| نویسنده |
پیغام |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 22 مرداد 1384، ساعت 23:02 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#46
|
| |
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 27 مرداد 1384، ساعت 5:51 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#47
|
| |
تعدد آقا!
سالِ هشتاد بود به گمانم. يا هشتاد و يك. آنزمانها آقا كمتر به خواب مردم ميآمد. براي همين وقتي در جلسهي سياستگزاريِ... گفتند ميخواهيم راجع به هنرِ موعود حرف بزنيم، موعود را مقابلِ موجود گرفتم و عنانِ سخنراني را گرفتم و... كه يكهو جماعت نچ نچ كردند كه نه! بحث بر سرِ هنر است در زمانِ حكومتِ موعود... و منِ عوام پقي زدم زيرِ خنده كه كلي بخت يارمان است، اگر او كه ميآيد از دم تيغ نگذراندمان. اصلا از كجا معلوم كه در حكومتِ موعود من و تو باشيم و اگر باشيم از كجا معلوم كه طرفِ صالحان باشيم و اگر باشيم از كجا معلوم كه وظيفهمان فرهنگي باشد و اگر باشد از كجا معلوم كه سياستگزار... و آن زمان ديگر در آن جلسه راهمان ندادند، و اين براي من تا مدتي دستمايهي مزاح بود اما بسياري از آن حضرات بعدتر مناصب فرهنگي و هنري را اشغال كردند...
×××
پريشب مهندس زنگ زده بود و ميگفت: رضا جان! خودِ آقا به خوابِ بچهها آمدهاند و سفارش كردهاند كه گاري -همين سواريِ زيرِ پايت- را رد كني به صادق، از دم قسط!! خنديدم. من هم جواب دادم: اتفاقا خودِ آقا دوباره به خوابِ بچهها آمدهاند و توضيح دادهاند كه آن شب عصباني بودهاند و نقدي باشد احوط است!
هر دو گوشهي چشمي داشتيم به بيپرواييِ عوامفريبانهاي كه اين روزگار بدجوري رونق پيدا كرده است.
سالها پيش قيصرِ كيميايي در جايي از اين ديالوگ به طنز استفاده كرده بود و اهلِ ديانت را آزار داده بود، اما امروز بعضي اهلِ ديانت گويا خود به اين متدِ جديدِ قيصري دست يافتهاند!
×××
آقايي كه برايش تابلو بزني وسطِ خيابانِ وليعصر (عج) كه “آقا خيلي مخلصيم“ و بعد هم برايش نقشهي راه بكشي و پاريس و لندن را قرمز كني و مثلا ورشو و پراگ را زرد و توضيح بدهي كه طبقِ احاديث قرمزها دشمني ميكنند و زردها... حكما شبها هم به خواب مردمان ميآيد و از فلان كانديدا حمايت ميكند و بعدتر يحتمل در انتخابِ وزرا هم نظر ميدهد و از آنجايي كه مجلسِ را تاييد كرده است پس از طرحِ تثبيتِ قيمتِ بنزين هم دفاع ميكند و...
×××
كذب الوقّاتون!
×××
شنيده بودم كه راههاي رسيدنِ به پروردگار به عددِ آدميان است، اما امروز بايد اضافه كرد كه گويا به عددِ بعضي نيز امام زمان داريم!
مثلا يك جنس كه در جلساتِ خانمجلسهايها ظهور ميكند و نوري ميپاشد و فقط بعضي آن را ميبينند و يكي از آنها كه ده سالِ پيش از اين نورها ميديده است و حتا از جلساتِ خانمجلسهايهاي شهرستاني دور و بر تهران اخراج شده بود، امروز در صحنِ علنيِ مجلس است...
يك جنسِ ديگر از امامِ زمانها هستند كه كارِ سياسي ميكنند. يعني وقتي حتا با عقلِ ناقص هم ميتوان فهميد كه مثلا رهبر چرا از اظهارِ نظرِ مستقيم خودداري ميكند، و ميشود فهميد كه اين عدمِ اظهارِ نظرِ مستقيم چهقدر براي حفظِ اعتقاداتِ مردم مفيد است، اين جنسِ امامِ زمان از فلان كانديدا حمايت ميكند و...
يك جنسِ ديگر هست كه فقط اهلِ ارتباطات است و كمك ميكند به بعضي از اقطاب كه پيشگويي كنند و داوري كنند و مريد جمع كنند و... دوستِ بزرگوارِ ما، فيلمنامهنويس و اهلِ معنا كه خود عالمزاده است و اهلِ بخيه يكبار شرفياب شده بود خدمتِ يكي از همين مرتبطانِ با آقا كه اتفاقا كلي هم مريدِ هنرمند دارد. حضرتِ قطب يك دستش را عمودي نگه داشته بوده و دستِ ديگرش را افقي! بعد دستِ افقي خورده بود به دست عمودي! مَرَده پچپچ كرده بودهاند كه “يازده سپتامبر!“ حضرتِ قطب فرموده بود: “بله! من اين صحنه را ماهها پيش ديده بودم، همين جوري!“ و هاشمزادهي عزيز جوابش داده بود كه “خب، ميگرفتي جلوش را حضرتِ استاد!!!“
و دانشجويانِ پزشكي كه در روزبه كارآموزي گذرانده باشند، خوب ميدانند كه در جامعهي مذهبيِ ما يك بخش از روزبه را متوهمانِ ارتباط با آقا اشغال كردهاند...
×××
من به اين اسلامِ آقازدهي قشري رسما كافرم! سالها شاگرديِ مجتهدي را كردهام اهلِ معنا كه مرحومِ پدرش -اعليالله مقامه- نيز از بزرگانِ شريعت و طريقت بود. در محضرِ ايشان بسياري از افرادِ ظاهرالصلاح را ديدهام كه توهمِ ارتباط با آقا داشتهاند. آخريشان يكي بود كه از شيراز آمده بود و ميگفت آقا مرا فرستادهاند خدمتِ شما! بعد از يكي دو هفته هم معلوم شده بود كه آقا از اجنهي اهلِ حال بودهاند و اين آدمِ سادهلوح را سرِ كار گذاشته بودهاند!
