| نویسنده |
پیغام |
ALPHA  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 1153 اعتبار کسب شده: 11522 محل سکونت: زير گنبد کبود سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 26 مهر 1386، ساعت 20:29 |
|
 |
8 ماه و 24 روز پيش |
|
#421
|
| |
تو اي عشق و
اي تمام وجودم
تو بود و نبودم
فداي رخ تو
همه عالم
بيا بنگر
بر دل غم ديده
که ليلي نديده
زغم چه کشيده
به اين عالم
يک دم بنگر
حال زار مرا
بي قرار مرا
اي تمام اميدم
تو صبح سپيدم
زنرگس چشمت
ببين چه کشيدم
مرا راهي کن
سوي ميخانه
بده پيمانه
به اين ديوانه
تو اي ساقي
تو مي داني
ز عشق تو
چه خمارم
پياله ندارم
که دار و ندارم
تويي ساقي
بنگر مرغ
لب بسته منم
دل شکسته منم
تا سحر بيدارم
سر به زانو دارم
از تو دارم اي گل
هر چه که دارم
اي جان من
غرق سوداي تو
وين تماشاي تو
دل ندارد ذوق گفتگويت
بي جلوه ات
آرزو بي حاصل
بي تو در باغ دل
خود برويد سرو آرزويت
گر در کويش برسي برسان
اين پيام مرا
اي چراغ رويت
من ندارم ديگر
تاب اين شبهاي
سرد و خاموش
هرگز هرگز
باور نکنم
عهد و پيمان ما
شد فراموش
يا اباصالح مددي ...
|
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 772 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 28 مهر 1386، ساعت 1:26 |
|
 |
8 ماه و 23 روز پيش |
|
#422
|
| |
| ALPHA نوشته بود: |
تو اي عشق و
اي تمام وجودم
تو بود و نبودم
فداي رخ تو
همه عالم ...
يا اباصالح مددي ...
|
"تو اي عشق و اي تمام وجودم ..." مداحي با صداي "حميد عليمي"
دريافت فايل
حجم: 578 کيلو بايت
اگه اشتباه نکنم اين شعر رو افتخاري هم خونده. کسي نمي دونه اسم ترانه اش چي هست و در کدوم آلبومشه؟
140 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 772 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 05 آبان 1386، ساعت 0:08 |
|
 |
8 ماه و 16 روز پيش |
|
#423
|
| |
141 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 772 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 12 آبان 1386، ساعت 0:42 |
|
 |
8 ماه و 9 روز پيش |
|
#424
|
| |
"صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از کينه دارد
بى تو مى گويند تعطيل است کار عشقبازى
عشق اما کى خبر از شنبه و آدينه دارد!؟"
- قيصر امين پور
منبع: موعود آنلاين
http://mouood.org/content/view/5684/3
142 |
|
|
|
|
|
|
 |
رويا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 07 بهمن 1382 مجموع ارسالها: 311 اعتبار کسب شده: 215 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 12 آبان 1386، ساعت 10:38 |
|
 |
8 ماه و 9 روز پيش |
|
#425
|
| |
چشم و چشمه ها خشکند
روشني ها محو در تاريکي دلتنگ
همچنان که نامها در ننگ
هر چه پيرامون ما غرق تباهي شد
آه باران!
اي اميد جان بيداران بر پليدي ها
که ما عمريست در گرداب آن غرقيم
آيا چيره خواهي شد ؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 772 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 19 آبان 1386، ساعت 0:28 |
|
 |
8 ماه و 2 روز پيش |
|
#426
|
| |
| وحيد نوشته بود: |
"صبح بى تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد
بى تو حتى مهربانى حالتى از کينه دارد
بى تو مى گويند تعطيل است کار عشقبازى
عشق اما کى خبر از شنبه و آدينه دارد!؟"
- قيصر امين پور |
صبح بي تو
دکتر قيصر امين پور
صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد
بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي
عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد
جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو اما
خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد
عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد
روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرم
اي خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد
در هواي عاشقان پر مي کشد با بيقراري
آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد
آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد
منبع: http://hadithezendegi.mihanblog.com/Post-206.aspx
143 |
|
|
|
|
|
|
 |
ALPHA  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 1153 اعتبار کسب شده: 11522 محل سکونت: زير گنبد کبود سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 19 آبان 1386، ساعت 21:04 |
|
 |
8 ماه و 1 روز پيش |
|
#427
|
| |
طلوع مي کند آن آفتاب پنهاني
ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلک دلم مي پرد، نشانه چيست؟
شنيده ام که مي آيد به مهماني
کسي که سبزتر است از هزار بار بهار
کسي، شگفت کسي، آنچنان که مي داني
کسي که نقطه آغاز هر چه پرواز است
تويي که در سفر عشق خط پاياني
تويي بهانه آن ابرها که مي گريند
بيا که صاف شود اين هواي باراني
تو از حوالي اقليم هر کجا آباد
بيا که مي رود اين شهر رو به ويراني
کنار نام تو لنگر گرفت کشتي عشق
بيا که ياد تو آرامشي است طوفاني
------------
قيصر امين پور |
|
