| نویسنده |
پیغام |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 369 اعتبار کسب شده: 1030 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 20 فروردين 1387، ساعت 12:26 |
|
 |
1 ماه و 8 روز پيش |
|
#2041
|
| |
يکي از سوالهاي ادبيات کنکور ۸۷ لو رفت:
آرامگاه سعدي کجاست؟
۱- خونه تون
۲- خونه شون
۳- تو حياط
۴- اتاق تمساح ها |
|
_________________ کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ،
کار ما شايد اين است
که در افسون گل سرخ شناور باشيم.
|
|
|
|
|
 |
قطره  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 134 اعتبار کسب شده: 950 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
شنبه 24 فروردين 1387، ساعت 21:52 |
|
 |
1 ماه و 4 روز پيش |
|
#2042
|
| |
يه روز يه آفتاب پرست ميره رو يه جهبه مداد رنگي
هنگ مي کنه |
|
_________________ قطره با درياست اگر با درياست
ور نه آن قطره و دريا درياست
|
|
|
|
|
 |
قطره  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 134 اعتبار کسب شده: 950 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
شنبه 24 فروردين 1387، ساعت 22:18 |
|
 |
1 ماه و 4 روز پيش |
|
#2043
|
| |
ببخشيد جعبه
يه روز يه قيزموله يه 20 تومني پيدا ميکنه که وسطش سوراخ بوده ..
ميگه :
اي بابا ، اينم از شانس من وسطش گوشه نداره !!!!! |
|
_________________ قطره با درياست اگر با درياست
ور نه آن قطره و دريا درياست
|
|
|
|
|
 |
asghar  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 444 اعتبار کسب شده: 1092 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 29 فروردين 1387، ساعت 16:45 |
|
 |
29 روز و 15 ساعت پيش |
|
#2044
|
| |
يه روز تو مدرسه يه جوجه به اون يکي ميگه نوک بده
جوجه دوميه ميگه زشته
ميگه جان من يه نوک بده
ميگه آخه سرکلاس بده
ميگه خوب نده با خودکار مي نويسم |
|
|
|
|
|
|
 |
joojoo  زبون بسته!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 29 فروردين 1387 مجموع ارسالها: 15 اعتبار کسب شده: 188 محل سکونت: خلاء جنسيت: زن |
 |
جمعه 30 فروردين 1387، ساعت 22:13 |
|
 |
28 روز و 10 ساعت پيش |
|
#2045
|
| |
|
غضنفر زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!! |
_________________ خدايا کمک کن پرواز رو ياد بگيرم [/i]
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 31 فروردين 1387، ساعت 0:39 |
|
 |
28 روز و 7 ساعت پيش |
|
#2046
|
| |
فارسي را پاس بداريد
.
ازين پس به جاي موبايل بنويسيم :
.
.
.
آلت تماسلي |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 369 اعتبار کسب شده: 1030 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
شنبه 31 فروردين 1387، ساعت 18:48 |
|
 |
27 روز و 13 ساعت پيش |
|
#2047
|
| |
يه بنده خدايي شب خواب مي بينه داره پلي استيشن بازي مي کنه ، خلاصه مي زنه زنشو مي کشه مي ره مرحله بعد، يه دفعه از خواب مي پره ، مي بينه زنش پيشش خوابيده....
مي زنه تو سرش مي گه : خاک تو سرم save نکردم! |
|
_________________ کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ،
کار ما شايد اين است
که در افسون گل سرخ شناور باشيم.
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 2510 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 17:27 |
|
 |
19 روز و 15 ساعت پيش |
|
#2048
|
| |
اينو مي گم فقط نخ سوز مهدي جيــــــــــــــــــــــگر
پلنگ ميره مهموني، شب موقع خواب صاحب خونه بهش ميگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق ني ني خوبه؟ پلنگ با خودش فکر ميکنه: کي حوصله گريه بچه داره. بعد به صاحب خونه ميگه: نه ممنون همينجا تو حال خوبه! صبح پا ميشه بره دشتشويي يهو يه دختر جيگر ميبينه ميگه: شما دختر فلاني هستين، اسمتون چيه؟ دختره ميگه: ني ني. اسم شما چيه؟ پلنگ ميگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم!!!!