×××
مهندس چند وقتِ پيش به مزاح ميگفت كه اصلا خميني خودِ امامِ زمان بود. ظهور كرد و كارها را پيش برد و... اما بعد از دستِ اين دور و بريها چنان شاكي شد كه گفت ميروم و هزار سالِ ديگر برميگردم!
اين مزاح بود، اما بگذار به صراحت بگويم كه در اوانِ انقلاب اگر امام چنين ادعايي ميكرد، اين ادعا مسموع بود نزدِ بسياري از مردم. كساني كه نفوذِ امام را درك كرده باشند ميدانند كه او چنان قدرتِ معنوي داشت كه نيابتِ امام زمان جامهاي بود به اندازهي قامتش. و قطعا وقتي دور و برِ ما نيز مملو است از كراماتِ امام، دور و بر خودِ او فضاي مناسبي بود تا بسياري از تشرفِ او بگويند خدمتِ مولايش يا از سايرِ كراماتِ امام.
حتا يك نمونه نيز از اين كرامات دستِ كم در زمانِ حياتِ امام از ايشان نقل نشد. امام -به لحنِ خودش- توي دهنِ كسي ميزد كه عقل را تعطيل كند و اينگونه بخواهد حجت بتراشد...
رضا اميرخاني - لوح |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 28 مرداد 1384، ساعت 1:57 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#48
|
| |
به نام خدا
گفتگوي زير رو چند روز پيش از سايت بازتاب خوندم چون هم با موضوع کلي ما و بيشتر با موضوع ارسال قبلي در ارتباط يود اينجا آوردمش سعي کنيد حتما بخونيد چون آموزنده است:
خطر انتقام حجتيه از امام جدي است
--------------------------------------------------------------------------------
گفتوگو با آيتالله توسلی
--------------------------------------------------------------------------------
۷ مرداد ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۲۱:۲۶ تعداد بازديد : 25056 كد خبر : ۲۶۹۵۲
در ايام صد و ششمين سال تولد بنيانگذار كبير انقلاب، آيتالله توسلي در گفتوگو با ایسنا، از درد دلهاي خود در روزهاي اخير ميگويد و خطر گسترش افكار انجمن حجتيه را گوشزد ميكند و از خطر انتقام متحجرين از امام خبر ميدهد.
وي در ابتدا ميگويد: «رسوماتي كه امروز براي سالروز ولادت در خانوادهها رسم است در زمان حضرت امام (ره) مرسوم نبود، خود امام هم در خانه به مناسبت سالروز تولدشان مراسمي برگزار نميكرد.
پدر ايشان، حاج سيدمصطفي، از علماي برجسته خمين بود كه در مقابل زورگويان و خوانين وقت ايستادگي كرده بود و به دست همانها به شهادت رسيد. بطوري كه وقتي كه پدر ايشان ميخواست براي شكايت از خوانين ظالم خمين به اراك عزيمت كند، در بين راه شخصي به نام رضا قلي خان او را به شهادت رساند در حالي كه سن امام 4 ماه و 22 روز بود.
تحصيل در نجف و قم
آيتالله توسلي در خصوص تحصيلات امام خاطرنشان ميكند: «مرحوم امام از همان ابتدا فوقالعاده و نابغه بود. مرحوم پسنديده، برادر بزرگ امام كه 7 سال از ايشان بزرگتر بود، درس سطوح را در خمين به حضرت امام (ره) آموخت. امام خميني در سن 18 يا 19 سالگي براي ادامه تحصيل حوزوي از خمين به عراق هجرت كردند و تا سال 1340 قمري نزد حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي در عراق بودند. تا زماني كه آقاي حائري به قم آمدند و امام نيز همراه ايشان از عراق هجرت كردند و در آنجا قسمتي از دروس خارج را نزد سيدمحمد خوانساري و آيتالله يثربي و حاج شيخ عبدالكريم حائري فرا گرفتند.»
ورود به قم و اعتراض به حكومت پهلوي
وي ادامه ميدهد: «اين زمان مصادف بود با ابتداي سلطنت پهلوي و تغيير لباس، كشف حجاب و سختگيريهاي شديد رضا شاه عليه مذهب و دينداري. امام نيز از همان ابتدا بر روي مسائل سياسي بسيار دقت داشتند و نسبت به اين مسائل اعتراضهايي نيز داشتند و از همان ابتدا مشخص شد كه امام (ره) غير از طلاب ديگر است؛ زبان اعتراض امام از همان بدو ورود به حوزه علميه قم نسيت به حكومت پهلوي بلند بود.»
ارتباط با شهيد مدرس و مقابله با شبهه جدايي دين از سياست
آيتالله توسلي در اين خصوص اظهار داشت: «در همان زمان امام خميني (ره) با مرحوم شهيد مدرس ارتباط داشت و هرگاه به تهران ميآمد، در مدرسه سپهسالار قديم (شهيد مطهري كنوني) با ايشان به مشورت و گفتوگو ميپرداختند.
در آن زمان عمال رژيم در فكر مردم، علما و روحانيون تزريق كرده بودند كه دين از سياست جداست. اگر يك عالم ديني وارد سياست ميشد از نظر مردم ملكوك بود. امام (ره) از اين مساله زجر ميكشيد و اين تفكر را شكست. اولين كار امام اين بود كه فكر جدايي دين از سياست را از بين برد و به مردم فهماند كه سياست جزء دين است.»
وي به ملاقات رييس ساواك با امام اشاره ميكند و ميگويد: «يادم هست در ابتداي نهضت، يعني سال 42، پاكروان (رييس سازمان امنيت) به همراه سرهنگ بديع (رييس ساواك قم) خدمت امام آمدند. وقتي جلوي امام نشست به ايشان رو كرد و گفت سياست يعني پدرسوختهگري و ... اين را بگذاريد براي ما. امام در جواب گفت اين سياستي كه شما از آن تعريف ميكنيد مربوط به خود شماست، اما آن سياستي كه ما از آن حرف ميزنيم سياست اسلام است يعني اينكه مردم و بخصوص روحانيت در امور اجتماعي و سرنوشت خودشان دخالت كنند.»
