| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 26 خرداد 1382، ساعت 19:13 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#1
|
| |
يک آقاى دزدى ، جلوى يک آقاى خوش پوش و تر و تميزى را گرفت و هفت تيرش را گذاشت روى شقيقه اش و با تحکم و تشدد گفت : give me your money
آقاى خوش پوش ، رو به آقاى دزد کرد و گفت : ميدانى من چه کسى هستم ؟؟ من عضو کنگره ى امريکا هستم .
آقاى دزد با تحکم بيشتر گفت : حالا که اينطوره پس give me MY money
|
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
اين مطلب آخرين بار توسط احسان در پنجشنبه 09 فروردين 1386، ساعت 20:37 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 26 خرداد 1382، ساعت 19:15 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 2078 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 27 خرداد 1382، ساعت 2:30 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#3
|
| |
آخه اين وقت شب که جوک به ذهن آدم نمياد!
به آبادانيه ميگن جمعيت آبادان چند نفره؟
ميگه: والله با دهات حومه اش 70 ميليون نفر! |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
snoopy  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 246 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: تهران سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 28 خرداد 1382، ساعت 23:45 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#4
|
| |
يه روز يه ترکه خودشو ئيزنه کوچه علي چپ ؛ گم ميشه!!! |
|
_________________ \
|
|
|
|
|
 |
snoopy  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 246 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: تهران سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 28 خرداد 1382، ساعت 23:48 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#5
|
| |
|
[/b]يه روز يه ترکه زنشو ميکشه ؛ ميره مرحلۀ بعدي!!! |
|
_________________ \
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 6268 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 خرداد 1382، ساعت 6:06 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
چون تالار عموميه، همه جور آدمي از همه قوميتها و نژادها اين مطالب رو مي خونن. سعي کنيم جوکهايي تعريف کنيم که به کسي بر نخوره. مثلا تو جکهاي بالا خيلي راحت مي شد از "يه نفر" استفاده کرد. بدون اينکه لطمه اي به جوک بزنه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
snoopy  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 246 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: تهران سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 خرداد 1382، ساعت 11:41 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#7
|
| |
من قصد توهين به هيچ قوم و مليتي رو نداشتم
اگر کسي ناراحت شده ؛ من ازش معذرت ميخوام |
|
_________________ \
|
|
|
|
|
 |
snoopy  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 246 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: تهران سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 29 خرداد 1382، ساعت 18:20 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#8
|
| |
يه نفر بچش ميره زير ماشين ،با دمپايي ميزنه درش مياره . |
|
_________________ \
|
|
|
|
|
 |
narsis  زبون بسته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 22 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 9 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 29 خرداد 1382، ساعت 18:24 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#9
|
| |
اون يه نفر آخري هم، ترک بوده |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 491 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 07 مرداد 1382، ساعت 11:47 |
|
 |
4 سال و 9 ماه پيش |
|
#10
|
| |
به ماموران راه اهن نقطه اي از افريقا که از نزديکي جنگل عبور ميکرد دستور داده شده بود
که بدون دستور هيچ کاري انجام ندهند
روزي رييس راه اهن تلگرافي بدين مضمون دريافت کرد:
"ببر روي سکو مشغول خوردن بازرس قطار است .منتظر دستور هستيم." |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 491 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 07 مرداد 1382، ساعت 11:58 |
|
 |
4 سال و 9 ماه پيش |
|
#11
|
| |
روزي مردي از گورستان ميگذشت مردي را ديد که بالاي قبري نشسته و به شدت گريه ميکند و بر سر خود مي زند و ميگويد: " تو نبايد مي مردي با مردن تو من سيه روز شدم بدبخت شدم بيچاره شدم......"
مرد نزديک شد و گفت: ببخشيد اين مرحوم پدر شما بودند؟
مرد سوگوار گفت: نه بابا شوهر اول زنم است. |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 491 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 07 مرداد 1382، ساعت 12:59 |
|
 |
4 سال و 9 ماه پيش |
|
#12
|
| |
يه بار دو تا سوسک تو خوابگاه به هم ميرسند
اولي به دومي ميگه ببينم تو اتاق شما هم دانشجو هست؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
يلدا  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 116 اعتبار کسب شده: 491 محل سکونت: ايران زمين جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 12:11 |
|
 |
4 سال و 9 ماه پيش |
|
#13
|
| |
در موقع جنگ اسرائيل با مصر، يک سرباز اسرائيلي به سمت پشت جبهه مي دويد که به شخص ژنرال برخورد کرد.
ژنرال گفت: اميدوارم که قصد فرار نداشته باشي؟
سرباز با ترس و لرز گفت: نه قربان، مي خواهم براي حمله دورخيز کنم. |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 15 مرداد 1382، ساعت 22:19 |
|
 |
4 سال و 9 ماه پيش |
|
#14
|
| |
ميگن که يک بار رضاخان از يه سرباز ميپرسه:
ببينم سرباز، توي جنگ چه موقع پيشروي ميکنيم و چه موقع عقب نشيني؟
سرباز جواب ميده:
قربان، هر وقت دشمن از جلو بياد عقب نشيني ميکنيم و هر وقت از عقب بياد پيشروي ميکنيم!!! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 6268 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 16 مرداد 1382، ساعت 8:44 |
|
 |
4 سال و 9 ماه پيش |
|
#15
|
| |
بچه گربه اولي: مياي بريم سلف غذا بخوريم؟
بچه گربه دومي: نه! مامانم گفته غذاي سلف رو نخور. مريض ميشي! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|