پي نوشت: دور از جونتون پلنگ خان |
_________________ از ننه اديسون:
| نقل قول: |
از عاشق شدن مگه حاليته ؟
عشقت مال اون بچه ساليته ! |
|
|
|
|
|
 |
قطره  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 134 اعتبار کسب شده: 950 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 20:40 |
|
 |
19 روز و 11 ساعت پيش |
|
#2049
|
| |
|
از برنارد شاو پرسيدند از کي احساس کردي پير شدي؟ گفت از وقتي که به يک خانم چشمک زدم, بعد آن خانم از من پرسيد: آشغال رفته تو چشمتون؟ |
|
_________________ قطره با درياست اگر با درياست
ور نه آن قطره و دريا درياست
|
|
|
|
|
 |
قطره  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 134 اعتبار کسب شده: 950 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 20:41 |
|
 |
19 روز و 11 ساعت پيش |
|
#2050
|
| |
قيزموله داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن! |
|
_________________ قطره با درياست اگر با درياست
ور نه آن قطره و دريا درياست
|
|
|
|
|
 |
قطره  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386 مجموع ارسالها: 134 اعتبار کسب شده: 950 محل سکونت: جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 09 ارديبهشت 1387، ساعت 14:03 |
|
 |
18 روز و 18 ساعت پيش |
|
#2051
|
| |
|
تو قيزمولستان به مناسبت ميلاد حضرت علي به کساني که اسمشون ميلاد بود جايزه دادن!!!! |
|
_________________ قطره با درياست اگر با درياست
ور نه آن قطره و دريا درياست
|
|
|
|
|
 |
Oranium  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385 مجموع ارسالها: 247 اعتبار کسب شده: 739 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 09 ارديبهشت 1387، ساعت 16:23 |
|
 |
18 روز و 16 ساعت پيش |
|
#2052
|
| |
يک خانم و يک آقا که سوار قطاري به مقصدي خيلي دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در اين کوپه درجه يک که تختخواب دار هم ميباشد ، با هم تنها هستند و هيچ مسافر ديگري وارد کوپه نخواهد شد.
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتني بافتن بود.
شب که وقت خواب رسيد خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پايين را اشغال کردند. اما مدتي نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشيد! ميشه يه لطفي در حق من بفرماييد؟
- خواهش ميکنم!
- من خيلي سردمه. ميشه از مهماندار قطار براي من يک پتوي اضافي بگيريد؟
- من يه پيشنهاد دارم!
- چه پيشنهادي؟
- فقط براي همين امشب، تصور کنيم که زن و شوهر هستيم.
زن ريزخندي کرد و با شيطنت گفت:
- چه اشکال داره ، موافقم!
- قبول؟
- قبول!
- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگير. من خوابم ميآد. ديگه هم مزاحم من نشو |
|
|
|
|
|
|
 |
usofan  سال صفري!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 01 تير 1384 مجموع ارسالها: 67 اعتبار کسب شده: 573 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387، ساعت 11:06 |
|
 |
16 روز و 21 ساعت پيش |
|
#2053
|
| |
قيزموله شب ميره خونه، زنش ميگه همسايهي کناري رو ببين دور خيابان چند تا درخت کاشته و چقدر ازش تعريف ميکنند
قيرموله براي رو کم کني شبانه ميره همهي خيابون رو شخم ميزنه و درخت ميکاره |
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387، ساعت 12:44 |
|
 |
16 روز و 19 ساعت پيش |
|
#2054
|
| |
|
جسد 20 نفر قيز موله اي جزيره کيش که پياده به سمت حرم امام به راه افتاده بودند - امروز از آبهاي خليج فارس بيرون کشيده شد |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387، ساعت 16:49 |
|
 |
16 روز و 15 ساعت پيش |
|
#2055
|
| |
غضنفر داشته پرتقال پوست مي کرده، با خودش ميگه خدا کنه توش موز باشه |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
|
|