احترام به آيتالله بروجردي و شروع نهضت
آيتالله توسلي اضافه كرد: «امام (ره) تا زماني كه مرحوم بروجردي زنده بودند، بنا به احترام خاصي كه براي ايشان قائل بودند هيچ دخالتي در كارها نميكردند وليكن مرحوم آيتالله بروجردي همواره از ايشان مشورت ميگرفتند.»
وي ادامه داد: «زماني كه نواب صفوي را اعدام كردند، امام (ره) بسيار ناراحت بود و معتقد بود كه بايد زودتر اقدام ميشد كه كار به اينجا نرسد. وقتي آيتالله بروجردي فوت كرد بحث انجمنهاي ايالتي و ولايتي مطرح شد، امام (ره) فهميد كه شاه نيز منتظر همين فرصت بوده است ولي امام با درايت خود متوجه اين مساله شد و نهضت را از همان جا شروع كرد و سعي كرد بقيه علما و مراجع را با نطقهاي آتشين خود كه در بيت ساير مراجع برگزار ميشد همراه كند.»
مبارزه با متحجرين و مقدسنماها
آيتالله توسلي پس از مكثي كوتاه در سخنانش، ميگويد: «بايد بدانيم اين انقلاب يك شبه به ثمر نرسيد. امام (ره) از همان ابتدا با دو دسته به مبارزه برخاست، يك جبهه مبارزه با شاه بود و جبهه ديگر مبارزه با متحجرين و مقدسنماها و افرادي كه برحسب ظاهر اظهار تقدس ميكردند تا خود را متشرع نشان دهند. در آن زمان افرادي شاه را ضلالله و سايه خدا معرفي ميكردند و در ذهن مردم جا انداخته بودند كه كسي نميتواند با شاه مبارزه كند. شايد اولين كسي كه در طول تاريخ شيعه در مقابل شاه ايستاد، امام (ره) بود. امام يك فرد استثنايي در عالم تشيع و عرفان و فلسفه و فقه بود.»
رنج از طايفه متحجرين و مقدسنماها
آيتالله توسلي در ادامه گفتوگو با ايسنا، به قرائت بخشهايي از نامه امام (ره) در سال 67 خطاب به علما و موضعگيري در مقابل متحجرين و مقدسنماها پرداخت و اظهار داشت: «امام (ره) مبارزه را از دل حوزه شروع كرد. امام درد دلهاي بسياري داشت و اين نامه يكي از آنها بود. روزي كه امام (ره) ميخواست نجف را ترك بگويد، گفت من با حضرت علي (ع) بسيار مانوس بودم اما صدماتي كه اينجا خوردم بسيار سنگين بود؛ چراكه براي بسياري از روحانيون بيمعني بود كه فردي از قم بيايد و نظريه ولايت فقيه را مطرح كند. امام از طايفه متحجرين و مقدسنما خيلي زجر كشيد.»
وي ميگويد: «عبادت و معنويت امام از همان ابتداي طلبگي براي همه زبانزد بود اما هيچ وقت اهل ريا نبود. هيچگاه كسي نديد امام تسبيح به دست بگيرد و ذكر بگويد، اگر ذكر ميگفت در خانه و در حال قدم زدن بود. مردم گريه امام را فقط در روز عاشورا ميديدند. حتي به مناسبت سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) در قم سه روز اقامه عزا ميكرد و از افراد اهل علم دعوت ميكردند. گريههاي امام براي نيمههاي شب بود.»
دعا كنيم آدم شويم
مسوول دفتر امام خميني(ره) اظهار داشت: «اگر كسي از ايشان تعريف ميكرد بسيار ناراحت ميشد. يادم هست در اولين دوره مجلس، نمايندگان در تاريخ 4/3/1359 با ايشان ديدار داشتند، آقاي فخرالدين حجازي در ابتدا به سخنراني پرداخت و خطاب به امام گفت «بأبي انت و امي» و بعد شروع كرد به تعريف و تمجيد از حضرت امام. امام (ره) بلافاصله در پاسخ گفتند «خوف اين را دارم مطالبي كه آقاي حجازي درباره من فرمودند باورم بيايد و غرور و انحطاط پيش آيد. به خداي تبارك و تعالي پناه ميبرم.»
وقتي ائمه جماعات در تاريخ 7/7/1366 براي ديدن امام به حسينيه جماران آمده بودند، آقاي مشكيني به عنوان امام جمعه قم شروع به تعريف كردن از امام كرد، امام (ره) بلافاصله فرمودند «قبلا از آقاي مشكيني گله كنم، ما همين قدر كه گرفتار نفس خود هستيم كافي است، ديگر مسائلي نفرماييد كه در نفوس ما انباشته شود و ما را به عقب برگرداند. شما دعا كنيد كه ما آدم بشويم.»
روزي داشتم به طرف دفتر امام ميرفتم ديدم مرحوم حاج احمد آقا به يكي از دوستان ميگويد امروز پيش امام نرو. چون امروز در سخنرانيات كه از راديو پخش ميشد از امام تعريف كرده بودي و امام از اين تعاريف ناراحت شده است.
امام ميگفت «من هم يك فرد عادي هستم و بيجا از من تعريف نكنيد» اگر كسي در تعريف از امام غلو ميكرد، باعث ناراحتي ايشان ميشد.»
