صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
15
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
E}{$/\Nآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 06 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 176
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: متغيرالمکان
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 16 مرداد 1387، ساعت 1:48
 3 ماه و 17 روز پيش
#2131
 
از يکي مي پرسن به کدوم پيغمبر بيشتر از همه ارادت داري ؟
ميگه حضرت سوج
ميگن : حضرت سوج نداريم که ؟
ميگه : خودم ديدم پشت يه ماشين نوشته بود ياسوج Laughing
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 189
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 30 مرداد 1387، ساعت 13:11
 3 ماه و 3 روز پيش
#2132
 
يه روز يه مار کبرا ميره تو حموم زنونه زنا جيق ميزنن، ميگه نترسين منم کبري خانوم!!

_________________
سبک بار باشيد تا برسيد.
امام علي(ع)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 828
اعتبار کسب شده: 8946
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 10 شهريور 1387، ساعت 15:21
 2 ماه و 22 روز پيش
#2133
 
قيزموله به طرف ميگه من شما رو دوبي (Dubai) نديدم
يارو ميگه نه من تا حالا دوبي نرفتم قيزموله ميگه چه جالب منم تا حالا دوبي نبودم حتما دو نفر ديگه بودن!

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 10 شهريور 1387، ساعت 15:45
 2 ماه و 22 روز پيش
#2134
 
در قيزمولستان غضنفر ميره دارو بخره
روي شيشه ي شربت نبشته بود:لطفا بعد از مصرف خود را به شدت بهم بزنيد! Mr. Green

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 10 شهريور 1387، ساعت 15:56
 2 ماه و 22 روز پيش
#2135
 
شايد تکراري باشه اما خيلي باهاش حال مي کنم . من ميگم استايل يه جوک خوبو داره

غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش ميندازن
چند روز بعد ازش ميپرسن اين طوطيه حرف هم ميزنه؟
ميگه نه ولي خيلي توجه ميکنه

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 10 شهريور 1387، ساعت 16:00
 2 ماه و 22 روز پيش
#2136
 
به غضنفر مي گن مي دوني چرا روي خيابون ولي عصر اين اسمو گذاشتن ؟ مي گه:چون صبح و ظهر هيچ خبري نيست ولي عصرررررر بيا ببين چه خبره

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 10 شهريور 1387، ساعت 16:01
 2 ماه و 22 روز پيش
#2137
 
غضنفر تو بزرگراه داشته رانندگي ميکرده يه دفعه راديو ميگه رانندگان محترم احتياط کنيد چون يه ماشين داره بزرگراه رو خلاف جهت ميره غضنفر يه نگاه به جاده ميکنه ميگه لامصبا يکي دو تا هم نيستن !

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 10 شهريور 1387، ساعت 17:07
 2 ماه و 22 روز پيش
#2138
 
غضنفر قاشق قاشق ماست مي ريخته تو اب رودخونه بعد داداشش مياد ميگه چي کار مي کني ؟ غضنفر ميگه دارم دوغ درست مي کنم. داداشش بش ميگه همينه که واست جوک درست ميکنن ديگه اخه اين همه دوغ رو کي ميتونه بخوره!!

به يه غضنفر بمب ميدن ، ميگن بزار يه جاي شلوغ ، مي بره مي زاره تو عروسي پسر عموش !

غضنفر با نامزدش ميره کافي شاپ
گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟دختره ميگه : دوتا کافه گلاسه لطفاً .
طرف ميگه دوتا هم واسه من بيارين

از غضنفر مي پرسن واحد کمتر از مثقال چيه؟ ميگه چس مثقال!(ببخشيد)

غضنفر ميره دزدي چيزي پيدا نمي کنه مشق بچه را خط ميزنه !

از غضنفر مي پرسن دوست داري چه جوري بميري ؟
ميگه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش ؛ نه مثل مسافرهاي اتوبوسش در ترس و وحشت !

غضنفر زنگ ميزنه به دوستش ، آهسته ميگه : من الان توي جلسه ام . بعدا باهات تماس ميگيرم !


غضنفر ميره نونوايي ، يه 5 ريالي ميده به نانوا، نانوا ميگه 5 ريالي که نون نميشه !
غضنفر ميگه : صداشو در نيار من ماکسي ميليانوس هستم !!!

عضنفر داشته تو خيابون ميدويده، بهش ميگن کجا با اين عجله؟ ميگه شاش به رو تون، گلاب دارم!!!!

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
itwmanآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386
مجموع ارسالها: 378
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کاشان
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 12 شهريور 1387، ساعت 2:38
 2 ماه و 20 روز پيش
#2139
 
اگه از يه ديده ديگه اين جوکو بخونيد ، باور مي کنيد مودبانس و به جاي نمره منفي ، مثبت ميدين!! Pray Shame on you


مرده با پليس زن ازدواج مي کنه از شب اول ازش مي پرسن، ميگه 7 بار جريمه ام کرد...

1. سرعت زياد

2. ورود ممنوع

3. نداشتن کلاه ايمني

4. تخريب عوارضي

5. نديدن چراغ قرمز و عبور از آن

6. بستن وسايل اضافي به زير خودرو

7. عدم توجه به فريادهاي پليس Sick Silenced
 
3
2
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wilsonآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 29 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 208
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 شهريور 1387، ساعت 2:13
 2 ماه و 19 روز پيش
#2140
 
ميزقوله با پسرش بانک مي زنن و فرار ميکنن ميرن داخل يه استاديوم شروع ميکنن دور زمين فوتبال دويدن، بعد از دو دور پليس ميرسه، پسره ميگه: بابا پليس‌ها رسيدن چي کار کنيم؟ ميزقوله ميگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

_________________
If You Can DreaM it You Can Do it

Image Image Image
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wilsonآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 29 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 208
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 شهريور 1387، ساعت 2:14
 2 ماه و 19 روز پيش
#2141
 
به ميزقوله ميگن: اگه رييس جمهور بشي اولين کاري که ميکني چيه؟ ميگه: اول از همه، دست خودم رو تو شرکت نفت بند ميکنم.

_________________
If You Can DreaM it You Can Do it

Image Image Image
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wilsonآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 29 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 208
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 شهريور 1387، ساعت 2:15
 2 ماه و 19 روز پيش
#2142
 
به خوش غيرت ميگن: چرا بچه‌دار نمي‌شي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچه‌دار نميشد!

_________________
If You Can DreaM it You Can Do it

Image Image Image
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wilsonآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 29 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 208
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 شهريور 1387، ساعت 2:16
 2 ماه و 19 روز پيش
#2143
 
به ميزقوله خبر ميدن: بابا شدي. ترکه ميگه به زنم نگين که ميخوام سورپرايزش کنم.

_________________
If You Can DreaM it You Can Do it

Image Image Image
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wilsonآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 29 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 208
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 شهريور 1387، ساعت 2:18
 2 ماه و 19 روز پيش
#2144
 
ميزقوله تفنگو ميزاره پشت گردن يارو، ميگه: تکون بخوري با لگد ميزنم تو سرت ها!

_________________
If You Can DreaM it You Can Do it

Image Image Image
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wilsonآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 29 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 208
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 13 شهريور 1387، ساعت 2:20
 2 ماه و 19 روز پيش
#2145
 
ميزقوله ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ميزقوله ميگه: ببخشيد ميشه جمع ‌تر وايسين نون به ما هم برسه.

_________________
If You Can DreaM it You Can Do it

Image Image Image
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است امين عضو شد
2
پاسخها: 37 بیننده: 1533 نویسنده: mhaji

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: