITAN نوشته بود: |
| وحيد نوشته بود: |
اين جا مسجد کوفه است. يکي از چهار مسجدي که براي کسب فيض و بهرهگيري معنوي سزاوار است، به آن جا بار سفر بست و نماز مسافر را شکسته يا تمام خواند. اينجا محل اقامه نماز پيامبران الهي است و نماز فريضه در آن با حج پذيرفته شده برابري ميکند.
در آن منطقه بعد از مسجد کوفه، مسجدي است بلند مرتبه که فضيلت دو رکعت نماز در آن برابر افزايش دو سال بر عمر گرانمايه است. نفخه صور از آنجاست و از اطراف آن مسجد هفتاد هزار نفر محشور شده و بدون حساب وارد بهشت ميشوند.
|
هر کي هر کيه؟؟
هميشه از سوال هاي بي جواب زندگيم داستاناي بخشيده شدن يه گناه کار خفن بوده که مثلا بخاطر اينکه توي شله زردش خاک پاي يه آدم زاهد ريخته ميره بهشت
يا اينکه اگه فلانجا نماز بخوني يه قافله حوري برات دعا ميکنند و ثواب 25656546 رکعت نماز توي مسجد الحرام برات ثبت ميشه..
اگه اين جريان اضافه شدن 2 سال به عمر واقعيت داشته باشه که مثل اينه که که توي بازي پرينس آف پرشيا کد نسوز زده باشي، مردم اونجا هيچوقت نميميرند
چرا؟؟ |
هوم! سؤال بسيار جالبيه. شخصاً يه کم در موردش فکر کردم و يه کم هم تحقيق کردم و به نتايجي هم رسيدم. به نظرم براي رسيدن به جواب همچين سؤالاتي بايد يه سري نکات رو در ذهن داشته باشيم:
- «إنَّ اللهَ يَرزقُ مَن يشاءُ بِغَيرِ حِسابٍ؛ خداي متعال هرکس را بخواهد روزيِ بي حساب مي بخشد». (آل عمران، 37)
- محدوديتهايي که ما رو در چارچوب يه سري حساب کتاب خاص قرار مي ده براي خدا مفهومي نداره.
- درياي کرم و بخشش خدا انتهايي نداره که در بخشش محدوديت داشته باشه.
- شما اگه چيزي از خودتون داشته باشين و به هر علت بخواين از اون به کسي بخشش کنين، در مورد کم يا زياد بودنش هيچ کس نمي تونه به شما ايرادي بگيره. در بخشش کسي حقي نداره که بخواد ايرادي بگيره.
- بي حساب بودن بخشش خدا از نظر حساب و کتابهاي مادي من و شماست. قطعاً کسي که شامل بخشش بي حساب خدا قرار مي گيره، شايستگي و لياقت رحمت خاص خدا رو داشته.
- خداوند از حق خودش مي گذره؛ ولي سر سوزني از حق بندگانش نمي گذره. يعني تا زماني که صاحبان حق رضايت ندن، بخشش در مقابل حق الناس صورت نمي گيره.
- خدا در مجازات گناهکاران بر خلاف بخشش بي حسابش کاملاً حسابگرانه عمل مي کنه تا به کسي ذره اي ظلم وارد نشه و اين عين عدالت خداونده.
مجموعه اين نکات بنده رو به اين نتيجه مي رسونه که احاديث و رواياتي که از بخششهاي فوق العاده خداوند در مورد بندگان خاصش خبر مي ده مي تونه چندان هم دور از ذهن نباشه. البته قطعاً تشخيص صحيح يا ناصحيح بودن حديث با اهل حديثه و بنده تخصصي ندارم. صحبتهام کاملاً کلي بود و در مورد هيچ حديث خاصي هم اظهار نظر قطعي نمي کنم. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 19 مرداد 1387، ساعت 0:00 |
|
 |
3 ماه و 14 روز پيش |
|
#497
|
| |
181 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 25 مرداد 1387، ساعت 23:02 |
|
 |
3 ماه و 7 روز پيش |
|
#498
|
| |
"بيا به خانه دلها که در فراق تو دل را
نمانده است قراري، چگونه بي تو بمانم"
-- حميد هنرجو
182 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 26 مرداد 1387، ساعت 18:04 |
|
 |
3 ماه و 7 روز پيش |
|
#499
|
| |
اولين خطبه
از امام باقر(ع) روايت شده که آن حضرت فرمودند:
در روز اوّل ظهور، قائم ما در مکّه، در کنار بيتالله الحرام، در حالتي که به کعبه تکيه داده است مردم جهان را مخاطب قرار داده، چنين ميفرمايد:
اي مردم! ما آل محمد ـ که درود خداوند بر او و خاندانش باد ـ در درجة اوّل از خداوند بزرگ و در مرتبة دوم از بندگان خداوند که جواب ما را ميدهند ياري ميطلبيم.
اي مردم! ما خاندان پيامبر شما هستيم و از هر کس به خداوند بزرگ و حبيبش، رسول خدا(ص)، سزاوارتريم.
اي مردم! هر کس در ارتباط با آدم با من مجادله کند، بداند من از او به آدم اوليترم و آنکه در رابطه با شخصيت نوح با من محاجّه کند، من بر او نسبت به نوح مقدّم هستم و هر کس بخواهد در ارتباط با ابراهيم با من مجادله کند، من از او نسبت به ابراهيم برتري دارم و اگر کسي بخواهد با شخصيت محمّد ـ که درود خداوند بر او و خاندانش باد ـ با من محاجه کند، مسلّماً من نسبت به حضرت محمّد از او اولي هستم و هر کس که بخواهد در ارتباط با بقية انبيا و فرستادگان خداوند به محاجه با من برخيزد، من بر او نسبت به انبيا تقدم دارم. آيا خداوند در قرآن مجيدش نفرموده است:
«به درستي که خداوند آدم، نوح، آلابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان اختيار فرموده و بعضي را بر برخي برتري داده است و البته خداوند شنوا و دانا است؟»1.