مردم را به ريا تشويق نكنيد، پابرهنگان بيشتر از مسئولان حق دارند
آيتالله توسلي در مورد عكسالعمل امام در برابر تعريف و تمجيد از ايشان گفت: «يادم هست محمد هاشمي، رييس سابق سازمان صدا و سيما، خدمت امام آمد و گفت دستور دادم مجريان برنامههاي سيما ريش بگذارند. امام در پاسخ گفتند: محمد! مردم را وادار به ريا نكن كه از ريش بهره ديني ببرند. امام به محمد هاشمي انتقاد ميكرد كه چرا اينقدر اسم مرا در راديو تلويزيون ميبريد؟ از اين وضع راديو و تلويزيون خوشم نميآيد. واقع آن است كه آن قدر كه پابرهنگان به گردن راديو تلويزيون حق دارند ما نداريم. آنها اين نظام را درست كردند و اين نهضت را به وجود آوردند. ما بايد به مردم ارزش بدهيم و خودمان كنار بايستيم. ملاقات امروز من و شما ديگر جاي طرح در راديو تلويزيون ندارد. اين كارها مردم را خسته ميكند. محمد هاشمي نيز خطاب به امام گفت شما در قلب مردم جا داريد و امام هم فرمود قلب مردم غير از اينهاست.
امام از اينكه مدام تصويرش از تلويزيون پخش شود نارحت ميشد. آنچه كه امام را امام كرد، مهذب بودن و اخلاق او بود كه توانست چنين نظامي را پايهگذاري كند.»
وحدت مد نظر امام(ره) درحال از بين رفتن است
مسوول دفتر امام ميگويد: «انگيزه الهي و اخلاص و وحدت مردم از عوامل ايجاد نظام اسلامي بودند. يكي از كارهاي بزرگ امام، وحدت بين امت اسلامي بود. روزي كه امام اين انقلاب را پايهگذاري كرد ميدانست كه در اين كشور مذاهب مختلف وجود دارند. امام براي حفظ وحدت به حجاج ايراني دستور داد كه در نماز ديگر مذاهب اسلامي شركت كنند و هدف از اين كار ايجاد وحدت بود.»
آيتالله توسلي اضافه كرد: «متاسفانه چه از صدا و سيما و چه از جاهاي ديگر نداهايي بلند ميشود كه وحدت اسلامي را از بين ميبرد و كار به جايي ميرسد كه شيعه سرافكنده شود. امام (ره) هفته وحدت را براي حفظ وحدت مسلمين انتخاب كرد اما متاسفانه امروز آن وحدتي كه مد نظر امام بود در حال از بين رفتن است. اين كار به انقلاب و اسلام و امام صدمه ميزند.»
وي تصريح كرد: «امام هيچگاه نميخواست خودش را مطرح كند. مردمسالاري كه امروز رييس جمهور ما عنوان ميكند همان چيزي است كه مورد نظر امام بود؛ برنامه مردمسالاري را امام ارائه كرد و امام بود كه فرمود مردم همهكاره هستند. امام خيلي براي مردم احترام قائل بود.»
خطر گسترش تفكر انجمن حجتيه
آيتالله توسلي با اشاره به برخورد امام خميني (ره) با تفكرات انجمن حجتيه، ميگويد: «مسلما افرادي با تفكر حجتيه در حال دخالت در امور هستند و در بعضي جاها نفوذ كردهاند. در يكي از سخنرانيهايم گفتم دو گروه همواره ميخواهند از امام انتقام بگيرند؛ يكي آمريكا كه امام ابهت آمريكا را شكست و يكي انجمن حجتيه كه امام از همان روز اول ميدانست اينها چه كساني هستند. مساله انجمن حجتيه عادي نبود. اگر امام خميني (ره) با امام زمان ارتباط داشت، قطعا بيشتر از حجتيهايها بود اما اظهار نميكرد.»
وي با انتقاد از نسبت دادن برخي امور به امام زمان (ع) و طرح نظر ايشان در خصوص برخي مسائل عادي، گفت: «الان شايع ميكنند كه مثلا فلاني خدمت امام زمان (ع) رسيده است و گاهي كارهاي كوچك را به امام زمان (ع) نسبت ميدهند و ايشان را در نظر مردم كوچك ميكنند. مساله امام زمان (ع) مساله مهمي است و نميتوان به راحتي اين قبيل شبهات را مطرح كرد.»
آيتالله توسلي يادآور شد: «شاه به انجمن حجتيه آزادي داده بود تا عدهاي به مساله حضرت بقيهالله (ع) مشغول شوند و در مقابل نهضت امام بايستند. روزي يكي از بزرگان خدمت امام (ره) رسيد و مطلبي راجع به امام زمان (ع) مطرح كرد و امام فقط او را نگاه كرد. من به او گفتم اين چه حرفي بود كه زدي؟ مگر خود امام زمان نفرمودهاند هر كس ادعاي رويت كرد تكذيب كنيد؟»
وي افزود: «خطاب به آقاياني كه اكنون ادعاي رويت امام زمان را مطرح ميكنند اين است كه نگذاريد فتح باب شود. اصلا بابيت از همين جا ريشه ميگيرد.»
مسوول دفتر امام سپس به ملاقات چند نفر كه ادعاي ملاقات با امام زمان را داشتند اشاره كرد و يادآور شد: «روزي سه نفر (يك زن و دو مرد جوان) كه دو نفر از بزرگان كشور را واسطه قرار داده بودند خدمت امام برسند، نزد ايشان آمدند و ادعا كردند ميتوانند خدمت امام زمان برسند. امام فرمودند من سه مساله دارم اول آنها را با حضرت مطرح كنيد و جواب بياوريد بعد من با شما صحبت ميكنم. رفتند كه جواب بياورند، امام به احمدآقا گفت به آنها بگو شيادها دست از اين كارها برداريد.»
آيتالله توسلي هشدار داد: «متاسفانه اين قبيل كارها الان در حال شايع شدن است. فلان خانم جلسه تشكيل ميدهد ميگويد امام زمان (ع) در آن جلسه حضور دارد، فلان آقا در فلان جلسه ميگويد امام زمان (ع) اينجا نشسته است. نسبت دروغ دادن به امام زمان (ع) از گناهان كبيره است. امام (ره) با اين قبيل مسائل به شدت برخورد ميكرد. امام (ره) نابغه عصر ما و تاريخ تشيع است. بعضي افراد از كارهايي كه امام (ره) كرد ناراحتند و در نهايت هم انتقام خود را از امام ميگيرند و الان هم مشغول اين كار هستند.»