_________________ بي عشق دلم جز گرهي کور چه بود؟ ... دل چشم نمي گشود اگر عـشق نبود
از دسـت تو در اين هـمـه سـرگــرداني ... تکليــف دلـم چه بـود اگر عـشق نبود؟
|
|
|
|
|
 |
خورشيد خانم  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 101 اعتبار کسب شده: 1011 محل سکونت: آسمان سن: 23 جنسيت: زن |
 |
شنبه 26 آبان 1386، ساعت 1:18 |
|
 |
7 ماه و 25 روز پيش |
|
#428
|
| |
با مدعى مگوئيد اسرار عشق و مستى
تا بى خبر بميرد در درد خود پرستى
عاشق شو ار نه روزى کار جهان سر آيد
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستى
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمى پرستى
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را
تا کى کند سياهى چندين دراز دستى
در گوشه سلامت مستور چون توان بود
تا نرگس تو باما گويد رموز مستى
آن روز ديده بودم اين فتنه ها که برخاست
کز سرکشى زمانى با ما نمى نشستى
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق ازين کشاکش پنداشتى که جستى
144 |
|
|
|
|
|
|
 |
ALPHA  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 1153 اعتبار کسب شده: 11522 محل سکونت: زير گنبد کبود سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 آذر 1386، ساعت 22:03 |
|
 |
7 ماه و 18 روز پيش |
|
#429
|
| |
|
|
|
_________________ بي عشق دلم جز گرهي کور چه بود؟ ... دل چشم نمي گشود اگر عـشق نبود
از دسـت تو در اين هـمـه سـرگــرداني ... تکليــف دلـم چه بـود اگر عـشق نبود؟
|
|
|
|
|
 |
خورشيد خانم  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 101 اعتبار کسب شده: 1011 محل سکونت: آسمان سن: 23 جنسيت: زن |
 |
شنبه 03 آذر 1386، ساعت 0:14 |
|
 |
7 ماه و 18 روز پيش |
|
#430
|
| |
قلبم براي آمدنت مي تپد
به شوق آمدنت نفس مي کشم
اشک ميريزم...
انتظارت پر از رمز و راز عاشقانه ست...
ترسم که بيايي و نباشم..
بيا مولايم
بيا
145
|
|
|
|
|
|
|
 |
rfj_b_kas  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 23 مرداد 1386 مجموع ارسالها: 159 اعتبار کسب شده: 922 محل سکونت: ايران جنسيت: مرد |
 |
شنبه 03 آذر 1386، ساعت 17:51 |
|
 |
7 ماه و 17 روز پيش |
|
#431
|
| |
از اينکه مي بينم منتظراني هنوز وجود داره موي بدنم سيخ مي شه
واقعا تو اين جامعه و تو اين دنيايي کثيف فقط بايد انتظار بکشيم که کي منجي مياد و مارا از اين لجن بيرون مياره
يا حق |
|
_________________ خوشا آنان که بار دوستي را کشيدند و نرنجيدند و رفتند
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 772 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 03 آذر 1386، ساعت 19:45 |
|
 |
7 ماه و 17 روز پيش |
|
#432
|
| |
| rfj_b_kas نوشته بود: |
| ... واقعا تو اين جامعه و تو اين دنيايي کثيف فقط بايد انتظار بکشيم که کي منجي مياد و مارا از اين لجن بيرون مياره.... |
بستگي داره برداشتت از انتظار چي باشه. اگه منظورت از انتظار کشيدن اينه که دست روي دست بذاريم و بشينيم که منجي بياد و ما رو نجات بده، خير؛ اما اگه منظورت همون انتظار پويايي هست که در فرهنگ تشيع تعريف شده، با دست روي دست گذاشتن خيلي تفاوت داره. |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
خورشيد خانم  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 101 اعتبار کسب شده: 1011 محل سکونت: آسمان سن: 23 جنسيت: زن |
 |
شنبه 10 آذر 1386، ساعت 0:44 |
|
 |
7 ماه و 11 روز پيش |
|
#433
|
| |
چشمها پرسش بيپاسخ حيرانيها
دستها تشنة تقسيم فراوانيها
با گل زخم، سر راه تو آذين بستيم
داغهاي دل ما، جاي چراغانيها
حاليا! دست کريم تو براي دل ما
سرپناهي است در اين بيسر و سامانيها
وقت آن شد که به گل، حکم شکفتن بدهي!
اي سرانگشت تو آغاز گلافشانيها!
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند رسيد
فصل تقسيم غزلها و غزلخوانيها...
ساية امن کساي تو مرا بر سر، بس!
تا پناهم دهد از وحشت عريانيها
چشم تو لايحة روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پايان پريشانيها
زنده ياد قيصر امين پور
146
|
|
|
|
|
|
|
 |
خورشيد خانم  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 24 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 101 اعتبار کسب شده: 1011 محل سکونت: آسمان سن: 23 جنسيت: زن |
 |
جمعه 16 آذر 1386، ساعت 21:24 |
|
 |
7 ماه و 4 روز پيش |
|
#434
|
| |
لَيتَ شِِعري اَينِ استَقَرّت بِکَ النَوي
اي کاش مي دانستم کجا و چه وقت دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهند يافت.
147 |
|
|
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 772 اعتبار کسب شده: 8408 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 17 آذر 1386، ساعت 0:48 |
|
 |
7 ماه و 4 روز پيش |
|
#435
|
| |
"برنيايد از تمناي لبت کامم هنوز
بر اميد جام لعلت دُردي آشامم هنوز
روز اول رفت دينم در سر زلفين تو
تا چه خواهد شد در اين سودا سرانجامم هنوز"
حافظ |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|