پس اي مردم! من تنها باقيمانده از آدم و يگانه ذخيرة نوح پيامبر و خلاصه و برگزيده از ابراهيم و از محمد هستم که درود خداوند بر آن بزرگوار و خاندانش باد.
اي مردم! بدانيد آنکس که بخواهد دربارة قرآن با من مجادله نمايد من از همه اولي به قرآن خداوند هستم.
اي مردم! آگاه باشيد هر کس که دربارة سنّت رسول اکرم(ص) با من مجادله کند، من اوليتر از او هستم. پس شما را به خداوند سوگند ميدهم، هر کس که امروز سخنان مرا ميشنود آن را به آنهايي که در اينجا حاضر نيستند، برساند و شما را به حقّ خداوند و رسول او و آن حقّي که من بر شما دارم سوگند ميدهم که ما را در حقوقمان ياري نماييد و جلوي ظلم و ستمي را که دربارة ما روا داشتند بگيريد؛ چه آنکه حقوق ما را پنهان ساختند و دربارة ما ظلم کردند و از وطنمان آواره نمودند و نسبت به ما نيرنگ روا داشتند و پيروان باطل بر ما افترا بستند. از خدا بترسيد، ما را تنها مگذاريد، بلکه ياري کنيد تا خداوند شما را نصرت عطا فرمايد.2
ماهنامه موعود شماره 90
______________
1. سورة آل عمران (3)، آيات 33ـ35.
2. نعماني، الغيبة، ب 14، ح 67.
منبع: موعود آنلاين
http://mouood.org/content/view/7343/3 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 02 شهريور 1387، ساعت 7:38 |
|
 |
3 ماه پيش |
|
#500
|
| |
183 |
|
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2877 اعتبار کسب شده: 4055 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 07 شهريور 1387، ساعت 18:26 |
|
 |
2 ماه و 25 روز پيش |
|
#501
|
| |
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 08 شهريور 1387، ساعت 23:53 |
|
 |
2 ماه و 23 روز پيش |
|
#502
|
| |
چقدر چلهنشيني؟... چهل... چهل... تا چند؟
چقدر جمعه گذشت و نيامدي، سوگند ـ
به دانه دانه تسبيح مادرم، موعود!
که بي تو هيچ نيامد به ديدنم لبخند
که روزها همه مثل هماند ـ سرد و سياه ـ
غروبها و سحرهاش خستهام کردند
کشاندهاند مرا روزها به تنهايي
گمان کنم که مرا منتظر نميخواهند!
تو نيستي و جهانم پر از فراموشيست
جهان عاشقيام را غروبها آکند...
تو نيستي که قيامت کني به آن قامت
تو نيستي که درختان به خويش ميبالند!
تو نيستي و ... چقدر از زمان من باقيست
چقدر بي تو بگويم، غزل، غزل، يک بند
به چشمهاي کسي احتياج دارد که
زند به شاخه ادراک خاکياش پيوند
به چشمهاي کسي که شبيه يک منجي
زلال، آبي، روشن ـ شبيه تو ـ باشند
چقدر چلهنشيني؟ چقدر ندبه و اشک؟
چقدر بي تو سرودن ـ قصيدههاي بلندـ؟
-- امير اکبرزاده
منبع: آينده روشن
http://www.bfnews.ir
184 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 6868 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 23 شهريور 1387، ساعت 5:59 |
|
 |
2 ماه و 9 روز پيش |
|
#503
|
| |
با خون دل نوشتم نزد امام نامه
انّي رأيت دهراً من هجرک القيامة
دارم من از فراقت در ديده صد علامت
ليس الدّموع عيني هذا لنا العلامة
گفتي ملامت آمد از کثرت حديثش
والله ما رأينا حبُّاً بلا ملامةٍ
پرسيدم از خبيري حال امام گفتا
في بعده عذابٌ في قربة السّلامة
با دشمنان مگوييد سرّش من آزمودم
من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة
گرچه امام فرض است بهر هدايت خلق
والله ما قبلنا من غيرک الامامةً
اي فيض در وصالي ميکوش تا تواني
حتي تذوق منه کأساً من الکرامة
-- فيض کاشاني
185
186 |
|
|
|
|
|
|
 |
majidjon13  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: پرشيا جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 26 آبان 1387، ساعت 21:13 |
|
 |
4 روز و 21 ساعت پيش |
|
#504
|
| |
اي علم عامل نو پيش تو هرعقل گرو
گاه ميا گاه مرو خيز به يک باره بيا
اي دل اغشته به خون چند بود شور و جنون؟
پخته شد انگور کنون غوره ميفشار بيا
اي شب اشفته برو وي غم ناگفته برو
اي خرد خفته برو دولت بيدار بيا
اي دل اواره بيا وي جگر پاره بيا
ور ره در بسته بود از ره ديوار بيا
اي نفس نوح بيا و ي هوس روح بيا
مرحم مجروح بيا صحت بيمار بيا
اي مه افروخته رو آب روان در دل جو
شادي عشاق بجو کوري اغيار بيا
بس بود اي ناطق جان چندازاين گفته زبان؟
چند زني طبل بيان بي دم و گفتار بيا
|
|
|
|
|
|
|
 |
|
|