خطر آسيب ديدن انديشههاي مبنايي امام
وي ميگويد: «اگر بخواهيم انديشه امام باقي بماند نبايد فقط از امام (ره) نام ببريم اما افكار او را فراموش كنيم. امام به مردم آزادي و بها ميداد. بايد مساله آزادي و مباني آن را در تفكرات امام (ره) جستوجو كنيم. بعد از انقلاب كدام مرجع تقليد جرات ميكرد كنار زنها بنشيند؟ امام اين سد را شكست و اين عظمت را به زنها داد و گفت "از دامن زن مرد به معراج ميرود". امام براي زنان احترام و آزادي قائل بود اما نه آزدي به معناي بيبند و باري. آزادي مد نظر امام يعني اينكه هر كسي حق داشته باشد در سرنوشت خود دخالت كند. اگر مبناي انديشههاي امام را دنبال كنيم و فقط به نام ايشان اكتفا نكنيم ميتوانيم از آسيب ديدن انديشههاي امام جلوگيري كنيم.»
نقش مردم در اداره كشور
آيتالله توسلي گفت: «امام (ره) همه چيز را مردم ميدانست. ايشان وقتي در بهشت زهرا سخنراني كردند فرمودند كه من به اتكاي مردم دولت تشكيل ميدهم. همه چيز امام مردم بود. مردم پشتيبان امام بودند و در جنگ تحميلي نيز نقش موثري داشتند. بارها خود حضرت امام (ره) ميفرمودند كه اين انقلاب را مردم به ثمر نشاندند و خود مردم نيز آن را حفظ خواهند كرد.»
مخالفت امام خميني (ره) با حاكميت يك تفكر بر كشور
آيتالله توسلي در اين خصوص ميگويد: «وقتي مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز جدا شد، امام نميخواست كه يك تفكر بر كشور حاكم باشد. امام ميگفت درگيري درست نيست، اما اختلاف افكار بايد وجود داشته باشد. امام تفاوت افكار را باعث ترقي كشور ميدانست و حاكميت يك تفكر بر كشور را مضر به حال كشور ميدانست. امام (ره) هيچگاه موافق نبود كه فقط يك تفكر واحد در حكومت جاي داشته باشد و معتقد بود سليقههاي مختلف بايد حضور داشته باشند. وقتي انقلاب پيروز شد تمام مردم در صحنه بودند. حتي آن زمان چپيها هم روزنامه داشتند و آزادي كامل داشتند.»
تلاش براي شكست روحانيت در انتخابات اخير
آيتالله توسلي در مورد رويكرد مردم به روحانيت در دو انتخابات مجلس و رياست جمهوري گفت: «مردم به روحانيت بياعتماد نشدهاند، بلكه معتقدم دستهايي در كار بود كه روحانيت را شكست بدهد. بايد ديد چه برنامههايي چيدند كه چنين نتيجهاي حاصل شد. بيشتر از اين نميتوانم توضيح بدهم.»
خاتمي، موفق در اجراي انديشههاي امام خميني (ره)
مسوول دفتر امام اظهار داشت: «خاتمي را در اجراي برنامههايش و بخصوص عملي كردن انديشههاي امام خميني بسيار موفق ميدانم. به نظر من يكي از افرادي كه در تاريخ انقلاب نامش ثبت خواهد شد، خاتمي است. دولتهاي بعد از انقلاب بسيار براي انقلاب كار كردند اما دولت خاتمي از نظر اقتصادي، كشاورزي، صنعتي و فرهنگي جايگاه ويژهاي دارد. در بحث تنشزدايي بسيار موفق بوده است؛ خاتمي در مسائل اقتصادي كارهاي بسيار باارزشي انجام داد و پايههاي اقتصادي مناسبي ايجاد كرد كه براي آينده انقلاب بسيار مفيد است.»
ماجراي مسجد قلهك، شب قبل ار انتخابات و نطق پيش از دستور در مجمع تشخيص
آيتالله توسلي در توضيح حادثه تعرض به خودش در مسجد جامع قلهك در شب قبل از انتخابات رياست جمهوري ميگويد: «من از حق خودم گذشتم. يك شب قبل از پايان مهلت تبليغات، حاج حسن آقا براي اينكه از وضعيت تبليغات مطلع شود به خيابانها رفته بود و وقتي برگشت به من گفت بخاطر نسبتهاي زشتي كه به يكي از كانديداهاي روحاني داده شده خيلي متاثر شدم. شب بعد از تبليغات، شب جمعه، به عنوان اينكه نصيحتي كرده باشم در بين دو نماز بجاي خواندن نافله در مورد انتخابات صحبت كردم و گفتم معناي آزادي در تبليغات اهانت به ديگران نيست. روايتي خواندم كه پيغمبر ميفرمايد حتي دشمنان اسلام را هم فحش ندهيد. آقاي هاشمي يك عالم انقلابي و كسي است كه امام براي سلامتي او بعد از ترور سه گوسفند نذر كرد كه يك اقدام بيسابقه بود و براي هيچ كس اين كار را انجام نداده بودند. آن وقت يك عده به اسم دين نسبتهايي به ايشان ميدهند كه واقعا گريهآور بود. گفتم چنين تهمتها و نسبتهايي به شخصي انقلابي و روحاني كه امام نظر خاص نسبت به او داشته صحيح نيست.
در ميان صحبتهاي من چند نفر كه نميدانم از كجا بودند به من حمله كردند اما مردم جلوي آنها را گرفتند كه البته آنها هم فرار كردند. بعدا شنيدم در قم هم براي آقاي جوادي آملي هم چنين اتفاقي افتاده است.»
وي ادامه داد: «روز بعد از انتخابات وقتي رهبر انقلاب آن سخنان را در مورد آقاي هاشمي رفسنجاني بيان كردند، گفتم مگر حرف من غير از اين بود؟ چرا بايد براي راي آوردن به يك روحاني توهين كنيد و نسبتهايي بدهيد كه انسان از گفتن آنها خجالت ميكشد؟ وقتي چنين نسبتهايي ميدهيد افرادي هم كه اهل تحليل نيستند باور ميكنند و به روحانيت توهين ميكنند. در مجمع تشخيص مصلحت هم همين حرفها را زدم و به توهينها و سكوت آقاي هاشمي اعتراض كردم.»
يك خاطره از خاتمي
وي از شخصيت خاتمي تجليل كرد و گفت: «يك وقت به آقاي خاتمي گفتم وقتي مسوولين خدمت امام ميرسيدند، ايشان از آنها ميپرسيدند چرا اقداماتتان را براي مردم بيان نميكنيد؟ در هرسال وقتي هيات دولت خدمت امام ميرسيد امام خطاب به آنها ميفرمود چرا كارهايتان را براي مردم نميگوييد؟
چرا شما براي مردم نميگوييد كه چه كردهايد و گزارش نميدهيد تا مردم بدانند چه شده است؟ خاتمي در جواب گفت من به مديران خود دستور دادهام اما كوتاهي شده است.»
آيتالله توسلي افزود: «كارهايي كه در دولت خاتمي انجام شد قابل مقايسه با گذشته نيست، خاتمي شخصيتي انتقادپذير است و نشان داد كه ميتوان به قدرت هم انتقاد كرد و روي خوش هم به مردم نشان داد.درطول اين دوران نسبتهاي بسيار بدي به آقاي خاتمي دادند كه قابل تحمل نيست. صبر و تحملي كه خدا به خاتمي داده به كمتر كسي اعطا كرده است.خاتمي همسايه ديوار به ديوار من است و ميدانم سطح زندگي او از طبقه متوسط هم پايينتر است.او حتي بر خلاف برخي تبليغات منفي يك خدمتكار هم در خانه خود ندارد.سطح زندگي خاتمي در حد متوسط است نه در حد يك رييس جمهور. اميدواريم كه راه خاتمي ادامه يابد و كشور به اهداف عاليه حضرت امام (ره) برسد.»
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 28 مرداد 1384، ساعت 11:52 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#49
|
| |
| wp.ark نوشته بود: |
به نام خدا
گفتگوي زير رو چند روز پيش از سايت بازتاب خوندم چون هم با موضوع کلي ما و بيشتر با موضوع ارسال قبلي در ارتباط يود اينجا آوردمش سعي کنيد حتما بخونيد چون آموزنده است:
خطر انتقام حجتيه از امام جدي است
--------------------------------------------------------------------------------
گفتوگو با آيتالله توسلی
--------------------------------------------------------------------------------
۷ مرداد ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۲۱:۲۶ تعداد بازديد : 25056 كد خبر : ۲۶۹۵۲
... |
اگه مي خواين بدونين منظور از "انجمن حجتيه" که آيت الله توسلي اين قدر روش تأکيد دارن چيه و به چه عده اي اشاره داشتن، مطلب زير رو هم بخونين:
نطق پيش از دستور آيتالله توسلي در مجمع تشخيص
محمد ابطحي، در سايت خود نوشت: آيتالله توسلي کسي است که همواره در خدمت امام بوده است. در فيلمهايي که از امام در حسينيه جماران نشان ميدهند، همواره او را در کنار امام ميبينيد. عضو مجمع تشخيص مصلحت هم هست. اين هفته در مجمع، نطق قبل از دستور کرده است. از جمله آقاي مصباح که گفته است «از ابتداي انقلاب تاکنون در ايران دولت اسلامي نبوده»، بر آشفته و خطاب به جمع مجمعيان گفته: دولت مهندس، دولت هاشمي و يا دولت خاتمي همه دولت کفر بودهاند؟ دولتهايي که بعضيشان در دوران امام بودهاند. بعد هم جملاتي را از امام در طرد و نفي تحجر و مقدسنماهاي بيشعور ـ تعبيري که امام بارها از آن استفاده کرده ـ خوانده است. گريز ديگري هم به تعبيرات امام در مورد انجمن حجتيهاي ها زده و در جلسه خوانده است که: ديروز حجتيهايها مبارزه را حرام ميدانستند و امروز انقلابيتر از انقلابيون شدهاند.
حرفهاي مفصل ديگري هم در مورد نظرات آقاي مصباح در مورد بانکها را هم با فتاواي مراجع بزرگ نقل کرده است. آقاي توسلي ديشب در جمع بزرگاني از کشور اين حرفها و نيز مذاکرات ديگري که در حاشيه مجمع صورت پذيرفته و قابل نشر نيست را مطرح کرد. ميگفت، آقاي هاشمي مواردي که آقاي توسلي گفته، قبول داشته ولي اضافه کرده است که اگر من در اين مسائل حرف بزنم، عدهاي عکس آن را تبليغ ميکنند و بدتر ميشود.
آقاي توسلي ميخواست اين مطالب را در مصاحبهاي بگويد ولي بعدا قرار شد من آن را در سايت خودم که فکر ميکنم اعضاي جلسه فقط اسم آن را شنيدهاند، بنويسم!
http://www.baztab.com |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4995 اعتبار کسب شده: 8320 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 28 مرداد 1384، ساعت 22:37 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#50
|
| |
|
26 |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4995 اعتبار کسب شده: 8320 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 29 مرداد 1384، ساعت 19:03 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#51
|
| |
تعداد آدمهايي که دولتهاي 5 تا 8 رو اسلامي ميدونن، خيلي کمه. کافيه فقط يه سر توي کوچه و بازار بزنيد تا ببينيد چند درصد مردم فکر ميکنن اين دولتها اسلامي بودن...
از اينجاش به بعد، فقط محض اطلاع بچه مسلمونا ...
در اين راه هم حركت كرديم، مسئولان مؤمني، وزراي خوبي، نمايندگان خوبي، روساي جمهور با ايماني يكي پس از ديگري امور كشور را برعهده گرفتند اما دولت اسلامي كه بتواند اين مقاصدي را كه ملت ايران و انقلاب عظيمشان داشت، تامين كند، آن دولتي است كه در آن رشوه نباشد، فساد اداري نباشد، ويژه خواري نباشد، كم كاري نباشد، بي اعتنايي به مردم نباشد، ميل به اشرافي گري نباشد، حيف و ميل بيت المال نباشد و ديگر چيزهايي كه در يك دولت اسلامي لازم است، كه در تعاليم اميرالمومنين در نهج البلاغه همه اينها هست.
...
صلاح مسئولان هميشه لازم است، حيف و ميل نكردن اموال مردم كه دست من و امثال من است هميشه لازم است. اين كه تغييرپذير نيست. اين دولت اسلامي است.
(نماز جمعه ديروز) |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ شنبه 29 مرداد 1384، ساعت 19:25 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4995 اعتبار کسب شده: 8320 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 29 مرداد 1384، ساعت 19:23 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#52
|
| |
و اما در مورد محمدعلي ابطحي، يکي از کساني که منو مجبور کرد به احمدي نژاد راي بدم:
http://persianbb.com/viewtopic.php?t=1376 |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 04 شهريور 1384، ساعت 21:44 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#53
|
| |
|
چه خوبه به احترام امام زمان اين يه موضوع رو از دعواهاي سياسي و مسائل متفرقه دور نگه داريم و فقط به "پايان انتظار" بپردازيم. |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 04 شهريور 1384، ساعت 21:46 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#54
|
| |
امام مهدى(ع) و ايرانيان
سخنرانى حضرت آيتاللَّه ناصرى
يكى از آياتى كه به وجود مقدس آقا امام زمان تأويل شده آيه 5 سورى اسرى است در اين آيه مىفرمايد:
“فإذا جاء وعد أوليهما بعثنا عليكم عباداً لنا أولى باس شديد فجاسوا خلال الديار و كان وعداً مفعولاً”.
اين آيه درباره سركوبى يهود بعد از زمان “يوشع بن نون” است. يوشع وصى حضرت موسى بود. بعد از حضرت موسى، سقيب، اوامر و نواهى و احكامى را كه حضرت موسى آورده بود در بين مردم نگهدارى مىكرد و نشر احكام مىداد. بعد از فوت ايشان، يهود شديداً طغيان كردند و جنگى بين جالوت و طالوت درگرفت كه به كمك حضرت داود، طالوت بر جالوت غلبه كرد. نتيجتاً يهود بر عامه مردم غلبه پيدا كردند و شروع به طغيان، قتل، ضرب و شتم و غارت آنها نمودند؛ حتى شروع به مخالفت با انبيا و كشتن آنها كردند. در بعضى از تواريخ آمده است كه آنها از اول اذان صبح تا اول آفتاب هفتاد پيامبر را كشتند تا اينكه خداوند نصرتى به انبيا داد و در مدت كوتاهى طبق اين آيه شريفه يك عده از انبيا را تقويت كرد و فرستاد بر سر يهود و آنها در مدت كوتاهى يك ميليون و يكصد هزار نفر را از يهود كشتند تا قدرى استقرار پيدا كردند.
يهوديها، از اول ياغى و طاغى و دشمن حق و حقيقت و اسلام بودهاند و اسلام و قرآن دشمنى قوىتر از يهود ندارد. دشمن شماره يك اسلام و حقيقت، يهود است. يعنى اينها به حدى تشنه خون مسلمانها هستند كه مىخواهند به هر نحوى كه بتوانند به اسلام و مسلمين ضربه بزنند.
در حال حاضر هم مىبينيم و مىشنويم كه آنها چه ظلمها نسبت به مسلمانها انجام مىدهند. در روايات وارد شده است كه در زمان ظهور حضرت بقيةاللَّه آنها نابود مىشوند.
آيه شريفه مىفرمايد در موقع طغيان يهود ما يك عده را براى سركوبى آنها مىفرستيم كه آنها را بهجاى خود بنشانند. اين تفسير آيه شريفه است لكن در روايات متعددى اين آيه تأويل به ظهور حضرت بقيةاللَّه شده است. رواياتى كه مىفرمايد اين آيه راجع به حضرت بقيةاللَّه است به دو قسم تفسير شده است. يكى اينكه اين آيه مربوط به ايرانيهايى است كه قبل از ظهور آن حضرت زمينهسازى مىكنند. و ديگر اينكه از جملاتى كه [اما بررسى مفردات آيه] “بعثنا”؛ يعنى فرستاديم، قدرت و نيرو داديم فكر و علم و تدبير داديم. بعث مطلق است و همه اينها را شامل مىشود. “عباداً لنا” بندههاى ما. بندههايى كه از براى نفع اسلام و قرآن قدم برمىدارند. نفرموده “عبادى” بلكه فرمود “عباداً لنا” يعنى اين بندگان براى انتفاع اسلام و قرآن مىفرستيم. “اولى باس شديد” قلوب اين بندگان مانند پارههاى آهن است.
در دو سه روايت بنده ديدم كه اين آيه راجع به مؤمنين و ايرانيهايى است كه قبل از ظهور حضرت مهدى(ع) زمينه ظهور آن حضرت را فراهم مىكنند. در همين زمينه تفسير نورالثقلين از روضه كافى نقل كرده است كه حضرت صادق(ع) فرمودند: مراد از “بعثنا عليكم” اشخاصى هستند كه قبل از ظهور مهدى با دشمنان اهل بيت مقابله و آنها را نابود مىكنند.
عياشى نيز در تفسير خودش از امام محمد باقر(ع) نقل كرده است كه حضرت فرمودند: كه اين آيه درباره حضرت مهدى(ع) و ياران آن بزرگوار مىباشد؛ پس اين آيه طبق تفسيرى كه مفسرين نقل كردهاند. يكى جوانهاى متدين كه قبل از ظهور حضرت مهدى(ع) زمينهسازى مىكنند براى ظهور آن حضرت. و ديگر ايرانيانى كه پس از ظهور حضرت مهدى(ع) ايشان را يارى مىكنند.
اين آيه قابليت و استعداد حمل و تأويل هر دو معنا را دارد. و از دو روايتى هم كه نقل كرديم يكى بر معناى اول و ديگرى بر معناى دوم قابل انطباق است. روايت اول از كتب معتبر مثل نورالثقلين و روضه كافى است از حضرت صادق(ع). روايت دوم عياشى از امام محمد باقر(ع) نقل كرده است و هر دو روايت هم درست است و از كتب معتبر نقل شده است. در بحارالانوار (ج60، ص216) نقل شده است كه روزى حضرت صادق(ع) اين آيه را قرائت فرمودند. يك نفر از اصحاب عرض كرد: يابن رسولاللَّه اين آيهاى كه الان قرائت فرموديد درباره چه اشخاصى است؟ حضرت سه مرتبه فرمودند: “واللَّه هم اهل قم” اين روايت تأييد مىكند قيام رهبر انقلاب امام خمينى را و تأئيد مىكند انطباق اين آيه را با زمينهسازى قبل از ظهور. براساس اين روايت زمينهسازان ظهور اهل قم هستند؛ يعنى شروعش از قم است. مضافاً اين كه امام خمينى فرمودند: اين انقلاب را بهدست مهدى(ع) مىسپاريم و اين انقلاب مقدمه ظهور و زمينهساز ظهور حضرت بقيةاللَّه خواهد بود انشاءاللَّه. ديگرى وجود دارد كه اگر چه مفصل است اما ذكر مىكنيم: در جلد بيستم شرح نهجالبلاغه آمده است كه يك روز اميرالمؤمنين(ع) مشغول ايراد خطبه بودند و اطراف آن حضرت ايرانيها نشسته بودند.
در اين هنگام “اشعث بن قيس” - كه خودش يكى از دشمنان اسلام و قرآن و ولايت و شريك قتل اميرالمؤمنين(ع)؛ دخترش جعده قاتل امام حسن مجتبى(ع) و پسرش محمد بن اشعث شريك قتل حضرت ابا عبداللَّه(ع) بود - از آخر جمعيت بلند شد و فرياد زد كه: “يا على اين سرخرويان را چرا اطراف خودت جمع كردهاى؟! اينها به ما فخر مىفروشند و بر ما فخر مىكنند”. ايرانيها چون اغلب سفيدپوست هستند مايل به قرمزى و اعراب گندمگون هستند مايل به سياهى. از ايرانيها تعبير به سرخپوست مىكردند. اميرالمؤمنين سرشان پائين بود و پاهاى مباركشان را از شدت ناراحتى به هم مىزدند. صعصعة بن صوحان - كه يكى از هواداران و اصحاب خاص اميرالمؤمنين(ع) است و خدمات شايانى به اسلام و مسلمين داشته - بلند شد و فرياد زد: يا اميرالمؤمنين ما را چه كار با اشعث و امروز اميرالمؤمنين مطالبى درباره مذمت اعراب خواهند فرمود كه تا ظهور حضرت خاتمالاوصياء اين مطالب بماند. تا صعصعة بن صوحان اين مطالب را گفت اميرالمؤمنين سرشان را بلند كردند و شروع كردند به مذمت اعراب و مدح و ثناى ايرانيها و فرمودند: “شما گمان كرديد كه من بهواسطه اين حرفها اين جوانان سرخپوست را از اطراف خودم رها و آنها را جواب مىكنم؟ هرگز! اگر اين عمل را انجام بدهم از جاهلان خواهم بود. اينها دين خدا و اسلام را يارى خواهند كردند. بدانيد و آگاه باشيد اى اعراب كه اگر شما شمشير زديد و آنها را با اسلام آشنا كرديد اما زمانى مىآيد كه آنها شمشير مىزنند و گردنهاى شما را براى بازگشت به اسلام و قرآن نرم مىكنند و آن قبل از ظهور حضرت مهدى خواهد بود.1 اين روايت هم تأييد مىكند كه اين آيه تأويل شود به قبل از ظهور حضرت بقيةاللَّه.
روايتى است كه از احمد بن حنبل و ابو نعيم از حذيفه و ثمرة بن جندب و عبداللَّه بن عمر نقل شده كه حضرت رسول فرمودند: خداوند قدرت شما را از عجمها قرار مىدهد. آنها چون شيرانى هستند كه اهل فرار نيستند و شما را مىكشند و نابودتان مىكنند (دشمنان ولايت را نابود مىكنند).2 اين روايت را هم احمد بن حنبل كه از علماى معروف اهل سنت است نقل كرده است. از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه اين آيه تأويل شده است به جوانهاى ايرانى قبل از ظهور كه زمينهساز ظهور حضرت مهدى هستند. اين يك مطلب و همچنين طبق يك روايت ديگر كه عياشى از امام محمد باقر(ع) نقل كرده است. اين آيه قابل انطباق با بعد از زمان ظهور حضرت مهدى(ع) است. (ختامه مسك)
http://www.mouood.org
______________
1. ابنابىالحديد، شرح نهجالبلاغه، ج20، ص 284.
2. فردوسالاخبار، ج5، ص366. |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 04 شهريور 1384، ساعت 22:14 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#55
|
| |
"کي به هم مي رسد اي يار نگاه من و تو؟"
27 |
|
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 شهريور 1384، ساعت 16:00 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#56
|
| |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4995 اعتبار کسب شده: 8320 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 شهريور 1384، ساعت 16:09 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#57
|
| |
|
28 |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 شهريور 1384، ساعت 16:11 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#58
|
| |
اينجوري بشماريم:
1200 سال |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 شهريور 1384، ساعت 16:13 |
|
 |
3 سال و 1 ماه پيش |
|
#59
|
| |